بازگشت حقوق از دست رفته در پرتو امر به معروف و نهی از منکر
چکیده :امر به معروف و نهی از منكر راه انبیا است و روش نیكان و شایستگان. واجبی بس بزرگ است كه واجبات دیگر به بركت آن انجام شدنی است. امنیت راه ها و رونق و حلال بودن كسب و كار در پرتو آن به دست می آید، ستم ها و تجاوزها در پرتو آن برطرف می گردد، حقوق از دست رفته در پرتو آن به صاحبانش باز می گردد، آبادی و عمران زمین در پرتو آن بدست می آید، انتقام از دشمنان در پرتو آن گرفته می...
کلمه-دكترعلیرضا بهشتی:در بخش پیشین این نوشتار دیدیم كه امر به معروف و نهی از منكر را باید در معنای گسترده تر و عمیق تری از آنچه در میان ما رایج شده فهمید و به آن بعنوان سازكار كارآمدی كه اصلاح مداوم جوامع و حكومت ها را امكانپذر سازد نگریست. چنانچه وعده داده شد، در بخش حاضر به مروری فشرده بر برخی آیات و روایات در این باب خواهیم داشت.
شاید بتوان گفت كه یكی از مشهورترین و در عین حال جامع ترین آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منكر، آیه یكصد وچهارم سوره آل عمران است:
ولتكن منكم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعرف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون
از شما باید امتی پدید آید كه به نیكی دعوت می كند، به كار شایسته و پسندیده وا می دارد، و از ناپسند باز می دارد، و اینانند رستگاران.
از شهید آیت الله دكتر بهشتی كتابی منتشر شده است با عنوان اصلی «بایدها و نبایدها» و عنوان فرعی «امر به معروف و نهی از منكر از دیدگاه قرآن» كه درباره این آیه و آیات مرتبط به تفسیر پرداخته و خوانندگانی كه علاقمند به آشنایی با دیدگاه های قرآنی ایشان هستند می توانند به آن كتاب مراجعه كنند و از مباحث ارزشمند آن بهره ببرند. اما آنچه درباره این آیه در رابطه با بحث نوشتار حاضر می تواند مورد اشاره قرار گیرد، پیوندی است كه میان عمل به این اصل از یك طرف، و رستگاری مردمان از طرف دیگر، برقرار شده است. همچنین است رابطه این اصل با دعوت به خیر كه به تعبیر شهید بهشتی بسیار بیشتر از آنكه متوحه تبلیغ زبانی باشد، بر تبلیغ عملی تكیه دارد چرا كه «دنیا در پی یافتن راههای عملی برای بهتر زیستن است نه راههای ادعایی» (ص 38).
آیه جالب توجه دیگر آیه 164 سوره اعراف است كه درباره بنی اسرائیل است و اینكه در میان آنان گروهی بودند كه آرام نمی نشستند و با بدكاری و تجاوزگری در افتاده بودند. دسته ای از مصلحت اندیشان و عقلای قوم به این گروه مبارز با زشتی ها و تجاوزها رو كردند و گفتند چرا شما مردمی را كه به سخن شما گوش نمی دهند و ترتیب اثر نمی دهند و حرف شما را هدر می دهند موعظه می كنید در حالی كه خداوند سرانجام آنها را دچار عذاب و شكنجه دردناكی خواهد كرد؟ اینان در پاسخ گفتند كه می خواهیم در پیشگاه خداوند عذری نداشته باشیم و بگوییم كه به رسالت خویش عمل كردیم.
شایان توجه آنكه در این آیه، نقد اجتماعی بعنوان وظیفه ای دینی و اخلاقی معرفی می شود. به تعبیر شهید بهشتی، «یك انسان نترس كه در برابر باطل سكوت نكند، همین قدر كه لب به سخن بگشاید و با موضع گیری خود نشان دهد كه آشتی ناپذیر است، به نگهداشتن اصل روح حق پرستی در یك جامعه و جلوگیری از مرگ آن كمكی شایسته كرده است» (ص 58). از این روست كه عمل به این اصل مهم اجتماعی اسلام نه بعنوان امری كه انجام دادنش بهتر از انجام ندادنش باشد، بلكه بعنوان امری واجب برشمرده شده است.
در روایات نیز به بیان اهمیت، جایگاه و كاركرد این اصل مهم بر می خوریم. امام علی (ع) در نامه شماره 47 نهج البلاغه در حالی كه بر اثر ضربت مرگبار ابن ملجم در بستر مرگ قرار دارد در میان وصایای خود اشاره می كند كه امر به معروف و نهی از منكر را ترك مكنید كه در آنصورت حكومت در میان شما به دست مردم پلید خواهد افتاد.
شهید بهشتی در این باره چنین می گوید:
«گاهی اوقات تعبیرهای قرآن و تعبیرهای حدیث از نظر سبك بیان مطلب قابل ملاحظه و توجه است. به این معنا كه گاهی طرز تنظیم عبارت در بیان یك مطلب، بیشتر درصدد بیان یكی از سنت های خدا و قانونمندی های ثابت اجتماعی است. در آیات و در احادیث این موضوع زیاد به چشم می خورد. این عبارت نهج البلاغه با همان شیوه بیان یك قانون اجتماعی و قانونمندی از این مطلب یاد می كند. امر به معروف و نهی از منكر را رها نكنید، چون در این حالت نتیجه اجتناب ناپذیر این خواهد بود كه شرار شما والی و زمامدار و و فرمانروا و دارای قدرت در میان شما می شوند.
این یك قانونمندی است. لازمه برخورداری از حكومت حق و عدل مشروط است به رعایت كامل امر به معروف و نهی از منكر. هر نوع قدرتی را كه شما در جامعه فرض كنید در معرض خطر انحراف از حق است. این شما هستید كه باید با توجه به اهمیت و نقش بسیار مؤثر صاحبان قدرت و كسانی كه بر منصب های گوناگون اجتماعی تكیه زده اند در سعادت خود بكوشید. فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به سعادت و راه رسیدن به حكومت حق و عدل این است كه شما از طریق امر به معروف و نهی از منكر به چنین هدفی برسید.» (صص 163-162)
روایت دیگر از امام محمد باقر (ع) نقل شده است. در این روایت امام می فرماید كه در آخرالزمان مردمی پیدا می شوند كه مرید دسته ای دیگرند. این مرادها كسانی هستند كه در میدان قرائت و عبادت خیلی خوب می درخشند و مردم آنها را افراد خوبی می دانند. مراسم مذهبی خیلی اهمیت پیدا می كند. قرآن خوان ها و برگزاركنندگان مراسم هم خوب می درخشند.
اما این عناصر درخشنده برگزاری هر چه جالب تر مراسم ظاهری دین و خوانندگان درون تهی جالب قرآن كریم اند، مردمی هستند خام و بی مغز. چون این ها امر به معروف و نهی از منكر را لازم و واجب نمی دانند، مگر آنجا كه راه هر ضرری به رویشان بسته باشد. آگاه باشید كه امر به معزوف و نهی از منكر واجبی بزرگ است كه واجبات دیگر در پرتو آن انجام می شود و پاس داشته می شود. در چنین شرایطی خشم خدای عز و جل بر چنین مردمی به حد اعلا می رسد و همه را در بر می گیرد، و نیكان و بدان و خردسالان و بزرگسالان در آن هلاك می شوند.
امر به معروف و نهی از منكر راه انبیا است و روش نیكان و شایستگان. واجبی بس بزرگ است كه واجبات دیگر به بركت آن انجام شدنی است. امنیت راه ها و رونق و حلال بودن كسب و كار در پرتو آن به دست می آید، ستم ها و تجاوزها در پرتو آن برطرف می گردد، حقوق از دست رفته در پرتو آن به صاحبانش باز می گردد، آبادی و عمران زمین در پرتو آن بدست می آید، انتقام از دشمنان در پرتو آن گرفته می شود، و كار زمامداران در پرتو آن اصلاح می گردد.
آخرین روایتی كه در اینجا نقل می شود، از امام صادق(ع) است كه می فرماید جامعه و امتی كه در آن حق ضعیف از قوی چنان با قدرت گرفته نشود كه قوی با تواضع و خضوع حق ضعیف را به او بپردازد، جامعه مقدس و منزه و پیراسته ای نیست.
آیات و روایات مربوط به امر به معروف و نهی از منكر بسیار زیاد و بسیار جالب توجه هستند و بایسته است كه خصوصا در این ایام مطالعه شود. اما به زعم نگارنده این سطور، همین چند نمونه هم برای نشان دادن جایگاه رفیع این اصل بنیادین اجتماعی اسلام كافی است. چنانچه پیش از این هم گفته شد،این همان چیزی است كه امروزه بعنوان «نقد اجتماعی» از آن یاد می شود و نهادهای گوناگون اجتماعی و رسمی و نیمه رسمی، دولتی یا مدنی، سعی در اعمال آن دارند.
چنانكه پیش از این و به مناسبت های مختلف نیز گفته ام، بر این اساس، حتی اگر بیانیه جهانی حقوق بشری هم در كار نبود، در جامعه ای كه بخواهد در راه اسلامی شدن گام بر دارد، حفظ آزادی های اساسی و از جمله آزادی بیان، تجمع، قلم و مطبوعات، از امور واجبی بر شمرده می شود كه ترك آن جز به پیدایش نشانه های فساد قدرت مطلقه نخواهد انجامید. برای توضیح بیشتر این موضوع، در بخش آتی به بررسی تاریخ صدر اسلام و بویژه دوران زندگانی حسین (ع) از این دیدگاه خواهیم پرداخت.
مطالب مرتبط













