بازنگری علوم انسانی و اجتماعی (3)و(4)
چکیده :اگر مدیران گروهها، دانشکده ها، حوزه ها و نمایندگان فرهنگ و علم و دانش همه خودی بوده و دارای صلاحیت های عمومی و اختصاصی می باشند، اشکالات مورد نظر از کجا آمده است؟ چطور شده است که دانشجویان و محققان تربیت شده به دست این افراد به گمراهی رفته...
تقی آزاد ارمکی:خانم دکتر دستجردی وزیر تازه وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در مصاحبه ای تلویزیونی و سرپایی در شب گذشته برای برون رفت از مشکلاتی که مردم اصفهان در حوزه بهداشت و درمان مطرح می کردند، مدعی شدند که سیاست ایشان در وزارت خانه بومی کردن این حوزه می باشد. با کمی توضیح – در حد یک جمله – که از اخبار بیست و سی پخش می شد، اصطلاح بومی شدن و بومی کردن و بومی سازی حوزه پزشکی را تعریف کردند. منظورشان از بومی کردن حوزه بهداشت و درمان، استخدام پزشک از اصفهان برای مردم اصفهان است. زیرا معترضان به وضعیت پزشکی در برنامه پخش شده در حد اینکه پخش شده بود، مدعی بودند که در این بیمارستان از پزشک، وسایل پزشکی، درمان، و مراقبت خبری نیست. از نظر خانم وزیر برای برون رفت از مشکلات گذشته و امروز و پیش رو در حوزه پزشکی و درمان و مراقبت بهترین روش بومی کردن است. این اقدامی شجاعانه است و باید مردان وزیر نیز از این اقدام عبرت گرفته و در راستای بومی کردن امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی و دینی و …. کاری که خانم وزیر انجام خواهند داد را معیار قرار داده و از زحمت و فکر و کار جدید اجتناب کرده و انرزی شان را برای کارهایی دیگر حفظ کنند.
با توضیحی که به واسطه خانم دکتر دستجردی در حوزه بهداشت و درمان ارائه شد، مشکلاتی که ریشه در وابستگی قبلی ها به جهان استکباری داشت، مرتفع خواهد شد. زیرا بومی سازی اصل و اساس سیاست عدالت و توسعه ای است و باید به آن پایبند بود. ضمن اینکه شکل بومی کردن علوم پزشکی معلوم شد، این خود می تواند معیاری باشد برای دیگر حوزه ها. اگر کسی در آینده بخواهد حوزه صنایع اعم از سنگین و سبک را بومی کند بهتر است که صنایعی را تاسیس کند که هم تولید کننده و هم مصرف کننده ان بومی باشند. یعنی مردم محلی در این زمینه گام گذاشته و تولید کنند تا مصرف شود. یا اینکه مصرف کنند چون تولید شده است. این خود چرخه ای مناسب برای رفع مشکلات کشور خواهد بود. اگر در هر منطقه پژشک و مهندس و اقتصاددان و جامعه شناس و روحانی و سیاستمدار و کارگرانی را بکار گیرد که بتوانند مشکلات منطقه و محله و بو م را مطرح و حل و سامان دهند دیگر در سطح ملی مشکلی نخواهد بود. حاصل کلی کار همه کسانی که به این حوزه ها وارد شده اند، توسعه کشور خواهد.
خانم دکتر نمی دانند که مطلبی که خیلی مختصر آنهم در تلویزیون که برای کارهای شوخی در نظر گرفته شده و کاری جدی از ان بر نمی اید به جز تخریب، توانسته اند سخنی و حرفی و عبارتی و دیدگاهی مهم مطرح کنند. این از بزرگی و مهم بودن رسانه نیست که پیام مهم تولید می کند. از افراد و شخصیت های فرهنگی و علمی است که سخن های مهم و طرح های بلند ارائه می دهند. اگر کاری که خانم دکتر وزیر مطرح کردند را آقایان مدیران بازنگری علوم انسانی و اجتماعی قبول کنند، انوقت مشکل علوم انسانی و اجتماعی نیز حل خواهد شد. در بومی سازی علوم انسانی و اجتماعی بهتر خواهد بود که هر دانشگاهی در منطقه خودش به طرح مباحث محلی با حضور اساتید محلی و دانشجویان بومی اقدام کرده و مشکلات محلی و بومی نیز در کلاس و دفتر و کتاب مطرح شود. نتیجه نهایی سامان یافتن جامعه از سطح بوم به سقف خواهد بود. در نهایت دیگر مشکلی برای شناسایی و مدیریت و سامان دادن وجود نخواهد داشت. اگر مشکلات در محله ها حل شود دیگر جایی و مجالی برای بروز مشکلات در سطح ملی و جهانی وجود نخواهد داشت. از طرف دیگر اصحاب علوم اجتماعی هم نفسی راحت کشیده و مدیران نیز خواهند توانست بدون زحمت و صرف وقت و امکانات به مدیریت خود ادامه دهند.
***
بعد از اینکه معلوم شد که معنای بومی گرایی در نزد مدیران کشور چیست، بهتر خواهد بود تا نحوه بکارگیری افراد در حوزه علوم انسانی معلوم شود. زیرا اگر خانم دکتر در حوزه بهداشت و پزشکی بکارگیری پزشکان محلی را راه حل اصلی در برون رفت از مشکلات پزشکی و درمانی کشور می دانند، اصحاب علوم انسانی منتسب به این جریان فکری نیز می بایستی همین کار را انجام دهند. برای فراهم کردن شرایط در تحقق این هدف، بد نیست کمی به اطرافمان نگاه کرده و معلوم کنیم که این افراد بیگانه و غیر خودی که مدیریت علوم انسانی در کشور را عهده دار بوده اند، از کجا آمده اند و در حال حاضر چه می کنند. از علوم اجتماعی شروع کرده و به فلسفه و ادبیات و اخلاق و الهیات می رویم. راستی در علوم اجتماعی چه کسانی مدیریت می کنند؟ چه کسانی نمایندگی فرهنگی می کنند؟ چرا این افراد در طول سالیانی که مدیریت این حوزه را عهده دار بوده اند، نتوانسته اند کاری کارستان کنند. به جای کاری کارستان، کاری بدستان کرده اند.
اغلب مدیران گروههای آموزشی علوم اجتماعی از چنبره گزیینش و دینداری گذر کرده و دارای صلاحیت های عمومی و خصوصی تشخیص داده شده اند. مدیران دانشکده ها و پژوهشکده های علوم اجتماعی و انسانی در خارج از حوزه که حتما مطیع بوده و در راستای اهداف عمل کرده اند. کسی در میان مدیران حوزه های علوم اجتماعی خارج از خودی ها وجود نداشته است که بتواند منشا بی نظمی و بی دینی و بداخلاقی باشد. در سطح کلی کشور که وضعیت بسیار خوب و مناسب است. از طرف مجلس، دولت، و جامعه بهترین افراد برای کارهای ساده و معمولی انتخاب شده و کارها به خوبی انجام می شود.
اگر مدیران گروهها، دانشکده ها، حوزه ها و نمایندگان فرهنگ و علم و دانش همه خودی بوده و دارای صلاحیت های عمومی و اختصاصی می باشند، اشکالات مورد نظر از کجا آمده است؟ چطور شده است که دانشجویان و محققان تربیت شده به دست این افراد به گمراهی رفته اند؟ آیا واقعا محصولات علوم انسانی و اجتماعی گمراه کننده است؟ آیا واقعا عامل گمراهی این افراد نظام آموزشی است یا رسانه ای چون صدا و سیما نقش بیشتری داشته است؟ کدامیک از این دو حوزه در بد رفتاری مردم در ایران مهمتر می باشند؟ شاید تغییر مدیران حوزه های متعدد علوم انسانی و اجتماعی به شکل موجود و واگذاری امور به دست اصحاب این حوزه راه حل اصلی مشکلات باشد تا تنبیه کردن این افراد. زیرا اگر مشکلی یا مشکلاتی در این حوزه ایجاد شده است ریشه در رفتار مدیران و مجریان اصلی که خودی هستند و مورد تایید بوده، قابل پی گیری است. برای جلوگیری از شرایط که می تواند حادثه ساز باشد، بهتر است این مدیران به کار اصلی شان بازگشته و از نظام دانشگاهی دعوت به همکاری شود.
به نظر می آید بر خلاف تصور خانم دکتر که راز مشکلات حوزه پزشکی را در عدم بومی گرایی می دانستند و برای حل مشکلات به بومی شدن این حوزه که به معنی استخدام و بکارگیری پزشکان محلی و بومی تعبیر شد، اقدام کرده اند، حوزه علوم انسانی می بایستی راهی دیگر برود. زیرد قبلا این گام را برداشته و نتیجه کار نیز خلاف انتظار شده است. مدیران خودی حوزه علوم انسانی و اجتماعی کاری بدستان کرده و برای نجات از وضعیت فعلی یا رها کردن امور یا سپردن امور به دست اصحاب این حوزه ها پیشنهاد می شود. من دومی را بهتر می دانم. این گام بهتری خواهد بود. با کناره گیری مدیرانی که در طول حداقل چندین سال گذشته کمتر توان و علاقه و تلاشی در حل مشکلات این حوزه صورت داده اند، بکارگیری افرادی از میان صاحب نظران این حوزه ها به عنوان مدیر ضروری خواهد شد. این نوع تصمیم گیری هیچ بازگشت به عقب نیست. بلکه انتخابی درست و سنجیده و کم خطر است.













