ضرغامى و روياى رسانه ملي
چکیده :همانطور که در کهکشان ارتباطى امروز، حذف خبر و سانسور گزارش به جهت گستردگى ابزار اطلاعرسانى ممکن نيست، ادعاى اطلاعرسانى بىطرف و فاقد گرايش سياسي، اقتصادى و فرهنگى از سوى صدا و سيما و هر رسانه جهانى ديگرى مثل CNN و BBC خيال خام و سوداى محال...
کلمه: روزنامه حیات نو در ستون نگاه روز خود به ماجرای تمدید مدت 5 ساله ریاست مهندس ضرغامی بر صداوسیما پرداخته است. نگارنده در بخشی از این یادداشت ضرغامی را خطاب قرار داده و نوشته است:«آقاى ضرغامى «موضع داشتن نسبى صداوسيما» چندان موجب نگرانى نيست زيرا موضعگيرى سياسى غيرانحصارى حق شماست. «موضوع نداشتن گفتوگوهاى آزاد و سالم»، «فقدان مسئلهشناسى جدي» و مسائل از اين دست موجب نگرانى ما شده است.»
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
حیات نو-ناصرالدين قاضىزاده:پس از آنکه مهندس ضرغامى حکم پنج ساله دوره دوم رياستش بر صدا وسيما را دريافت کرد، او با انتشار فراخوانى اعلام داشت از تمام ديدگاهها و پيشنهادهاى کارشناسى استقبال مىکند و آن را با روى باز مىپذيرد. اين سخنان را اگر به سطح تعارفات مرسوم تقليل ندهيم و بر جديت کلام ضرغامى ترديد روا نداريم، جاى بسى خوشحالى است که رياست صدا و سيما پس از تاخير چند ساله، شنيدن تمام افکار و برگزيدن برترين اقوال از سوى مخاطبان را عهد کرده است.
رويکرد چند صدايى شدن صدا و سيما اگر از وعده و حرف به مسند واقع بنشيند، اين اميد را در افکار عمومى زنده مىکند که ناکامى سياستهاى اطلاعرسانى در چند ماهه گذشته آنقدر بر وجدان تصميمسازان صدا و سيما سايه انداخته است که مرد اول جام جم را در تغيير رويههاى نافرجام به آغاز سياست جديد، مصمم کرده است تا اخبار هر گرايش سياسى و فکرى را براساس وزن آن ادا کند.
در سالهاى گذشته محتواى برنامههاى صدا و سيما و عملکرد مديريتى آن، به جهت گستردگى طيف مخاطبان با نقد، گلايه، تعريض و حتى تحريم و… روبهرو بوده است. طبيعى است که انواع برنامههاى توليد شده نمىتواند تمامى گرايشهاى فکرى و فرهنگى و سليقههاى اجتماعى را به تمام و کمال راضى کند. چنانچه برخى بر آنند برنامههاى اين رسانه، موجب سطحى شدن جوانان شده و برخى ديگر بر اين مطالبه پاى مىفشارند که برنامههاى کسالتبار و کليشهاى صدا و سيما، نيازهاى واقعى مردم و نحلههاى مختلف فکرى را تشخيص نمىدهد تا براساس آن برنامههاى متناسب با نيازها و فهم جامعه توليد و اجرا شود.
عدم توجه به رويکرد مطالبات مردم و متناسب با وزن و پايگاه اجتماعي، هنگامى معنا مىپذيرد که مديريت اطلاعرساني، چشمانداز وسيعترى از مناسبات صرف جناحى را محاسبه کنند تا خداى ناکرده اين گمان بر افکار عمومى مستولى نشود که رسانه ملى پيش از آنکه در مسير خواستههاى مردم و طيفهاى متنوع آن گام بردارد، با نگاه تک سويه والهام گرفته از جناحى خاص اداره مىشود و هيچ توجهى به صداى ديگر قرائتها و حوزههاى فکرى و مدنى ندارد. کارشناسان علوم ارتباطات بر اين آموزه گفتمانى واقفند که تمام رسانهها به دليل پيشفرضهاى ذهنى و منافع جناحى و گروهى و… بيشتر جهتگيرى و انگارههاى خاص خود را دنبال مىکند و ادعاى اطلاعرسانى بىطرف از سوى هر رسانهاى حرفهاى و و پر زرق و برقى (حتى مانند CNN بر ادعاى پوشش اخبار فاقد جهتگيري) به طنز شباهت دارد و از سوى هيچ کارشناس و ناظرى تائيد نمىشود.
همانطور که در کهکشان ارتباطى امروز، حذف خبر و سانسور گزارش به جهت گستردگى ابزار اطلاعرسانى ممکن نيست، ادعاى اطلاعرسانى بىطرف و فاقد گرايش سياسي، اقتصادى و فرهنگى از سوى صدا و سيما و هر رسانه جهانى ديگرى مثل CNN و BBC خيال خام و سوداى محال است. از نقطه نظر کارشناسان ارتباطات، جهتگيرى در پوشش اخبار و روى آنتن رفتن برنامههاى توليدى و… حق هر رسانه و از جمله حق صدا و سيماست. نگارنده اين سطوره و هيچ منتقد رسانهاى در اينکه رسانه شما مثل هر رسانه ديگرى در چشمانداز مشخصي، سياستگذاري، سازماندهى نيرو و در چارچوب قالبها و مهارتهاى حاکم بر سپهر ارتباطات، برنامه مىسازد، ايرادى وارد نمىکند. بلکه اشکال آنجاست که چرا جهتگيرى اخبار و پوشش مطالب مطلق انگارانه و صددرصدى به سود يک قرائت و جناح تهيه و تنظيم مىشود و ديگر جريانهاى فکرى و سياسى و نهادهاى فرهنگى طرفى از آن نمىبندند.
صاحب اين قلم همچون برخى از متوهمانى که سوداى بهشت برين در سر دارند، ادعاى آن را ندارم که نبض اصلاحطلبان براى اسلام و ايران بيشتر از ديگران مىزند يا بضاعت وجدانى و علم اندک ما از شما بيشتر است. اما بر يک واقعيت اصرار دارم که پژوهشگران و منتقدان رسانهاى آزاد به دليل حجم اندک و ميزان کمتر وابستگى به قدرت ومنافع جناحي، جسارت آن را دارند بدون هراس از دست دادن جايگاه مديريت و شأن و شوکت… آزادتر و سالمتر بينديشند ونقد کنند. براى آنکه تفاوت فضاى ذهنى اهالى قلم با ديگران مشخص شود، مصداقى از تجربه خودم را بيان مىکنم. دو روز قبل يادداشتى با عنوان امتناع يا امکان آزادانديشى در ايران به قلم بنده در حياتنو چاپ شد. جان کلام آن بود که برخى بيش از آنکه علم و معنويت توليد کنند به توهم دانايى مبتلا هستند. اين متن انتقادى آنقدر از سوى سردبير تعديل و سانسور شده بود که پيوند برخى مطالب به سختى فهميده مىشد؛ به گونهاى که آن يادداشت تعديل شده در پارهاى گزارهها حکايت شير بى يال و دم و اشکم را تداعى مىکرد!
هرچند در سالهاى اخير روزنامهنگاران با شرايط موجود و روند توقيف مطبوعات آشنايند و فرآيند خودسانسورى و محدوديتها را به چشم اغماض مىنگرند، اما اين فهم متقابل از شرايط سياسى باعث نمىشود که نگارنده اين يادداشت و ديگر اهالى قلم، از مسئولان روزنامه، بهراسند، و از آنان و ديگر اصلاحطلبان انتقاد نداشته باشند. به زبان روشنتر ارتزاق اهالى قلم باعث نمىشود که اعتقاداتشان زيرفشارهاى مالى لگدمال شود، زيرا اگر بنا داشتيم با قلم فروشى به نان و نوايى برسيم قطعا متاعى بهتر از آن نمىيافتيم که آن را در بازار سوداگران روزگار، به معامله بگذاريم.
آقاى ضرغامى «موضع داشتن نسبى صداوسيما» چندان موجب نگرانى نيست زيرا موضعگيرى سياسى غيرانحصارى حق شماست. «موضوع نداشتن گفتوگوهاى آزاد و سالم»، «فقدان مسئلهشناسى جدي» و مسائل از اين دست موجب نگرانى ما شده است. اگر واقعا مىخواهيد از ما بپرسيد چه بايد کرد، لطفا با نگاه واقعبينانهتر به آرشيو خودتان مراجعه کنيد. اميد است راه را از بيراهه نيز تشخيص دهيد تا کمى هم نجوا و فحواى صداى ديگران شنيده و ديده شوند.













