سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تمدن سازي مستلزم آزادي مطبوعات

چکیده :ودرآخر اين که قرآن بشارت مي دهد به بندگاني که حرفها را مي شنوند وبهترين را انتخاب مي کنند، به چه معني است؟ آيا تک صدايي در برداشت هاي علمي وفلسفي مي تواند به تمدن سازي و آباداني منجر شود؟ بي ترديد چنين نيست، چه اگر اين گونه بود به جاي چند صدايي،تک صدايي بايد از سوي قرآن ترويج مي شد....


مردمسالاری- فروزان آصف نخعي: چگونه پيامبر اسلام(ص) قادر شد يکي از بزرگترين تمدن هاي عصر خود را در جزيره العرب، آن هم از عقب افتاده ترين مناطق آن روزگار برپا سازد؟بخش مهمي از پاسخ اين سوال برمي گردد به نحوه برخورد قرآن با پلوراليسم فلسفي وجمع بين اين دومحوراصلي که دين درعين حال که مدعي حقانيت خود است در عين حال مدافع آزادي بيان مخالفان خود نيز هست وبه نوعي بدون آن که مانند پلوراليسم فلسفي سخن از نسبي بودن حقيقت بگويد تا “غير” داراي حق بيان و امنيت پس از بيان درحوزه سياسي و اجتماعي شود ، واقعيت تکثر عقايد را به رسميت مي شناسد. قرآن درحوزه دينداري يکي از اسناد بسيار مهمي است که شيوه پيامبر(ص) دربرخورد با انديشه مخالفان را به نمايش مي گذارد. پيامبر(ص) براي مواجهه با مخالفان، ابتدا به فهم درست ادله مخالف مي پردازد، سپس بيان موضوع و مساله و در نهايت ارائه ادله در جهت اثباتانديشه خود مي کند، که در روش شناسي قرن بيست و بيست و يک به کار مي آيد.

اين شيوه در حوزه انديشه، مساله پردازي دهريون را وارد حوزه فرهنگ مکتوب (قرآن) کرده و پيام مخالف خود را به همراه پاسخهاي ارائه شده در تاريخ جاودان مي کند تا درآينده هرکسي که مايل است خود، راه خود را بنابر اختياري که خداوند به او داده انتخاب کند. از جمله اين برخوردهاي استدلالي، برخورد قرآن با منکرين خدااست. در آيه 24 سوره جاثيه قرآن به طرز مسوولانه اي که حکايت از احترام فوق العاده به خرد بشري دارد، استدلال منکران خدا بدون هرگونه سانسوري مطرح مي کند و مي فرمايد:”مي گويند هرچه هست در همين دنياست وهمين جا مي ميريم وزنده مي شويم، دنيا ما را مي ميراند”. درادامه قرآن مي فرمايد: “آنان ظن وگمانه زني مي کنند والا به حرف خود علم ندارند”. يا حتي در سوره بقره آيه 23 به صراحت مخالفان را ترغيب مي کند که درنقد قرآن، اگر مي توانند بروند و سوره مشابه بياورند.

بي ترديد امنيت بخشيدن به مخالفان پس از بيان ادله خود، يکي از مهمترين عوامل تمدن سازي تفکرجديد وحياني بوده که پيامبر(ص) به عنوان حامل آن، گفت وگو را درجامعه خشونت زده بي منطق عرب، جايگزين حذف مخالف کرد.

بررسي بالا از آن رو اهميت دارد که مي تواند سندي براي امروز ما باشد که تا چهاندازه به معيارهاي پيامبر اکرم (ص) در عمل نزديک هستيم؟

در دو ماه اخير روزنامه هاي آرمان، صداي عدالت، سرمايه، خبر و همشهري، به محاق تعطيلي رفتند. يکي رکورد بيشترين تيترهاي انتقادي را به خود اختصاص داده بود، ديگري وابسته بود به جناح اصولگرايان ميانه روکه شهردارش مخالف استعفاي يک مدير لايق بوده است (که البته خوشبختانه مجددا منتشر مي شود) وديگري وابسته بود به اصلاح طلباني که به دليل تفکرشان دردايره خودي ها نيستند بي ترديد اينانديشه آيت الله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان رهبري به انديشه قرآني بسيار نزديک است که عصر روز يکشنبه در ديدار با جمعي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشکي از مسوولان جمهوري اسلامي خواست، “با سعه صدر بيشتر عرصه را براي بيان ضعف ها و نارسائي ها هموار و به نقدهاي منصفانه توجه کنند”. همان کسي که لاريجاني رييس مجلس ايران در واکنش به برخي برخورد ها مي گويد “آقايهاشمي بخشي از تاريخ انقلاب است; امام فرمود هاشمي زنده است، بنابراين انقلاب زنده است.”

و “درباره خانواده او(هاشمي) اگر حرفي هم هست، بايد از مسير خودش دنبال شود.” اکنون هاشمي که يکي از خطيبان جمعه اي است که تحليلي ترين بحثها در حوزه توسعه ومسايل روز داشته، ديگر به نماز جمعه نمي آيد.

ودرآخر اين که قرآن بشارت مي دهد به بندگاني که حرفها را مي شنوند وبهترين را انتخاب مي کنند، به چه معني است؟ آيا تک صدايي در برداشت هاي علمي وفلسفي مي تواند به تمدن سازي و آباداني منجر شود؟ بي ترديد چنين نيست، چه اگر اين گونه بود به جاي چند صدايي،تک صدايي بايد از سوي قرآن ترويج مي شد. اما قرآن در فهم آيات خويش درسوره يوسف تاکيد مي کند که در داستان يوسف و برادرانش آيات، نشانه و قانونمندي هايي است براي سائلين و سوال کنندگان. به عبارت ديگر تعقل فردي براي فهم قرآن و مساله مداري شيوه فهم است، نه آن که از ابتدا روشن باشد از چه چيز بايد حمايت شود و براساس آن موضع علمي اتخاذ گردد يعني همان موضعي که کمونيستهاي اتحاد جماهير شوروي سابق به علم و انديشه و نقادي داشتند. آنان تئوريهاي انيشتين را زاييده افکار بورژوازي مي دانستند که درنهايت دردشمني با خلقها قرار دارد.

نتيجه اين مواضع چه شد؟ اين دست از برخوردها خلاف موضع علمي در حوزه سياسي، اجتماعي و اقتصادي و به طور کلي “نقد” است. آيا تعطيلي جرايد و فقدان تريبون براي مخالفان و ناقدان سياستهاي جاري که منجر به ايجاد نگراني و دلهره در نزد صاحبان جرايد مي شود مي تواند کشورمان را به ايران سال 1404 که در تمامي شاخصها، بايد الگوي تمام قدي براي پيشرفت، نزد کشورهاي منطقه باشد تبديل سازد؟ تمامي کشورهايي که تبديل به يک تمدن بزرگ شدهاند ابتدا انديشمندان، متفکران، نويسندگان و در شرايط امروزين جهان مطبوعات به عنوان رکن چهارم دمکراسي، در امنيت کافي قرارداشته اند، به هرحال فراموش نکنيم، اين جمله را که «نقد و بلکه تخطئه از هداياي الهي است» که امام خميني(ره) آن را مطرح کرده اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.