وحدت با چه کساني؟
چکیده :شخص مهندس موسوى و ياران همراه ايشان پيرامون موضوع وحدت ملى معتقدند بايد مردم بخواهند و آنان هستند که قضاوت مىکنند. در واقع مهندس موسوى هيچگاه تا روشن شدن همه زواياى طرح وحدت ملى به بدهبستان سياسى و سازشهاى سطحى و زودگذر که بيشتر تاکتيکى است تا پايدار و منطقى دست نخواهد...
دکتر علىمحمد حاضري*
کلمه: امروز دو تلقى از وحدت وجود دارد، يک تلقى آن است که جامعه ايران را جامعهاى مىداند تشکيل يافته از مردمى يکپارچه ، مردمى که صرفنظر از گرايشهاى سياسى و عقايد گوناگون هيچ احساس تنفر و تقابلى بينشان وجود ندارد. چنانچه اگر به فضاى قبل از انتخابات نيز نگاهى بيندازيم چنين بود و بيشتر ايرانيان تنها به رقابت سالم سياسى فکر مىکردند، آن هم بهرغم تمام اختلاف سليقههايى که با يکديگر داشتند.
در واقع هر جريان و شخصى که به دنبال تعالى ايران و ايرانيست، بايد چنين فکر کند. اما در مقابل اين تفکر کسانى هم وجود دارند که مدام بر طبل خشونت مىکوبند و به همهچيز نگاه حذفى دارند. به گونهاى که امروز اين جريان را مزدور مىدانند و فردا به آن جريان تهمت ناروا مىزنند. جريانى که هر چند در اقليت است اما چندان هم بىقدرت نيست. اين در شرايطى است که عموم مردم و ايرانيان بيدار دل در هر کجاى اين کره خاکى که باشند با اين نگاه و رويه به شدت مخالفند و از آن دورى مىگيرند. در واقع حداکثر تفاوت بين عموم مردم و جريانهاى سياسى مختلف اينجاست که چه تفکر و جريانى مىتواند به پيشرفت و نجات کشور کمک کند.
اما در سطح نخبگان و ميان جريان سياسى موجود بايد بيان کنم که در ميان جناح راست يا اصولگرايان يک طيف و تفکر خشنى وجود دارد که مىخواهد همواره نظر خود را به عنوان سياستهاى کلى اصولگرايان تحميل کند و امروز مىبينيم که بسيارى از اصولگرايان منصف نيز در برابر اين جريان و تفکر ايستادگى مىکنند و مخالف افراطىگرى و حرکتهاى غيرمعقول و غيرانسانى هستند.
براى همين است که شخص مهندس موسوى و ياران همراه ايشان پيرامون موضوع وحدت ملى معتقدند بايد مردم بخواهند و آنان هستند که قضاوت مىکنند. در واقع جريان اصلاحطلب و بهويژه مهندس موسوى هيچگاه تا روشن شدن همه زواياى طرح وحدت ملى به بدهبستان سياسى و سازشهاى سطحى و زودگذر که بيشتر تاکتيکى است تا پايدار و منطقى دست نخواهد زد. شناختى که من از مهندس موسوى دارم به من مىگويد که اگر ايشان بخواهند تصميمى بگيرند در وهله نخست آن را با خود مردم در ميان مىگذارند. چون همانطور که گفتم در ميان اصولگرايان و جناح راست نيز افراد دلسوزى هستند که به وحدت واقعى معتقدند نه آرام کردن مقطعى فضاى سياسي. بنابراين من معتقدم که اصلاحطلبان همچون گذشته با دورى جستن از هرگونه خشونت بايد با هر جريانى که به دنبال اصلاح امور است و با خشونتورزى و افراطىگرى مخالف است به دنبال راهحل مردم محور باشند.
بنابراين مواضع شخص آقاى موسوى و به طورى کلى سران اصلاحات بسيار روشن است و آن همراهى با مردم و توجه به خواستههاى به حق و قانونى آنان است. با اين اوصاف به نظر مىرسد وحدت بايد با در نظر گرفتن حقوق همه جريانها و گروههاى سياسى باشد و محوريت طرحريزى آن را نيز جريانهاى معتدل و معقول سياسى به عهده بگيرند. نه طيفهاى افراطى و ماجراجويى که جريان اصلاحطلب به هيچ عنوان مدعى وحدت با آنان نيست. بنابراين اگر صحبت از وحدت مىشود طرف صحبت اصلاحطلبان به هيچ عنوان جريانهاى افراطى راستگرا نيستند و نظر مهندس موسوى نيز همين است.
* دبير کل انجمن اسلامى مدرسين دانشگاهها
منبع: روزنامه حیات نو













