بسیج، میرحسین و جنبش سبز
چکیده :هنوز پژواک سخنان امام (ره) در باره بسيج که آن را «مدرسه عشق» و «مکتب شاهدان و شهيدان گمنام» و «شجره طيبه» و «لشکر مخلص خدا» خوانده بود، در ضمير فرزندان امام و انقلاب نقش بسته است. واقعيت اين است که جنبش سبز با نفس بسيج و فرهنگ بسيجى نه تنها مشکلى ندارد، بلکه خود را موجى سبز از درياى خروشان اين ميقات...
حیات نو-محمد مهدى حسني:به نظر نويسنده، سواى بحث «تشکل اقتصادى خواندن بسيج» که نامفهوم مىنماياند، گفتههاى تازه سردارهمدانى فرمانده جديد سپاه محمدرسولالله(ص) تهران بزرگ، در باره بسيج از جنس ديگرى بود، که در راستاى سفارش بزرگان و دلسوزان نظام، وضع را در موضعش قرار مىدهد و تداوم اين رويه از سوى ساير مديران حالت ملتهب ايجاد شده پس از انتخابات را فرو مىنشاند. وى گفت هر کسى که معتقد به مبانى انقلاب اسلامى با هر سليقهاى باشد، بسيجى است وخط قرمز براى احزاب و گروهها تنها مشى براندازى نظام است، همچنين با اشاره به سازماندهى و رويکرد جديد بسيج در دهه چهارم عمر ش، بسيج را تدبير امام(ره) خوانده که همه مردم را شامل مىشود و اعضاى آن مىتوانند در عين حالى که داراى سليقههاى متفاوت و پيروى از احزاب و گروههاى مختلف غيرمعاند با نظام باشند و از يک کانديدا دفاع کنند و با ديگرى مخالف باشند. بسيجى تلقى شده و تفکر بسيجى داشته باشند. زيرا قد و قواره بسيج فراتر از احزاب و گروهها بوده و اين استقلال نسبي، تدبير مقام رهبرى است. همچنين او بر دو مطلب مهم و اساسى ديگر تاکيد کرده است:
يکم – بسيجيان براى دفاع از مردم در هر عرصهاى که وارد مىشوند بايستى در چارچوب قانون عمل کنند و نويد داده است با آنان که با مردم بد برخورد کردهاند، برخورد مىشود و در اين راه به قوهقضائيه کمک خواهد کرد.
دوم – او با جدايى ميان هسته اصلى و تشکيلات بسيج (به عنوان يک شخص حقوقي) و بدنه آن (اقشار مختلف مردم که واجد شخصيت حقيقى هستند) بيان داشته که فرماندهان و تشکيلات رسمى بسيج نبايستى در عرصه گروهبندىهاى سياسى و انتخاباتى دخالت کنند. ما پيشتر و قبل از انتخابات نيز به هنگام حضور سردار بازنشسته سپاه محسن رشيد در ستاد ايثارگران ميرحسين موسوي، واکنش مشابه سردار را که در آن زمان جانشين فرماندهى نيروى مقاومت بسيج را به عهده داشت ديديم. آن موقع نيز وى گفته بود که هيچ بسيجى حق ندارد رسما از طرف تشکيلات رسمى سپاه و بسيج در ستادهاى انتخاباتى فعاليت کنند و با تاکيد بر اينکه هر عضو نيروهاى مسلح که بازنشسته شده و قيد و بند نيروهاى مسلح را ندارند، مىتوانند فعاليت سياسى کنند، افزوده بود: «حضور سردار رشيد در يکى از ستادهاى انتخاباتى فقط به عنوان يک بسيجى و خارج از سازمان بسيج است».
هنوز پژواک سخنان امام (ره) در باره بسيج که آن را «مدرسه عشق» و «مکتب شاهدان و شهيدان گمنام» و «شجره طيبه» و «لشکر مخلص خدا» خوانده بود، در ضمير فرزندان امام و انقلاب نقش بسته است. واقعيت اين است که جنبش سبز با نفس بسيج و فرهنگ بسيجى نه تنها مشکلى ندارد، بلکه خود را موجى سبز از درياى خروشان اين ميقات مىداند. حراست و نگهدارى نظام و آمادگى دفاع از مرزهاى جمهورى اسلامي، تلاش فکرى و اعتقادى براى رسيدن به آگاهى و بصيرت و تحليل درست از مسايل اساسى ايران و جهان، دست يابى به اسلام ناب محمدى (ص) و راه امام(ره)، جلوگيرى از حذف هنجارها و طرد ارزشهاى دينى و ناديدگرفتن حقوق اساسى ملت و ارتباط با روحانيت اصيل و رهبرى خواسته جنبش سبز است که اين همه با اهداف بسيج همخوانى دارد و راهى يکسان است.
موسوي، پيشتر و در يک متينگ انتخاباتى در باره جمله به ياد ماندنى قديمى خود: «بسيج، مدرسه عشق است» گفته بود: «بنده اين جمله را در يک مراسم که تعدادى از بسيجيان در حال اعزام به جبهه بودند، گفتم. اين بسيجيان دلکنده از هر چيز در حال عزيمت به جبههها بودند و بنده نتوانستم با هيچ بيان ديگر احساساتم را در مورد بسيج بيان کنم و اکنون هم هنوز بر آن عقيده هستم؛ به نظر بنده يک بسيجى که متعلق به مدرسه عشق است، فراتر از جناح عمل مىکند و ديد ملى و نه جناحى دارد؛ تهديد و تطميع در آن موثر نيست و وقتى به الگويى براى تبعيت و پيروى مىانديشد، به ياد شهيد باکرىها و همتها و امثال آن مىافتد، بسيجى که متعلق به مدرسه عشق است، از دوستى مردم لذت مىبرد. حافظ عرض و ناموس مردم بدون توجه به اختلافات سليقگى خود با آنهاست و اين بسيجى حرمت حريمهاى خصوصى مردم را در مقابل تهاجمات گوناگون حفظ مىکند و در اداى وظيفه خود پيرو حق است. بسيجى شاگرد مدرسه عشق شاگرد امام است که بازوان بلندش همه ملت را در برمىگرفت و در اين بسيجى که آماده دفاع از حريم اسلام و ملت خودش است، پول و هديه و متاع دنيوى ارزشى ندارد…. اين بسيجى راى مستقل خود را دارد و مثل رهبر خود که فرمودند من يک راى دارم و کسى آنرا نمىداند، راى مىدهد و اين بسيجى الهامبخش است و اين بسيجى از جنس زاهدان شب و شيران روز است و ما مىدانيم که بسيج امروز فرزند بسيج ديروز است و اين قابليت را دارد که همچنان مدرسه عشق باشد. مدرسهاى که دوستى و محبت و يگانگى و وحدت را در ميان ملت دنبال کند؛ اين بسيجى حافظ امانتهاى سنگينى است که ملت به او مىسپارد. من هنوز هم به آن شعار اعتقاد دارم.»
و همو در جاى ديگر آنگاه که در تجمعى از حاميان خود مواجه با دادن شعارهايى عليه بسيج شد، صراحتا و با طرح اين مطلب که «وقتى شما اين شعارها را مىدهيد به من بر مىخورد» گفت: «بنده خود را بسيجى مىدانم و هنوز لباس بسيجى را کنار نگذاشتهام و اما در خصوص بسيجى بايد بگويم بنده آن بسيجىاى را قبول دارم و به آن احترام مىگذارم که صندوقهاى راى را همانند نواميس خود نگهدارى کند، فراتر از جناحهاى سياسى و حافظ ارزشها باشد، بسيجى واقعى کسى است که حتى در صورت اختلاف سليقه با برادر دانشجوى خود به آنها احترام گذاشته و فضاى دانشگاه را امنيتى نکند.» به اين ترتيب در موضع جديد، سخنان سردار با سران اصلاح طلب نزديک شده است. بىترديد مردمى و تودهاى کردن دو تاسيس مهم «امنيت» و «دفاع»، شاخصترين فلسفه ايجابى و ايجادى بسيج است زيرا در نزد امام(ره) حضور مردم در صحنه و ايفاى نقش پررنگ در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامى همواره از مهمترين مولفههاى سياسى ايشان محسوب مىشد که باعث پايدارى نظام مىشود و اگر او بر ممنوعيت دخالت نظاميان در امور سياسى تا کيد داشت صرفا براى نيل به همين هدف بود زيرا در منظر وي، پيوند حکومت و مردم نبايد هيچ گاه گسسته شود و براى ماندگارى روحيه مردم و رعايت منافع ملى و نظام اسلامي، بايستى اين مردم باشند که هميشه حرف آخر را بزنند. همانگونه که سردار نيز اعتقاد دارد بدون شک شرط لازم براى دستيابى به اهداف مقدس انقلاب و نظام، رعايت اقتضائات پيش گفته و هم آهنگى خانواده نظام و وجود بسيجى فراجناحى متشکل از مردم است که احترام گذاردن آنان به قوانين و مقررات شرط حيات آن است.
از اين رو فارغ از شخصيت حقيقى بسيجيان که در زمره آحاد مردم محسوب مىشوند و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و اظهار نظر و موضعگيرى سياسى دارند، هرگاه دخالت اعضاى آن در اين امور، شائبه عرض اندامشان به عنوان شخصيت حقوقى بسيج و سپاه باشد، اين يک خطاى نابخشودنى است زيرا در اين نقش، آنان – بدون اينکه جانب گروه و افرادى خاص را بگيرند- تنها حق دارند براى تشويق و ترغيب مردم درانتخابات و حضورشان در ساير صحنههاى سياسي، اقدام کنند. بازخوانى گفتار و مواضع امام (ره) و مقام رهبري، درستى اين مدعا را اثبات مىکند. از اين رو در اينجا، ما با اين پرسش اساسى مواجه هستيم که مسئول سوءتفاهم ميان معترضين انتخابات و بسيج در وقايع پس از آن، که ناشى از برخى سياستهاى نادرست بوده، چه کسى است؟ مراد سياستهايى است که باعث شد، تا به شرح پيش گفته فضاى نسبتا روشن و يکدست حاکم پيش از انتخابات را که حتى الامکان حريمها حفظ و وضع در موضعش بود، ناديده گرفته شود، به نحوى که اکنون اپوزيسيون تندرو و راديکال نظام، بر خلاف منافع ملى و انقلاب و نقش راستين بسيج، از اين ضعف نهايت سوءاستفاده را نموده و کوشش مىکنند که ميليونها بسيجى را که به آقاى احمدىنژاد رأى ندادهاند، مقابل نظام قرار دهند. بدون شک اگر ساير مقامات نيز مانند سردار، در صدد رفع آثار نامطلوب و جبران خسارت وارده بر اين شجره طيبه باشند، ما در راه درست گام گذاردهايم.
*وکيل پايه يک دادگستري













