خبرهايي جذابتر از همان منبع موثق!
چکیده :راستي چه كسي گفته است كه اصولگرايان بايستي توصيه قرآني در خصوص اخبار منقول از فاسقان را قبل از پذيرش، مورد ارزيابي قرار دهند؟ مگر مردي كه خبرگزاري دولت اصولگرا، او را «مردي براي تمام فصول» ميخوانَد نگفته است دوران اسلام گرايي به پايان رسيده؟ پس چه باك كه بدون توجه به آيه قرآن، سخن بوش-اگر گفته شده باشد- را بر سر «نيزه» كنند و بر سر اصلاح طلبان...
آفتاب یزد-مجتبی واحدی: چــنـدي اسـت روزنـامـه پدربزرگ در جبهه مدعي اصولگرايي، ادعاهايي در خصوص وابستگي اصلاحطلبان به آمريكا مطرح ميكند و اين ادعاهاي خود را به رسانهها و افرادي منتسب مينمايد كه خوراكسازي ايشان براي مدعيان اصولگرايي در ايران، افشاكننده ماهيت عقبه داخلي آنـهـاست؛ همان عقبهاي كه فضاي ايران را ميشناسد و براي تهاجم همپيمانان افراطي خود به اصلاحطلبان،«آتـش تـهـيـه» فـراهم مـيكـنـد.
الـبـتـه شيدايي نسبت بـه خبرسازان آمريكايي در حدي است كه گاه تقدم و تأخرهاي زماني فراموش ميشود. مثلا يك روز، منبع موثق براي مدعيان اصولگرايي در ايران، رئيس جمهور پيشين آمريكا ميشود كه امروز هيچكس جز بعضي افراد مستاصل در ايران، حتي براي سرگرمي،از او نامي نميبرد. حق هم همين است زيرا جرج بوش در ماههاي پاياني رياست خود در نـهـايـت اسـتـيصال بود و شايد خودش هم براي اتمام هـرچه سريعتر بدترين دوره رياست جمهوري آمريكا، لحظهشماري ميكرد. اما گويي بعضي از رسانههاي مدعي اصولگرايي در ايران، هنوز بوش را رئيسجمهور آمريكا ميدانند و از موهبت خبرسازيهاي او- يا اخباري كه همپيمانان داخلي بوش به نيابت از او ميسازند – برخوردار ميشوند.
در يكي از اين خبرسازيها، ادعا شد كه بوش گفته است: «اصلاحطلبان، خط مقدم آمريكا هستند و چشم اميد آنها به ماست». اين خبر نيازي به تكذيب نداشت چون امروز نميتوان كسي را در دنيا پيدا كرد كه چشم اميد به بوش داشته باشد، جز همان كساني كه وقتي ميخواهند سخن بوش يا آرزوي بـرخـي مـدعـيـان اصـولـگـرايي را بيان كنند دچار هيجانزدگي ميشوند و مينويسند «جرج بوش كه براي افتتاح بنياد بوش به دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس رفته بود در يك سخنراني پرشور، اصلاحطلبان را خط مقدم آمريكا خواند». اما به هر حال، كساني كه سياستمدار محبوب آنها، دوست شفيقي در كنار دارد كه بر دوستي با مردم اسرائيل، تاكيد هزارباره ميكند حق دارند سخنراني جرج بوش را«پرشور» بخوانند و اظهارات اين رئـــيــس جمـهــورِ به ياد ماندني آمريكا را به عنوان منبع موثق، مورد استناد قرار دهند. راستي چه كسي گفته است كه اصولگرايان بايستي توصيه قرآني در خصوص اخبار منقول از فاسقان را قبل از پذيرش، مورد ارزيابي قرار دهند؟ مگر مردي كه خبرگزاري دولت اصولگرا، او را «مردي براي تمام فصول» ميخوانَد نگفته است دوران اسلام گرايي به پايان رسيده؟ پس چه باك كه بدون توجه به آيه قرآن، سخن بوش-اگر گفته شده باشد- را بر سر «نيزه» كنند و بر سر اصلاح طلبان بزنند!
اما اگر قرار است اخبار منابع آمريكايي و ياران منطقهاي آنها را به عنوان منبع موثق در نظر بگيرند همان منابع در روزهاي اخير، اخبار ديگري هم منتشر كردهاند كه به چند نمونه از آن اشاره ميشود.
1- چند روز قبل روزنامه نيويورك تايمز مدعي شده كه بنياد علوي -وابسته به ايران- مبلغ سيصد و سي و دوهزار دلار(سيصد ميليون تومان) در سال 2007 به دانشگاه كلمبيا كمك كرده و در سالجاري نيز مبلغ 50 هزار دلار در اختيار آن دانشگاه گذاشته است.
البته سخنگوي دانشگاه كلمبيا، هرگونه ارتباط ميان پرداخت اين كمكها با سخنراني سال 2007 احمدينژاد در آن دانشگاه را تكذيب كرده است اما اگر اصلاحطلبان هم بخواهند به شيوه مدعيان اصولگرايي، قضاوت كنند ميتوانند اين دو موضوع را به هم ربط دهند و نتيجهگيري كنند كه «در همان سالي كه چند دانشجوي ايراني براي تامين مخارج تحصيل خود، در يك ساختمان مخروبه كار ميكردند و بر اثر ريزش آن جان باختند، سيصد ميليون تومان از اموال يك موسسه ايراني، در اختيار دانشگاه كلمبيا قرار گرفته تا اهداف تبليغاتي دولت احمدينژاد، پيگيري شود!» آيا مدعيان اصولگرايي اينگونه قضاوت را ميپذيرند؟
2- تقريبا يك ماه و نيم قبل از انتخابات 22 خرداد 88، احمدينژاد در حاشيه اجلاس دوربان 2، ديداري با رئيس جمهور سوئيس داشت. بلافاصله پس از اين ديدار، برخي رسانههاي غربي به نقل از رئيسجمهور سوئيس اعلام كردند: «احمدينژاد از من خواست تا اين پيام را به واشنگتن برسانم كه ايران از وضعيت فعلي-درآمريكا- ناراضي است و خواهان تغيير آن است. به اين منظور، بايد آمريكا گام اول را بردارد و تغيير جدي در سياست خود بدهد. اگر اوباما بخواهد ميتواند اين دگرگوني را به انجام برساند. البته اين تغيير بايد در همين ماه ها انجام شود، چون بعدا مشكلتر خواهد شد». اگر اصلاح طلبان نيز به حدي از درماندگي برسند كه بخواهند پاي خود را جاي پاي رسانههاي مدعي اصولگرايي بگذارند بايد با استناد به خبر رسانههاي غربي، بگويند كه «احمدينژاد به دنبال كسب امتياز حل مشكلات ايران و آمريكا، در آستانه انتخابات رياستجمهوري بوده است».
- بعضي از همين رسانهها، اخيرا ادعا كردهاند كه دولت احمدي نژاد، با پرداخت دويست هزار دلار به سران جزاير سليمان، راي آنها را در مجامع بينالمللي به نفع ايران خريداري كرده است. آيا اين خبررسانيصهيونيستها هم موثق است يا چون گردي بر قباي نازنينان مينشاند، سراسر دروغ ميباشد؟ *
4- پس از سفر اخير نخستوزير كويت به ايران، برخي رسانههاي خارجي، مدعي شدند كه ايران در اين سفر خواستار ميانجيگري كويت ميان تهران و رياض شده است. آيا اين ادعا كه پس از تبليغات وسيع عربستان بر عليه ايران و بعد از ادعاي روزنامههاي اصولگراي ايران در خصوص سركوب شيعيان يمن توسط عربستان ،مطرح ميشود نيز به اندازه ادعاي مجله تايم و اظهارات منتسب به جرج بوش، معتبر است؟
5- از خبررساني وسيع رسانههاي تركيه و كپيبرداري رسانههاي غربي از همان خبرسازي ها در خصوص واگذاري امتياز فروش 50 درصد گاز استخراجي از سه فاز پارس جنوبي، بيش از سه هفته نميگذرد. آيا اين خبر تحقيرآميز هم به اندازه ادعاهاي منتسب به جرج بوش معتبر است؟
6-در هـمـيـن مـدت رسانـههـاي خبـري بــه نقــل از دستگاههاي اطلاعاتي، مالي و تحقيقاتي آمريكايي يا غربي، آمـارهـايي درخصـوص رتبـه فسـاد مـالـي و اداري در ايـران، افـزايـش بـيسابقه فـرار نخبگـان از ايران، كــاهش شديــد سرمايهگذاري و افزايش ريسك سرمايهگذاريدر كشورمان و … منتشر كردهاند. روزنامهاي كــه مقالات آن، بلافاصلـه توسط فرزندخواندگان، كپيبـرداري و حتي متاسفانه گاه در تريبونهاي مقدس بازگويي ميشود در مورد اين خبررسانيها يا خبرسازيها چه نظري دارد؟ البته بدون تعارف بايد گفت نشانههايي كه غربيها براي اثبات صحت اخبار مندرج در اين يادداشت به آنها اشاره ميكنند به مراتب قويتر از اظهاراتي است كــه بـــه رئيس جمهــور پيشين و منزوي شـدهآمريكــا، منتسب ميشود.
اما بــه هر حـال اگـر قرار بر پيداكردن شاهــد از ميان رسانـههـاي غربـي -يـا بــه طـور كلي مخالف نظام جمهـوري اسلامي- باشد يقينا خبرها، مقالات و تحليلهايي كـه ميتواند به زيان مدعيان اصولگرايي بــه ويژه افراطيهايي كــه خود را حامي دولت جا ميزنند، مورد استفاده قرار گيرد دهها و شايد صدها برابر بيشتر از نمونههايي است كه ظاهرا تنها به دست تعدادي «از رسانههاي پرونــده ساز» در ايران ميرسد و شايد هم فقط تراوشات مغزي خود آنها باشد. آيا روزنامهنويسان اصـولگرا، در همين چندماه اخير خبرسازيها- و شايد افشاگريهاي نـاهـمـاهـنـگرسـانههاي غربي و اسرائيلي، درخصوص رفتوآمدهاي محرمانه و مذاكرات غيرعزتمندانه بعضي وابستگان به دولت براي نزديك شدن به تيم حكومتي جديد در كاخ سفيد را نشنيدهاند و نخواندهاند؟همه آن خبرها هم توسط منـابعي نقل شده است كــه امروز منبـع موثق و محبوب براي بعضيرسانههاي ضداصلاحطلب ايراني هستند. آيا مدعيان اصـولگرايي در اين حد تحمل دارنـد كــه همين خبرها به تيتر اول روزنامههاي اصلاحطلب تبديل شود؟ دولتمرداني هم كه به بهانه حمايت از آنها، تيترسازي ها و جعل خبرها عليه اصلاحطلبان انجام ميشود بايد آماده باشند كــه سيل اخبــار منتشـره در رسانــههاي خارجي كــه ظواهر بسياري از آنها نيز دقيق به نظر ميرسد به زودي در رسانههاي داخلي منعكس و اخبار آن منابع موثق – به تشخيص مدعيــان اصــولـگـــرايـي- بــراي ارزيـابـي ميـزان عـزتمـداري در ديپلماسي خارجي دولت هاي نهم و دهم مورد بهرهبرداري منتقدان دولت قرارگيرد. رئيس دولت كه علاقه زيادي به استفاده از عبارات خودماني دارد حتما اين عبارت مردمي را شنيده است كه »چيزي كه عوض دارد گله ندارد«.
*پي نويس:
ديروز سايـت solomonstarnews.com وابسته به دولت جزاير سليمان، عين همين خبر را منتشر كرد.













