سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمدهاشمی: براي رسيدن به وحدت بايد اعتماد مردم جلب شود...

محمدهاشمی: براي رسيدن به وحدت بايد اعتماد مردم جلب شود

چکیده :بر پايه يك اصل جامعه‌شناسي و روانشناختي؛ منشاء تنازع، تجاوز به حقوق ديگران است و تنازع باعث تفرقه و تفرقه عامل بي‌اعتمادي در جامعه و عدم اعتماد باعث جدايي‌ها و عدم مشاركت و دفاع در مسائل سياسي اجتماعي است. پس وحدت با اعتماد رابطه‌ مستقيم دارد و بي‌اعتمادي باعث جدايي‌ها و تفرقه...


کلمه: يك عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: آن‌چه از روز 12 بهمن سال 57 تا روز 22 بهمن ماه اتفاق افتاد، تحقق خواست امام خميني يعني سرنگوني نظام شاهنشاهي و جايگزيني نظام اسلامي با حضور و مشاركت اكثريت قاطع مردم مسلمان ايران بود.

دهه فجر نماد وحدت ملي و سياسي است

محمد هاشمي با بيان اين‌كه دهه فجر نماد وحدت ملي و سياسي است” يادآور شد: به دليل آن‌كه مي‌دانيد نهضت اسلامي به رهبري امام خميني (ره) در دوران اخير با مبارزه عليه تصويب‌نامه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي كه سرآغازي براي حذف «اسلام و قرآن» از قوانين در ايران بود شروع شد و با فراز و فرودهايي كه از سال 1340 تا 22 بهمن سال 1357 داشت به پيروزي رسيد.

وي افزود: در اين فرآيند صف‌بندي نيروهاي مبارز، شيوه‌هاي مبارزه، اهداف و خاستگاه نيروهاي مبارز و گروه‌ها و تشكل‌هايي كه به نحوي در مبارزه بودند متفاوت و حتي در هدف متضاد بودند. به عنوان نمونه گروهي خواهان اجراي قانون اساسي بودند و مي‌گفتند «شاه سلطنت كند نه حكومت» گروهي خواهان توازن بين منافع آمريكا و شوروي بودند و مي‌گفتند « اگر نفت جنوب را انگليس و آمريكا مي‌برند، نفت شمال را به كشور سوسياليستي اتحاد جماهير شوروي بدهيم». عده‌اي خواهان حكومت ماركسيستي بودند و سرانجام امام خميني خواهان سرنگوني نظام شاهنشاهي و تشكيل نظام اسلامي بودند و در روش عده‌اي مبارزه پارلماني را مناسب‌ترين شيوه براي رسيدن به اهداف خود مي‌دانستند و گروهي مبارزه‌ مسلحانه و قهرآميز در گروه‌هاي كوچك و امام خميني خواهان مشاركت حداكثري مردم در مبارزه و نفي حكومت استبدادي شاهنشاهي و تشكيل دولت مردمي اسلامي بودند.

وي افزود: در بين مردم، عده‌اي شاه را سايه خدا در زمين و گروهي او را اسلام‌پناه و عده‌اي او را دروازه‌ تمدن و عده‌اي هم او را مظهر فساد و ظلم و ستم مي‌دانستند. در خلال 15 سال مبارزه با نظام شاهنشاهي – مجادله و تنازع در درون جبهه مخالف با شاه نيز به شدت جريان داشت و هر گروه با انديشه‌اي تلاش مي‌نمود خواست و شيوه خود را به ديگران تحميل نموده پيروزي را از آن خود نمايد. آن‌چه در سال 1357 به‌ويژه دهه فجر يعني از روز 12 بهمن سال 57 روز ورود حضرت امام خميني (ره) به ميهن تا روز 22 بهمن ماه يعني پيروزي بر نظام شاهنشاهي و سقوط آخرين نخست وزير شاه (شاهپور بختيار) اتفاق افتاد، تحقق خواست امام خميني يعني وحدت همه نيروهاي مبارز در هدف يعني سرنگوني نظام شاهنشاهي و جايگزيني نظام اسلامي با حضور و مشاركت اكثريت قاطع مردم مسلمان ايران بود. پس در حقيقت دهه فجر نماد وحدت ملي و سياسي هم در هدف و هم در شيوه و هم در ميزان مشاركت همه مردم گرديد.

بدون حضور و حمايت مردم نظام اسلامي بي‌معناست

اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به سوالي مبني بر اين‌كه در شرايط فعلي تا چه حد ضرورت ترميم يا تجديد اين وحدت احساس مي‌شود؟ با اشاره به اين‌كه ” چون رمز پيروزي انقلاب و عبور از همه‌ بحران‌هاي بعد از پيروزي انقلاب و نيز بقاي جمهوري اسلامي ايران وحدت و انسجام ملي و حضور و مشاركت حداكثري مردم در مقابله با توطئه‌هاي دشمن بوده است، بارها امام خميني(ره) تاكيد فرمودند؛ تا مردم در صحنه و پشتيبان نظام باشند، دشمنان هيچ غلطي نمي‌توانند انجام دهند.” خاطرنشان كرد: در اين دوران حساس كه دشمن در كمين است و كشور با توطئه‌هاي گوناگون و مشكلات فراوان مواجه است، ضرورت انسجام و وحدت ملي و سياسي بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود؛ چراكه تفرقه و نفاق همانند موريانه نظام را از درون آسيب‌پذير مي‌نمايد. در حقيقت به درستي مي‌توان گفت وحدت ملي و سياسي و پشتيباني حداكثري مردم از نظام شرط بقاي نظام اسلامي است. هم‌چنان‌كه بزرگان نظام كرارا فرمودند بدون حضور و حمايت مردم نظام اسلامي بي‌معناست.

براي رسيدن به وحدت بايد اعتماد مردم جلب شود

وي درباره استفاده از فرصت‌ها براي وحدت نيز اظهار كرد: بر پايه يك اصل جامعه‌شناسي و روانشناختي؛ منشاء تنازع، تجاوز به حقوق ديگران است و تنازع باعث تفرقه و تفرقه عامل بي‌اعتمادي در جامعه و عدم اعتماد باعث جدايي‌ها و عدم مشاركت و دفاع در مسائل سياسي اجتماعي است. پس وحدت با اعتماد رابطه‌ مستقيم دارد و بي‌اعتمادي باعث جدايي‌ها و تفرقه است.

وي با تاكيد بر اين‌كه ” براي رسيدن به وحدت بايد اعتماد مردم را جلب كرد” ادامه داد: براي جلب اعتماد مردم بايد از تنازع و توهين و تحقير ديگران و تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي ديگران خودداري نمود. به رسميت شناختن و رعايت حقوق ديگران باعث محبت و احترام است؛ بنابراين بايد حقوق ديگران محترم شمرده شود، از ظلم و تعدي و تجاوز به حقوق ديگران خودداري شود، حرمت‌شكني نشود، به حريم ديگران تجاوز نشود. به هر حال بازگشت به شرايط سال‌هاي اول پيروزي انقلاب مي‌تواند فرصت مناسب را براي وحدت و انسجام ملي به ارمغان داشته باشد.

رفتار تشكل‌ها و گروه‌هاي سياسي در دوران قبل از پيروزي انقلاب يكسان نبود

اين عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي درباره نقش گروه‌هاي سياسي در پيروزي انقلاب خاطرنشان كرد:مهم‌ترين عوامل پيروزي انقلاب عبارتند از رهبري حكيمانه، شجاعانه و آگاهانه امام خميني (ره). حضور فعال منسجم بخش وسيعي از روحانيت و نخبگان كشور به عنوان حلقه واسط بين امام و مردم و مشاركت حداكثري و اطاعت بي چون و چرا و ايثارگرانه مردم از پيام‌ها و فرامين امام خميني (ره).

وي يادآور شد: رفتار تشكل‌ها و گروه‌هاي سياسي در دوران قبل از پيروزي انقلاب يكسان نبود؛ بنابراين نمي‌توان يك نوع قضاوت نسبت به همه و در همه‌ دوران‌ها داشت. گروه‌ها و تشكل‌هاي فعال در دوران قبل از انقلاب، به طور كلي به چهار دسته تقسيم مي‌شدند؛

الف – دسته اول – تشكل‌ها و گروه‌هاي سياسي وابسته به نظام شاهنشاهي. اين گروه‌ها علي‌رغم اختلافات ظاهري ولي همه حامي نظام شاهنشاهي و توجيه‌گر رفتارها و سياست‌ها و عملكرد نظام شاهنشاهي بودند و عموما مديحه‌سرا، تملق‌گو، توجيه‌گر و تسليم اوامر ملوكانه و جيره‌خوار و ريزه‌خوار خوان يغمايي ملوكانه بودند.

ب – دسته‌ دوم – تشكل‌ها و گروه‌ها با انديشه‌ ماركسيست، لينيست، كمونيسم، سوسياليست بودند. اين‌ها عموما تابع سياست‌هاي دولت‌هاي ماركسيستي و … بودند. مثلا اگر سياست دولت شوروي يا چين يا كوبا در ارتباط با دولت شاهنشاهي تغيير مي‌كرد، آن‌ها هم بلافاصله تغيير رويه مي‌دادند. ضريب نفوذ چنداني هم در بين مردم نداشتند.

ج – دسته سوم – تشكل‌هاي ملي‌گرا – طيف وسيعي از اسلام‌گرا تا سوسياليست تحت اين عنوان وجود داشت. رفتارهاي آن‌ها تابع شرايط زماني و مكاني خودشان داشتند – در بين اين دسته، گروه‌ها و تشكل‌هايي بودند كه عموما همراه امام و نهضت اسلامي بودند و به همراه ساير نخبگان جامعه حلقه واسط بين مردم و امام خميني محسوب مي‌شدند.

د – تشكل‌ها و گروه‌هاي اسلامي – اين‌گونه تشكل‌ها از همان آغاز نهضت امام خميني (ره) – همراه نهضت و امام بودند – پايگاه اين تشكل‌ها عموما مساجد و يا مكان‌هاي مذهبي بود. اعضاي اين تشكل‌ها نقش رابط بين امام و روحانيت و مردم را ايفا مي‌كردند – در رساندن پيام‌ها و فرامين امام به مردم موفق بودند. اثرگذار در ايجاد وحدت در بين اقشار مختلف مردم حول محور رهبري امام خميني بودند.

نقش روحانيت در زمان‌هاي مختلف در نوع خود بي‌بديل بود

اين فعال سياسي هم‌چنين درباره نقش و تاثير روحانيت در شكل‌گيري وحدت در دوران پيروزي انقلاب اظهار كرد: هم‌چنان‌كه در سوالات قبل توضيح دادم، بخشي از روحانيت كه همراه نهضت اسلامي امام خميني بودند به عنوان حلقه‌ واسط بين امام و مردم و بعضا تشكل‌هاي مذهبي سياسي محسوب مي‌شدند و در انجام اين رسالت، شجاعانه و مدبرانه عمل مي‌كردند و با عنايت به اعتمادي كه مردم به‌ويژه مذهبيون به روحانيت داشتند، نقش روحانيت در ابلاغ پيام‌هاي امام خميني و بسيج مردم در زمان‌هاي مختلف تاثيرگذار و حتي مي‌توان گفت در نوع خود بي‌بديل بود.

شعار «استقلال، آزادي» نفي نظام شاهنشاهي و « جمهوري اسلامي» نظام مورد درخواست مردم بود

هاشمي در پاسخ به سوالي درباره كالبدشكافي سه شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي اين امر را مستلزم كتاب و يا حداقل فصلي از يك كتاب دانست كه نمي‌توان در قالب يك گفت‌وگوي كوتاه به آن پرداخت و در عين حال دربيان نكاتي به اختصار گفت: اول؛ در آغاز نهضت اسلامي به رهبري امام خميني (ره) اين شعارها مطرح نبودند. به مناسبت وقايع و رخدادها، مردم شعارهايي مطرح مي‌كردند كه بيانگر خواست مقطعي و به تناسب با رويدادها بود. مثلا بعد از حادثه‌ روز عاشوراي سال 1342 كه امام خميني(ره) در سخنراني خود مستقيما و با صراحت شخص شاه را خطاب كردند و فرمودند؛ «چه رابطه‌اي بين تو، آمريكا و اسراييل است؟ اگر اسراييلي شدي بگو تا بگويم بيرونت كنند و …»

مردم شعار مي‌دادند «خميني بت‌شكن، خدا نگهدار تو – بميرد بميرد، دشمن خونخوار تو» به همين طريق متناسب هر رخداد مردم شعار مناسبي را انتخاب و مكنونات دروني خود را در قالب شعار بيان مي‌كردند. همراه با تكامل و فراگيري نهضت اسلامي شعارها نيز با توجه به شرايط زماني تغيير و تكامل پيدا مي‌كرد.

وي ادامه داد: هرقدر دامنه مبارزات وسيع‌تر مي‌شد وابستگي نظام شاهنشاهي به بيگانگان (قدرت‌هاي استعماري) بيشتر و نيز بر دامنه‌ خفقان و جنايات داخلي افزوده مي‌شد؛ به طوري كه در سال‌هاي آخر حكومت شاه – حكومت شاه داراي دو ويژگي مهم و آشكار بود – به لحاظ داخلي تقريبا همه‌ آزادي‌هاي مردم را سلب كرده بودند و با قدرت نظامي‌گري و امنيتي مي‌خواستند كشور را اداره كنند. ساواك و پليس و گارد شاهنشاهي بي‌رحمانه مردم را سركوب مي‌كردند و همه آزادي‌ها را از مردم، اجتماعات، تشكل‌ها، گروه‌ها سلب كرده بودند و از نظر سياست خارجي، دولت شاه در سال‌هاي آخر فقط متكي به قدرت‌هاي بزرگ و تابع دستورات و فرامين دو يا سه سفارتخانه در تهران بود. به طوري كه سفارتخانه‌ آمريكا، مركز فرماندهي براي اداره كشور شده بود. با اين وضعيت كشور مردم دو شعار «استقلال، آزادي» را شعار مبارزه قرار دادند.

وي توضيح داد: استقلال به معني نفي استعمارگران و سياست‌هاي استعماري و آزادي يعني نفي سياست‌هاي نظامي‌گري و تجاوز به حقوق مردم. وقتي كه امام رسما خواهان تغيير نظام پوسيده شاهنشاهي شدند، مردم با شعار «جمهوري اسلامي» نظام جايگزين نظام شاهنشاهي را تعيين كردند. بدين ترتيب شعار ماه‌هاي آخر نهضت «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» شد. شعار استقلال، آزادي، نفي نظام شاهنشاهي بود و جمهوري اسلامي، نظام جايگزين مورد درخواست مردم، البته مفهوم جمهوري اسلامي در اصل سوم قانون اساسي تبيين شده است. بدين معنا كه «جمهوريت» و «اسلاميت نظام» دو ركن تفكيك‌ناپذير هستند و همواره بايد با هم باشند.

بدون استقلال و آزادي، جمهوري اسلامي نمي‌تواند تحقق يافته باشد

وي درباره نسبت اين سه ركن با هم نيز گفت: هم‌چنان كه در سوال قبل توضيح داده شد، دو شعار استقلال و آزادي، شرط لازم براي معناي «جمهوري اسلامي» است. يعني يك رابطه لازم و ملزومي است. بدون استقلال و آزادي، جمهوري اسلامي نمي‌تواند تحقق يافته باشد.

تحقق اين شعارها براي مردم ارضاء كننده نيست

اين فعال سياسي پاسخ درباره ميزان تحقق اين شعارها را نيز بسيار طولاني و نيازمند به تحقيقات ميداني و مقايسه رفتارها و عملكردها اعم از مردم، احزاب و تشكل‌ها و نهادهاي مدني و سرانجام مسوولان در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي دانست و اظهار كرد: مثلا اين‌كه تا چه حد ارزش‌هاي اسلامي كه هدف نهايي جمهوري اسلامي بوده است در جامعه ساري و جاري شده است، نياز به بررسي ميداني رفتارهاي عملي در جامعه مي‌باشد. اگر ناهنجاري‌هاي اجتماعي ملاك چنين ارزيابي باشد متاسفانه ناهنجاري‌هاي اجتماعي رو به افزايش است. امروز كه رشد حوادثي چون فروپاشي خانواده‌ها و بزه‌هاي گوناگون، جامعه را تهديد مي‌كنند و هم‌چنين در ساير موارد، در حوزه‌ اقتصاد، فقر رو به افزايش است و فاصله‌ غني و فقير رو به رشد، جمعيت اقشار آسيب‌پذير با نرخ بالايي رو به افزايش است، بيكاري، تورم، سوء مديريت در اقتصاد، فرار سرمايه‌ها، فرار مغزها، همه و همه شاخص‌هايي هستند كه حكايت از سوء تدبير و درنتيجه گرفتار نمودن مردم در مشكلاتي است. به هر حال ميزان تحقق اين سه ركن را نمي‌توان اندازه‌گيري كرد اما در يك جمله مي‌توان گفت پيشرفت مطلوب نداشتيم و براي مردم ارضا كننده نيست.

12 فروردين؛ خاطره‌اي كه هيچ‌گاه فراموش نمي‌شود

وي هم‌چنين در بيان بهترين و زيباترين خاطره‌ خود از 12 بهمن 57 يادآور شد: من اين افتخار را داشتم كه با همان پرواز امام يعني «پرواز انقلاب» بعد از قريب به 10 سال دوري از وطن به تهران آمدم. صحنه زيباي استقبال مردم و شور و حال وصف‌ناپذير مردم، زيباترين خاطره‌اي است كه از روز 12 بهمن سال 1357 دارم. براي هميشه برايم جاودان خواهد بود. به‌خصوص وقتي وارد سالن فرودگاه مهرآباد شديم؛ مردم يكپارچه اين سرود را با هيجاني وصف‌ناپذير مي‌خواندند: «خميني اي امام – خميني اي امام» به طوري كه در و ديوار سالن بزرگ فرودگاه به لرزه آمده بود. اشك شوق از ديدگان همه جاري بود. واقعا صحنه‌اي شگفت‌آور و وصف‌ناپذير است. اين خاطره هيچ‌گاه فراموش نمي‌شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.