سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روان پريشي اجتماعي و حذف گفتمان هاي مستقل...

روان پريشي اجتماعي و حذف گفتمان هاي مستقل

چکیده :جامعه شناسان و نظريه پردازان ما آنقدر از واقعيت هاي اجتماعي و تحليل آنها طفره رفتند که امروز ماهيتشان به راحتي زير سوال مي رود. سخن از اين نيست که بايد نظريه هاي جامعه شناسي بومي توليد شود يا نشود که قطعا بايد توليد شود، سخن از اين است که اين نظريه ها در تحليل واقعيت هاي اجتماعي،توانمندي خود را نشان نمي دهند و به راحتي مورد سوال واقع مي...


مردمسالاری-ميرزابابا مطهري نژاد:صحبت از چيستي يک مسئله اجتماعي است که منجر به جراحت رواني جامعه شده است و بر اساس تحقيقات به عمل آمده در يک موسسه علمي، ميزان مراجعات مردم به روانپزشک را تا 60 درصد در سال 1387 افزايش داده است. نفس اين موضوع صرف نظر از اينکه درست است يا نادرست، درصد اعلام شده کم است يا زياد، بايد همانند يک زلزله بالاي 7 ريشتر، مديران جامعه و دست اندرکاران يک دولت را تکان بدهد و به اظهارنظر و به يافتن راه حل و سمينارها و سمپوزيوم ها و گردهمايي ها بکشاند.

اگوست کنت، جامعه شناس و نظريه پرداز شهير اجتماعي همانند بسياري از جامعه شناسان ديگر معتقد است که واقعيت اجتماعي دو سويه دارد، يک سويه آن، سويه خاکستري واقعيت است که سرد و سنگي است و به سختي مي توان در آن ايفاي نقش کرد، اما سوي دوم آن گرم و رنگارنگ، تودرتو و مواج است و به راحتي نقش مي پذيرد و پديده ها و رويدادهاي روز بر آن تاثير مي گذارد که اگوست کنت چهره اول واقعيت اجتماعي را “استاتيک” و چهره دوم را ” ديناميک” اجتماعي مي نامد. اين دو چهره در جامعه ما بعد از جنگ تحميلي، تبديل به دو گفتمان شده است. گفتمان دوم، در دولت اصلاحات به گفتمان غالب تبديل شد و اميدواري هاي فراواني را در طبقه تحصيل کرده و روشنفکرو بويژه در نسل جوان به وجود آورد ، به طوري که احساس کرد در جامعه ديده مي شود و ديده خواهد شد، اما ورود نهادهاي نظامي به سياست و ناتوانايي مالي و تدارکاتي احزاب ديگر در رقابت با اين پديده، و تغييرات ساختاري، لايه هاي ساده اجتماعي را درنورديد و به سرعت در کمتر از چند سال به لايه هاي پيچيده جامعه يعني لايه حالات ذهني و اعمال رواني جمعي شوک وارد کرد و نوعي روان پريشي جمعي را به جامعه تحميل کرد و آنچه که امروز با نام افزايش چشمگير رجوع به روانپزشک مي ناميم، تنها جلوه اي از اين تاثير ناصواب است که متاسفانه مورد توجه قرار نمي گيرد و بايد منتظر جلوه هاي ناصواب بزرگتر از آن بود.اگر به صورت عالمانه، رويدادها و نابهنجاري هاي اجتماعي مثل بالا رفتن آمار تصادفات، سرقت ها، قتل ها ي عمد و فرار از خانه، مهاجرت و… مورد بررسي قرار گيرند، تاثير نوعي خاص از ساختار اجتماعي بر اين ناهنجاري ها را به اثبات خواهند رساند.

غالب پژوهشگران اجتماعي، زيست مايه خود را از گفتمان بر مي گيرند و کشف ساختارهاي پنهان از خلال ساختارهاي پيدا، کنار زدن لايه هاي سطحي براي رسيدن به لايه هاي عمقي و برکندن پوسته از هسته در دستور کارشان قرار مي گيرد. در توضيح نگرش فوق لازم است اشاره کنم انديشمندان و نظريه پردازان اجتماعي همواره تاکيد دارند در بررسي رويدادهاي اجتماعي با فرا روي از لايه هاي زيرين به سوي لايه هاي زبرين فرو روند. ژرژگورويچ از جمله اساتيدي است که پيوسته جامعه شناسان را دعوت مي نمود که از لايه هاي زيرين مرفولوژيک درگذرند و به لايه ارزشها و اعمال رواني روي آورند. او به جامعه شناسان توصيه مي کرد براي رفتن از لايه هاي ساده به لايه هاي پيچيده اجتماعي مسير زير را دنبال کنند:

1.لايه مرفولوژيک و اکولوژيک

2.سازمانهاي اجتماعي

3.الگوهاي اجتماعي

4.رفتارهاي منظم ولي بيرون از سازمان ها

5.نقش هاي اجتماعي

6.گرايش هاي جمعي

7.رمزهاي اجتماعي

8.رفتارهاي جمعي و نوآور

9.تصورات و ارزشهاي جمعي

10.حالات ذهني و اعمال رواني جمعي

(گورويچ 1349، ص 110)

راهبرد حذف و از ميان برداشتن يک تفکر، ديده نشدن قشرهاي عظيمي از جامعه، به رسميت نشناختن نيروهاي اجتماعي وسيع، بي اهميت و ناچيز شمردن جريانهاي اجتماعي و… همه و همه به حالات ذهني و اعمال رواني در جامعه منتج شده اند، که جلوه هايي از اين اعمال رواني در مراجعه به روانپزشک قابل مشاهده است و جلوه هاي پنهان ديگري هم دارد که حتما بايد منتظر آنها بود. همه اين موارد، تصورات و ارزش هاي جمعي و حالات ذهني و اعمال رواني جمعي را موجب و به لايه هايي در عمق جامعه مي پيوندد و…

جامعه شناسان و نظريه پردازان ما آنقدر از واقعيت هاي اجتماعي و تحليل آنها طفره رفتند که امروز ماهيتشان به راحتي زير سوال مي رود. سخن از اين نيست که بايد نظريه هاي جامعه شناسي بومي توليد شود يا نشود که قطعا بايد توليد شود، سخن از اين است که اين نظريه ها در تحليل واقعيت هاي اجتماعي،توانمندي خود را نشان نمي دهند و به راحتي مورد سوال واقع مي شوند.

خلاصه کلام اين که نگارنده يکي از عوامل تاثير گذار در افزايش روان پريشي هاي گسترده اجتماعي را سرکوب گفتمان هاي طبيعي و مستقل و غيروابسته جامعه مي داند که از لايه هاي ساده به لايه هاي پيچيده اجتماعي راه يافته اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.