چند میگیری فحاشی کنی؟
چکیده :بعضي از اين رسانهها از تاثيرگذاري واقعي بر مردم نا اميد شدهاند و لذا تنها اين وظيفه را براي خود قائلندكـه با هتاكي و فحاشي به رقيب، دل شخصيتهاي محبوب خويش را به دست بياورند و از اين راه، به نوايي...
کلمه: مدیر مسئول روزنامه «آفتاب یزد» در سرمقاله این روزنامه با عنوان «كمتر از رسانههاي استكباري!» به بررسی حرفه ای برخی رسانه های هتاک و مقایسه آن با رسانه های استکباری پرداخته است.
وی در این سرمقاله نوشت و این سوال را مطرح کرد:« آيا برخی رسانه ها، به اندازه همان رسانههاي استكباري، اثرگذار هستند؟ پاسخگويي به اين سوال چندان سخت نيست. بعضي از اين رسانهها از تاثيرگذاري واقعي بر مردم نا اميد شدهاند و لذا تنها اين وظيفه را براي خود قائلندكـه با هتاكي و فحاشي به رقيب، دل شخصيتهاي محبوب خويش را به دست بياورند.»
متن کامل این سرمقاله پیش روی شماست:
آفتاب یزد-مجتبی واحدی:چـــنــــدي قــبـــل، مــحـمــود احمدينژاد به انتقاد از رسانههاي غربي پرداخت زيرا به اعتقاد او، آنقدر بر يك موضع باطل پافشاري ميكنند تا آن را حق جلوه دهند. از سـخـنـان احــمــدي نـژاد ايـنگونه برداشت ميشد كه به اعتقاد او، اين پافشاريها چندان بيتاثير هم نـبوده و مثلاً تشكيل دولت صهيونيستي در منطقه، بي ارتباط با اقدامات همين رسانهها نبوده است. البته او مشخص نكرد كه اگر رسانههاي بزرگ دنيا را ترويج دهنده دروغ و عامل پيگيري سياستهاي استـكـبــاري مـيدانـد چــرا خــود او به استفاده حداكثري از اين رسانه ها، اصرار دارد؟ آيا او گمان ميكند برنامهريزان آن رسانهها، فــريـب ميخورند و برخلاف فلسفه تاسيس خود،به راحتي امكانات خويش را در اختيار كسي ميگذارند كه سياستهاي استكبار را افشا ميكند؟ ميتوان گفت اصرار احمدينژاد بر حضور در برخي مجامع، اذعان عملي او به اثرگذاري اين رسانههاست كه بدون ترديد از عملكرد حرفهاي آنها نشات گرفته است. در اين سوي ماجرا، در كشور خودمان رسانههايي حضور دارند كه به صورت افراطي، به ترويج ديدگاهها، اخبار و ادعاهاي احمدي نژاد و همكاران او مشغولند و براي اثبات شيفتگي خويش به رئيس دولت دهم، هر نوع هتاكي به رقباي او – كه عموما از پيشكسوتان انقلاب هستند – را مجاز ميشمارند.
اما آيا اين رسانهها، به اندازه همان رسانههاي استكباري، اثرگذار هستند؟ پاسخگويي به اين سوال چندان سخت نيست. بعضي از اين رسانهها از تاثيرگذاري واقعي بر مردم نا اميد شدهاند و لذا تنها اين وظيفه را براي خود قائلندكـه با هتاكي و فحاشي به رقيب، دل شخصيتهاي محبوب خويش را به دست بياورند و از اين راه، به نوايي برسند. افراط در اين روند، تا جايي پيش رفت كه نه تنها اصلاحطلبان سرشناس، هيچ سهمي در مـجـمـوعـه اخـبـار تـنـظيمي – و نه خبرسازيهاي عقدهگشايانه – نـداشـتـند بلكه اصولگرايان سرشناس و پرسابقه نيز تنها زماني مورد عنايت اين خبرسازان قرار ميگرفتند كه در ميان اظهارات ايشان، سخني عليه اصلاحطلبان يا عرض ارادتي به چند شخصيت «تازه قدرت يافته»يافت ميشد. البته اين «شبه رسانه»ها، قبلا نيز به بعضي دروغ پردازيها يا قانون شكنيها آلوده بودند اما اوج اين درماندگي را ميتوان در خبررسانيهاي آنان از حوادث نمايشگاه مطبوعات مشاهده كرد. همچنين تنها ماندن آنها در توطئهچيني و خبرسازي از همان توطئه چينيها، از تصاوير و خبرهايي كه توسط اين رسانهها مخابره ميگردد، قابل مشاهده است.
روز جمعه و يكشنبه هفته جاري، بسياري از مردم و دست اندركاران مطبوعات كه در نمايشگاه حاضر بودند با چشم خود ديدند كه در بدو ورود كروبي به نمايشگاه و هنگام حضور عليرضا بهشتي، چه اتفاقاتي به صورت طبيعي افتاد ؟ همچنين تشخيص اينكه «كدام تحركات در اين دو روز، انجام وظيفه عدهاي خاص بود؟» چندان مشكل نيست. بسياري از كساني هم كه در نمايشگاه حضور نداشتند با توجه به تجربه قبلي از خبرسازيهاي غيرحرفهاي برخي رسانهها ميتوانستند از نحوه خبر تنظيمي آنها، حقيقت را از دروغ تشخيص دهند.از جمله در بسياري از فيلمهاي تهيه شده توسط اين سايتها، هماهنگي فيلمبردار و هتاكان، قابل تشخيص بود. راستي اگر اين رسانهها از همان نفوذي برخوردار بــودنــد كــه رسـانـههـاي اسـتـكباري برخوردارند – و احمدينژاد اخيراً به آن اشاره كرد – آيا ضرورتي داشت كـه بـراي طـبيعي جلوهدادن خبررسانيهاي خود، تصويرهاي مونتاژي درست كنند؟
آيا اين رسانهها به روزي فكر كردهاند كه با حذف برخي محدوديتها، امكان بر پا شدن سايتهايي براي ثبت شكايت از بعضي صاحبان فعلي قدرت فراهم ميشود؟ اگر روزي خبرنگاران ايراني بتوانند به اندازه خبـرنگاران سفارشي صدا و سيما در ساير كشورها، گزارشهاي آزادانه از برخي حوادث داخلي – مانند استقبال از كروبي در نمايشگاه، راهپيمايي روز قدس و تجمع آرام و متين 25 خرداد – تهيه و آن را در رسانههاي داخلي منتشر كنند، آيا كسي حتي براي تفريح و تفنن، به خبرهاي ساخته و پرداخته خبرسازان غيرحرفهاي، توجه خـواهـد كرد؟ اگر اين رسانهها حداقل در حد رسانههاي استكباري – و نه بيش از آنان – بر مخاطب ايراني اثرگذار هستند، محدودسازي ماهواره، كاهش تاسف آور سرعت اينترنت و فيلترينگ روزافزون برخي سايتها چه ضرورتي دارد؟ راستي كساني كه رسانه خود را در عرصه خبررساني موثر ميدانند چرا در برابر فيلترينگ سايت خبررساني فراكسيون اقليت مجلس و محدودسازي برخي روزنامههاي اصلاح طلب، سكوت پيشه ميسازند تا ثابت شود از وجود هيچ رقيبي خشنود نيستند؟ آيا همه اين كارها از جمله خبرسازيهاي غيرحرفهاي مدعيان خبررساني، بهترين دليل بر اين مدعا نيست كه اثرگذاري بـعـضي رسانههاي پرخرج داخلـي، بـسـيـار كـمتراز ميزان تـاثـيري است كه احمدينژاد اخيرا براي رسانههاي استكباري قائل شد؟













