جراحي بزرگ، تيم بزرگ و احتمال مرگ
چکیده :اگر مي توانيم اين مقدمات را فراهم کنيم، که البته در شرايط فعلي من شک دارم، بسم الله، در هر حال اينها را گفتم که بگويم و هشدار دهم که در هر جراحي خصوصاً اگر آن جراحي بزرگ هم باشد، احتمال مرگ نيز هست اما جامعه ما تحمل چنين مرگي را دارد؟ من فکر نمي...
کلمه: روزنامه اعتماد یادداشت امروز خود را به لایحه هدفمند کردن یارانه ها اختصاص داده است. نویسنده این یادداشت در ابتدا به ذکر تجربه ای ملموس روی آورده است و وضعیت فعلی کشور در این نوع مسائل را به مثال خود مشتبه کرده است. او نتیجه گرفته است:«هر جراحي خصوصاً اگر آن جراحي بزرگ هم باشد، احتمال مرگ نيز هست اما جامعه ما تحمل چنين مرگي را دارد؟ من فکر نمي کنم.» متن کامل این یادداشت پیش روی شماست:
اعتماد-مرتضي شاملي:«مشترک گرامي، با توجه به تغيير شرايط ارائه خدمات تلفن بين الملل در کشور، تا اطلاع ثانوي نرخ هر دقيقه مکالمه با کليه مقاصد 24 تومان افزايش مي يابد. لطفاً تلفن خود را در حالت تن قرار داده و کد عبور خود را وارد نماييد.»
حتماً اگر از آن دسته از هموطناني هستيد که از کارت هاي تلفن بين الملل يکي از اين شرکت هاي کارتي استفاده مي کنيد حدود سه چهار ماهي مي شود که در ابتداي هر تماسي اين پيام مودبانه اما عصباني کننده را که معني خودماني آن دو برابر شدن نرخ بعضي از مکالمات تلفني است، شنيده ايد.خود من بار اول فکر کردم اشتباهي در کار است و اين توضيحات مربوط به تلفني که من مي خواهم بزنم، نيست. نگاهي به کارت تلفن کردم، ديدم نه، همان کارتي است که قبلاً هم بوده و استفاده کرده ام.فکر کردم؛ «پس اين طور؟، ضرر ميلياردي قطع پيامک ها و تلفن ها را من بايد بدهم،»به شماره تلفني که روي کارت بود زنگ زدم بلکه توضيحي بخواهم. از آن طرف خط صداي ضبط شده دخترخانمي گفت؛ «به سامانه تلفني شرکت هاي… و… خوش آمديد. لطفاً تلفن داخلي مورد نظر خود را وارد نماييد. در غير اين صورت براي تماس با بخش اينترنت و تلفن بين الملل کليد يک، بخش وب و خدمات هاستينگ کليد دو…» و همين طور گفت تا رسيد به کليد پنج. بعد هم گفت که براي تماس با اپراتور کليد صفر را فشار دهيد. و من هم همين آخري، يعني کليد صفر را فشار دادم تا بلکه اپراتور به جاي مناسبي وصلم کند. اما نه، اين بار هم باز صداي ضبط شده دختر جوان ديگري بود که مي گفت؛ «شما در حال تماس با اولين اپراتور آزاد هستيد. لطفاً منتظر بمانيد. از شکيبايي شما متشکريم.» و يک موزيک ترکي استانبولي يا يوناني پخش شد و همين طور 20 ثانيه يي گذشت. باز همان صدا، همان حرف ها را به من يادآوري کرد که در حال تماس با اولين اپراتور آزاد هستم و منتظر بمانم و از شکيبايي من هم متشکر است. و اين جريان بارها تکرار شد تا اينکه خسته شدم و قطع کردم.
اين، خلاصه و مدلي است کوچک و حقير از حال و هوايي که ما در آن به سر مي بريم. شايد چنين قياسي مسخره به نظر بيايد، ولي چه قبول کنيم يا نکنيم، واقعيت دارد. اتفاقي مي افتد، تو گيج مي شوي و درصدد برمي آيي که توضيح بخواهي، اما با ادب و نزاکت هر چه تمام تر خسته ات مي کنند و پاسخي درخور نمي دهند. نتيجه اينکه از خير پيگيري قضيه هم مي گذري و به عبارتي، تسليم مي شوي. به همين سادگي، و حالا در چنين فضايي مه آلود دراندشت دارد اتفاقي واقعاً بزرگ مي افتد؛ اتفاقي که من منکر لزوم رسيدگي و ساماندهي به آن نيستم اما نگران نحوه کار و صلاحيت هايي هستم که براي انجام آن بايد باشد و متاسفانه هيچ تضميني نيست که باشد. اتفاقي که از آن به عنوان «جراحي بزرگ اقتصاد کشور» ياد مي کنند.
اين تيتر بزرگ و دهن پرکن «جراحي بزرگ» را براي لايحه يي به کار مي برند که هم اکنون در دستور کار مجلس است، يعني همان لايحه هدفمند کردن يارانه ها. بسيار خب، قبول.جراحي کنيد، تکه تکه کنيد، پاره کنيد، بدوزيد، هر کاري مي خواهيد روي اين اقتصاد مادرمرده، آن هم با جراحي بزرگ تان بکنيد، اما سواي شور و جسارت و قاطعيتي که در انجام اين کار داريد نگراني هايي هست که متاسفانه حضرات عنايتي به آنها نداريد و بهاي لازم را به آنها نمي دهيد.
هر جراحي بزرگي محتاج به يک تيم بزرگ و ورزيده است، آيا چنين تيمي هست؟ ظاهراً از تهور و شجاعتي که رئيس دولت در اجراي اين لايحه از خود نشان مي دهد و از حمايتي که نمايندگان همسو با دولت و طرفداران اين لايحه از آن مي کنند گويا برايشان محرز است که همه چيز بر وفق مراد است و چنين تيم مجربي براي جراحي اقتصاد بيمار ايران وجود دارد.اما در هر جراحي، يک طرف قضيه هم بيمار و اطرافيان بيمار هستند که بايد قانع شوند و تن به اين جراحي بدهند. هنوز هيچ نشده، قيمت ها يا شروع به دويدن کرده اند يا مثل بليت هواپيما و موارد ديگري که احتياج به مجوز دارند دورخيز کرده اند که بيشتر بپرند و از بقيه عقب نمانند. اما درآمد مردم چي؟ آيا اين پرداخت ها و دهک ها که آقاي فرزين نماينده دولت در مجلس از آنها دم مي زند کفاف کارزار و سونامي بي رحمانه يي را که در راه است، مي دهد؟ مردم هنوز در کوران و کم و کيف قضيه نيستند.
از بحث هايي که اين طرف و آن طرف مي شود و از اعتراض و انتقادهايي که از لابه لاي همين مذاکرات مجلس به گوش مي رسد به وضوح مشهود است که قضيه سنگين تر و مهم تر از آن است که با قيام و قعود نمايندگان و آراي کم و حداقلي آنها به بعضي از بندهاي لايحه، کار به سرانجامي که خيريتي در آن باشد، برسد. همين دو روز پيش يکي از نمايندگان- آقاي عليرضا محجوب- صحبت از رفراندوم و همه پرسي کرد. مساله اين است که رفراندوم هم ساخت و کار خودش را مي خواهد و در هر شرايط و هر جامعه يي جواب نمي دهد. رفراندوم تضارب آرا و عقايد مي خواهد، بحث و اقناع مي خواهد، وضوح و روشني مي خواهد و سرانجام تصميم گيري مستقل و بدون فشار آحاد ملت را مي خواهد. اگر مي توانيم اين مقدمات را فراهم کنيم، که البته در شرايط فعلي من شک دارم، بسم الله، در هر حال اينها را گفتم که بگويم و هشدار دهم که در هر جراحي خصوصاً اگر آن جراحي بزرگ هم باشد، احتمال مرگ نيز هست اما جامعه ما تحمل چنين مرگي را دارد؟ من فکر نمي کنم.













