مسووليت حمله به کوي دانشگاه برعهده کيست؟
چکیده :واقعيت آن است که ريشه همه اين ابهامات، دوگانگي ها، شبهات و بالاخره «کي بود، کي بود، من نبودم»ها بازمي گردد به اين واقعيت تلخ که متاسفانه نيروهاي نظامي و انتظامي ما در برابر مجلس پاسخگو نيستند.مادام که اين اصل ساده و اوليه مردم سالاري در نظام حقوقي ما رعايت نشود، سه ماه که سهل است پس از گذشت 20 ماه هم بالاخره مشخص نخواهد شد چه کساني آن شب اين فجايع را در کوي...
کلمه: دکتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی به ماجرای حمله به کوی دانشگاه بعد از انتخابات پرداخته است و بعد از شرح آنچه اتفاق افتاد به سخنان دوگانه مسئولان سپاهی و نیروی انتظامی در این زمینه اشاره می کند و این سوال اساسی را مطرح می کند که مسئولیت حمله به کوی دانشگاه بر عهده چه کسی بود؟
او در بخشی از این گفتار این سوالات را مطرح می کند که چه کساني صدها دانشجو را روانه بيمارستان کردند، چه کساني آن همه دانشجو را بازداشت کردند، چه کساني ده ها در و اتاق، ميز و صندلي، کمد و… را خرد کردند، چه کساني در ساعات 4 ، 5 بامداد دانشجويان دکترا و ارشد را مي زدند و آنان را وادار به کلاغ پر و گفتن جانم فداي رهبر مي کردند و…
زیباکلام در نهایت پاسخگو نبودن این افراد درباره این فجایع را به دلیل نقص قانونی بر می شمرد.
متن کامل این یادداشت پیش روی شماست:
صادق زيبا کلام:بيش از سه ماه از حمله باورنکردني به کوي دانشگاه تهران مي گذرد. در خلال اين مدت بسياري از مسوولان در خصوص اين موضوع صحبت و اظهارنظر کرده اند بدون آنکه حتي به يکي از اصلي ترين سوالات خواسته باشند پاسخ دهند. آخرين اظهارنظرها از جانب فرمانده محترم سپاه و فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ بوده بدون آنکه به هيچ يک از ابهامات اين جريان پاسخ درست و مشخصي داده باشند. در نخستين ساعات شب 25 خرداد صدها «نيرو» يا «مامور» در حدود ساعت يک بامداد در اصلي کوي را شکسته و به دانشجويان که بسياري از آنان در خواب بوده اند حمله ور مي شوند. ماموران با باتوم بر سر و صورت، پشت و کمر دانشجويان با شدت هرچه تمام تر مي کوبند به نحوي که بيش از يکصد تن از دانشجويان در بيمارستان هاي شريعتي و امام بستري مي شوند و ده ها تن ديگر را با خود مي برند. برخي از دانشجويان براي فرار از چنگال مهاجمان خود را از پنجره و بالکن هاي خوابگاه به پايين پرت مي کنند. بسياري از آنها هم مصدوم مي شوند. صدها ميز و صندلي، در اتاق و پنجره خرد مي شوند، کتب و وسايل شخصي دانشجويان به هر سو پرت مي شود و صحنه هايي ايجاد مي شود که کسي باور نمي کرد نيرويي با دانشجويان مملکت حاضر شود اين معامله را انجام دهد.
همان شبانه دکتر فرهاد رهبر سراسيمه خود را به کوي مي رساند و به گفته خودش آن صحنه ها را باور نمي کرده. صبح آن روز دکتر علي لاريجاني رئيس مجلس به کوي مي آيند و مشاراليه هم مبهوت و شوکه مي شوند از آنچه در کوي مي بينند. ايشان آنقدر بهت زده مي شوند از آن صحنه ها که همانجا دستور مي دهند کميته يي سريعاً بررسي کند چه کساني آن جنايات را انجام داده اند و به دستور چه کساني «ماموران» وارد کوي شده اند. قبل از ايشان رئيس دانشگاه خواهان رسيدگي مي شود. ظرف يکي دو روز بعدي وزيران کشور و علوم هم در مقام رسيدگي برمي آيند. با گذشت بيش از سه ماه و به رغم تاکيد مسوولان نظام براي مشخص شدن اينکه چرا و توسط چه کساني آن حادثه باورنکردني اتفاق افتاده بوده، هنوز مسوولان به دنبال روشن شدن موضوع هستند. فرمانده محترم سپاه پيرامون موضوع روز شنبه (7 شهريور) ماجراي حمله به کوي را اين گونه شرح مي دهند؛ «… در حادثه کوي که تخريب هاي گسترده يي توسط برخي از عوامل آشوبگر انجام شد که تعدادي از اينها نيز در بررسي هايي که ما انجام داديم دانشجو نبودند که البته اين باعث شد بخشي از نيروهاي مردمي احساس تکليف کردند و به همراه برخي از نيروها که سازماندهي روشني نداشتند و معلوم نيست با چه هدفي وارد شده بودند، اقدامات تند و غيرقابل قبول و مجرمانه يي در کوي انجام دادند. در اين زمينه گروه ويژه يي تشکيل شده و در حال بررسي موضوع است.» بنده اين جملات را چندين بار خواندم که بالاخره و مشخصاً آيا حمله به کوي از جانب عوامل خودسر و مردمي که «احساس تکليف» کرده بودند صورت مي گيرد يا از سوي نيروهاي مشخص انتظامي؟ توضيحات بعدي سردار جعفري صرفاً بر گيج شدن بنده افزود؛ «… در لحظه يي که نيروهاي انتظامي به کوي دانشگاه وارد شدند، «بسيجيان سازماندهي شده» کنار آنان حضور داشتند اما به هيچ وجه در ميان نيروهاي لباس شخصي و خودسر از بسيجيان نبودند… آشوبگران کوي دانشگاه، لباس شخصي هايي بودند که به بسيج ارتباطي نداشتند و با وارد شدن به صحنه اقدامات مجرمانه يي انجام دادند که اميدواريم عوامل آن مشخص و با آنان برخورد قانوني شود.» تنها نکته مشخصي که از گفته هاي فرمانده محترم سپاه برداشت مي شود اين است که حمله کنندگان به کوي «لباس شخصي هاي خودسر ناشناسي» بودند که بعد از گذشت سه ماه هنوز مشخص نشده اند اما هر وقت که مشخص بشوند سردار جعفري اميدوار هستند با آنان برخوردهاي قانوني صورت گيرد.
حسب گفته هاي فرمانده سپاه نه تنها بعد از گذشت سه ماه هنوز خيلي مشخص نيست که بالاخره چه کساني به کوي حمله کردند، چه کساني صدها دانشجو را روانه بيمارستان کردند، چه کساني آن همه دانشجو را بازداشت کردند، چه کساني ده ها در و اتاق، ميز و صندلي، کمد و… را خرد کردند، چه کساني در ساعات 4 ، 5 بامداد دانشجويان دکترا و ارشد را مي زدند و آنان را وادار به کلاغ پر و گفتن جانم فداي رهبر مي کردند و… ايشان مي فرمايند نيروي انتظامي وارد کوي شد، خوب وقتي وارد شد چه کرد. آيا صرفاً ايستاده بود و نظاره گر اعمال به قول شما «لباس شخصي هاي خودسر ناشناس» بود؟ در آن صورت پس چه لزومي داشت که وارد کوي شود؟ عين همين پرسش را مي توان در مورد به قول فرمايش ايشان «بسيجيان سازماندهي شده» کرد. آيا «بسيجيان سازماندهي شده» همچون نيروي انتظامي صرفاً نظاره گر بودند؟ در همان روز که سرلشگر جعفري اين مطالب را گفتند فرمانده محترم نيروي انتظامي تهران بزرگ هم در خصوص حادثه کوي دانشگاه اظهارنظر داشتند.
سردار رجب زاده درخصوص نقش نيروي انتظامي در حمله به کوي فرمودند؛ «نيروي انتظامي در جريان کوي دانشگاه نقش منفي نداشته.» اگر حسب روايت سردار سرلشگر جعفري نيروي انتظامي وارد کوي دانشگاه شده بوده اما فجايع را «لباس شخصي هاي خودسر» انجام مي دادند، در آن صورت کمترين قصور نيروي انتظامي آن بوده که زماني که صدها نيروي لباس شخصي آن گونه دانشجويان را لت و پار مي کردند، آن نيروي محترم صرفاً نظاره گر بوده و دخالتي نمي کرده. که باز هم نقش آن منفي بوده. اگر هم خود شريک در آن عمليات بوده که به طريق اولي نقشش منفي نبوده. ضمن آنکه روايت صدها دانشجو از جريانات آن شب گفته هاي سردار جعفري و رجب زاده را با مشکل روبه رو مي کند.
واقعيت آن است که ريشه همه اين ابهامات، دوگانگي ها، شبهات و بالاخره «کي بود، کي بود، من نبودم»ها بازمي گردد به اين واقعيت تلخ که متاسفانه نيروهاي نظامي و انتظامي ما در برابر مجلس پاسخگو نيستند. در همه جوامع توسعه يافته پليس و نيروهاي نظامي، شبه نظامي، امنيتي، اطلاعاتي و… در برابر مجلس و قانون پاسخگو هستند، همچنان که مسوولان بهداشت، راه و ترابري، آموزش و پرورش و صنايع هستند. همان ماليات دهندگاني که بودجه و حقوق پرسنل بهداشت و درمان، راه و ترابري، آموزش و پرورش و صنايع کشور را تامين مي کنند، همان ها نيز بودجه و حقوق نيروهاي نظامي و انتظامي اش را تامين مي کنند. همان گونه که مسوولان بهداشت و درمان و… درخصوص عملکردشان به نمايندگان ملت بايد پاسخگو باشند، به همان دليل هم مسوولان نظامي و انتظامي اش در قبال عملکردهايشان بايد ايضاً به نمايندگان ملت پاسخگو باشند. مادام که اين اصل ساده و اوليه مردم سالاري در نظام حقوقي ما رعايت نشود، سه ماه که سهل است پس از گذشت 20 ماه هم بالاخره مشخص نخواهد شد چه کساني آن شب اين فجايع را در کوي آفريدند.













