سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مطهری:بدون‌هاشمی دوستان‌نادان به‌رهبری آسیب می‌زنند...

مطهری:بدون‌هاشمی دوستان‌نادان به‌رهبری آسیب می‌زنند

چکیده :این ناشی از بی انصافی حامیان دولت است كه البته من آن ها را اصول گرا نمی دانم و یك جریان سوم می دانم . متاسفانه قدرت هم در دست این ها است و گروه حاكم هستند و دچار غرور هم شده اند و نسبت به آقای هاشمی بی انصافی می كنند. ولی من فكر نمی كنم كه این وضعیت خیلی بتواند ادامه داشته...


کلمه:علی مطهری حذف هاشمی رفسنجانی از ساختار قدرت در نظام جمهوری اسلامی، پروژه ای می داند كه با همراهی و همكاری برخی عناصر ذی نفوذ واجد حسن نیت و فاقد بصیرت مواجه شده است. با این حال مطهری معتقد است كه این پروژه در نظام جمهوری اسلامی به سرانجام نخواهد رسید.

علی مطهری در مصاحبه با عصرایران از موقعیت كنونی و آینده سیاسی هاشمی سخن می گوید.

ظاهراً اصولگرایان افراطی برخلاف توصیه رهبری، تمایلی به حفظ حرمت هاشمی رفسنجانی ندارند. نظر شما در این باره چیست؟

من فكر می كنم كه این افراد به دنبال اجرای تز ” حذف هاشمی از انقلاب ” هستند ولی این ها اشتباه می كنند و قادر به انجام این كارنیز نخواهند بود.

این افراد كه داعیه ولایت پذیری دارند چرا چنین آشكار توصیه رهبری به حفظ حرمت هاشمی را نادیده می گیرند؟

این ها ولایت فقیه را تا جایی قبول دارند كه تامین كننده منافعشان باشد. این افراد باید منصفانه به حوادث انتخابات نگاه كنند. به هر حال در این انتخابات به آقای هاشمی ظلم شد و به ایشان حق دفاع داده نشد. قرآن می فرماید خداوند دوست ندارد كسی صدای خودش را بلند كند و دشنام دهد مگر كسی كه به او ظلم شده باشد. در این انتخابات و پس از آن به آقای هاشمی ظلم شد و ایشان حق دادخواهی و دفاع از خودشان را دارند.

شما فرمودید كه این افراد قادر به حذف هاشمی نخواهند بود؟ چرا؟

زیرا اولاً آقای هاشمی پایگاه اجتماعی خوبی دارد و ثانیاً موضع ایشان، كه دفاع از حقوق مردم است، موضع درستی است.

آیا در شرایط كنونی این افراد می توانند ادعای ولایت پذیریشان را با حمله به هاشمی جمع كنند؟

نه، واقعاً این ها با هم قابل جمع نیستند. رهبری فرمودند به روسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام توهین نشود ولی ما می بینیم كه این آقایان به آقای هاشمی توهین می كنند. بنابراین، این ها باید در قبال این رفتار خود پاسخگو باشند.

حدود یك دهه پیش تزی با عنوان ” سكوت ولایت ” مطرح شد. ممكن است كه این نیروها نیز با توجه به این تز به گمانه زنی در باره مواضع رهبری دست زده باشند؟ یعنی بگویند الان ولی فقیه نقد هاشمی را به مصلحت نمی بیند و ما به جای او علیه هاشمی رفسنجانی موضع گیری می كنیم.

البته من نمی دانم كه مطرح كنندگان تز ” سكوت ولایت ” در آن زمان دقیقاً چه نظری داشتند ولی اگر بخواهیم این حرف را قبول كنیم، دیگر تبعیت از رهبری معنا نخواهد داشت؛ زیرا در این صورت ما هر طور كه دوست داشته باشیم، دستورات رهبری را تفسیر و تاویل می كنیم.آن تز اگر توجیهی داشته باشد در جایی است كه نصی و سخن صریحی وجود نداشته باشد و صلاح نباشد رهبر در موضوعی وارد شود اما ورود دیگری مانعی نداشته باشد.

پس شما اساساً تز ” سكوت ولایت ” را منافی تبعیت از ولایت می دانید.

این برداشت از آن را قبول ندارم، زیرا زمانی كه نص سخن رهبری وجود دارد، دیگر نمی توان به تاویل آن پرداخت و به اصطلاح اجتهاد در مقابل نص كرد.

رهبری در دوره اصلاحات یك بار تاكید كردند كه اگر موضعی داشته باشند، آن را علنی ابراز می كنند و چیزی را مخفیانه نمی گویند.

بله، دقیقاً همین طور است. حالا اگر ایشان هم این حرف را نفرموده بودند، باز هم ملاك ما سخنرانی ها و بیانیه های ایشان بود نه اینكه كسانی بیایند و به ملاقات های خصوصی یا شنیده هایشان استناد كنند و الا ملاكی برای عمل به نظرات رهبری در دست نخواهد بود.

شما در مجموع الان هاشمی رفسنجانی را هنوز در نظام جمهوری اسلامی در كانون قدرت می دانید؟

بله، ایشان در كانون قدرت است و این فتنه تمام خواهد شد و ایشان همچنان در كنار رهبری خواهند بود. من معتقدم كه هاشمی و رهبری باید در كنار هم باشند و الا نظام آسیب می بیند.

اگر هاشمی هنوز در كانون قدرت است پس چرا این گونه مورد حمله قرار می گیرد و كسی هم جلوی این حملات را نمی گیرد؟

بله، این ناشی از بی انصافی حامیان دولت است كه البته من آن ها را اصول گرا نمی دانم و یك جریان سوم می دانم . متاسفانه قدرت هم در دست این ها است و گروه حاكم هستند و دچار غرور هم شده اند و نسبت به آقای هاشمی بی انصافی می كنند. ولی من فكر نمی كنم كه این وضعیت خیلی بتواند ادامه داشته باشد. این وضعیت مورد قبول مردم هم نیست. حالا ممكن است چند صباحی اوضاع این گونه باشد ولی خیلی نمی تواند پایدار باشد.

تز طراحان حذف هاشمی این است كه ایشان باید از انقلاب حذف شود. آن نحوه مناظره ها هم در همین راستا و در درون همین پروژه جای داشت. برخی از دوستان هم به خیال دفاع از رهبری در دام این ها گرفتار شده اند.

حامیان این دو نفر در اجرای این پروژه چه افراد یا گروههایی هستند؟

به هر حال عده ای از شخصیتهای سیاسی و كسانی كه بعضی مناصب حساس را در اختیار دارند واغلب آنها حسن نیت دارند و از روی عقیده كار می كنند اما بصیرت لازم و بینش عمیقی ندارند با احمدی نژاد و مشایی در اجرای این پروژه هماهنگ هستند و فكر می كنند كه می توانند هاشمی را حذف كنند ولی من معتقدم كه این پروژه به نتیجه نخواهد رسید.

یعنی شما می فرمایید كه هاشمی تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد همچنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باقی خواهد ماند؟

بله، ایشان همچنان در این مقام می مانند و مثل گذشته مدیر موثری خواهند بود.بدون هاشمی افراد كم بصیرت وقدرت طلب ونیز دوستان نادان انقلاب به رهبری آسیب می رسانند. خطبه های نماز جمعه ایشان هم بر خلاف نظر آقای یزدی كمك به رهبری بود.

در مورد رابطه رهبری و هاشمی هم دو تحلیل در میان نیروهای داخل و خارج نظام وجود دارد. یكی اینكه رهبری به دلایلی ترجیح می دهد كه هاشمی به تدریج به حاشیه قدرت رانده شود؛ بویژه اینكه رهبری در نماز جمعه به وجود اختلاف بین خودشان و هاشمی اشاره كردند و گفتند كه مواضع احمدی نژاد به مواضع ایشان نزدیكتر است. تحلیل دوم هم این است كه رهبری مایل است هاشمی، علیرغم تضعیف قدرت سیاسی اش، كماكان در ساختار قدرت باشد تا مبادا به منتظری دوم نظام جمهوری اسلامی تبدیل شود. شما با كدام تحلیل موافقید؟

من فكر می كنم كه منظور رهبری از نزدیكی نظر احمدی نژاد به نظر خودشان، بیشتر نظرات اقتصادی و روش مدیریت كشور بود نه اینكه در همه حوزه ها نظر آقای احمدی نژاد به نظر رهبری نزدیكتر باشد. اساسا آقای احمدی نژاد یك آدم متفكر نیست كه در حوزه های مختلف نظرات صائبی داشته باشد.

ظاهراً در سیاست خارجی هم نظر احمدی نژاد به نظر رهبری نزدیكتر است.

آنچه كه من از بیانات رهبری فهمیدم، نزدیكی آراء و روش مدیریت اقتصادی بود.

نظرتان در خصوص آن دو تحلیل درباره نظر رهبری نسبت به آینده سیاسی هاشمی چیست؟

من هیچ كدامشان را قبول ندارم. به نظر من رهبری همچنان مایلند كه آقای هاشمی در صحنه باقی بمانند ولی شاید از برخی موضع گیریهای آقای هاشمی دلخور باشند. مثلاً ممكن است رهبری از شركت نكردن آقای هاشمی در مراسم تنفیذ دلگیر شده باشند ولی فكر می كنم كه ایشان هم توجه دارند كه آقای هاشمی در مناظره های انتخاباتی مظلوم واقع شدند و در سخنانشان هم اشاره ای به خطای آقای احمدی نژاد داشتند.

عدم حضور آقای هاشمی در مراسم تنفیذ، اعتراض به رهبری نبود بلكه اعتراض به عدم عذر خواهی آقای احمدی نژاد بود. من خودم اولین فردی بودم كه در سال 1380 خواستار شفافیت فعالیت های اقتصادی برخی از فرزندان آقای هاشمی شدم اما آقای احمدی نژاد از این مسئله به عنوان یك ابزار برای افزایش آرای خود استفاده كرد.

پس در واقع شما همان تحلیل دوم را قبول دارید كه می گوید رهبری مایل است هاشمی كماكان در ساختار قدرت باشد.

رهبری می خواهند هاشمی به صورت جدی در ساختار قدرت باشد نه اینكه در ساختار قدرت باشد تا مبادا به منتظری دوم نظام تبدیل شود. من فكر می كنم نظر رهبری واقعاً این است كه هاشمی در ساختار قدرت حضور جدی و موثر داشته باشد.

ظاهراً عدم محكومیت جنبش سبز از سوی هاشمی برای اصولگرایان افراطی خیلی گران تمام می شود. آیا كشاكش بین هاشمی و افراطیون اصولگرا تاثیری بر روی موقعیت جنبش سبز می گذارد؟

جنبش سبز را باید به دو قسمت تقسیم كرد. یك قسمت آن به پایمال شدن حقوق اجتماعی مردم از قبیل آزادی بیان و بازداشتهای گسترده و خشونت پس از انتخابات و توقیف مطبوعات معترض است. این اعتراضات را برخی از اصولگرایان هم دارند.

ولی بخش دوم جنبش سبز در دست عده ای غربگراست كه اساساً با انقلاب اسلامی، حكومت اسلامی و دخالت دین در اداره جامعه مخالفند و به دنبال آزادی و دموكراسی غربی و زندگی به سبك غربی هستند. این ها از فرصت پدید آمده استفاده كرده و وارد جنبش سبز شده اند و شعارهایی را بر خلاف مبانی انقلاب اسلامی ابداع كرده اند.

تمام هواداران انقلاب اسلامی با این گروه و شعارهایشان مخالف هستند و این افراد را فرصت طلب می دانند. ولی بسیاری از اعتراضات معترضین اعتراضات به جایی است و مسئولان باید پاسخ مناسبی به آنها بدهند.

صدا و سیما هم باید نظرات آنها را منعكس كند. آقای هاشمی هم اگر جنبش سبز را محكوم نمی كند، به گروه اول نظر دارد كه در چارچوب قانون اساسی حركت می كنند و گر نه انكار گروه دوم یك امر بدیهی است و هیچ كس نمی تواند آنها را تایید كند. مثلا شعار “جمهوری ایرانی” برای هیچ فرد علاقه مند به انقلاب اسلامی قابل قبول نیست اگرچه جمهوری ایرانی همان جمهوری اسلامی است زیرا اسلام یكی از عناصر مهم ملیت ایرانی است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.