سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جنبش سبز را نمي‌توان ريشه‌كن كرد...

جنبش سبز را نمي‌توان ريشه‌كن كرد

چکیده :جنبش سبز مانند حزب يا جبهه كه رهبري متمركز داشته باشد نيست و عده زيادي در سراسر كشور يا در وبلاگ‌ها هستند كه تعداد دقيق آنها را نمي‌دانيم. اين افراد با هماهنگي با يكديگر دست به كارهايي مي‌زنند كه تاكنون مورد خطرناكي از اين نظر...


کلمه:150سال است كه ملت ايران در جهت رسيدن به اهداف بزرگ خود در حال مبارزه و تلاش است و انقلاب مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامي و دوران اصلاحات از فرازهاي مهم آن هستند. ماههاي اخير و حركت ملت ايران كه به نام «جنبش سبز» شهرت يافته، مرحله‌‌اي ديگر از اين مبارزات است. به همين مناسبت به سراغ عزت‌الله سحابي از چهره‌هاي سياسي پرسابقه و فعال در نهضت ملي و عضو دولت موقت در ابتداي انقلاب اسلامي رفته‌ايم تا از منظر تجربيات خود تصويري از جنبش سبز ارائه دهد.

مشروح گفت‌وگوی ایلنا با سحابی در پي مي‌آيد:

* جنبش را نمي‌توان ريشه‌كن كرد

رئيس شوراي فعالان ملي مذهبي در پاسخ به سوالي در مورد شباهت‌ها و تفاوت‌هاي جنبش سبز با ساير حركت‌هاي يك قرن اخير، اظهار داشت:جنبش سبز مانند حزب يا جبهه كه رهبري متمركز داشته باشد نيست و عده زيادي در سراسر كشور يا در وبلاگ‌ها هستند كه تعداد دقيق آنها را نمي‌دانيم. اين افراد با هماهنگي با يكديگر دست به كارهايي مي‌زنند كه تاكنون مورد خطرناكي از اين نظر نديده‌ايم.

وي با بيان اينكه جنبشي كه خودبه‌خودي باشد و رهبري متمركزي نداشته باشد محاسن و معايبي دارد، گفت: يكي از محاسن اين است كه نمي‌توان جنبش را برانداخت و ريشه‌كن كرد، زيرا رهبران معيني ندارد و به همين خاطر سراسري و مردمي مي‌شود؛ لكن اشكال اين امر آن است كه به اين خاطر كه اين واحدها متفرق و مستقل عمل مي‌كنند احتمال انحراف از اهداف كلي و خط اساسي جنبش كه از طرف رهبران آن يعني موسوي خاتمي و كروبي اعلام شده وجود دارد و اين امر از خطرات نداشتن رهبر واحد است.

سحابي اظهار داشت: از محاسن ديگر عدم رهبري متمركز ابتكارات واحدهايي است كه در آن شركت دارند و اين امر كمك مي‌كند تا جنبش مردمي و سراسري شود و به پيشرفت آن هم كمك مي‌كند.

* آنچه در جنبش سبز اتفاق مي‌افتد همان الگوي مشروطيت است

وي با اشاره به اينكه نداشتن رهبر واحد شباهتي با جنبش مشروطه دارد، خاطرنشان كرد: در آن زمان هم حزب يا جبهه‌اي وجود نداشت كه آن حركت را رهبري كند و دو سه شخصيت مانند طباطبايي و بهبهاني بودند كه رهبري عمومي را برعهده داشتند، اما چيزي كه رهبري را در جامعه شكل مي‌داد انجمن‌هايي بودند كه اكثرا مخفي بودند و ارتباط چنداني با هم نداشتند و با رهبري هم ارتباط ساختاري نداشتند و البته از آنها تبعيت مي‌كردند.

سحابي ادامه داد: در كتاب تاريخ بيداري ايرانيان ناظم الاسلام كرماني هم موارد زيادي وجود دارد كه برخي كارها در جنبش بدون اطلاع انجام مي‌شد و خود آيت‌الله بهبهاني هم به كلي از برخي رفتارها ابراز بي‌اطلاعي مي‌كرد و اين امر از خطرات جنبش‌هايي است كه رهبري متمركز ندارند.

رئيس شوراي فعالان ملي- مذهبي تصريح كرد:آنچه امروزه در جنبش سبز اتفاق مي‌افتد همان الگوي مشروطيت است، با اين تفاوت كه با انقلاب IT سرعت روابط و انتقال مفاهيم و تاكتيك‌ها بسيار بيشتر از آن زمان شده است، در حالي كه در زمان مشروطه حتي تلفن هم وجود نداشت و به همين خاطر اگر انحرافي پيدا مي‌شد اثرات كمتري داشت، اما اكنون با توجه به اينكه جنبش سبز در وبلاگ‌ها و… كه در سراسر كشور پراكنده‌اند متكي است، خطر انحراف بيشتر است.

وي يادآور شد: برخي اتفاقات كه در روز 13 آبان افتاد به معناي ساختارشكني بود، در حالي كه در بيانيه‌هاي خاتمي، موسوي و كروبي سخني از براندازي و ساختارشكني نيامده است و اگر قرار باشد ساختارشكني جزو برنامه‌هاي جنبش سبز نباشد كه نيست بايد مقامات قانوني كشور به رسميت شناخته شوند.

* چاره عدم وجود رهبري واحد اعلاميه‌ها و بيانيه‌هاي موسوي و كروبي است

مديرمسئول هفته نامه توقيف شده ايران فردا در پاسخ به اين سوال كه «در حالي كه شرايط برعهده گرفتن رهبري متمركز وجود ندارد، زيرا كه اين امر ملزوماتي دارد، پس چاره چيست كه هم بر هواداران كنترل داشته باشند و هم تقابل با نظام ايجاد نشود؟» گفت:چاره همين اعلاميه‌ها و بيانيه‌هاي موسوي و كروبي است و در اين بيانيه‌ها بايد متذكر شد كه تمام شركت‌كنندگان جنبش سبز متوجه باشند كه اهداف مبتني بر ساختارشكني نيست و از هر عملي كه اندكي ساختارشكني از آن استنباط شود بپرهيزيد، در عين حال رهبران جنبش وسيله كنترل هم ندارند و در روز قدس هم شاهد بوديم كه تا حدي اتفاقات خارج از خواست آنها رخ داد.

سحابي در پاسخ به سوالي در خصوص سير حركت جنبش سبز گفت:سير را بسيار مثبت مي‌بينم به اين مفهوم كه جنبش برخلاف پيش‌بيني‌ها نه تنها كم نشده بلكه گسترده‌تر شده است.

وي افزود: حاكميت جنبش را جدي گرفته است اما تصور مي‌كند با برخوردهايي كه اكنون از خود نشان مي دهد، خاموش مي‌شود ولي تاكنون اينگونه نشده است.

*ممكن است حاكميت وقتي به منطق هاشمي رو بياورد كه دير شده باشد

سحابي بابيا ن اينكه ممكن است جريان حاكم مجبور شود به منطق چهره‌هايي مانند هاشمي‌رفسنجاني روي بياورد تصريح كرد:فكر مي‌كنم آن روز فرا مي‌رسد، اما ممكن است آنگاه دير شده باشد .

* زماني مي‌رسد كه مخالفين ملت نمي‌توانند ديگر منسجم شوند

وي ادامه داد: وقتي جنبش سريع و شتابان بخواهد به جلو برود جريان موسوم به اصولگرا در هم فشرده مي‌شود و به طور مثال حبيب‌الله عسگراولادي كه دو هفته پيش مي‌گفت موسوي، خاتمي و كروبي را مفت به دست نياورده‌ايم الان اين سخنش را پس گرفته و يا اگر تا مدتي پيش سخن از بحران به ميان مي‌آورد اكنون ديگر آن را نمي‌گويد، لذا رهبري جنبش بايد محاسباتي داشته باشد كه اكنون گستردگي جنبش چقدر است و در اثر يك قدم جديد آيا مخالفين نظر مردم منسجم‌تر مي‌شوند يا خير؟

سحابي تاكيد كرد: زماني مي‌رسد كه مخالفين ملت نمي‌توانند ديگر منسجم شوند و به نظرم هم‌اكنون در ميان اصولگرايان اختلافات زيادي وجود دارد كه به طور نمونه اين مساله را در قضيه قيامدشت و پاكدشت در مجلس مي‌بينيم. لذا جناح موسوم به اصولگرا اكنون درگير است و رهبري جنبش بايد ببيند كه چقدر امكان دارد آن جريان اختلافات را حل كرده و منسجم شود.

وي تصريح كرد: تا زماني كه امكان منسجم شدن اصولگرايان وجود دارد بايد از حركات تند و نسنجيده خودداري كنيم.

*نسبت جنبش سبز با دين و روحانيت

رئيس شوراي فعالان ملي-مذهبي در پاسخ به سوال ديگري در مورد ارتباط جنبش سبز و روحانيت يادآور شد: روحانيت و دين در اين جنبش جايگاه داشته است و يكي از علائم آن وجود مراجعي چون آيت‌الله صانعي و… است.

مديرمسئول هفته نامه توقيف شده ايران فردا در خصوص جايگاه دين در بدنه جنبش سبز، گفت:اين تحول در جامعه ايران پيدا شده كه مردم و به خصوص جوانان كه طي سال‌هاي اخير به دليل وضع موجود تصور مي‌شد نسبت به دين بدبيني‌هايي پيدا كرده‌اند نسبت به اين مساله احترام دارند و در جريان الله‌اكبر گفتن‌ها بسياري از جوانان كه شايد مذهبي هم نبودند شركت مي‌كردند، يعني اينها با مذهب ضديت ندارند در حالي كه در سال‌هاي قبل تصور مي‌شد جوانان ضد مذهب شده‌اند اما در جريان جنبش سبز مدارا و رعايت موضوع مذهب به چشم مي‌خورد.

* رهبران فعلي جنبش از علاقه‌مندان به امام(ره) هستند

سحابي در پاسخ به سوال ديگري در مورد بازگشت به شعارها، ارزش‌ها و ادبيات ابتداي انقلاب در جنبش سبز، با بيان اينكه رهبران فعلي جنبش از علاقه‌مندان به امام(ره) هستند و به خصوص موسوي بر اين امر تاكيد زيادي دارد و خود را به ايشان وابسته مي‌دانند، تصريح كرد: بنده هم در اين سخن با آنها شريك هستم، زيرا هم‌اكنون از مواضع امام انحراف به وجود آمده است و به عنوان نمونه برخي افرادي كه در زمان ايشان جايگاهي نداشتند و به آنان اعتمادي وجود نداشت هم‌اكنون ميدان پيدا كردند و آنها افرادي هستند كه معتقد به حكومت اسلامي و نه جمهوري اسلامي هستند در حالي كه حكومت اسلامي ضوابطي دارد و از جمله آن مخالفت با دموكراسي است.

اين فعال سياسي يادآور شد: اين افراد تفكرشان را را از سيداحمد فرديد فرا گرفته‌اند كه خود اين فرد هم از مارتين هايدگر آلماني كه نقد دموكراسي مي‌كرد تبعيت داشت و تاكيد بر خشونت مقدس هم از اركان فكري اين تفكر است و گرداننده‌هاي فعلي برخي مطبوعات هم پيرو اين مكتب هستند.

سحابي تصريح كرد: اين در حالي است كه در سال 57 اطرافيان امام در پاريس نقل مي‌كردند كه پس از 17 شهريور كه انقلاب قوت گرفت وقتي شعار استقلال، آزادي، حكومت اسلامي مي‌داديم امام مي‌گفت كه اين شعار را ندهيد و لفظ حكومت اسلامي را به كار نبريد زيرا حكومت اسلامي ضوابطي دارد كه به مصلحت نيست امروز بيان شود، زيرا معتقد به جمهوري اسلامي بود و اين اعتقاد هم از زمان مشروطه نشات مي‌گرفت كه مرحوم آخوند خراساني منكر حكومت ديني مي‌شود و مي‌گويد ما حكومت جمهور مسلمانان داريم كه آنان هم براساس درك ديني‌شان عمل مي‌كنند ولي در هر صورت حكومت متعلق به آنان است.

وي در مورد اينكه امام در عين حال به شيخ‌فضل‌الله نوري هم ارادت دارد، گفت:شيخ‌فضل‌الله در آن زمان تنها بود و سه مرجع نجف طرفدار حكومت جمهور مسلمان مردم بودند و فقط يك نفر به نام آيت‌الله يزدي با اين مساله مخالف بود كه شيخ‌فضل‌الله از او حمايت مي‌كرد؛ آن مرجع مي‌گفت كه حكومت مشروطه مي‌خواهد همه افراد را يكسان تلقي كند و علامه نائيني پاسخ تك‌تك اين مسائل را مي‌دهد.

سحابي يادآور شد: به اين خاطر كه برخي انجمن‌هاي ان زمان تحت تربيت حزب سوسيال‌دموكرات روسيه بودند، شيخ‌فضل‌الله عليه آنان قيام كرد و امام خميني هم به اين جهت به او ارادت داشت كه در مقابل بعد ضدديني مشروطه ايستاد در حالي كه جنبش مشروطه الزاما ضدديني نبود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.