سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عده ای در قدرت منافع باندی و شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهند/ برخی افراد حاضر در ارکان قدرت مشکوکند...
» محمد سلامتی:

عده ای در قدرت منافع باندی و شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهند/ برخی افراد حاضر در ارکان قدرت مشکوکند

چکیده :اصلاحات و جنبش سبز هردو یک هدف را دنبال می کنند و آن هدف نيز اجراي بي كم و كاست قانون اساسي و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است. تعدادي از مسئولان و دست اندركاران راه ديگري در پيش گرفته و بر خلاف نص صریح قانون اساسی ، آزادی ها خصوصا آزادی قلم و بیان را محدود كرده و جلو فعالیت احزاب را گرفته اند. در 22 خرداد یک واقعه مهم رخ داد ، یعنی 85 درصد از واجدین شرايط رأي دادن با امیـــد و آرزوي اينكه انتخابات به شكل آراد و كاملاً سالم برگزار می شود در پای صندوق های رای حضور پیدا کردند و به کاندیدای خود رای دادند ، اما در روز بعد از برگزاري انتخابات ، ناباورانه با صحنه عجیب و حيرت آوري مواجه شدند. در امور داخلي بارها مشاهده شده است به محض اينكه امور به سمتي پيش مي رفته كه اميد به آرامش بيشتر شده است دفعتاً اتفاقی می افتد که همه چیز به هم مي خورد. اين كارها توسط كساني انجام مي شود كه امكانات وسيعي از لحاظ مادي و تبليغاتي نيز دارا هستند. سپاه یک ارگان و تشکیات مقدس است و برای انقلاب بوجود آمد و خدمات بسیاری را نیز انجام داد...


کلمه: یاور سبز در چهارمین مصاحبه خود که آن را در اختیار کلمه قرار داده است به سراغ محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رفته است. درحال حاضر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به همراه جبهه مشارکت اسلامی تحت فشار شدید قرار دارند و جناح اقتدار گرا تصمیم گرفته است که پروانه فعالیت این دو حزب تاثیر گذار را برای رسیدن به نظام تک حزبی لغو کند. البته دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بر این عقیده است که ممکن است که آنان بتوانند مجوز حزب اصلاح طلب را لغو کنند اما نمی توانند تفکر اصلاح طلبی را از جامعه بگیرند. محمد سلامتی در نبود یاران همیشگی اش چون بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، محسن آرمین و …روزهای سختی را گذرانده است اما در تمامی این مدت تلاش کرده تا با حضور در حزب و جامعه اهداف اصلاح طلبانه خود و دوستانش را دنبال و پیگیری کند. او سال هاس نخست انقلاب در دولت‌های رجایی، باهنر، مهدوی کنی و دولت اول میرحسین موسوی وزیر کشاورزی بود و در پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش به سزایی داشته و از یاران امام و انقلاب بوده است. به گزارش کلمه متن مصاحبه با محمد سلامتی به شرح زیر است.

تعریف شما از جنبش سبز چیست و چه هویتی برای آن قائل هستید؟

جنبش سبــــز ادامه حرکت اصلاحات است اما با این تفاوت که اصلاحات مردمی شده و در بدنه جامعه جا افتاده است. اصلاحات و جنبش سبز هردو یک هدف را دنبال می کنند و آن هدف نيز اجراي بي كم و كاست قانون اساسي و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است. در واقع حرکت اصلاح طلبانه جنـبش سبـز مسالمت آمیز و در چارچوب قانون است و برای بازگرداندن مسئولان و دست اندرکاران كشور به اجرای بدون تنازل قانون اساسي تلاش مي كنند .

انقلاب اسلامی با شعار استقلال و آزادی به پیروزی رسید، استقلال کشور تامین شده است اما آزادی هنوز معضل جامعه است و همانطور که مشاهده می کنید حتي آزادی های اجتماعی دوران شاه نیز وجود ندارد ، انتخابات مجددا چون رژیم گذشته فرمایشی شده است، مطبوعات آزاد وجود ندارد و … . چرا در دهه سوم انقلابی که به نام آزادی به پیروزی رسید باید مجددا انتخاباتی فرمایشی صورت گیرد و آزادی ها محدود شود؟ ( پس چرا مردم انقلاب کردند؟)

عده ای در دستگاه های حکومتی و عده ای دیگر در کنار آنان طرز تفکر خاصی را دنبال می کنند که منجر به عدول از قانون شده است. محور اصلی مطالبات مردم در شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” انعكاس پیدا می کند که این شعار خیلی گویا است. یعنی می خواستیم در مقابل شیوه حکومتی رژیم شاهنشاهی، شیوه ای مبتنی بر آزادی قلم، آزادي بيان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و آزادی انتخابات داشتبه باشیم. تمامی این ها از مطالبات اصلي مردم بود و در همین راستا در قانون اساسی اصول زیادی تنظيم و تصویب شد . فصل کاملی به حقوق شهروندان اختصاص داده شد و اصل دوم ، اصل سوم ، اصل نهم و همچنين اصول دیگری نيز در قانون اساسي كشورمان بر آزادی های مردم تاکید کرد و ساختاری تعیین شد برای تضمین اين آزادی ها مانند مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا كه البته به دليل مكانيزم ناكامل خود مسير ديگري را طي كردند و بر خلاف تمامی این اصول ، تعدادي از مسئولان و دست اندركاران راه ديگري در پيش گرفته و بر خلاف نص صریح قانون اساسی ، آزادی ها خصوصا آزادی قلم و بیان را محدود كرده و جلو فعالیت احزاب را گرفته اند. بديهي است تمامی این اعمال، ضد نظام ، ضد مطالبات مردم و بر خلاف نظر امام و خواست جامعه است. این افراد با اعمال این محدویت ها ، از منافع و قدرت خود حراست می کنند و به همین دلیل است که فلسفه وجودی حرکت اصلاحات و در نهايت جنبش سبز معنی پیدا می کند .

جنبش سبز پس از انتخابات 22 خرداد بوجود آمد، آیا این جنبش نتیجه اعتراضات فروخفته و مطالبات بی پاسخ و سرکوب شده مردم بود یا فقط مردم به نتیجه انتخابات اعتراض داشت ؟

در 22 خرداد یک واقعه مهم رخ داد ، یعنی 85 درصد از واجدین شرايط رأي دادن با امیـــد و آرزوي اينكه انتخابات به شكل آراد و كاملاً سالم برگزار می شود در پای صندوق های رای حضور پیدا کردند و به کاندیدای خود رای دادند ، اما در روز بعد از برگزاري انتخابات ، ناباورانه با صحنه عجیب و حيرت آوري مواجه شدند. من اشخاصي را مي شناسم كه سال ها در انتخابات شركت نكرده بودند ولي در انتخابات مزبور انگيزه پيدا كرده بودند و راًی دادند. خیلی ها به سیستم نظارت و اجرا صد در صد بي اعتماد نبودند و تصور می کردند که رایشان باطل نمی شود، اما با صحنه ای ديگر مواجه شدند که قابل قبول نبود و از این رو حداقل كاري که برای احقاق حقوق از دست رفته شان به ذهن آنان رسيده بود انجام دادند، يعني اظهار اينكه رأي ما چه شد؟ و این خواسته ای است مشروع كه معمولا همه دولت ها تقريباً درهمه كشورها به آن توجه می کنند ، اما در كشورما نسبت به این امر برخورد غيرقانوني و خلاف صورت گرفت. دولت بايد در روز 25 خرداد بر اساس حقوق مسلم مردم اجازه راه پیمایی مي داد، اما بدون عذر موجه اين اجازه را ندادند و خلاف كردند. در واقع به درخواست حدود 3 میلیون نفر شهروند تهراني براي راهپيمايي مسالمت آميز با شعار” رای من چه شد؟” وقعي گذارده نشد كه هيچ بلكه با آنها برخورد خشنوت آمیز انجام دادند. مردم متعجب شدندکه علی رغم اینکه باید برخورد دولت متین، قانونی و احترام آمیز باشد ولي برعكس رفتاری خشن، ضد مردمی و ضد قانوني از خود نشان می دهد. اين شيوه برخورد با مطالبات قانوني مردم ، آنان را براي احقاق حقوق خود مصمم تر كرد و در واقع ضرورت پيگيري مستمر و مسالمت آميز مطالبات قانوني، جنبش سبز را پديد آورد. در واقع می توان گفت كه از يك سو پاسخ ندادن و یا پاسخ بد دادن به حداقل خواست های مردم از طرف حكومت و از سوي ديگر ضرورت طرح مطالبات بر حق مردم بمثابه صاحبان انقلاب و كشور و ناگزيري حكومت از انجام آنها موجب شكل گيري جنبش سبز شده است.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامي ايران معتقد است که در انتخابات تقلب صورت گرفته است. آیا این یک برنامه از پیش تعیین شده بود یا خیر و چگونه این تقلب صورت گرفته است؟

ابتدا باید تعریفي از تقلب در انتخابات داشته باشيم. به نظر ما تقلب يعني هر اقدام موثر بر رقابت عادلانه و قانوني كه به نفع يك طرف و به ضرر طرف ديگر تمام شود. در دهمین انتخابات ریاست جمهوری این اتفاق افتاد و آقای محتشمی پور که از سوی جبهه اصلاحات ریاست کمیته صیانت از آرا را بر عهده داشت موارد زیادی را ارائه كرد که به روشني نشان داد جناح رقیب اصلاح طلبان کارهایی را انجام داده که انتخابات را از مسیر درست منحرف کرده است. از جمله مواردی که می توان در این خصوص نام برد توزیع پول در بین برخي آحاد مردم، توزیع کالا بين روستائيان در آستانه انتخابات با جهت گيري روشن ، استفاده از تریبون های عمومی به نفع یک طرف، نقض بي طرفي شوراي نگهبان با حمايت هايي كه چند تن از آنان از يك كانديداي خاص داشتند، انتخاب اعضاي هيأت هاي نظارت از افراد وابسته به يك جناح، عدم صدور كارت نمايندگان كانديداي اصلاح طلبان براي همه صندوق ها، نادرستي صدور كارت هاي مزبور و ارسال نادرست تر آن براي بقيه كه موجب عدم امكان انجام وظايف ناظران شد و همچنين ايجاد محدوديت براي ناظران اصلاح طلب به منظور كنترل دقيق صندوق ها و نيز در هنگام اخذ و شمارش آرا و … . مجموع مواردي كه عرض شد، به اضافه قطع شدن سيستم ارتباطي نمايندگان كانديداي اصلاح طلبان در شعب اخذ راًي و ساير موارد ، به روشني از سالم نبودن انتخابات و اعمال نظر و النهايه تقلب در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم حكايت دارد .

اما بازهم به نظر می رسد با توجه به سابقه ای که از قبل وجود داشت باید تمهیدات بیشتری اندیشه می شد و یک کمیته صیانت از آراء نمی توانست به تنهایی جلو تقلب را بگیرد و بسیاری از مردم انتقاد کردند که اصلاح طلبان چرا علي رغم علم موضوع تقلب در انتخابات شرکت کردند و دیگران را هم تشویق کردند؟

ما با همان ایده قبلی مبني بر اينكه چنانچه مشارکت در حد گسترده و بالا باشد تقلب راكم اثرتر خواهد كرد در انتخابات حضور پیدا کردیم ،اما با تدارکات بسیار گسترده جناح رقيب مواجه شدیم که براي ما قابل پیش بینی نبود. تمام ابزارها در کنترل جناح مقابل بود و از همه آنها به نفع خود و به زيان جريان اصلاح طلب استفاده كرد. به هرحال این تجربه جدیدی بود که مشکل جديدي بوجود آورد که تا کنون حل نشده است. از طرف دیگر ما به عنوان یک تشکل سیاسی و با مشي اصلاح طلبانه وظیفه خود می دانستيم که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنیم و آنان را حتي الامكان از مسایل پیش آمده با خبر سازیم. روش، روش اپوزیسیون نبود كه انتخابات را تحریم کنیم. ما هميشه همين روش را داشتيم چون خودمان را از انقلاب و انقلاب را از خود مي دانيم .به همين دليل در مجلس چهارم نیز که نیروهای خط امام (اصلاح طلبان فعلي ) تحت فشار شديد تبليغات جناح مقابل بودند و رسانه ملي بي رحمانه آنها را مورد حمله قرار مي داد و مهندسي انتخابات با رد صلاحيت تعداد زيادي از نيروهاي خط امامي كليد خورد و لذا از قبل نتيجه انتخابات روشن بود ، ولي ما خود را از انتخابات کنار نکشیدیم و در ان شرکت کردیم . در مجلس پنجم هم علی رغم تمام رفتارها ي غير قانوني كه عليه خط امامي ها شد حضور پيدا كرديم و موفقيتي نسبي نيز كسب كرديم تا اينكه در انتخابات ریاست جمهوری هفتم به نتیجه كامل رسیدیم. بي ترديد حضور گسترده مردم در انتخابات هفتم رياست جمهوري تقلب را بي تأثير كرد . ما با اين تجربيات وارد انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم شديم. اما طرف مقابل نيز روند تسلط بر انتخابات را تكامل بخشيد و شيوه هاي ديگري را نيز براي تغيير سرنوشت آرا به كار گرفت.

می گویند هر انقلابی فرزندان خودش را می خورد آیا اصولا فکر می کردید روزی ببینیند که دوستان و یارانتان مانند آقای تاج زاده، نبوی، آرمین، میردامادی، عرب سرخی و …..که هرکدام سهمی بزرگ در پیروزی انقلاب دارند راهی زندان شوند و چنین برخوردهايی با آنان صورت بگیرد؟

این برخوردها برای ما غیر منتظره است، خصوصا کسانی زندان رفتند که خود صاحب انقلاب هستند و آنها چه قبل و چه پس از انقلاب منشاً خدمات بسیاری براي انقلاب و نظام بوده اند . این افراد بیشتر از بسياري از کسانی که امروز در قدرت هستند برای انقلاب زحمت کشیدند و فداکاری کردند و به همین علت هم برای ما غیر منتظره بود. اما اینکه انقلاب فرزندان خود را می خورد چندان زمان نمی شناسد . در انقلاب کبیر فرانسه بعد از گذشت 15-10 سال بسیاری از انقلابیون از بین رفتند . در انقلاب شوروی و و انقلاب چین نیز همین اتفاق رخ داد، اما نباید این انقلاب ها را ملاک قرار داده و نتيجه بگيريم كه انقلاب اسلامي هم فرزندان خود را مي خورد و اين امري طبيعي است چراکه اولا آن انقلاب ها برای ما درس عبرت بوده اند لذا نباید آن تجربه ها را تکرار کرد ثانيا ما ادعا داریم که بر اساس ارزش های اسلامی عمل می کنیم و انگيزه هاي قدرت طلبانه نبايد نقشي در انقلاب بازي كنند. اما واقيت اين است كه متاسفانه امروزه کسانی از اسلام مایه می گذارند و بر خلاف آن عمل می کنند و در مسيري گام بر مي دارند كه خلاف شعارهاي انقلاب و اسلام است. و نتيجه آن حذف نيروهايي است كه به عنوان صاحبان اصلي انقلاب مطرح اند.

و در مورد خون های ریخته شده؛ جوانانی که یا در زندانی به نام کهریزک و یا در خیابان ها کشته شدند، ایا هیچ فکر می کردید یک روز در جمهوری اسلامی شاهد چنین خشونتی از سوی حاکمیت باشید؟

این مساله بسیار تاسف بر انگیز است و تا آنجاکه من اطلاع دارم این شیوه عمل را انقلاب هاي ديگر نداشته اند. حتي از حکومت معمولي انتظار اين است كه جوانمردانه عمل کند و حقوق شهروندان خود را رعایت کند. اگر در جایی دیگر یک نفر از شهروندان اینگونه کشته می شد مسوولان ذيربط يا استعفا مي دادند و یا از کار برکنار می شدند. این کار باید در کشور ما هم رخ می داد تا در ذهن جامعه تصویر درستی از اسلام و جامعه اسلامی بر جای بماند که متاسفانه اینچنین نشد و این تاثیربسیار سویی از حكومت در اذهان عمومي جامعه بر جای گذاشت.

در مواردی انتقاد شده است که آمدن مردم به خیابان ها اشتباه بود و نباید خون نداها و سهراب ها ریخته می شد، البته هیچ فراخوانی از سوی رهبران جنبش و اصلاح طلبان وجود نداشت، آیا فکر می کنید این انتقاد درست است؟

رهبران ، شخصيت ها و احزاب هیچ کدام مردم را به خیابان نکشاندند. آنها طبق قانون درخواست مجوز راهپيمايي به وزارت کشور دادند. گر چه وزارت كشور بر اساس حقوق شهروندان مي بايست اجازه راهپيمايي را صادر كند و لي اين كار را نكرد و به دنبال آن احزاب و شخصيت ها اعلام کردند که راهپیمایی منتفي است ، اما مردم معترض به سرنوشت راي خود به شكل خودجوش به خيابان ها آمدند و با حركتي مسالمت آميز و آرام اعتراض خود را نشان دادند . شخصيت هاي معترض نيز به اين منظور در جمع مردم حضور پيدا كردند كه از وقايع احتمالي ناخوشايند جلوگيري كنند . كسي تصور نمي كرد كه با رفتار مسالمت آميز ، قانوني و منطقي مردم برخورد آنهم به اسم اسلام و دفاع از ارزش ها رفتار خشونت آميزي صورت گيرد. بنا بر اين مي توان گفت كساني كه خشونت به خرج دادند براي توجيه عمل غير انساني خود سعي مي كنند موضوع را وارونه جلوه داده و مقصر را كس ديگرمعرفي كنند.

دهه سوم انقلاب باید دهه ثبات و امنیت باشد و نباید اتفاقات دهه اول در آن تکرار شود اما بازهم می بینیم که در زندان اوین تلفن ها دو روز قطع می شود یا در تظاهرات ها، اعتراض ها و هر حرکتی که بر خلاف خواسته اش است پای کشورهای خارجی به میان می آید چرا نظام نمی خواهد ایرادات خود را قبول کند و به جای تعامل با مردم همه چیز را برگردن کشورهای خارجی می اندازد و آیا این نشانه عدم امنیت در کشور نیست؟

اکنون نزدیک به یک سال از انتخابات گذشته و نتوانسته اند که آن را حل کنند و اين خود ضعف دولت را نشان می دهد. آنها خواسته يا ناخواسته راهی را می روند که بحران می آفریند و هر روز یک بحراني درست می کنند و كساني را كه در ايجاد بحران موثرند مورد تشويق قرار مي گيرند. به عنوان نمونه از روزنامه ها و رسانه هایی تقديرکردند که بیشترین مطلب را علیه جنبش سبز نوشته اند و به بسیاری از افراد توهین کرده و مردم را تحقیر کرده اند، این چه معني مي دهد؟ روشن است كه معني آن حمايت از ايجاد بحران و تأييد دروغ پردازي است. این ها همه انحراف مسير حکومت را نشان می دهد و این حرکت ها یعنی استمرار و تاکید بر تشنج، اگر رفتار دولت عاقلانه بود می توانست همان روزهاي اول بحران را آرام کند و به کارهای اساسی کشور بپردازد، اما نتوانستند يا نخواستند چنين كنند. تمامی این ها نشان مي دهد که جريان مقابل دنبال اصلاح امور نيست و برای آنکه دستش رو نشود ناگزیر بحران آفرینی می کند و از طرف دیگر به دنبال گسترش دشمنان خارجي است تا بتوانند رقبا را در داخل سرکوب کند. همانطور كه ملاحظه مي كنيم متاسفانه حكومت نه فقط دنبال حل مشكلات و رفع بحران نيست، بلكه هر روز مشكل جديدي را درست مي كند و كشور را از مسير سازندگي منحرف مي سازد. به نظر من علت اين مساله يا بي كفايتي است يا كساني منافع خود را ازين طريق دنبال مي كنند.

به نظر میرسد که دولت و جناح افراطی مقابل با تضعیف و به بند کشیدن نیروهای باسابقه انقلاب به دنبال ضربه زدن و درنهایت از بین بردن جمهوری اسلامی هستند و در مقابل نیز اصلاح طلبان و بیشتر مردم با حفظ پایبندی به قانون اساسی و دنبال کردن اصلاحات می خواهند که نظام را حفقط کنند؛ آیا با این نظر موافقید؟

من بارها این را مطرح کرده ام که نسبت به حرکت بعضی از کسانیکه در بخش هايي از ارکان نظام حضور دارند مشکوک هستم قرائن بسياري نيز اين نظر را تقويت مي كند. ما بارها شاهد بوديم كه هر موقع چه در زمان اقای هاشمی و چه در زمان دولت هاي ديگر خواستیم با برخي کشورهای اروپایی رابطه حود را تقويت كنيم عده ای در داخل کارشکنی کردند و شرايطي ايجاد كردند كه اين سياست با بن بست روبرو شد. سقوط طالبان در افغانستان ، عليرغم شرايط بسيار مناسب براي ايجاد و روابط بسيار نزديك با دولت كرزاي و گسترش مناسبات سياسي و اقتصادي، اما عده اي با اقدامات مشكوك خود اين زمينه مناسب را از بين بردند. در امور داخلي بارها مشاهده شده است به محض اينكه امور به سمتي پيش مي رفته كه اميد به آرامش بيشتر شده است دفعتاً اتفاقی می افتد که همه چیز به هم مي خورد. اين كارها توسط كساني انجام مي شود كه امكانات وسيعي از لحاظ مادي و تبليغاتي نيز دارا هستند.

نظرتان درباره پروژه های تواب سازی و اعتراف گیری در زندان ها چیست؟

به نظر من، اینگونه رفتارها نمی تواند مردم را تحت تاثیر خود قرار دهد و مردم از این شیوه ها و رفتارها منزجر می شوند تغيير نظر اشخاص براي مردم مهم نيست بلكه تغيير رفتار حكومت مهم است. مردم اگر به جاي آزادي – محدوديت، به جاي عدالت – ظلم و به جاي مهرباني – خشونت و به جاي دوستي – دروغ را ببينند و اشخاص و افراد هر چقدر هم از رفتار حكومت تعريف كنند، تاثيري در ديدگاه انها ندارد. تنها اثري كه چنين رفتارهايي در جامعه به جا مي گذارد بدبيني بيشتر به نظام و اصولي كه حكومت كنندگان به ان متمسك مي شوند مي باشد.

سیاست هایی که امروز اعمال می شود از سوی مسوولین و دست اندکاران چقدر نزدیک به سیاست ها و آرمان های امام است؟

آرمان های امام همان آرمان های مردم بود که شامل آزادی بیان، قلم، احزاب، اجتماعات می شود. امام چه قبل و چه بعد از انقلاب، در مصاحبه با خبرنگاران و در سخنرانی هايی كه داشتند بر حفظ و حراست از این اصول تاکید می کردندو به عنوان نمونه در دی ماه سال57 خبرنگاري از ایشان پرسید که شما در صورت رسیدن به قدرت به مردم کشورتان آزادی می دهید که امام بدين مضمون جواب دادند: در اسلام دمکراسی و آزادی اي هست كه در جاهاي ديگر وجود ندارد. در حكومت اسلامي همه ازاد هستند که حرفهایشان را بزنند حتي ماركسيست ها. امام این مشي را پس از انقلاب رعایت کرد. فقط با کسانی که دست به اسلحه بردند و می خواستند که نظام را سرنگون سازند مخالف می کرد. در همان زمان همه شاهد مناظره های شهید بهشتی با کیانوری از کادر رهبری حزب توده در تلویزیون بودند. مردم نیز از چنين وضعیتي راضی بودند چراکه نشان دهنده آزادی بود و اتفاقا قدرت اسلام را نیز نشان می داد. امام به این ها اعتقاد داشت اما اکنون شرايط عوض شده مطبوعات و سایت ها به راحتی نمی توانند فعالیت کنند. سخنرانی و ميزگرد آزادانه برگزار نمي شود. خوب تمامی این ها مغاير خط امام، قانون اساسی و آن چیزی است که به خاطرش انقلاب شد.

شاید گفته شود که اصلاح طلبان نیز در بوجود آمد وضعیتی که امروز گرفتار آن هستیم مقصر باشند وعملکر نادرست آنان در دوره اصلاحات اتفاقات امروز را رقم زده است، نظر شما در این مورد چیست؟

من شخصا قبول دارم که ندانم کاری هایی توسط اصلاح طلبان شده است و من نیز در بعضی از موارد انتقادهایی داشتم اما این به معنی آن نیست که طرف مقابل از آن مستمسكي براي توجيه كارهاي خود داشته باشد و هر خرابكاري كه مي كند علت اصلي آن را روش اصلاح طلبان قلمداد كند. اگر اصلاح طلبان احيانا كاري را نادرست وناقص انجام داده اند آنها بايد درست و كامل انجام دهند. نه اينكه درهمه عرصه ها كاررا به انحراف و خرابي بكشانند.

دلیل کینه و دشمنی ها نسبت به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی چیست و چرا به دنبال متوقف کردن فعالیت ها و نهایتا انحلال حزب هستند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران متشکل است از اعضایی که بیشترین خدمات را به ایران و انقلاب کرده است و لذا از پشتوانه كارنامه درخشاني برخوردارند. درکارهایی مثل حل مساله کردستان و حل مشكل سیستان و بلوچستان که دچار حوادث اسفناکی شده بودند و سازمان در حل آنها تلاش بسیاری کرد یا تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، راه انداختن و حضور در فعاليت هاي کمیته هاي انقلاب اسلامي، در ارتباط با حل مشكل گروهك فرقان و بسياري مسایل دیگر اجرایی کشور. پايبندي و علاقه خود را به نظام، انقلاب و مردم نشان داده اند. با اين وصف مي توان گفت این ها جزو صاحبان انقلاب هستند و همیشه هم تلاش كرده اند که در چارچوب قانون حرکت کنند. و هرموقع استنباط كرده اند كه دولت مردان خارج از چارچوب قانون عمل کردند تذکر داده و برخورد مناسب به عمل آورده اند. همیشه در عرصه هاي مختلف حضور داشته و به تعبیر بسیاری موثر بوده اند، در هر انتخاباتی كه انجام شده طبق وظيفه حضور به هم رسانده و شرکت كرده ، اما هیچ گاه دنبال كسب قدرت نبوده اند به همين علت توان تأثيرگذاري بيشتري داشته است. مشکل سازمان مجاهدین انقلاب نیز همین تاثیر گذاری اش بوده چون سوء استفاده کنندگان از قدرت را ناراحت و عصبانی کرده و به همين علت نیز بارها خیز برداشته اند که سازمان را از بین ببرند. گناه سازمان چه بوده جز نقد منصفانه قدرت، تذکرهای به جا، نشان دادن راهکار برای حل مشکلات کشور و جز اینکه دنبال کسب قدرت نبوده؟ و ….کمتر حزبی در کشور بوده انقدر منصفانه و خالصانه فعالیت کرده باشد و اگر هم نقدی بوده به مراتب این نقدها در زمان امام از سوی گروه های ضد خط امام بیشتر بوده و به خصوص خارج از چارچوب بوده است در عين حال كسي مانع فعاليت انها نمي شد در حالیکه ما آرام و در چارچوب قانون عمل کرده ایم. سازمان چون حرف حق می زند با منافع عده ای در تضاد است و به همین دلیل به دنبال محدود کردن و منحل کردن سازمان هستند.

آیا گمان می برید که توانایی منحل کردن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دارند؟

مهم از بین رفتن سازمان نیست، مهم فکر سازمان است که توانایی نابودی آن را ندارند چرا که تفکر سازمان یک تفکر اصلاح طلبانه است و در میان مردم جای دارد. از بین بردن یک تشکیلات برای آنان دشواری ندارد زیرا از همه قدرتشان سوء استفاده می کنند و تمام قدرتشان را معطوف به این امر می کنند تا بتوانند رقیب یا رقبایشان را حذف کنند. برايشان مهم نيست كه با جوانمردي و قانون و ارزش ها بخواند يا نخواند. مهم ان است كه آنها به اهدافشان برسند. البته در كمتر جايي از دنيا چنين شيو ه هاي عقب افتاده اي وجود دارد. که یک حزب قدرت را در دست بگیرد و از آن براي حذف رقبا سوء استفاده کند. البته این ها چند صباحی می توانند اینگونه فعالیت کنند و چند حزب را محدود کنند اما نتيجه آن این است که بعضي افراد به جای آنکه در چارچوب احزاب فعالیت کنند به صورت های غيرقانوني و خطرناک فعاليت خواهند كرد. گرچه استنباط مي شود برخي از چنين و ضعي استقبال مي كنند زيرا دنبال هر چه بيشتر امنيتي كردن جامعه مي باشند.

سپاه اول انقلاب برای دفاع از انقلاب و مرزهای کشور تاسیس شد و امام نیز توصیه اکید کردند که هیچ گاه وارد مسایل سیاسی نشود اما اکنون می بینیم که این نهاد نظامی در تمامی عرصه ها از اقتصاد تا سیاست حضور دارد و حتی در این یک سال نه تنها در خیابان ها به عنوان یک نیروی سرکوب گر حضور داشت که حتی اقدام به دستگیری فعالین سیاسی نیز کرد به طوریکه بند 2 الف سپاه امروز معروف ترین بخش زندان اوین را تشکیل می دهد چرا چنین اتفاقی برای مردمی ترین نهاد نظامی کشور رخ داد؟

سپاه یک ارگان و تشکیات مقدس است و برای انقلاب بوجود آمد و خدمات بسیاری را نیز انجام داد منتها یک عده باید توجه داشته باشند که اگر سپاه از چارچوب وظایف تعیین شده خارج شود بسیار خطرناک و نگران کننده است و همانطور كه اشاره كرديد به همين دليل امام بارها از سياسي شدن سپاه و سپاهيان ابراز نگراني و هشدارهايي دادند. اما متاسفانه سپاه از این چارچوب خارج شد حضو ردر عرصه انتخابات و رقابت هاي جناحي يكي از اشتباهات مهمي بودكه برخي از سپاهيان در سپاه آن را باب كردند و علاوه بر اين سپاه وظایفی را بر عهده گرفت که عده ی زیادی را نگران کرد فعاليت هاي اقتصادی است يكي از آنها است. این فعالیت های اقتصادی سبب شد تا تعداد زیادی از تولید کنندگان و فعالان اقتصادی و کسانیکه کار عمرانی می کنند از رده خارج و یا تضعیف شوند و این یعنی ضربه زدن به اقتصاد کشور، هرچند که ممکن است کارهای عمرانی خوبی از سوی سپاه خصوصا در زمان جنگ صورت گرفته باشد اما برای یک کشور درست نیست که نیروهای نظامی دست به اینگونه فعالیت ها آن هم به شكل گسترده و همه جانبه بزنند و باید اینگونه فعالیت ها را مردم به عهده داشته باشند و تخصص ها باید در درون جامعه گسترش پيدا كند. اگر تخصص هاي گوناگون در جامعه و در سطح کشور تضعیف شود هم ضربه به اقتصاد کشور است و هم به فعالیت های مردم و ارگانی که مورد احترام جامعه باشد اما مسبب اين امر باشد احترام خود را از دست می دهد. وقتیکه نهادهایی چون سپاه، نیروی انتظامی و بسیج خود را به صورت رقیب احزاب و بخش های اجتماعی در می آورند ضربه می خورند. متاسفانه از زماني كه سپاه و بسیج مواضع سیاسی و جناحی گرفته و وارد رقابت هاي اقتصادی شده اند اين تأثير سوء افزايش پيدا كرده است.

رفتارهای خشن صورت گرفته چه تاثیری بر آینده جنبش می گذارد؟

در طول تاریخ و در بسیاری از کشورها تجربه نشان داده است پيگيري مردم براي مطالبات بر حق خود گر چه با مشكلاتي كم و زياد مواجه شده، اما متوف نشده است. تاريخ نشان داده كه ابتدا توسط حكومت ها براي برخورد با خواسته مردم بگير و ببند و رعب و وحشت صورت گرفته و در نتیجه آن بخش از جامعه موقتاً نسبت به مطالبات خواسته هایشان عقب نشینی كرده است اما وقتی که این شیوه ادامه پیدا مي کند جريان برعکس می شود و همان اقشار مجدد بر مطالبات خود مصر مي شوند و اگر نتوانند به شكل مسالمت آمیز خواست هاي خود را پيگيري كنند به مواضع خشن و رادیکال کشیده می شوند. لذا هيچ گاه رفتارهاي خشن نتوانسته است مردم را از مطالبات قانوني حود براي هميشه منصرف كند . از آنجا كه جنبش سبز و جبهه اصلاحات صرفا مطالبات را در حدود قانون و به شكل مسالمت آميز تعريف مي كند، لذا برخورد هاي خشن نمي تواند براي هميشه مانع پيگيري آنها شود . ولي اميدواريم خشونت ها باعث نشود كه عده اي از مسير قانون و رفتار مسالمت آميز منحرف شوند.

آینده جنبش سبز را به چه صورت می بینید؟

به نظر من از آنجا كه فلسفه وجودي جنبش سبز پيگيري خواست هاي مردم درخصوص انتخابات آزاد، آزادي بيان، آزادي قلم، آزادي احزاب و عدالت يعني همان ها كه درقانون اساسي است ، مي باشد و ضمنا اين پيگيري مسالمت آميز و درچارچوب همين قانون اساسي است ، لذا تا وقتي كه آنها تحقق پيدا نكنند ، جنبش سبز فلسفه وجودي خود را خواهد داشت و ادامه پيدا مي كند. اما زماني كه اين خواست ها برآورده شود ديگر علتي براي وجود آن نخواهد بود. متاسفانه قرائن نشان مي دهد عده اي كه در قدرت حضور دارند منافع باندي و شخصي خود را برمنافع ملي ترجيح مي دهند و حاضر نيستند معيارهاي انقلاب و قانون اساسي را پياده كنند، لذا تا وقتي چنين انگيزه ها يي وجود داشته باشد، جنبش سبز نيز خواهد بود.

درخصوص رهبری جنبش، آیا شما فکر میکنید که اقایان موسوی، خاتمی و کروبی رهبری جنبش را برعهده دارند و یا جنبش به صورت خود جوش و به صورت تصمیم گیری در لایه های اجتماعی راه خود را ادامه می دهد؟

هیچ کدام از این آقایان نگفته اند که ما رهبری جنبش را برعهده داریم، البته هرکدام از آقایان پتانسیل و ظرفیتی دارند که در جهت اهداف جنبش استفاده می شود. احزاب و گروه های سیاسی نیز هستند که فعالیت می کنند بنابراين جنبش سبز و اصلاحات به گونه ای نیست که که یک فرد در راس آن باشد و بقیه از او اطاعت کنند. منتهی وقتیکه یک نفر و حزب ظرفیت بالایی دارد مردم به آن بیشتر توجه دارند. از سوي ديگر مطالبات مردم آنقدر عادي و بديهي است كه انگيزه دروني براي جامعه در جهت پيگيري آنها بسيار بالا است و اين خودجوشي جنبش را تقويت كرده و آن را بخوبي نمايان ساخته است.

احمدی نژاد و رحیم مشاعی چند بار در مصاحبه ها و سخنرانی هایشان گفته اند که کسی به دلیل مخالفت با دولت در زندان نیست و این افراد اغتشاش گر هستند نظر شما چیست؟

بسياري از كسانيكه بازداشت شدند جرمشان صرفاً حضور در جمع راهپيمايان معترض به جريان انتخاباتي بود كه دركنترل بود و حتي احكام دستگيري بعضاً قبل از انتخابات صادر شده بود. بعضي از كساني كه محاكمه شده اند يكي از جرائمي كه براي آنها مطرح شده، تبليغ عليه دولت بوده است. آيا اين واقعيت را بايد قبول كنيم يا حرف دولتمردان كه به دروغگويي معروف شده اند؟

امام وصیت کردند نگذارید انقلابمان به دست نا اهلان بيفتد آیا امروز چنین اتفاقی رخ داده است؟

به نظر من هم اكنون عده اي در بخش هاي مختلف حكومت حضور دارند كه بسيار هم تاثير گذارند اما اينها به هيچ وجه به خط امام و آرمان هاي انقلاب مردم عقيده اي ندارند. اين خود نشانه اي است از اينكه انقلاب به دست نااهلان افتاده است.

رفتارهای صورت گرفته در 14 خرداد و اهانت به یادگار امام را چگونه ارزیابی می کنید؟

گستاخي عده اي در روز 14 خرداد نسبت به حاج سيد حسن آقا خميني ( نوه گرانقدر حضرت امام) نمونه بارز سازماندهي عناصر ناباب توسط نااهلان است. اين كار حتي طرفداران خود آنها را نيز به موضع گيري كشاند. بايد از دولت و ديگردست اندركاران پرسيد آيا اين كار با ارزش هاي اسلامي، رأفت اسلامي، معيارهاي انقلاب ، خط امام، اخلاق و قانون و عرف سازگار است؟ اگر نيست، چرا عكس العمل نشان نداديدكه هيچ، به اين كار كمك كرديد؟

چرا برای راهپیمایی 22 خرداد مجوزی صادر نشد و تبعات آن چیست؟

به نظر من ندادن مجوز به جنبش سبز و اصلاح طلبان نشانه وحشت دولت از جمعيت زياد معترض به سرنوشت آرا خود است. آنها نگران فاش شدن واقعيت اكثريت و اقليت اند. ولي به هر حال ندادن مجوز موجب شد كه مردم به بي توجهي دولت به قانون بيشتر يقين پيدا كنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.