سرمقاله آفتابیزد/واقعاً غرامت میخواهیم؟!
چکیده :زیرا دوستان شرقی دولت احمدینژاد، در موضوع هستهای نهایتا همان راهی را میروند كه اربابان غربی در جلوی پای این دو ابرقدرتنما - روسیه و چین - گذاشتهاند و از این لحاظ، خسارتزنی آنها با یكدیگر برابری...
کلمه:مجتبی واحدی در سرمقاله امروز آفتاب یزد نوشته است: در اوج اظهار نگرانی بسیاری از فعالان سیاسی و مقامات مذهبی كشور نسبت به برخی نابسامانیهای داخلی، محمود احمدینژاد از تشكیل گروهی خبر داد كه وظیفه آن، محاسبه خسارتهای وارده به ایران در طول جنگ جهانی دوم است. به گفته احمدینژاد، قرار است نتیجه كار این گروه، برای مطالبه غرامت، تسلیم سازمان ملل متحد شود.
اگر كسی در خارج از مرزهای ایران باشد و تا دیروز هر نوع دسترسی به اخبار مرتبط به ایران را بر خود تحریم كرده باشد با شنیدن خبر جدید، مطمئن خواهد شد كه مدیران دولتی ایران در انجام وظایف روزمره خود هیچگونه عقبافتادگی ندارند و همه كارهای جاری كشور به خوبی پیش میرود. از جمله همكاران رئیس دولت، بودجه سالیانه و برنامه پنج ساله كشور را به موقع آماده و به مجلس ارسال كردهاند و اكنون با فراغت بال، میتوانند بخشی از وقت و انرژی خود را صرف پیگیری خسارتهای وارده به ایران در حادثهای نمایند كه بیش از 60 سال پیش به وقوع پیوسته است.
كسانی هم كه از حادثه جنگ ایران و عراق آگاهند به این نتیجه خواهند رسید كه احتمالا موضوعات مربوط به این جنگ از جمله برآورد خسارات مالی و انسانی آن، به دقت بررسی شده و اكنون باید به سراغ اشغال كنندگان ایران در جریان جنگ دوم جهانی رفت و از آنها مطالبه غرامت نمود. سوالات جزئی پیرامون این موضوع نیز چندان اهمیتی ندارد. مثلا نباید سوال كرد كه برای تعیین گروه مورد نظر احمدینژاد، كدامیك از صاحبنظران مسائل تاریخی و سیاسی، مورد مشورت قرار گرفتهاند؟ نكته كم اهمیت دیگر آن است كه آیا همه اشغالگران و یاران آنها، طرف مطالبه ایران هستند یا مثلا »دوستان روس« از این مقوله مستثنا خواهند بود؟
اما آنچه نمیتوان از آن عبور كرد یك سوال نسبتا مهم است كه به رفتار خصمانه بعضی از كشورها در سالهای اخیر باز میگردد و برای اثبات آن، نیازی به تشكیل كارگروه و اعلام خبر آن در دانمارك نیست. امروز نمیتوان تردید كرد كه خسارت ناشی از رفتارهای روسیه و چین در پرونده هستهای ایران، به مراتب سنگینتر از خساراتی است كه از توطئهچینی مستقیم آمریكا و انگلیس ناشی میشود. زیرا دوستان شرقی دولت احمدینژاد، در موضوع هستهای نهایتا همان راهی را میروند كه اربابان غربی در جلوی پای این دو »ابرقدرتنما « – روسیه و چین – گذاشتهاند و از این لحاظ، خسارتزنی آنها با یكدیگر برابری میكند.
اما اروپا و آمریكا همواره از همراهی دقیقه نودی چین و روسیه در تصویب قطعنامههای ضد ایرانی بیشترین استفاده تبلیغاتی را برده و میبرند تا نشان دهند نگرانی ادعایی آنها از برنامه هستهای ایران، یك دغدغه برای همه كشورهاست؛ حتی دوستان نزدیك ایران و كشورهایی كه نجات اقتصاد آنها مدیون بازشدن بازار ایران به روی اجناس و خدمات بنجل آنها بوده و هست!
كشورهای دیگر، در شرایطی خسارت خواهی ما برای جنگجهانی دوم را جدی خواهند گرفت كه ببینند امروز ما با استفاده از راههای حقوقی و قانونی، تاخیر غیرموجه روسها در راهاندازی نیروگاه بوشهر – یا به عبارت بهتر خوش رقصی آنها در برابر غرب – را با جدیت پیگیری میكنیم نه اینكه چشمهای خود را بر این تاخیر ببندیم و از زبان یك مقام رسمی اعلام كنیم »روسها در این زمینه، تعللی نداشتهاند«. كشورهای دیگر، چگونه جدیت ما برای مطالبه حق 65 سال پیش را باور كنند در حالی كه شاهد هستند همزمان با جدیدترین رای ظالمانه روسیه علیه پرونده هستهای ایران، در تهران با مقام روسی، دست دوستی میدهیم و آنها را به گرفتن دهها پروژه بزرگ نفتی در ایران، بشارت میدهیم؟ اگر قرار است از فاتحان جنگ جهانی دوم خسارت بگیریم لابد باید از عاملان اصلی آن جنگ نیز »طلبكار« باشیم نه آنكه در آمارهای رسمی، نام آلمان را در صدر طرفهای تجاری و منتفع شدگان از بازار پرجاذبه ایران قرار دهیم.
مگر میتوان از خسارتزنندگان به ایران سخن گفت و چینیها را همچنان عزیز داشت؛ چینیهایی كه هم امنیت ایرانیان را با صادرات كامیونهای غیر استاندارد و شیرخشك آلوده به خطر انداختهاند و هم برخی محصولات آنها، مقدسترین ارزشها برای ایرانیان را به تمسخر میگیرد؟ گرفتن خسارت جنگ جهانی دوم، كاری پسندیده است اما قبل از آن بهتر است جلوی زمینهچینی عراقیها را بگیریم كه با طرح ادعاهایی جدید درخصوص اشتراكات مرزی یا چاههای نفتی واقع در مناطق مرزی، خود را برای خسارتزنیهای آینده علیه ایران آماده میكنند.
آنچه در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ناشی از زیادهخواهی بعضی كشورها و سكوت برخی كشورها- با اعلام بیطرفی- بود؛ همان حادثهای كه امروز در جریان است و تعدادی از كشورها با اعلام »بیطرفی ظاهری« در پرونده هستهای ایران به دنیا نشان میدهند كه تعداد دفاع كنندگان از حق كشورمان در برابر مخالفان ایران و كسانی كه انگیزهای برای دفاع از ایران ندارند- صاحبان آرای ممتنع- بسیار ناچیز است. متاسفانه بعضی از مقامات دولت دهم، به جای انتقاد از »ممتنع«ها به كمك آنها شتافتند و به خاطر این بی طرفی از آنها تشكر كردند.
قطعنـامههای شــورای حكـام آژانس بیـن المللـی انرژی اتمی، تلاش قدرت های بزرگ جهانی برای سلب حق مسلم ایـران در دسـتـیـابی بــه آخرین فنا~وریهای روز است. كشورهایی كه با این قطعنامه مخالفت كردند، نشان دادند كه حـاضـر نـیستنـد بر این تضییـع حق، مُهـر تایید بزننـد اما رای ممتنع در این داستان به این مفهوم است كه صاحبان رای ممتنع، نسبت به حق مسلم ایران یا صلاحیت مسئولان فعلی ایران برای استفاده از این حق، قانع نشدهاند. مسئولانی كه امروز از آرای ممتنع در قضیه اخیر سپاسگزاری مینمایند بعید است در آینـده بتـواننـد مدعی كشورهایی شونـد كـه جمعا~وری مدرك در خصوص »خسارت زنی« آنها به ایران در جنگ جهانی دوم به اندازه اقدامات آشكار تعدادی از كشـورها در سوژه های اخیر مرتبط بــا ایران، آسـان نیست؛ اگرچه مهرورزیهای ویژه دربرابر بعضیحقكُشیهای مسلم چین و روسیه و برخی اعراب بــه ظاهر دوست، وجود عزم جدی برای هرگونه غرامتخواهی نسبت به حال و گذشته را زیر سوال برده است اما اگر دولتمردان ایران، این موضوع را از وظایف اصلی خود برمیشمارند و آن را در مقایسه با جریان امور عادی كشور از اولویت برخوردار میدانند، بهتر نبود قبل از رسانهای كردن – آن هم در یك كشور خارجی- برای آن، فراخوان داخلی میدادند تا این موضوع حیثیتی، مانند بعضی اظهارنظرهای دیگر، درمیانه راه به تفسیر و تاویل یا توجیه و تكذیب، دچار نشود!













