آقاى لاريجانى شما چرا؟!
چکیده :پس بهتر است کسى به آقاى رئيس مجلس يادآور شود که خود روزى روزگارى با اين رسانه ملى چه کرد و امروز چه شده که انتظار ديگرى از صدا و سيما دارد؟ اگر آقاى لاريجانى يادشان رفته لااقل ما فراموش نمىکنيم آن دورانى که صدا و سيما تحت لواى رياست ايشان چگونه نهادهاى قانونى کشور را مورد محبت و التفات خود قرار...
حیات نو-هادى خسروشاهين: على لاريجانى همانند دو برادر ديگرش يک محافظهکار سنتگراست. چنين گرايشى در سياست و وابستگى به يکى از بيوت مرجعيت از او چهرهاى معتمد در ميان روحانيت راستگراى ايران ساخت. اين اعتماد دوسويه آنچنان بود که اين فرمانده سابق سپاه پاسداران توانست رياست بزرگترين دستگاه رسانهاى و تبليغاتى کشور را در اختيار بگيرد. اگرچه او قبل از آن نيز رياست بر مهمترين وزارتخانه فرهنگى کشور را در کارنامه خود داشت؛ وزارتخانهاى که روحانيون سنتگراى ايران تمايل دارند بيشتر ارشادىاش بخوانند تا فرهنگي.
در دوره دولت سيدمحمد خاتمي، على لاريجانى بيشتر به يک چهره فرهنگى تبديل شد، البته تفاوت چنين چهره فرهنگى با آنچه ما در ذهن از نخبگان فرهنگى داريم، بسيار زياد است. على لاريجانى در دوره اصلاحات بخش مهمى از جبهه فرهنگى را مديريت کرد تا سياستکاران محافظهکار اسباب محدود شدن اصلاحطلبان را فراهم کنند.
اينچنين بود که صدا و سيماى لاريجانى به محل حضور راديکالهاى فرهنگى تبديل شد…
در فقدان حضور راستگرايان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، صدا و سيما اختياراتش را وسيع تعريف کرد تا هم ارشاد کند و هم در صورت لزوم تخطئه و تخريب. در چنين شرايطى نهادهايى که از دايره قدرت محافظهکاران خارج شدند، از عدالت و عنايت صدا و سيماى لاريجانى نيز محروم ماندند. سيدمحمد خاتمى و وزيرانش نه جاى چندانى در تلويزيون داشتند و نه اندک امکانى براى دفاع از اتهامات رسانه ملى عليه خود. اما همه اين گشاده دستى در تعريف وظايف و کارکردها و اتهامپراکنى عليه جناح اصلاحطلب باعث نشد که اصلاحات از رونق بيفتد. اصلاحطلبان با وجود سياست تهاجمى صدا و سيما توانستند اکثريت کرسىهاى مجلس ششم را در اختيار خود بگيرند. اين موفقيت در شرايطى اتفاق افتاد که در دوره انتخابات مجلس ششم اصلاحطلبان نتوانستند از امکانات رسانه ملى استفاده لازم را ببرند.
صدا و سيما پس از شکلگيرى مجلس ششم به تدريج از يک رسانه فراگير و ملى به رسانهاى جناحى تبديل شد. در واقع صدا و سيماى لاريجانى سخنگوى محافظهکاران شد و توپخانه فرهنگى عليه جبهه اصلاحات. اين در شرايطى بود که اصلاحطلبان با وجود تبعيض در استفاده از اين رسانه ديدارى و شنيدارى توانسته بودند با کمک رسانههاى مکتوب اثرگذارى خود را در حوزههاى اجتماعى حفظ کنند. شرايط آنچنان شد که بزرگترين رسانه کشور با سرمايه ميلياردى نتوانست از پس مطبوعات برآيد. با شروع کار دولت نهم، على لاريجانى ديگر چهره فرهنگى محافظهکار باقى نماند. او حضور در سياست را به ماندگارى در حوزه فرهنگ ترجيح داد. پس با آغاز کار محمود احمدىنژاد در کاخ رياست جمهوري، على لاريجانى نيز به شوراى عالى امنيت ملى رفت تا براى اولين بار در کسوت يک ديپلمات، هدايت پيچيدهترين پرونده سياست خارجى ايران را برعهده بگيرد. اما بروز برخى اختلافات و تفاوت ديدگاهها با احمدىنژاد کار لاريجانى را در مهمترين نهاد امنيتى کشور ناتمام گذاشت. با اين وجود برکنارى از اين پست ديپلماتيک، پايانى بر تلاش او براى حضور در عرصه سياست نبود.
على لاريجانى اينبار وارد کارزار انتخابات مجلس هشتم شد و توانست به جاى حداد عادل بر کرسى رياست مجلس هشتم بنشيند. اين پوزيشن از على لاريجانى چهرهاى متفاوت از گذشته ساخت، آنچنانکه او را به عنوان جدىترين منتقد دولت احمدىنژاد در ساختار قدرت و در ميان محافظهکاران مىدانند. اما اين همه ماجرا نبود و نيست. چرا که لاريجانى در روزهاى اخير تصميم گرفته است که دايره انتقادهاى خود را بگستراند. پس اين تصميمگيرى جديد خود را با انتقاد تند و تيز از ضرغامي، رئيس صدا و سيما به صورت رسمى و علنى اعلام کرد. بهانه انتقادات نيز عدم پوشش مناسب نشست مشترک مجلس و دولت بود؛ بهانهاى که باعث شد لاريجانى حداقل براى چند ساعت کارنامه خود را در همان نهاد مورد خطاب و عتاباش فراموش کند. پس بهتر است کسى به آقاى رئيس مجلس يادآور شود که خود روزى روزگارى با اين رسانه ملى چه کرد و امروز چه شده که انتظار ديگرى از صدا و سيما دارد؟ اگر آقاى لاريجانى يادشان رفته لااقل ما فراموش نمىکنيم آن دورانى که صدا و سيما تحت لواى رياست ايشان چگونه نهادهاى قانونى کشور را مورد محبت و التفات خود قرار مىداد.
اگر احوالات ايشان مکدر نشود، اجازه دهيد نقش بىمثال صدا و سيما را در ماجراى قتلهاى زنجيرهاى نيز يادآور شويم. در آن زمان برنامه چراغ روشن شد تا چراغ تحليلها و گزارشهاى اصلاحطلبان خاموش شود. بنابراين ماجراى قتل نويسندگان و سياستمداران به زمينهاى تبديل شد تا صدا و سيماى لاريجاني، توپخانه اتهامپراکنى عليه اصلاحطلبان را روشن کند. حال شايسته آقاى لاريجانى نيست که امروز خيلى از عملکرد صدا و سيما دلچرکين شود چرا که خود کرده را تدبير نيست. فراموش نکنيم آنها که باد مىکارند روزى روزگارى توفان درو مىکنند. آقاى لاريجاني! ظاهرا مسئله شما هم بايد همين قضيه باد و توفان باشد. آيا اينطور نيست؟!













