سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

فاز جدید برخورد با مخالفان دولت

چکیده :دستگاه هاي ذيربط بايد جلوي روند برخورد فيزيکي و ضرب و شتم مخالفان دولت را قاطعانه بگيرند تا نيروهاي تندرو و خشونت طلب راه را براي حذف فيزيکي مخالفان و برخوردهاي خشونت آميز ديگر هموار نبينند. حتي اگر دغدغه اي براي جلوگيري از کتک خوردن سران اصلا ح طلب وجود ندارد، مسوولا ن بايد بدانند که باز توليد خشونت در عرصه جامعه مي تواند به کشيده شدن جامعه به عرصه خشونت و ناامني تبديل...


کلمه: روزنامه مردمسالاری در یادداشت روز خود با عنوان «برخورد فیزیکی با مخالفان دولت» به بررسی حرکات تند سیاسی این روزها و برخوردهای فیزیکی عده ای با شخصیت های نظام پرداخته است.

در بخشی از این یادداشت به گفتمان جدیدی در جامعه امروز اشاره شده و آمده است:«درماجراي تهاجم اخير به خاتمي و کروبي نه تنها هيچ برخوردي صورت نمي گيرد بلکه رسانه هاي حامي دولت با حالتي شادمانه و بالحني که تحسين را مي توان از فحواي آن فهميد از حمله به رئيس جمهور سابق ورئيس اسبق مجلس با نام مقابله مردمي ياد مي کنند.»

متن این یادداشت پیش روی شماست:

مردمسالاری -عماد برقعي :حرکات تندروهاي سياسي اين روزها علاوه بر تخريب چهره ها و همراهان قديمي انقلاب وارد فاز جديدي نيز شده است. گروه هاي تندرو اين روزها پس از آن که نتوانسته اند با ابزار گفت وگو و منطق راهي در پيشبرد اهداف خويش بيابند، پيگيري منافعشان در حذف نيروهاي منتقد را به فاز درگيري هاي فيزيکي کشيده اند. حمله به سيد محمد خاتمي در راهپيمايي روز قدس و تهاجم به مهدي کروبي در نمايشگاه مطبوعات نشانه هايي از اين فاز جديد برخورد با مخالفان است.

البته اين شيوه برخي مدعيان اصولگرايي و حمايت از ارزش ها موضوع تازه اي نيست. اين روند از ابتداي ظهور گفتمان اصلاح طلبي در عرصه قدرت سياسي کشور گاه و بي گاه به عرصه آمده است. شايد آغاز اين روند را همان ماجراي کتک زدن دو وزير دولت اصلاحات در سال 77 دانست. ماجرايي که موجب مجروح شدن آنها شد. پس از آن در سال 78 حمله به کوي دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجويان ساکن آنجا جلوه ديگري از برخورد فيزيکي با مخالفان بود. نقطه اوج اين جريان را مي توان در ماجراي ترور سعيد حجاريان ديد; جايي که مخالفان مدارا پا را از حريم ضرب و شتم فراتر گذاشته و قصد حذف فيزيکي مخالف خود را داشتند. اين جريان در سال هاي بعد هم به حيات خود ادامه داد و در جرياناتي مانند ضرب و شتم حجت الا سلا م و المسلمين سيد هادي خامنه اي در قم دوباره به صحنه آمد.

اما حالا اين روزها و در پي انتخابات رياست جمهوري و پس از آنکه گروه هاي تندرو نتوانسته اند در عرصه عمومي نظريات خود در تخريب اصلا ح طلبان را به کرسي بنشانند باز به عرصه حذف و برخورد فيزيکي بازگشته اند.

اما سوال اصلي در پي اين جريانات اين است که چگونه بايد از ادامه اين روند که ممکن است باز هم به حوادثي مثل ترور حجاريان برسد جلوگيري شود؟

هر چند حمله کنندگان به هواداران دولت بلا فاصله شناسايي، دستگير و محاکمه و محکوم مي شوند; اما اين اتفاق در هيچ يک از مواردي که در مورد اصلا ح طلبان پيش آمد اتفاق نمي افتد. نه تصوير و خبري از صدا وسيما پخش مي شود، نه دايره قرمزي درکار است و نه محاکمه اي و نه مجازاتي براي حمله فيزيکي به اصلا ح طلبان، در طول اين سال ها هيچ خبري از برخورد با ضاربان نيروهاي اصلا ح طلب نيست و در ماجراي کوي دانشگاه هم در سال 78 تنها يک نفر به جرم سرقت ريش تراش محکوم مي شود.

درماجراي تهاجم اخير به خاتمي و کروبي نيز نه تنها هيچ برخوردي صورت نمي گيرد بلکه رسانه هاي حامي دولت با حالتي شادمانه و بالحني که تحسين را مي توان از فحواي آن فهميد از حمله به رئيس جمهور سابق ورئيس اسبق مجلس با نام مقابله مردمي ياد مي کنند. شايد کمتر کسي باشد که با برخورد با ضاربان حاميان دولت مخالف باشد اما چرا اين روند در مورد ديگر افراد که مسوولا ن رده بالا ي نظام هم بوده اند پيگيري نمي شوند؟

دستگاه هاي ذيربط بايد جلوي روند برخورد فيزيکي و ضرب و شتم مخالفان دولت را قاطعانه بگيرند تا نيروهاي تندرو و خشونت طلب راه را براي حذف فيزيکي مخالفان و برخوردهاي خشونت آميز ديگر هموار نبينند. حتي اگر دغدغه اي براي جلوگيري از کتک خوردن سران اصلا ح طلب وجود ندارد، مسوولا ن بايد بدانند که باز توليد خشونت در عرصه جامعه مي تواند به کشيده شدن جامعه به عرصه خشونت و ناامني تبديل شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.