طبقه متوسط؛ فرهنگی و سیاسی
چکیده :ما نبايد به مقوله طبقه متوسط صرفا به عنوان يك پديده اقتصادي نگاه كنيم. اين واقعيت اجتماعي داراي ابعاد مختلف به ويژه بعد فرهنگي است و ميدانيم كه بعد فرهنگي ماناتر و ماندگارتر است. هويت يك قشر اجتماعي حتي با از دست دادن پايگاه اقتصادي باز هم تا مدتها پايدار و ماندگار خواهد بود. اين كه گفته ميشود طبقه متوسط ايران برخلاف تصور بسياري گسترش يافته است، بيشتر از نظر گسترش فرهنگ اين طبقه مطرح است و بدون ترديد همين فرهنگ اثرساز است. اين حقيقتي است كه سياستمداران نبايد هيچ گاه از نظر دور داشته...
روند رو به رشد به كارگيري فنآوريهاي نوين در طول تاريخ همواره از جمعيت تهيدستان به نفع متوسطها كاسته است. فقرا آرزوهاي خود را در لايههاي متوسط جامعه جستوجو ميكنند. زيرا مرفهان براي آنها قهرماني نداشتهاند.
در ايران افزايش چشم گير قيمت نفت در نيمه نخست دهه 50 خورشيدي گسترش روزافزون طبقه متوسط را به دنبال داشت. چنين روندي را ما در كشور هاي پيراموني نيز شاهد بوديم. تهيدستان كشورمان با افزايش سهم خود از درآمد ملي نتوانستند سهمي در آموزش عالي كشور به دست بياورند. سفر، يكي از معيارهاي رفاه و گسترش دموكراسي است. تا چندي پيش رفتن و سفر براي بسياري از ندارهاي جامعه ما آرزويي تقريبا دست نيافتني بود اما گسترش طبقه متوسط بر تعداد مسافران افزود.
فقر و بيماري هميشه در هم تنيدهاند. دلارهاي نفتي بسياري از بيماريها را به حاشيه راند. براي فرزندان و نوادگان بسياري از تهيدستان امروز شپش موجودي ناشناخته و كچلها موجوداتي افسانهاي هستند.
اما روند كاهش آمار تهيدستان بدين مفهوم نيست كه از جامعه كنوني ايران فقر و تهيدستي رخت بربسته است. زيرا تورم بالای 20 درصدي چند سال اخیر؛ هنگامي كه با ميزان بيكاري حداقل 11درصدي همراه شد، عرصه بر بسياري از شهروندان ايراني تنگ و تنگتر شد. ولي در اين جا يك نكته اساسي بايد مورد توجه قرار گيرد. روند رو به رشد فنآوري ويژگي ارثي بودن فقر را كم رنگ كرده است.
هيچ شكي نيست كه جامعه جهاني به سمت اعتدال ميرود و مشخصه اين پروسه گسترش روزافزون متوسطها است.
فرهيختگان پاي سفره تهيدستي
اين كه گفته ميشود طبقه متوسط ايران برخلاف تصور بسياري گسترش يافته است، بيشتر از نظر گسترش فرهنگ اين طبقه مطرح است و بدون ترديد همين فرهنگ اثرساز است. اين حقيقتي است كه سياستمداران نبايد هيچ گاه از نظر دور داشته باشند.
مهمترين عامل گسترش فرهنگ طبقه متوسط در جامعه ايران بالا رفتن سطح آموزش عالي به ويژه سطح كمي آن است. در دو دهه اخير مراكز آموزش عالي ايران گسترش چشمگيري داشته است. فرزندان كارگران و كشاورزاني كه در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشورمان درس خواندهاند; هرچند هنوز بيكار بوده و از پدر كارگر و يا كشاورز خود تهيدستتر باشند، اما ديگر خود را در طبقه متوسط جاي ميدهند.
براي ميزان بيكاري كشورمان هركس و هر منبعي يك رقم اعلام ميكند بيكاري روزافزون و تورم فشار زيادي بر شهروندان مخصوصاخانوارهاي كم درآمد شهري وارد ميكند. اما آمار نشان ميدهد كه هيچ كدام از اين مشكلات باعث نشده كه تهيدستان شهرنشين از تحصيلات عالي فرزندان خود غافل شوند.
بسياري از كارگرزادههاي فرهيخته بيكار درست همانند برادران و خواهران تحصيل كرده روستايي هنوز بر سر سفره پدر مينشينند. اما فرهنگ طبقه متوسط تا ژرفناي وجودشان رسوخ كرده است.
سياستمداران و كارگزاران اقتصادي گاهي اشتباه ميكنند و دست كم گرفتن طبقه متوسط يكي از اين اشتباهات است. از نگاه برخي سياستسازان روند نابودي طبقه متوسط ايران از خيلي پيش آغاز شده و بنابراين در ترتيبات سياسي جايگاه قابل تاملي براي آن نبايد در نظر گرفت. اما اين واقعيتي است كه طبقه متوسط ايران در دو دوره گذشته انتخابات رياست جمهوري نقشي تعيين كننده داشت.
همپاي گسترش فرهنگي طبقه متوسط ايران، نقش اين طبقه در عرصه سياسي كشور پر رنگ تر خواهد شد. بنابراين در آينده سياسي ايران سياستمداراني كه طبقه متوسط را جدي تر بگيرند موفقترند.













