طنز:دكتر كردان متهم می كند!
چکیده :حالا خوب است دكتر احمدینژاد آنقدر روی مساله اخلاق تاكید دارد كه دولت سه تا معلم اخلاق دارد كه به گفته آقاتهرانی به طور منظم در جلسات شركت میكنند و اعضای هیات همراه احمدینژاد را با تدریس شفاهی و «جزوه» مستفیض میكنند؛ والا معلوم نبود شاهد چه حركاتی از آقای كردان...
کلمه:محمود فرجامی در آی طنز نوشت:حكایت ما و دكتر كردان مصداق همان ضرب المثل شده است كه «من پوستین را رها میكنم پوستین مرا راها نمیكند».
چند وقت پیش خبر رسید كه ایشان به خاطر معالجه بیماری سختی كه به آن مبتلا شده است به لندن رفته است و پیشنهاد شد حالا كه ایشان اوضاع جسمانی مناسبی ندارد ما هم دست از سر ایشان برداریم. ما هم دست از سر ایشان برداشتیم و حتی از این سوال كه جدیدا چرا هر كس مریض میشود به لندن میرود هم گذشتیم.
اما ایشان گویا دست بردار نیست. دكتر مجعول مذكور در مصاحبه با خبرگزاری دولت گفته است «آقای خاتمی صحنه گردان و پشت پرده این حوادث بود.» یكی نیست بگوید آن سید خندان آن زمانی كه هشت سال قوه مجریه كشور را در دست داشت و مجلس هم چهار سال با او همراه بود و بیست میلون رای واقعی هم پشت سرش بود، نتوانست یا نخواست صحنهگردان هیچ حادثهای باشد و حتی هجدهم تیر را هم جمع و جور كرد؛ حالا و در این وصعیت چطور ممكن است صحنهگردان چنین حادثهای باشد؟ تازه مگر اینها تئاتر است كه صحنهگردان داشته باشد؟
البته انگار حال دكتر خرابتر از این حرفهاست. عوضعلی كردان از تئاتر گریزی هم به فوتبال زده و گفته است: «خاتمی در براندازی دور اول باخت و در حال حاضر، براندازی دور دوم را تمرین می كند.»
از این نگرانكنندهتر این است كه ساكن خانه شیشهای آكسفورد، شروع به بازی سنگپرانی قضایی هم كرده است و گفته: «پرونده های قضائی پرونده هایی نیستند كه بتوان بدون وقوف بر پرونده اظهار نظر كرد. برای اظهار نظر در پرونده قضائی باید كاملا به مفاد پرونده مسلط شد.» و بعد هم كنایههایی را به شیوه كاری رئیس قوه قضائیه زده است كه چون آملی مذكور دو برادر لاریجانی قوی و پرزور دارد، لزومی ندارد ما خودمان را داخل دعوا كنیم و طرفین را به همدیگر حواله می دهیم. هرچند كه با آن داستان آكسفورد، بیژن نوباوه هم برای عوضعلی كردان كفایت میكند و برای رسیدگی به پرونده جعل مدرك، نیازی به رئیس قوه قضائیه نیست.
حالا خوب است دكتر احمدینژاد آنقدر روی مساله اخلاق تاكید دارد كه دولت سه تا معلم اخلاق دارد كه به گفته آقاتهرانی به طور منظم در جلسات شركت میكنند و اعضای هیات همراه احمدینژاد را با تدریس شفاهی و «جزوه» مستفیض میكنند؛ والا معلوم نبود شاهد چه حركاتی از آقای كردان میبودیم. هرچند كه با توجه به انتخاب افرادی مثل دكتر كردان و دكتر رحیمی و دكتر مشائی به عنوان حلقه نزدیكان رئیس دولت اخلاقمحور؛ هیچ بعید نیست كه مفهوم اخلاق تغییر كرده باشد یا نوع خاصی از اخلاق مورد نظر باشد كه تجلیاش در همین گونه رفتار و گفتار است.
نگاهی به سوابق معلمان اخلاق دولت هم این فرض را تقویت میكند. دست كم دو نفر از آنها(آقا تهرانی و سقای بیریا) با خرج یك موسسه دینی سالها در آمریكا زندگی كردهاند و از این رو هیچ بعید نیست در لابلای «جزوه»های اخلاقشان اندكی اخلاق آمریكایی هم به صورت ناخالصی وارد شده باشد. آمریكاییها را هم كه میشناسید، منشا بیاخلاقیاند. حتی آنقدر بیاخلاقند كه یكی از رئیسجمهورهای این كشور به نام نیكسون به خاطر شنود گذاشتن همحزبیهایش علیه حزب مقابل مجبور به استعفا شد و این در تاریخ به نام واترگیت ثبت شد.
با این تفاصیل اگر این فرض درست باشد با شناختی كه از آن شیطان بزرگ داریم (مقصود آمریكاست!) باید خدا را شكر كنیم كه دوستان در حد همین آموزههای جعل مدرك و تهمت صحنهگردانی و ثبت اختراع دیگران به نام خود و سنگ انداختن سر راه مترو ماندهاند و جلوتر نیامدهاند. تاریخ نشان داده هیچ چیز جلودار آدمهای اخلاقمدار نیست، حتی طاعون!













