کارکنان روزنامه ها را از نگراني برهانيد
چکیده :به سبب عمل يک، دو يا سه نفر، چند صد نفر را محکوم نکنيد و امروز نيز با صداي بلند مي گويم دو روزنامه خبر و همشهري از کار باز ايستاده اند و بسياري از نيروهاي اين دو روزنامه به ويژه همشهري در نگراني زندگي خود به سر مي برند. اين افراد را از نگراني برهانيد. حتماً هستند کساني از مسوولان اين دو روزنامه که بپذيرند کناره گيري کنند تا افرادي جديد بر جاي آنها بنشينند و خللي بر کار روزنامه شان وارد نيايد و صدها نفر بيکار...
اعتماد-بهروز بهزادي:فراموش نکنيم که روزنامه نگاري در کشور ما يک حرفه است. کساني به عنوان نويسنده، خبرنگار، صفحه آرا، مصحح، حروفچين و کارمنداني در بخش هاي آگهي، توزيع، اداري و مالي، خدمات و… در هر روزنامه يي – حتي متوسط و کوچک – به فعاليت مشغولند. اينان فارغ از دغدغه هاي سياسي و اينکه به چه کسي راي داده اند و مي دهند، با چه کسي مخالفند و با چه کسي موافق در مطبوعه يي، واقع در يکي از شهرهاي بزرگ – اکثراً تهران – ايران به کار اشتغال دارند و در پايان هر ماه منتظرند که حقوق خود را بگيرند تا اجاره خانه يا درصد اندکي از موفق ترين شان از اقساط خانه، قسط هاي مختلف، هزينه پوشک کودک شان گرفته تا هزينه هاي مدرسه و دانشگاه و… را بپردازند و با اندکي پول اگر در شرايط تورمي امروز بماند، ساير هزينه هاي زندگي را از قبوض آب و برق و تلفن ها گرفته تا گوشت و نان و احتمالاً پفک بچه کوچک خود بپردازند؛ کاري ناشدني که دليل آن تماس تنگاتنگي است که ساليان طولاني است من با اين جماعت قانع و زحمتکش دارم.
متاسفانه طي همين ساليان شاهد از کار بازماندن بسياري از مطبوعات بوده ام که محل ارتزاق گروه هاي وسيعي از همين گروه از شاغلان کشور بوده اند؛ شاغلاني که ادامه زندگي شان به ادامه کارشان وابسته بوده است.کساني را ديده ام که غير از خانواده چندنفره خود، هزينه زندگي پدر يا مادر خود را مي داده اند، کساني ديگر را ديده ام که تازه ازدواج کرده و زندگي مشترک تشکيل داده بودند، ولي با توقيف نشريه يي که در آن به کار اشتغال داشتند نگران فردا و فرداهاي نزديک خود شده بودند و حتي کساني را ديده ام که اشک بر چهره شان جاري بوده است و از من پرسيده اند چه کار بايد بکنيم. يکي از اين گفت وگوها را نقل به مضمون به ياد دارم.
جواني که سه سال قبل ازدواج کرده بود و داراي يک فرزند شده بود در مطبوعه محل کارش به گونه يي فعاليت مي کرد که اگر اضافه کاري نمي داشت، نمي توانست آخر ماه را به آخر ماه بعد برساند و مي گفت او و همسرش بيشتر با اتوبوس و تاکسي هاي خطي مسافرت شهري مي کنند. در ماه بيشتر از يک مرغ و دو کيلو گوشت نمي خرد، انواع و اقسام صرفه جويي ها را مي کنند تا بتوانند هزينه شير و پوشک و… بچه را تامين کنند، خوشبختانه هر يک مادري دارند که به جاي مهد کودک عمل مي کنند و… تنها تفريح شان اگر سر کار نباشند، ديدن بچه کوچکي است که دارند. با تمام اين مشکلات از زندگي راضي اند و شاکر ولي حالا که محل کارش بسته شده است، چه کند. مي توانستم به او بگويم به روزنامه ديگري برود ولي خودم مي دانستم که براي شغل هاي روزنامه نگاري با تقاضاي زياد و روزافزون روبه روييم و عرضه بسيار اندک. توانستم به او بگويم خداوند بزرگ است، نبايد نگران باشد، در حالي که براي او در دل اشک مي ريختم. آقايان مسوولان امر. من بارها و بارها بعد از توقيف يا تعطيلي هر روزنامه يا نشريه يي نوشته ام، راه هاي ديگر و کم هزينه تري نيز وجود دارد. روزنامه خود في نفسه نمي تواند خطاکار باشد. اگر خطايي در آن ديديد مسوولان اين خطا را جريمه يا از کار بيکار کنيد.
به سبب عمل يک، دو يا سه نفر، چند صد نفر را محکوم نکنيد و امروز نيز با صداي بلند مي گويم دو روزنامه خبر و همشهري از کار باز ايستاده اند و بسياري از نيروهاي اين دو روزنامه به ويژه همشهري در نگراني زندگي خود به سر مي برند. اين افراد را از نگراني برهانيد. حتماً هستند کساني از مسوولان اين دو روزنامه که بپذيرند کناره گيري کنند تا افرادي جديد بر جاي آنها بنشينند و خللي بر کار روزنامه شان وارد نيايد و صدها نفر بيکار نشوند. اين حرف نگارنده را که کارنامه 40 ساله در روزنامه نگاري دارد بپذيريد و صدها نفر، بل چند هزار نفر را از نگراني برهانيد.
behzadi_behrooz@yahoo.com













