سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ملکیان:دولتهاى اقتدارگرا بازنده جنگ بر سر رسانه‌ها هستند...

ملکیان:دولتهاى اقتدارگرا بازنده جنگ بر سر رسانه‌ها هستند

چکیده :برخى اصحاب قدرت در ايران، تأثير وزش تند تغييرات اجتماعى را حس مى‌کنند ولى غم انگيزانه بايد گفت درک روشن و درستى از آن تغييرات، در اعمالشان پديدار نيست. جالب است جوانان بدانند رفتار حضرت امام خمينى بر عکس اين حالت است. تمام هم و غم او پرورش بالغان سياسى بود که متاسفانه صدا و سيما هويتى از امام به نمايش گذاشت، که شايد ذکر اتفاق ذيل براى نسل جديد غير قابل باور باشد. در بيست و شش سال قبل يعنى در سال چهارم جنگ تحميلى و در آن شرايط اضطرار در مقابل هويت مدارانى که در انتخابات مجلس دوم مى‌گفتند هيچ‌کس جز فقها حق دخالت در سياست و معرفى کانديدا ندارد،...


کلمه: دکتر محمدرضا ملکیان در یادداشتی با عنوان «قدرت بی قدرتی» کارکرد قدرت در عصر نوین را تشریح کرده است. وی در این یادداشت به نقش عصر اطلاعات در دنیای امروز  پرداخته است و می نویسد:«درعصر جديد آنچه افراد را از هم جدا مى‌کند ميزان تحصيلات آنان نيست، بلکه روشن نگرى و بلوغ معنوى آنان در بکارگيرى از اطلاعات مى‌باشد.»

متن کامل این یادداشت پیش روی شماست:

دکتر محمدرضا ملکيان:بى‌حرمتى به آقايان کروبى و بهشتى در نمايشگاه مطبوعات را بايد در امتداد رفتار‌هاى عارى از اخلاق دريک دهه گذشته از سوى هويت مداران علاقمند به نظام، دانست. هويت مداران عاقلان بى‌انديشه‌اى‌اند که همه چيز را حتى خدا، انبيا و تاريخ ائمه را تنها با معيار «قدرت» مى‌شناسند. بر اين اساس لازم ديدم تا بطور اختصار کارکرد «قدرت» در عصر نوين را تشريح کرده و خوانندگان را اميدوار به فرداى بهتر براى ايران عزيز بنمايم. حرکت شتابان جهان به سوى اطلاعاتى شدن، واقعيتى انکار ناپذير است دنياى امروز مکانى کاملاً متفاوت با دنياى بيست و پنج سال پيش است و دنياى نيم قرن بعدى نيز به طور قطع بسيار متفاوت از دنياى کنونى خواهد بود. امروزه مهمترين چيزى که انسان بايد به فراگرفتن آن بپردازد چيزهايى است که به او يارى مى‌دهد تا دگرگونى‌هاى آينده را پيش‌بينى کند و خود و خانواده‌اش را براى زندگى در متن آن آماده سازد.

سپاس فراوان خداى را که در راستاى حرکت جهان به‌سوى عدالت، به بشريت منت نهاد و او را در خلق تکنولوژى اطلاعات هدايت نمود. و اکنون آن تکنولوژى سبب گرديد که با کمترين هزينه، همه بشريت همديگر را نظاره گرند. در جهان امروز مجراى اطلاعاتى اينترنت به چنان قدرتى تبديل شده که هيچ حکومتى نخواهد توانست ميل خويش را خواست مردم معرفى نمايد. ماهيت و خصوصيت اصلى قدرت در عصر نوين در دو عامل مى‌توان جستجو کرد: 1- قدرت ديگر به حاکميت و حکومت محدود نمى‌شود 2- قدرت از محدوده و محدوديت خشونت رهايى يافته است.

عدالت در دستيابى جهانيان به اطلاعات، تغييرات اجتماعى را به‌ همراه آورد که سبب جابجايى مفهوم قدرت گرديد. حکومتها چه بخواهند و چه نخواهند، عصر اطلاعات، کارکرد‌هاى سياسى ذيل را در هر جامعه‌اى جارى خواهد کرد: 1-فرصت‌هاى‌ جديد براى‌ آموزش‌ مشارکت‌ سياسى‌ 2- بيش‌تر شدن‌ نقش‌ مردم‌ درتصميم‌گيرى‌هاى‌ مربوط به‌ خود3- سنگين‌تر شدن‌ هزينه‌هاى‌ مربوط به‌ بى‌اعتنايى‌ به‌ افکار عمومى‌ جهاني.

در نتيجه با قاطعيت مى‌توان گفت در اين عصر، دولتهاى اقتدارگرا بازنده جنگ بر سر رسانه‌ها خواهند بود. به يمن وجود والدينى آگاه که فرزندان‌شان را در روندى از تربيت قراردادند که بتوانند در سايه تعليمات انبياء و با بهره‌گيرى از نعمات‌اللهي، در راه رشد کمال فردى گام بردارند و همچنين با رواج روزافزون فرهنگ خودشناسى و عزت نفس و احساس زندگى با خداى رحمان و رحيم، نسلى جديدى در ايران ظهور نمود که مى‌خواهند خودشان آرمان خوشبختى و سعادت خود را تشخيص دهند. لذا همه جهانيان ازين پس شاهد اعتماد به نفس روز افزون جامعه مدنى ايران خواهند بود. به عبارتى روز به روز حاکميت زر و زور و تزوير بر اذهان رو به افول خواهد رفت. با شفاف بودن واقعيات روزمزه و متعاقب آن کوتاهى دست دين فروشان و مقدس نماهاى جاهل، رابطه سياست و دين با مردم، محتواى جديد و موثرترى در بين عموم پيدا خواهد کرد و زيبايى اخلاق- هدف حضرت محمد (ص)-بيش از پيش ملموس مى‌شود. زندگى در جهان شيشه‌اى امروز، که همه ناظر بر اعمال يکديگرند ديگر مانند گذشته چهرهاى اسطوره‌اى در آن نشو و نما نخواهند يافت و به طبع آن زوال نفرت و تعصب آغاز خواهد شد. تا زمانى که اين دو احساس ضد ارزشي، افتخار براى هويت مداران تلقى مى‌گردد اميد به آغاز گفتگو براى کسب راه درست با آنها، آب در‌هاون کوبيدن است؛ زيرا تعصب-بهشت نفس-به عامل آن امکان مى‌دهد که بداند، بدون اخلاق و سياست چه مى‌کند.

هويت مداران از تفهيم حقانيت خود به خانواده‌شان درمانده‌اند لذا بايد با خود انديشه کنند که قدرت در چيست؟ از بيش از هزار سال پيش تا به حال، هويت‌انديشان جاهل و سرمست از قدرت عالمانى نقاد چون ابن سينا، رازي، مولوي، حافظ، فردوسي، خيام، خواجه نصير طوسي، ملاصدرا، ميرداماد ، بايزد بسطامي، منصور حلاج، عين القضات همداني، سهروردى و بسى نام‌هاى ريز و درشت ديگر را، به سرنوشتى چون ارتداد، اعدام و قتل و انزوا، و يا زندگى ناآرام همراه با هجرت از ايران دچار نمودند، امروز آن تکفير گويان عبوس و هويت پرست در کجاى تاريخ ايستاده‌اند؟ شايد هويت مداران ادعاى صداقت کنند، ولى سنت زيباى خداوند در اين جهان بر اين است که دنيا را تنها يادگيرندگان به ارث مى‌برند، و متشرعين خشک مغز، خود را براى دنيايى آماده مى‌کنند که ديگر وجود خارجى ندارد.

درعصر جديد آنچه افراد را از هم جدا مى‌کند ميزان تحصيلات آنان نيست، بلکه روشن نگرى و بلوغ معنوى آنان در بکارگيرى از اطلاعات مى‌باشد. آن دسته از جامعه که از نظرگاه يک بالغ سياسى به اتفاقات مى‌نگرند با بخشى ديگر از جامعه که در تفکر سياسى صغير مى‌باشند همانند دو خط موازى هر گز بهم نمى‌رسند و نگاه آنها به اصول و فروع دين و بهره‌مندى از نعمات اللهى متفاوت است و در عصر نوين در گذر زمان از تعداد آدم‌هاى صغير سياسى کاسته مى‌شوند.

برخى اصحاب قدرت در ايران، تأثير وزش تند تغييرات اجتماعى را حس مى‌کنند ولى غم انگيزانه بايد گفت درک روشن و درستى از آن تغييرات، در اعمالشان پديدار نيست. جالب است جوانان بدانند رفتار حضرت امام خمينى بر عکس اين حالت است. تمام هم و غم او پرورش بالغان سياسى بود که متاسفانه صدا و سيما هويتى از امام به نمايش گذاشت، که شايد ذکر اتفاق ذيل براى نسل جديد غير قابل باور باشد. در بيست و شش سال قبل يعنى در سال چهارم جنگ تحميلى و در آن شرايط اضطرار در مقابل هويت مدارانى که در انتخابات مجلس دوم مى‌گفتند هيچ‌کس جز فقها حق دخالت در سياست و معرفى کانديدا ندارد، ايستاد. حضرت امام خمينى در پاسخ آن جماعت فرمودند « … مى‌گويند که سياست‌ حق‌ مجتهدين‌ است‌ يعنى‌ در امور سياسى‌ در ايران‌ پانصد نفر دخالت‌ کنند، باقى‌‌شان‌ بروند سراغ‌ کارشان‌. يعنى‌ مردم‌ بروند سراغ‌ کارشان‌، هيچ‌کار به‌مسائل‌ اجتماعى‌ نداشته‌ باشند و چند نفر پيرمرد ملا بيايند دخالت‌ بکنند. اين‌ از آن‌ توطئه‌ سابق‌ بدتر است‌ براى‌ ايران‌. براى‌ اينکه‌ آن‌ يک‌ عده‌ از علما را کنار مى‌گذاشت‌، منتها به‌ واسطه‌ آنها هم‌ يک قشر زيادى‌ کنار گذاشته‌ مى‌شدند، اين‌ تمام ملت‌ را مى‌خواهد کنار بگذارد. يعنى‌ نه‌ اينکه‌ اين‌ مى‌خواهد مجتهد را داخل‌ کند، اين‌ مى‌خواهد مجتهد را با دست‌ همين‌ ملت‌ از بين‌ ببرد.» ( صحيفة‌ نور، جلد 18، صفحة‌ 247)

منبع: روزنامه حیات نو


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.