اينان پيرو کدام امامند؟
چکیده :حال بايد پرسيد به راستى کسانى که بىمحابا در سالها و ماههاى اخير به برخى روحانيون سرشناس حمله کردهاند پيرو کدام امامند؟! چند سال قبل در پى چاپ يک کاريکاتور که هيچ اشارهاى به فرد خاصى در آن نبود عدهاى برآشفته شده و مدعى توهين به روحانيت شدند و چه جنجالها که نيافريدند همانها امروز در حمله و ضرب و شتم روحانيون محترم، خوشنام و با سابقه نظام يا مشارکت کرده و يا در مقابل آن سکوت مىکنند و آب هم از آب تکان...
کلمه-حميد قزويني:اظهارات مقام معظم رهبرى درباره ضرورت پرهيز از تخريب مسئولان رسمى نظام و اجتناب از ايراد اتهام «ضدولايت فقيه» و «منافق» به نيروهاى درون نظام بازتابهاى مختلفى در روزهاى گذشته داشته است. بر کسى پوشيده نيست که چنين رفتارهايى در ماههاى اخير بيشتر از ناحيه کسانى سرزده که خود را مدعى اصولگرايى و دفاع از نظام و انقلاب مىدانند. نگاهى هرچند گذرا به مواضع جريان اصلاحطلب نشان مىدهد اين شيوه نه تنها به مشى اصلاحطلبان راه ندارد که اساسا آنها از بيم تعقيبها و پيگردهاى بعدى جرات طرح چنين اتهاماتى ندارند.
اما بخشهايى از جريان مقابل که معمولا با ابروهاى درهم تنيده و چهرهاى اخمآلود به رقيبان نگاه مىکنند و به چيزى جز حذف و طرد ديگران نمىانديشند از بامداد تا شامگاه بدون نگرانى از عواقب کار خود، «قلم» را همچون «تيغ» از نيام برکشيده و در کارزارى بىرقيب به رجزخوانى مىپردازند و سرانجام سرود فتح و ظفر سر مىدهند؛ ظفر در عرصهاى که اخلاق و وحدت ملى مغلوبان بزرگ آن هستند. حقيقتا چه مبارک سحرى و چه فرخنده شبي!
اکنون که رهبرى از اين شيوه غيراخلاقى و تفرقهآميز براى چندمين بار انتقاد کرده و خواستار کنار نهادن آن شدهاند فرصت را مغتنم شمرده و به مواردى از سيره امام خميني(ره) نيز اشاره مىشود.
1- در اوايل دهه 60 امام جمعه يکى از شهرهاى بزرگ ايران با شمارى از نيروهاى سياسى و انقلابى استان که بيشتر آنها از روحانيون، مبارزين سياسى و رزمندگان دفاع مقدس بودند اختلاف پيدا کرد. منتقدان، خطبهها و عملکرد امام جمعه را در تضاد با منويات امام و ضرورتهاى دوران دفاع مقدس مىدانستند.افراد مختلف با هدف حکميت از تهران عازم آن شهر شدند. اما با وجود تلاشهاى فراوان، توفيقى در رفع اختلافات به دست نيامد. در چنين شرايطى و در نزاع و کشاکش ميان معترضان و حاميان امام جمعه، خبر به امام رسيد که عمامه اين روحانى از سر او افتاده است. همين واقعه کافى بود تا امام به شدت برآشفته شده و دستور به ابقاى آن فرد دهند.از نظر امام توهين به روحانيت آن هم در نظام اسلامى پذيرفتنى نبود و عدم برخورد با آن به عادى شدن و نهايتا رواج آن مىانجاميد. برخى نزديکان و مطلعان معتقدند امام با وجود نارضايتى و ناراحتى از مباحث مطرح شده در نماز جمعه و همدلى با معترضان، راضى به کنار گذاشتن اين روحانى محترم پس از چنين حادثهاى نشدند.
2- باز در اوايل دهه 60 که مرحوم مهندس بازرگان و نهضت آزادى انتقاداتى را نسبت به شيوه اداره کشور و مباحث مرتبط با جنگ داشتند، عدهاى تندرو در برخى مجامع شعارهايى را عليه آن مرحوم سردادند امام از اين رفتار نيز به شدت ناراحت شده و خواستار اجتناب از چنين کارهايى شدند. اين برخورد در حالى به وقوع مىپيوست که امام با مواضع اعضاى نهضت آزادى در آن سالها به شدت مخالف بود.
حال بايد پرسيد به راستى کسانى که بىمحابا در سالها و ماههاى اخير به برخى روحانيون سرشناس حمله کردهاند پيرو کدام امامند؟! چند سال قبل در پى چاپ يک کاريکاتور که هيچ اشارهاى به فرد خاصى در آن نبود عدهاى برآشفته شده و مدعى توهين به روحانيت شدند و چه جنجالها که نيافريدند همانها امروز در حمله و ضرب و شتم روحانيون محترم، خوشنام و با سابقه نظام يا مشارکت کرده و يا در مقابل آن سکوت مىکنند و آب هم از آب تکان نمىخورد.
شيوه جريان متعصب، بداخلاق، تندرو و اتهامافکن امروز آيا با شيوه رهبر قبلى و فعلى نظام قابل مقايسه است؟ شما قضاوت کنيد.
منبع: حیات نو













