سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آقا يه همشهري لطفا!

چکیده :اين ديالوگ ديروز در سرتاسر دکه هاي مطبوعاتي پايتخت و چه بسا سراسر کشور طنين انداز بود; صحنه اي به واقع تلخ! صحنه اي که در آن مخاطبين پرتيراژ ترين روزنامه کشور،مات و مبهوت به تيترهاي ساير روزنامه ها مي نگريستند و خبر توقيف را روي صفحه اول آنها مرور مي...


مردمسالاری-پژمان موسوي: آقايه همشهري لطفا!

مگه نمي بيني تو پيشخون نيست؟

خب چرا; واسه همين گفتم از داخل بدي

چي رو؟

روزنامه رو ديگه!

مگه خبر نداري؟

چي رو!

اي بابا ميگن همشهري توقيف شده…

اين ديالوگ ديروز در سرتاسر دکه هاي مطبوعاتي پايتخت و چه بسا سراسر کشور طنين انداز بود; صحنه اي به واقع تلخ! صحنه اي که در آن مخاطبين پرتيراژ ترين روزنامه کشور،مات و مبهوت به تيترهاي ساير روزنامه ها مي نگريستند و خبر توقيف را روي صفحه اول آنها مرور مي کردند…

همشهري دو روز پيش و به دنبال يک سري اخبار ضد و نقيض بالا خره توقيف شد و با توقيف خود، موج گسترده اي از انتقادها نسبت به اين حکم را به دنبال آورد البته عصر ديروز بازهم درپي يک سري خبرهاي ضدونقيض، همشهري رفع توقيف شد. اما تاثيرات توقيف اين روزنامه پر مخاطب، حتي براي يک روز، موضوعي نيست که بتوان به سادگي از کنار آن گذشت.

قاطبه صاحبنظران و فعالا ن رسانه اي، ديروزبا تاکيد بر احتمال بروز خطاهاي سهوي در هر روزنامه اي، از اين نوع برخورد ها با اهالي خبر و رسانه انتقاد کرده و خواستار تجديد نظر در حکم صادره از سوي هيات نظارت بر مطبوعات شدند، آن چه دراين بين اما مهم و قابل توجه به نظر مي رسد، اصل «کوچکترين خطا، آخرين خطا» است که برپايه آن حتي کوچکترين خطايي، آن هم در حوزه زير مجموعه سازمان آگهي ها و نه هيات تحريريه مي تواند موجب شود کل مجموعه با حکم توقيف مواجه شود; به واقع چاپ يک تصوير در قالب يکي آگهي تبليغاتي تا چه حد مي توانست بر روي افکار عمومي تاثير گذار باشد؟ آيا به غير از اين است که بيش از 99 درصد از مخاطبين با اين مکان آشنايي نداشته و با اين آگهي هم هوس سفر به آن را پيدا نکرده بودند؟ آيا فکر نمي کنيم آنگونه که مدير مسوول روزنامه همشهري هم ذکر کرد هم اکنون بخشي از افکار عمومي ايران و حتي جهان نسبت به اين مکان حساس شده و به دنبال کسب آگاهي از آن برآمده اند؟ فارغ از اين موضوع و آن چه که نقطه مشترک هر توقيف و تعطيلي است، روزنامه همشهري به واقع يکي از بزرگترين موسسه هاي مطبوعاتي ايران است و مساله توقيف آن فراتر از توقيف روزنامه هايي است که صرفا در حوزه هاي سياسي و فرهنگي فعاليت مي کنند. هر چند توقيف و تعطيلي برخي روزنامه ها طي سال هاي اخير با توجيهاتي بعضا غير قابل قبول همراه بوده اما مساله همشهري مساله اي متفاوت است.

همشهري موسسه اي است که با انتشار ضمائم و نشريات مختلف در حوزه هاي گوناگون، طيف وسيعي از مخاطبان را براي خود تعريف کرده است و با تعطيلي يک باره تمامي آنها، به واقع شوکي بزرگ به جامعه وارد مي شود و به راحتي نيز نمي توان جاي آن را با نشريه اي ديگر پر کرد. از سوي ديگر هزاران نفر به طور مستقيم يا غير مستقيم از مسير انتشار اين روزنامه امرار معاش مي کنند و تعطيلي يک چنين موسسه بزرگي به معناي قطع منبع در آمدي تمامي آنهاست. در نهايت به نظر مي رسد بايد رفع توقيف همشهري را به فال نيک گرفت و به اين نکته اشاره کرد که همان طور که در يک سازمان يا موسسه با خطاي يک عضو، کل آن سازمان يا نهاد تعطيل نشده و سعي مي شود که آن خطا اصلاح شود، زين پس با روزنامه ها و رسانه ها نيز يک چنين برخوردي شود و با خطاي يک عضو، کل مجموعه با خطر تعطيلي مواجه نشود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.