سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیانیه مجاهدین انقلاب به مناسبت بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (س)...

بیانیه مجاهدین انقلاب به مناسبت بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (س)

چکیده :به دست اندرکاران دستگاههای رسمی تبلیغاتی کشور که میراث امام را به مسلخ تحریف و مصادره به مطلوب برده اند، توصیه می نماید موج مخرب ارائه تصویر مخدوش از امام را متوقف ساخته، باور داشته باشند، اندیشه های واقعی و راستین امام، شاخه تناوری است که تکیه گاه نظام و مسئولان آن به حساب آمده، هرگونه لطمه زدن به آن، فرجام بر شاخه نشستگان را تیره و تار خواهد...


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی (س)بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش امروز متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

بیست و یک سال از ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(س) گذشت. شخصیت بزرگ و کم نظیری که با رهبری مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر، با همراهی ملت ایران، بساط حکومت سلطنتی را از این مرز و بوم برچید و همانگونه که در دوران مبارزه و رهبری جنبش، رهبری فرهمند و در اوج محبوبیت مردمی و توده ای بود، در پایان دوره یک دهه رهبری حکومت جایگزین رژیم ستم شاهی، همچنان در اوج ماند و با تکریم بی سابقه مردمی به جایگاه ابدی خود عظیمت کرد.
اما در حالی که در دوره حیات امام و در نزد نسلی از جامعه که او را از نزدیک درک کرده و با وی زیسته بود، دریافت زوایای شخصیت و سوگیری اندیشه و منش ایشان، کاری سهل و آسان می نمود، اینک در ابتدای سومین دهه از فقدان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، یکی از بحث انگیزترین و چالشی ترین مباحث در جامعه ما، چیستی ماهیت اندیشه و دیدگاه آن رهبر فقید، خصوصاً در باب ویژگی ها و چارجوب های اساسی حکومت مورد نظر ایشان است. روشن شدن این موضوع، زمانی ابعاد پیچیده تری می یابد که توجه شود؛ “تئوری حکومت جمهوری اسلامی” در طول تقریباً دو دهه آخر از حیات ایشان، به تدریج سیر تکاملی را طی نموده است. بر این اساس، عدم توجه به منظومه کامل و تکاملی اندیشه امام در این باب و فقدان دقت در محکمات و متشبهات و همچنین تقدم و تأخر زمانی بیانات و موضعگیری ها در این زمینه، و به تعبیری دیگر صرفاً داشتن نگاهی نقطه ای و برداشتی مقطعی از این سیر، موجب بیراهه رفتن در دست یابی به عمق و کنه اندیشه ها و باورهای حکومتی بنیانگذار انقلاب است.
در شرایط کنونی، در خصوص معرفی و تبیین ابعاد اندیشه امام، خصوصاً در زمینه چارچوب های حکومت مد نظرشان و شیوه مختار ایشان در حکومتداری و تعامل با منتقدان و مخالفان حکومت، مع الاسف دو جریان سیاسی کاملاً معارض در عرصه عمومی، در این زمینه به رفتار و اشتراک نظر عجیبی رسیده اند و با استخراج مواضع و اعمالی از امام که حاصل شرایط خاص کشور در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب بوده و نوعاً رفتاری عارضی و موردی به حساب می آیند، تلاش دارند تا برخلاف حقیقت، اثبات نمایند که حکومت مطلوب امام، حکومتی غیر منعطف و بدور از به رسمیت شناختن کوچکترین حقی برای مردم به شکل عام و مخالفین و منتقدین سیاسی به طور خاص بوده است. این دو گروه همچنین در معرفی سیره و روش ایشان در حکومتداری و مواجهه با منتقدین و مخالفین نیز سعی بلیغ خود را بر این قرار داده اند تا ثابت کنند، امام با تجویز برخورد قهرآمیز و پیش دستی در مخاصمه با مخالفین خود و حکومت، در زمره رهبرانی قرار داشته که هیچ نغمه ناهماهنگی را تحمل نمی نموده است. یکی از این دو جریان که در لایه هایی از حاکمیت رسوخ کرده است، در عین حال که بدترین دشنام ها و خشن ترین رفتار را نسبت به بیت، یاران دیرین و مواریث برجا مانده از امام روا می دارد، تصاحب غاصبانه و سوء استفاده تحریف گرانه از این سرمایه عظیم کشور و نظام را برای توجیه رفتارهای خشن، بی منطق و ناموجه صورت گرفته با مردم و استمرار بخشیدن به حاکمیت خود لازم می بیند. براین اساس، جریان مذکور خصوصاً طی یک سال گذشته ضمن همسویی عملی با جریان اپوزیسیون برانداری که از دیرباز تحقق هدف نامبارک خود را جز از طریق ملکوک ساختن اذهان نسبت به واقعیت وجودی بنیانگذار نظام شدنی نمی دیده است، با تبلیغات مخرب خود، شبهات، ابهامات و علامت سوالات فراوانی را در اذهان عمومی، خصوصاً نسل سوم انقلاب در مقابل شخصیت و اندیشه امام قرار داده است و متأسفانه علی رغم تذکرات متعدد دوستان و یاران انقلاب و امام، همچنان کم وبیش در همان طریق گام برمیدارد.
در این ارتباط و به بهانه سالگرد ارتحال آن رهبر فرزانه، فرصت مغتنمی است تا به بازخوانی گوشه ای از اندیشه حکومتی امام که این روزها بیشتر در معرض تحریف و سانسور قرار دارد، پرداخت. نگاهی گذرا به کلام و سیره عملی امام، به روشنی نشان می دهد که بدون تردید یکی از ارکان مهم و اساسی اندیشه حکومتی امام، توجه به این امر بود که حکومت بر پایه دیدگاههای اسلامی شکل گرفته، هیچیک از مناسبات و قوانین حاکم بر آن، مباینتی با اوامر قطعی شرع مقدس نداشته و این حکومت در نهایت، در پی اجرای احکام اسلام باشد. از آنجا که خداپرستی، توجه به معنویت و اعتقاد به آموزه های دین رحمانی، یکی از ویژگی های فرهنگی جامعه ایرانی محسوب می شود، صبغه مذکور از حکومت مد نظر امام، در اصل، هیچگونه تعارضی نیز با فرهنگ، سنن و باورهای جامعه ایرانی نداشت. اما آیا این ویژگی، تنها خصوصیت حکومت مد نظر امام در مرحله تأسیس و استقرار بود؟ کمی توجه به کلام و رفتار ایشان، پاسخ این سوال را روشن می نماید.
شاید مهمترین ویژگی حکومت مد نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، در مرحله تأسیس، را بتوان اعتقاد راسخ به این موضوع دانست، که شکل و محتوای حکومت، باید به تأیید اکثریت ملت برسد و این شرط لازم برای استقرار آن به حساب می آمد. همانگونه که اشاره شد، تردیدی وجود ندارد که شکل ایده آل نزد ایشان، حکومت اسلامی بود، اما وی هیچگاه به خود اجازه نداد تا این تفکر را بدون تأیید ملت اجرایی کند. بر این اساس، اصل شکل حکومت جایگزین و قانون اساسی آن به رفراندوم عمومی گذاشته شد و از این طریق حاکمیت یافت. حتی علی رغم آنکه تئوری حکومتی اعلامی امام، “ولایت فقیه” بود و همگان به این امر وقوف داشتند، پیش نویس تنظیمی قانون اساسی که فارق از این اصل تنظیم شده بود، به تأیید ایشان رسید و برای بررسی به مجلس خبرگان قانون اساسی ارسال شد. نگاهی به مواضع امام در شش ماه منتهی به پیروزی انقلاب، حاوی نمونه های فراوانی از این نوع نگاه است که به گوشه هایی از آن اشارت می رود:

رژيم اسلامى و جمهورى اسلامى، يك رژيمى است متكى بر آراى‏عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى‏اش قانون اسلام و بايد منطبق بر قانون اسلام باشد. صحيفه نور، ج‏3، ص: 515

ما خواهان استقرار يك جمهورى اسلامى هستيم و آن حكومتى است متكى به آراى عمومى. شكل نهايى حكومت با توجه به شرايط و مقتضيات كنونى جامعه ما، توسط خود مردم تعيين خواهد شد. صحيفه نور، ج‏4، ص: 248

حكومت «جمهورى اسلامى» مورد نظر ما از رويه پيامبر اكرم (ص) و امام على- عليه السلام- الهام خواهد گرفت و متكى به آراى عمومى ملت خواهد بود و شكل حكومت با مراجعه به آراى ملت تعيين خواهد گرديد. صحيفه نور، ج‏4، ص: 334

ماهيت جمهورى اسلامى اين است كه با شرايطى كه اسلام براى حكومت قرار داده است، با اتكا به آراى عمومى ملت، حكومت تشكيل شده و مجرى احكام اسلام باشد. صحيفه نور، ج‏4، ص: 444

ما نظام جمهورى را به آراى عمومى مى‏گذاريم و ايران چون همه‏شان مسلمان هستند رأى به اين قضيه خواهند داد. و بعد از رأى آنها حكومت جمهورى اسلامى تشكيل‏ خواهد شد. صحيفه نور، ج‏5، ص: 143

امام خمینی، نه تنها در مرحله تأسیس، اعتقاد به لزوم رأی مردم داشت، بلکه برای استمرار حکومت نیز بر این اعتقاد بودند که مبنا خواسته مردم است. ایشان در نیمه دوم سال 57، این نکته را بارها در سخنانشان مورد تأکید قرار داد که معروفترین آن در سخنرانی 12 بهمن بهشت زهرا است آنجا که می گوید:

چه حقى داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولًا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنيزه تأسيس شده بود، مجلس غيرقانونى است، پس سلطنت محمدرضا هم غيرقانونى است. و اگر سلطنت رضا شاه فرض بكنيم كه قانونى بوده، چه حقى آنها داشتند كه براى ما سرنوشت معين كند؟ هر كسى سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهاى ما ولىّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصى كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مى‏توانند سرنوشت ملتى را كه بعدها وجود پيدا مى‏كنند آنها تعيين بكنند؟ صحيفه نور، ج‏6، ص: 12

به غیر از ویژگی یاد شده، یکی دیگر از خصوصیات قابل توجه در این زمینه، ارائه قالب جمهوری، به همان مفهوم رایج آن در عالم، برای حکومت پیشنهادی است. امام در این زمینه و در همان بازه زمانی ذکر شده چنین می گویند:

حكومت جمهورى اسلامى هم يك جمهورى است مثل ساير جمهوريها ولكن قانونش قانون اسلامى است.
صحيفه نور، ج‏5، ص: 347

حكومت، جمهورى است مثل ساير جمهوريها؛ و احكام اسلام هم احكام مترقى و دموكراسى و پيشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق
صحيفه نور، ج‏5، ص: 429

برخلاف کسانی که تحلیل می کنند شکل و قالب “جمهوری” نزد امام برتری ویژه ای نسبت به سایر اشکال حکومتی نداشته است، ایشان در آبان سال 57 ضمن ارائه استدلالی عقلی در خصوص ارجحیت و برتری شکل حکومت جمهوری نسبت به حکومت های فردی و سلطنتی چنین می گویند:

بايد مردم خودشان يك كسى را تعيين كنند. مثلًا- فرض كنيد كه- يك وكيلى را تعيين كنند برايشان كار بكند. بايد مردم خودشان يكى را تعيين كنند كه او دخالت كند در امورشان؛هر وقت او را نخواستند، بگويند برو گم شو! يك رژيمى كه اينطور استقرار دارد اگر انسان فهميد به اينكه، هر آدمى بفهمد كه هر كارى بكند ديگر از دست مردم خارج است كه بگويند برو، ديگر هست او تا آخر. سلطنت اينطورى است كه يك كسى كه سلطان شد ديگر هست او، بيخ ريش مردم هست. يك همچو آدمى هر چه خلاف بخواهد بكند دستش باز است. خوف اين را ندارد كه عزلش بكنند؛ عزلى توى كار نيست! هست او تا آخر. همه هم شاه دوست! اما اگر بنا باشد كه يك نفر آدم را پنج سال، ده سال، هشت سال بگويند كه شما بيا در اين مملكت رئيس جمهورْ- مثلًا- باش، كارهاى مملكت را اداره بكن، خود مردم آزاد يكى را تعيين بكنند، اين آدم هر چه هم بد باشد فكر خودش هست لااقل؛ براى اينكه مى‏گويد خوب من پنج سال ديگر از رئيس جمهور [ى‏] افتاده‏ام، وقتى افتادم پدر من را مردم درمى آورند؛ اگر به يك كسى ظلم كرده باشم، اينها پدر من را درمى آورند. حالا قدرت دست من است، بعد از پنج سال ديگر يك آدمى هستم عادى مثل ساير مردم. نمى‏كند قهراً. 22/8/57- صحيفه نور، ج‏4، ص: 493

از سوی دیگر، ابتنای کلیه امور در حکومت جمهوری اسلامی بر اساس انتخابات آزاد و رأی و خواست مردم، یکی از ویژگی های قطعی و غیرقابل خدشه نزد رهبر کبیر انقلاب بود. ایشان قبل از پیروزی انقلاب بارها، از جمله در موارد زیر بر این موضوع تأکید داشت:

حكومت اسلامى حكومتى‏است كه اولًا صددرصد متكى به آراى ملت باشد؛ به شيوه‏اى كه هر فرد ايرانى احساس كند كه با رأى خود سرنوشت خود و كشور خود را مى‏سازد. و چون اكثريت قاطع اين ملت مسلمانند بديهى است كه بايد موازين و قواعد اسلامى در همه زمينه‏ها رعايت شود. صحيفه نور، ج‏5، ص: 449

طرز حكومت، حكومت جمهورى است و تكيه به آراى ملت؛ و قانون، قوانين اسلام است. و احزاب آزادند كه مخالفت با ما يا با هر چيزى بكنند، مادامى كه اقداماتشان مضر به كشور نباشد. صحيفه نور، ج‏5، ص: 482

همچنین این اعتقاد راسخ امام، در سالهای پس از پیروزی انقلاب، در قالب، سخنان جاودانه ای چون “میزان رأی ملت است”، تا آخرین روزهای حیات ایشان استمرار یافت. امام تنها یک ماه قبل از ارتحال، در نامه ای در خصوص انتخاب رهبری به عنوان عالی ترین جایگاه در نظام جمهوری اسلامی، خطاب به ریاست شورای بازنگری قانون اساسی می نویسد:

اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند، وقتى آنها هم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد، قهرى او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولىّ منتخب مردم مى‏شود و حكمش نافذ است.
صحيفه نور ج‏21 371

در منطق امام اساساً عنوان “حکومت استبدادی اسلامی” عنوانی جعلی و ناممکن است. همچنین حکومت مد نظر امام، حکومتی ضد استبدادی و معارض با دیکتاتوری بود. امام در این زمینه در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب، این ویژگی حکومت را چنین توضیح می داد:

دولتهاى استبدادى را كه وجود دارند نمى‏توان حكومت اسلامى خواند تا شما بتوانيد سلطنتى آن را با جمهورى آن مقايسه كنيد. رژيم اسلامى با استبداد جمع نمى‏شود. آن رژيمهاى جمهورى هم كه استبدادى هستند دراسم جمهورى هستند ودرمحتواسلطنتى.
صحيفه نور، ج‏4، ص: 147

شما اگر حكومت اسلامى را ببينيد، خواهيد ديد كه ديكتاتورى در اسلام اصلًا وجود ندارد. صحيفه نور، ج‏5، ص: 522

همچنین پس از پیروزی انقلاب و در جریان تصویب اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان، امام در مقابل مخالفان این اصل، چنین به دفاع برخواسته و آن را معرفی می کند:

اينها اصلًا اطلاعى ندارند كه قضيه ولايت فقيه چى هست. اصلًا از ولايت فقيه سر درنمى آورند كه اصلًا چه هست! در عين حالى كه سر درنمى آورند، مى‏نشينند مى‏گويند اگر بنا باشد كه ولايت فقيه بشود ديكتاتورى مى‏شود، كذا مى‏شود! مگر اميرالمؤمنين كه ولىّ امور مردم بود- ديكتاتور بود؟ مگر خود پيغمبر كه ولايت داشت ديكتاتور بود؟ مگر بگويند ولايت براى پيغمبر هم نيست؛ پيغمبر هم مثل ساير مردم! و از اينها بعيد نيست اين را بگويند. لكن جرأت نمى‏كنند بگويند. ديكتاتورى كدام است؟ در اسلام همچو چيزى مطرح نيست. اسلام ديكتاتور را محكوم مى‏كند. اسلام يك نفر فقيه را اگر بخواهد ديكتاتورى بكند از ولايت ساقطش مى‏كند. چه طور ديكتاتورى مى‏گوييد مى كند اسلام، و اين حرفها را مى‏زنيد؟ صحيفه نور، ج‏10، ص: 411

جمهوری اسلامی مد نظر امام، حکومتی دموکراتیک است که در آن آزادی های گوناگون، در چارچوب قانون وجود دارد و حقوق بشر در آن رعایت می شود. امام جمهوری اسلامی را چنین معرفی می کند:

دولت اسلامى يك دولت دموكراتيك به معناى واقعى است و براى همه اقليتهاى مذهبى‏آزادى به طور كامل هست و هركس مى‏تواند اظهار عقيده خودش را بكند. و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلامى تمام منطقها را با منطق جواب خواهد داد صحيفه نور، ج‏4، ص: 411

برنامه سياسى ما، ابتدا آزادى، دموكراسى حقيقى و استقلال به تمام معنى و قطع ايادى دولتهايى كه تصرفاتى در داخل مملكت كرده‏اند. صحيفه نور، ج‏4، ص: 431

حكومت اسلامى مبنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هيچ سازمانى و حكومتى به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نكرده است. آزادى و دموكراسى به تمام معنا در حكومت اسلامى است. شخص اول حكومت اسلامى با آخرين فرد مساوى است در امور.
صحيفه نور، ج‏5، ص: 70

حكومت ما جمهورى اسلامى است كه متكى بر آيات قرآنى است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهاى سياسى در آنجا در اظهار عقايد خود آزادند. صحيفه نور، ج‏5، ص: 223

اسلام يك دين مترقى و دموكراسى به معناى واقعى است، و آن رژيمى كه ما مى‏خواهيم تأسيس كنيم يك چنين رژيمى است.
صحيفه نور، ج‏5، ص: 353

احزاب آزادند كه مخالفت با ما يا با هر چيزى بكنند، مادامى كه اقداماتشان مضر به كشور نباشد. صحيفه نور، ج‏5، ص: 482

امام پس از پیروزی انقلاب نیز در خلال امر هدایت، حکومت کوشید تا عملاً فضای آزاد برای جناح های مختلف سیاسی، منتقدان ومخالفان حکومت حفظ شود. در این ارتباط توجه به موارد و مصدایق زیر می تواند روشنگر باشد. امام در زمان حیات خود، علی رغم اختلاف عمیق دیدگاهی با نهضت آزادی و فعال بودن این تشکل در شرایط جنگی، هیچگاه اجازه برخورد با آنان و دستگیری سرانشان را نداد، امام در ماجرای مخالفت عملی 99 نماینده مجلس با نظر ایشان در مسئله نخست وزیری مهندس موسوی، نه تنها هیچگاه اجازه نداد تا با نمایندگان ملت برخوردی صورت بگیرد، بلکه خود در مقام دلجویی و احیای سیاسی آنان برآمد، امام افراد شاخص جناح های سیاسی کشور را در صورت حذف از جایگاهی، با عنوانی دیگر به کار می گرفت، امام در قبال روزنامه ای که علی رغم نظر ایشان، در شرایط جنگی کشور، مدام مشغول تضعیف دولت بود را هیچگاه تعطیل نکرد و تنها دستور توصیه کرد که در جبهه ها توضیع نشود، امام در برابر اعمال نظارت استصوابی و تلاش برای ابطال آرای واقعی مردم، با تدبیر ایستادگی کرد و …
مرز مورد نظر امام برای جلوگیری از فعالیت گروههای سیاسی و برخورد با آنان، قیام مسلحانه در برابر حکومت بود. در اردیبهشت ماه سال 60 ، هنگامی که منافقین خود را آماده برخورد نظامی با نظام می کردند، امام در قبال نامه سرگشاده این گروه به ایشان که خواستار ملاقات با وی شده بودند چنین گفت:

شما الآن مى‏بينيد كه بعض احزابى كه انحرافى هستند و ما آنها را جزء مسلمين هم حساب نمى‏كنيم، مع ذلك، چون بناى قيام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهاى سياسى دارند، هم آزادند و هم نشريه دارند به‏طور آزاد. پس بدانيد كه اين‏طور نيست كه ما با احزاب ديگرى، با گروههاى ديگرى، دشمنى داشته باشيم. ما البته ميل داريم كه همه گروهها و همه احزاب به اسلام برگردند و راه مستقيم اسلام را پيش بگيرند و همه مسلم بشوند. بر فرض اينكه نشدند، مادامى كه آنها با ما جنگى ندارند و با كشور اسلامى جنگى ندارند و در مقابل اسلام قيام مسلحانه نكرده‏اند، به‏طور آزاد دارند عمل مى‏كنند و به‏طور آزاد حرفهاى خودشان را دارند مى‏زنند، لكن شما بناى بر اين مطلب نداريد. و من اگر در هزار احتمال يك احتمال مى‏دادم كه شما دست برداريد از آن كارهايى كه مى‏خواهيد انجام بدهيد، حاضر بودم كه با شما تفاهم كنم و من پيش شما بيايم؛ لازم هم نبود شما پيش من بياييد. و حالا هم به موجب احكام اسلام نصيحت به شما مى‏كنم؛ شما در مقابل اين سيل خروشان ملت نمى‏توانيد كارى انجام بدهيد. شما اگر يك وقت ملت قيام كند، مثل يك ذره‏اى در مقابل اين سيل خروشان هستيد. صحیفه نور، ج‏14، ص 342

سرانجام پس از قیام مسلحانه آنان در خردادماه سال 60 بود، که برمقابله قهرآمیز نظام با ایشان آغاز شد. این رویه در قبال حزب توده نیز که از اساس با اعتقاد اسلامی معارضه داشت رعایت شد و فعالیت آزادانه آنان تا سال 61 و کشف توطئه نظامی این گروه ادامه یافت.
همچنین اعتقاد امام به قرائت و خوانشی از اندیشه های اسلامی که مبتنی بر رحمانیت الهی و حفظ کرامت انسانی بود، جلوه های را در شکل حکومتداری ایشان آشکار می کرد. شاید بتوان مهمترین نمومنه و مصداق در این زمینه را پیام 8 ماده ای ایشان درباره لزوم رعایت حقوق مردم به حساب آورد. امام در قسمتی از این پیام با اشاره به اینکه “احدى حق ندارد با مردم رفتار غير اسلامى داشته باشد” در بند ششم چنین می نویسند:

هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصى كسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا كسى را جلب كند، يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد، و يا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غير انسانى- اسلامى مرتكب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگرى به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند، و يا براى كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسرارى كه از غير به او رسيده و لو براى يك نفر فاش كند. تمام اينها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كباير بسيار بزرگ است، و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعى هستند و بعضى از آنها موجب حد شرعى مى‏باشد. صحيفه نور، ج‏17، ص: 141

اینها تنها گوشه ای از اندیشه و سیره امام راحل در باب چارچوب های حکومت جمهوری اسلامی و آزادی های سیاسی و اجتماعی بود که با کمال تأسف این روزها، تقریباً به طور کامل مورد فراموشی رسانه ملی قرار گرفته است.
ما معتقدیم ارائه چنین دورنمایی از جمهوری اسلامی بود که بر فراگیری پذیرش نسبت به این الگوی حکومتی، حتی از جانب اقشار کمتر مذهبی جامعه، نقشی به سزا ایفا کرد.
بدون تردید شکل گیری وحدت کلمه مردم ایران در پذیرش الگوی پیشنهادی جمهوری اسلامی از جانب رهبر کبیر انقلاب، در جریان قیام عظیم مردمی سال 57 و رفراندوم های سال 58 علاوه بر دین باوری تعداد کثیری از آنان، ریشه در همین ویژگی ها داشت. مردم به حکومت دینی معرفی شده از جانب امام، که سازگار با آزادی، مدافع استقلال، حافظ حقوق و کرامت انسانی، ضد استبداد و دیکتاتوری، تحقق بخش عدالت و احیاگر معنویت معرفی می شد دلبستند و رأی دادند. اینگونه بود که بیش از 98% جامعه، فراتر از اقشار و افکار موجود در جامعه آن روز ایران، “جمهوری اسلامی” را به عنوان یک خواست فراگیر ملی، پذیرفتند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در سالگرد عروج آن رهبر عظیم الشأن، یاد و خاطره امام انقلاب را گرامی داشته و به روح بلند وی درود و سلام می فرستد، این ایام را به ملت قدر شناس ایران و بیت شریف امام، خاصه برادر گرامی، حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی تسلیت عرض می نماید.
ما به عنوان سازمانی که به اهداف اصیل انقلاب بهمن 57 اعتقاد کامل داشته و همچنان بر این باور است که راه نجات کشور و نظام، در شرایط خطیر کنونی، پیگیری آرمانهای انقلاب، یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است، بدون آنکه قصد مطلق ساختن هیچ شخص یا اندیشه غیر معصوم را داشته باشد، با بانگ رسا همگان را به بازخوانی اجتهادی اندیشه های امام، به عنوان صحیفه انقلاب و سند میثاق رهبری انقلاب اسلامی با مردم، فرا می خواند و به دست اندرکاران دستگاههای رسمی تبلیغاتی کشور که میراث امام را به مسلخ تحریف و مصادره به مطلوب برده اند، توصیه می نماید موج مخرب ارائه تصویر مخدوش از امام را متوقف ساخته، باور داشته باشند، اندیشه های واقعی و راستین امام، شاخه تناوری است که تکیه گاه نظام و مسئولان آن به حساب آمده، هرگونه لطمه زدن به آن، فرجام بر شاخه نشستگان را تیره و تار خواهد ساخت.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
13/3/89


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.