سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

«محيط زيست» يک مقوله «امنيتي»!

چکیده :کمتر کسى است که نداند بر داشتن فاصله ميان مردم و حکومت، خودى دانستن شهروندان از آرمان‌هاى انقلاب و مسئولان آن است. جمله معروف امام خمينى را به خاطر آوريد که فرمودند: «مردم ولى‌نعمتان ما هستند» حالا ولى‌نعمتى را در نظر بگيريد که به دلايل واهى اطلاعاتى مربوط به خود او؛ از او دريغ...


حیات نو-شهريار ايزدپناه: برخورد با مشکل يا نارسايى در يک سيستم اداري- دولتى راه‌هاى زيادى مى‌تواند داشته باشد. يکى از آنها هم امنيتى جلوه دادن موضوع است. اين ترفند شايد يک مسئول ادارى را از پاسخگويى به جامعه و شهروندان بى‌نياز سازد يا دست‌کم در نظر خود او چنين باشد. اما اينکه القاى چنين نگاهى به شهروندان و مردم تا چه اندازه شدنى است البته موضوع ديگرى است. وقتى موضوعى امنيتى است، يعنى مرتبط با امور کليدى و محرمانه‌اى است که در دايره امنيت يک کشور مى‌گنجد و على‌القاعده در عرصه جامعه امکان پرداختن و بررسى علنى آن وجود ندارد. يعنى بررسى غيرعلنى موضوعي- توسط مسئولان امر- تضمين‌کننده منفعت و خير جامعه و همه آحاد آن است. مصلحت عموم در آن است که دور از چشم و نظر اغيار- به ويژه متخاصمين خارجي- به پرونده‌اى رسيدگى شود و نظر به اهميت ويژه و حساسيت فوق‌العاده آن، موقتا و تا رفع ضرورت اعلام عمومى آن صورت نگيرد.

براى مثال به اتفاقات دوران دفاع مقدس توجه کنيد که نکات فراوانى پس از سال‌ها و پس از رفع حساسيت‌هاى دوران جنگ به شکل منطقى در اختيار افکار عمومى قرار گرفت. اتفاقات و نشيب و فرازهاى مسئله هسته‌اى هم از اين دست است و ضرورت و اهميت آن هم قابل درک. اما شرايطى را در نظر آوريد که مسائل مربوط به سازمان يا حوزه‌اى امنيتى جلوه داده شود که حتى تصور امنيتى بودن آن هم دشوار باشد. اين اتفاق باور نکردنى البته رخ داده است. مسئولان سازمان محيط‌زيست اخيرا گفته‌اند: «بايد توجه کنيم که بعضى از اطلاعات به ضرر نظام تمام مى‌شود. هر چيزى را نبايد هر کسى بداند. مثلا محل فرسودگى لوله‌هاى نفت در زير دريا ممکن است از ديد يک کارشناس اهميت امنيتى نداشته باشد اما براى دستگاه‌هاى جاسوسى دشمن بسيار ارزشمند است.» (جرايد آبان 88) کمى تامل در اين جملات نکات فراوان و جالبى را روشن مى‌سازد. ملاحظه مى‌کنيد که سرانجام اين سخنان و اين نوع نگاه به کجا منجر مى‌شود؟ به اين ترتيب براى مثال از آلودگى هواى تهران هم نبايد گفت؛ از ترافيک طاقت‌فرساى اين شهر نيز، از قحطى و خشکسالى در گوشه‌اى از کشور هم بايد بى‌سر و صدا گذشت و از انتشار اخبار درباره شرايط نامساعد اقتصادى نيز جلوگيرى کرد. به عبارت ديگر هرجا که اشکال و ايراد و کاستى و نقصانى وجود دارد، بايد نخست مانع اطلاع‌رسانى درباره آن شد، سپس در ادامه احتمالا براى گمراه کردن سرويس‌هاى جاسوسى بيگانه اطلاعات را به شکلى وارونه منتشر کرد.

آيا تصور مى‌کنيد چنين رويکردى به اخبار- آن هم کم اهميت‌ترين آنها به لحاظ امنيتى در حوزه محيط‌زيست- به سرانجامى جز آنچه گفته شد مى‌انجامد. اين نوع نگاه که متاسفانه در برخى مسئولان مشاهده مى‌شود نه تنها از کم‌اطلاعى آنها از آرمان‌ها و انديشه‌هاى انقلاب اسلامى خبر مى‌دهد که عدم درک مفهوم «يک مقوله امنيتي» را نيز نشان مى‌دهد. کمتر کسى است که نداند بر داشتن فاصله ميان مردم و حکومت، خودى دانستن شهروندان از آرمان‌هاى انقلاب و مسئولان آن است. جمله معروف امام خمينى را به خاطر آوريد که فرمودند: «مردم ولى‌نعمتان ما هستند» حالا ولى‌نعمتى را در نظر بگيريد که به دلايل واهى اطلاعاتى مربوط به خود او؛ از او دريغ مى‌شود. اين نگاه اگرچه خام‌تر و ناپخته‌تر از آن است که در جامعه امکان اجرا پيدا کند اما در هر حال در تعارض آشکار با فلسفه انقلاب و نيت بنيان‌گذاران آن است. اگر اين ديدگاه مبناى عمل قرار گيرد اساسا چرا خبرگان قانون اساسى بايد حکم به پخش مذاکرات جلسات مجلس از راديو- که احتمالا جذاب‌تر از محل سوراخ شدن لوله‌هاى انتقال نفت براى سرويس‌هاى امنيتى بيگانه است بدهند و بر آن تاکيد کنند؟

چند روز پيشتر مسئولان سازمان محيط زيست ايران، کشورمان را در ميان 10 کشور نخستين معرفى کردند که بيشترين تخريب محيط زيست در آنها انجام مى‌شود. در روزگارى که ضرورت حفظ منابع طبيعى و محيط زيست به اولويتى بى‌رقيب در جهان تبديل شده، مخفى داشتن آمار مربوط به اين حوزه در کشورمان به بهانه امنيتى دانستن آن چگونه قابل توجيه است. آيا اين رفتار در شنونده اين تصور را ايجاد نمى‌کند که متوليان امر به جاى اصلاح کارنامه اسفناک در حوزه محيط‌زيست درصددند که امکان اطلاع يافتن افکار عمومى از نمرات و نتايج کارنامه را از بين ببرند؟ در سال‌هاى گذشته همواره بخشى از وقت مسئولان سابق سازمان محيط زيست مصروف پاسخگويى به اتفاقات ناخوشايندى نظير قطع درختان و نابودى جنگل‌ها، فاجعه زيست‌محيطى مرداب انزلى و… شده است. فشارهايى که از سوى افکار عمومى و البته با هدايت کارشناسان اين بخش اگر نبود، بى‌شک وضعيت زيست‌محيطى کشور از امروز نامساعدتر و اسفناک‌تر بود. ظاهرا مسئولان جديدى براى حل اين مشکل راه‌حلى جديد يافته‌اند. به نظر مى‌رسد مسئولان بخش‌هايى نظير محيط‌زيست به جاى آنکه وارد حوزه مسئوليت مسئولان امنيتى شده و بى‌توجه به تبعات موضوع، دايره شمول مسائل امنيتى را به محيط‌زيست توسعه دهند؛ مناسب‌تر است با تلاش براى رفع يا کاستن از نابسامانى‌هاى اين بخش، سرويس‌هاى امنيتى دشمن را مايوس کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.