برای صداي ضجه و فريادی که از گوشه و کنار شهر بی ترحم بلند است
چکیده :ديرزماني است که در تهران و برخي از شهرها، تکرار وقايع تلخ و ناگواري چون فجايع اخير، امنيت اجتماعي بانوان را به خطر انداخته است. به گفته فرمانده نيروي انتظامي، همان گونه که مي توان با کاربرد شيوه يي جديد، چهره هاي نيمه پوشيده را هم شناسايي کرد، پليس بايد در مبارزه يي قاطع، در شناسايي و دستگيري ربايندگان زنان و دختران چنان عمل کند که در اجتماع، بستري امن براي بانوان فراهم...
اعتماد-محمد بلوري:در تاريکي شب، صداي گريه و شيون يک زن سکوت وهم انگيز بيابان را مي شکند. اين صداي تظلم يک زن يهودي نيست که خلخال از پايش مي دزدند، اين ضجه هاي يک زن مسلمان است که در داخل يک اتومبيل، براي نجات از چنگ دو مرد گرگ صفت مي گريد و التماس مي کند. مادر جواني است که هنگام غروب پس از خريد، براي بازگشت به خانه سوار يک «مسافرکش» شده اما راننده و دوست همراهش، او را به جاي رساندن به مقصد به بيابان کشانده اند. زن به گريه و تمنا مي گويد؛ «رحم کنين، بچه ام منتظره…» تراوش شير روي سينه پيراهنش، گواهي مي دهد که او مادر يک کودک شيرخواره است.
– رحم کنين، التماس مي کنم…
دو مرد، دو گرگ صفت درنده خوي که شراره هاي حيواني در چشمان شان نشان مي دهد رحمي به دل شان نيست…
زن، براي رهايي از چنگ شان دست و پايي مي زند و با بغض در گلو مي نالد؛ «رحم کنين، من دو تا بچه دارم. شوهر دارم…» رحمي در کار نيست. پنجه يکي از مردها دور گلوي زن چنبره مي زند و با مشتي که بر سرش مي کوبد، هق هق گريه در تنگناي گلويش مي شکند. دست و پايي مي زند. دو گرگ هار، جنون دريدن دارند…
فرداي آن شب، زن دردمند، با چهره يي زخمي و کبود در برابر بازپرس نشسته بود و با چشماني گريان از شقاوتي که بر او رفته بود، سخن مي گفت.
بريده بريده مي گفت و بغض گريه راه گلويش را مي بست…
(هنوز صداي هق هق گريه هاي اين زن در ذهنم مي پيچد و عذابم مي دهد.)
روز بعد در برابر قاضي، دختر جواني نشسته بود تا حادثه دردناکي را که بر او گذشته بود، شرح دهد. مي گفت هنگام غروب سوار يک اتومبيل مسافرکش شده اما راننده او را به بيابان کشانده و پس از تعرض رهايش کرده است.
صداي ضجه و فرياد اين گونه زنان و دختران که از گوشه و کنار شهر بلند است گويي سر خاموشي ندارد و هر هفته صفحات حوادث روزنامه ها، روايتگر سرنوشت دردناک چند زن و دختر جواني است که طعمه ربايندگان مي شوند. گاهي هم جامعه با قتل هاي سريالي زنان ربوده شده يي روبه رو مي شود که توسط اين گونه تبهکاران انجام مي گيرد.
از ماجراي هولناک خفاش شب که زنان جوان را پس از سوار کردن مي کشت و اجسادشان را در حاشيه شهرک چشمه تهران مي سوزاند، تا به امروز که احساسات جريحه دار عمومي تحت تاثير قتل سريالي 10 زن در کرج و واقعه تجاوز شش مرد جوان به يک زن در قيامدشت و فجايع ديگر در لواسان و… قرار گرفته، صدها زن و دختر قرباني تعرض و قتل شده اند.
با نگاهي به چند مورد از اعمال متجاوزان به نواميس خانواده ها، درمي يابيم که اين گونه تبهکاران تا چه حد، امنيت اجتماعي بانوان را با خطر روبه رو کرده اند.
– مردي که به بهانه مسافرکشي زنان و دختران را مي ربود و پس از وارد آوردن شوک الکتريکي به آنان تعرض مي کرد، پس از دستگيري اعتراف کرد تاکنون با همين شيوه به 30 زن و دختر تجاوز کرده است.
– مردي که با يک پرايد مسافرکشي مي کرد، در بازجويي گفته بود 11 زن جوان را در تاريکي شب به يک پارک خلوت کشانده و به آنها تعرض کرده است.
– يک مسافرکش پس از دستگيري اعتراف کرد تاکنون 30 زن و دختر را به گردنه حسن آباد کشانده و به آنها تجاوز کرده است.
– اعضاي چند باند هم که دستگير شده اند، چندين زن جوان را ربوده و مورد تعرض قرار داده اند.
– افراد چند باند هم در بازجويي گفته اند پس از ربودن دختران و زنان جوان، هنگام تعرض به آنها فيلم تهيه مي کردند و به اين وسيله از آنها باج مي گرفتند.
چه بسيار زناني که گرفتار ربايندگان شده و مورد تعرض قرار گرفته اند ولي از ترس آبروي خود و خانواده شان حاضر نشده اند با طرح شکايت سبب دستگيري ربايندگان شوند.
با مروري بر اين حوادث به دو نکته اساسي پي مي بريم؛ 1- اکثر ربايندگان براي شکار زنان، مسافرکشي را انتخاب مي کنند. آنها سريع ترين و بي خطرترين شيوه براي به دام انداختن طعمه را در مسافرکشي مي بينند. چرا که مي توان به عنوان مسافرکش با اتومبيل آزادانه در خيابان ها به راه افتاد و بدون اينکه مورد سوءظن يا کنترل پليس قرار گرفت چند قدم آن طرف تر طعمه مورد نظر را انتخاب کرد.
2- مي بينيم بسياري از اين تبهکاران ماه ها، يا بيشتر از يک سال، به فعاليت مجرمانه خود در ربودن بانوان (يا در مواردي قتل زنان ربوده شده) ادامه داده اند و پس از دستگيري به ده ها مورد جنايت اعتراف کرده اند. اگر اين گونه تبهکاران پس از ارتکاب اولين يا حتي دومين عمل مجرمانه دستگير مي شدند، از تعرض يا قتل قربانيان بعدي جلوگيري مي شد. اين توفيق زماني حاصل مي شود که ماموران پليس با برخورداري از آخرين فناوري هاي کشف جرم با شيوه هاي علمي کشف جرم در ارزيابي سرنخ هاي به جا مانده آشنا شوند و براي تعقيب و شناسايي تبهکاران ضمن تجهيز آزمايشگاه ها و لابراتوارهاي جنايي پليس که اينک به يک نياز تبديل شده است از تخصص هاي کارشناسان در نهادهاي مختلف نيروي انتظامي و محققان دانشگاهي در اين رشته بهره گيري کنند.
چندي پيش در صفحه حوادث اعتماد، گزارش هاي تکان دهنده يي درباره يک جنايتکار خوانديم که پس از کشتن 10 زن در کرج و دو زن در شمال کشور دستگير شده است. اين مرد، شب ها در محدوده خاصي از کرج به عنوان مسافرکش پرسه مي زد و هر زني را که سوار مي کرد به خانه اش مي کشاند و پس از خفه کردن او، جسدش را در نقطه خلوتي مي انداخت. قتل يکسان زنان، پيدا شدن اجساد نيمه برهنه قربانيان در يک محدوده مشخص و آثار به جا مانده از لاستيک اتومبيل و بقيه آثار و نشانه ها مي توانست سرنخ هاي موثر پليسي براي رديابي و شناسايي قاتل باشد و پليس مي توانست با همکاري کارآگاهان
با تجربه پليس آگاهي تهران، با در دست داشتن اين سرنخ ها، با گشت شبانه ماموران در همان محدوده يا قرار دادن طعمه (به عنوان زن مسافر) موفق به شناسايي قاتل شود و تعداد قربانيان کاهش يابد. ولي متاسفانه بي توجهي به نظارت مستمر بر محدوده جنايت باعث شده بود، جسد يکي از زنان مدت شش روز در محل رها شدن باقي بماند و متعفن شود. جالب اينکه حتي يک زن جوان توانسته بود از چنگ قاتل مسافرکش فرار کند و به پليس خبر بدهد. ماموران پليس مي توانستند با کمک اين زن اقدام به چهره نگاري از مرد جاني کنند و با راهنمايي او به تعقيب و دستگيري اين مرد بپردازند.
نکته مهم ديگر، عدم اطلاع رساني به مردم در جريان قتل بود و پليس محلي با وجود پافشاري خبرنگاران، سعي داشت تا زمان دستگيري قاتل اين واقعه را از شهروندان پنهان دارد.
در بسياري از کشورها، وقتي پليس در شهري با يک تبهکار فراري برخورد مي کند در اولين اقدام، ضمن همکاري با بخش هاي مختلف پليس و جلب همکاري کارشناسان، خانواده ها را از وجود يک تبهکار فراري آگاه مي کند و ضمن هشدار به خانواده ها، از شهروندان براي دستگيري مرد جاني کمک مي خواهد.
ديرزماني است که در تهران و برخي از شهرها، تکرار وقايع تلخ و ناگواري چون فجايع اخير، امنيت اجتماعي بانوان را به خطر انداخته است. به گفته فرمانده نيروي انتظامي، همان گونه که مي توان با کاربرد شيوه يي جديد، چهره هاي نيمه پوشيده را هم شناسايي کرد، پليس بايد در مبارزه يي قاطع، در شناسايي و دستگيري ربايندگان زنان و دختران چنان عمل کند که در اجتماع، بستري امن براي بانوان فراهم آيد. اما اذعان داريم که تنها مبارزه پليس در اين امر کافي نيست، مسوولان سازمان هاي فرهنگي و اجتماعي، از جمله آموزش و پرورش براي پيشگيري از جرم، وظايف خطيرتري برعهده دارند، مخصوصاً در برابر نسل جوان.
MOHAMMAD.BOLOORI@YAHOO.COM













