بهشتی از خودمحوري، استبدادراي و خودبزرگ بيني رايج بيزار بود
چکیده :امروزه سعي مي شود از شخصيت هاي بزرگي همچون شهيد بهشتي و شهيد رجايي تصاوير ناقص و گاه تحريف شده يي ارائه شود تا توجيه گر شيوه هاي اتخاذ شده از سوي مراکز قدرت...
کلمه: شهيد آيت الله بهشتي براي به ثمر رسيدن انقلاب تلاش هاي نظري و عملي بسياري انجام داد، اما دو سال و چهار ماه بيشتر از پيروزي انقلاب نگذشته بود که به شهادت رسيد و نتوانست محصول مجاهدت هاي خود را به طور کامل ببيند و در روزهاي حساس و دشوار به کمک نظامي بشتابد که نقش قابل توجهي در شکل گيري آن داشت.در 28 سالي که از شهادت دکتر بهشتي گذشته، اگر چه نام او از مراکز و منابر رسمي بسيار تکرار مي شود، اما نسل جديد با تفکرات و سيره ايشان آشنايي چنداني ندارند و به درستي نمي دانند که شهيد بهشتي کيست و چه گروهي ميراث دار تفکر و انديشه او است. به منظور روشن شدن مسائلي از اين دست و روشن شدن پاره يي ابهامات سوالاتي را براي گفت وگو با عليرضا بهشتي فرستادم، اما به علت مشغله زياد دکتر بهشتي امکان گفت وگوي رودررو فراهم نشد و به صورت کتبي به پرسش ها پاسخ داد.
—
– در سال هاي قبل از انقلاب در حالي که بسياري براي مقابله با حکومت استبدادي پهلوي مبارزه مسلحانه را برگزيده بودند، اما شهيد بهشتي بيشتر به فعاليت هاي فرهنگي و فکري مي پرداختند. دليل اين تفاوت و رفتار ويژه چه بود؟
شهيد بهشتي به طور مشخص از نهضت ملي شدن نفت، وارد ميدان مبارزات سياسي شدند. مشاهدات و تجزيه و تحليل علل ناکامي خيزش هاي اجتماعي مردم ايران براي او اين واقعيت را روشن ساخت که هيچ جنبش اجتماعي، بدون استحکام بخشيدن به دو رکن اساسي نمي تواند انتظار کاميابي داشته باشد؛ انديشه يي تبيين شده که بتواند خط مشي و رويکردهاي اساسي آن جنبش را تعيين کند، و نيروي انساني که بر اساس آن انديشه، پرورش يافته و مهارت هاي لازم را کسب کرده باشد. به عبارت دقيق تر، پيشرفت و کسب موفقيت نهضت هاي اجتماعي، در گرو برقراري رابطه صحيح و به دور از تناقض ميان نظر و عمل است. به همين دليل ايشان تمامي نيرو و توان خود را در اين دو زمينه متمرکز مي کند. تشکيل کارگروه هاي مطالعاتي و مشارکت در راه اندازي موسسه هاي فرهنگي که به تربيت نيروهاي کارآمد مي پرداختند به همين منظور انجام شد. در نتيجه اعتقاد به کار تشکيلاتي و فعاليت هاي جمعي، عنصر جدايي ناپذير تلاش هاي علمي و عملي ايشان بود. در اين زمينه مي توان اشاره کرد به تلاش ايشان در شکل گيري و هدايت کارگروه حکومت اسلامي در اوايل دهه 30، ساماندهي علمي تحصيلات حوزوي در مدرسه آيت الله گلپايگاني، مديريت مشترک مدرسه منتظريه (حقاني)، اداره دبيرستان دين و دانش (قم)، مشارکت در شکل گيري اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان (گروه فارسي زبان) در اروپا، اداره و توسعه فعاليت هاي مرکز اسلامي هامبورگ، انتشار مقالات علمي در نشريه هاي مکتب اسلام و مکتب تشيع، تاسيس مرکز تحقيقات اسلامي (تهران)، مشارکت در اداره و توسعه واحدهاي آموزشي با صبغه تربيت ديني (رفاه، مفيد، نيکان،…)، تشکيل کارگروه مطالعات اقتصادي (تهران)، تشکيل جامعه روحانيت تهران، و تلاش هاي متنوع ديگر در اين دو زمينه. شهيد بهشتي به سرمايه گذاري هاي اساسي و داراي چشم انداز روشن و نتايج پايدار اعتقاد داشت، چرا که مطالعات نظري و مشاهدات عملي ايشان نشان مي داد ايجاد تحولات اجتماعي راه ميانبر ندارد. بر همين اساس، در حرکت انقلاب اسلامي مشارکتي فعال داشت و به خاطر توانايي هاي فکري و مديريتي که دارا بود، و نيز اعتمادي که امام خميني و ديگر مبارزان نسبت به ايشان داشتند، به سرعت در کانون اداره و رهبري قرار گرفت.
-تفاوت نگاه و ديدگاه هاي دکتر بهشتي با ديگر روحانيون انقلابي و به عبارت ديگر وجه تمايز انديشه ايشان نسبت به ساير روحانيون چه بود؟
شهيد بهشتي را شايد بتوان بدون اغراق آشناترين عالم ديني زمان خود نسبت به ابعاد مختلف دنياي مدرن و مدرنيته دانست. اين آشنايي را هم با مطالعات نظري عميق و گسترده يي به دست آورده بود که به خاطر تسلط بر چند زبان خارجي بدون واسطه صورت مي گرفت، و هم با مشاهدات و تحليل هايي که در دوران اقامت در اروپا کسب کرده بود. او به تدريجي بودن اصلاح امور واقف بود، اهميت عقلانيت جمعي را دريافته بود و ضوابط و اصول آن را هم در نظر و هم در عمل مي شناخت و به آنها پايبند بود. چالش هاي مهم دنياي جديد را مي شناخت و به کاستي هاي بزرگ نهادهاي سنتي و ناتواني هاي عمده تفکر ديني سنتي آگاهي داشت. با حوزه و دانشگاه عميقاً آشنا بود و به نقاط قوت و ضعف هر دو واقف بود. در تلاش هاي جمعي با تجربه و در سازماندهي متبحر بود. همه اينها براي شهيد بهشتي امکان آينده نگري و درک ريشه يي مشکلات کنوني را فراهم مي کرد که اين جامع نگري را در کمتر فرد يا گروهي در زمان او مي توان سراغ گرفت. او به عنوان فقيهي برجسته و فيلسوفي آشنا به ظرايف معارف ديني از يک سو و آشنا با جامعه شناسي، علوم سياسي، فلسفه غرب، اقتصاد و تاريخ جهان از ديگر سو، توانايي پل زدن ميان معارف قديم و جديد را در اختيار داشت. اگر به کتاب ارزشمند «بانکداري، قوانين مالي در اسلام و ربا» نظر بيندازيم، فهم جديد از دين به آساني قابل مشاهده است. شهيد بهشتي به ضرورت ديالوگ مستمر بين روشنفکري ديني و عالمان روشن نگر اعتقاد داشت. نمونه بارز اين نگاه را مي توان در کتاب «بهداشت و تنظيم خانواده» ايشان ديد. وي از تحکم، خودمحوري، استبداد راي و خودبزرگ بيني رايج بيزار بود. مثال بارز آن را در کتاب شريعتي «جست وجوگري در مسير شدن» مي توان يافت. انسان شناسي او بر اساس انتخابگري به عنوان مهم ترين وجه مميزه انسان از ديگر موجودات شکل گرفته بود که آزادي و آگاهي را به عنوان پيش شرط ها و مسووليت را به عنوان پيامد ضروري آن در بر داشت. کتاب هاي «آزادي، هرج و مرج و زورمداري» و نيز «نقش آزادي در تربيت کودکان» منابع خوبي براي آشنايي با اين بعد از افکار ايشان است. شناخت عميق علمي و تجربي ايشان از ماهيت و شکل گيري نهضت هاي اجتماعي را مي توان در کتاب ارزشمند «سه گونه اسلام و مراحل اساسي يک نهضت» مشاهده کرد. آثار منتشر شده و منتشر نشده ايشان در کنار آثار دکتر شريعتي، استاد مطهري و مهندس بازرگان، منبع بسيار خوبي براي شناخت گفتماني است که انقلاب اسلامي بر اساس آن شکل گرفت. تفسير قرآن ايشان در مجموعه يي 10 جلدي آماده انتشار شده که منبع مهمي در اين زمينه خواهد بود.
-با توجه به اينکه دکتر بهشتي توجه ويژه يي به فعاليت هاي فرهنگي و احياگري در انديشه ديني داشتند، بعد از انقلاب بر اساس چه ضرورت هايي تاحدودي وارد فعاليت هايي اجرايي و حکومتي شدند و چرا صرفاً به فعاليت هاي فرهنگي و فکري اکتفا نکردند؟
بعد از انقلاب به علت حضور محوري ايشان در مراکز تصميم گيري دوران انقلاب مثل شوراي انقلاب، ضرورت ايجاب مي کرد در اين گونه تلاش ها مشارکت فعال داشته باشند. با اين همه، با توجه ويژه يي که به اهميت کارهاي اجتماعي داشتند، با تشکيل حزب جمهوري اسلامي، بخش قابل ملاحظه يي از وقت ايشان به ادامه همان دو کار مهم يعني دو بعد مهم کار گفتماني اختصاص داشت. شهيد بهشتي همواره دغدغه پيشگيري از انحراف، رکود و انحطاط انقلاب داشت و همه تلاش هايش در جهت نهادينه شدن ارزش هاي برآمده از انقلاب و تحقق مطالبات اساسي مردم يعني استقلال، آزادي، عدالت و پيشرفت بود.
-شهيد دکتر بهشتي در ميان رهبران و کادرهاي ابتدايي انقلاب و نظام از جايگاه بسيار ويژه و ممتازي برخوردار بود و به همين دليل مخالفان و منتقدان فراواني داشت. هجمه ها، اتهام ها و مخالفت هايي که در سال هاي ابتدايي جمهوري اسلامي نسبت به دکتر بهشتي وجود داشت از کجا ناشي مي شد؟
شهيد بهشتي را مي توان از رهبران پيشرو و مدبر انقلاب و معماران نظام جمهوري اسلامي دانست. برجستگي توانمندي هاي ايشان در همه کارهايي که بر عهده گرفته بود ايشان را در جايگاهي تاثيرگذار قرار داده بود و دو جريان التقاط و تحجر به خوبي به اين جايگاه واقف بودند. انديشه، خط مشي عملي و شخصيت متعادل ايشان در دوره رواج افراط و تفريط هاي مخرب، نقش منحصربه فردي براي ايشان به وجود آورده بود. اين را حتي در درون فعاليت حزبي ايشان هم مي شد ملاحظه کرد. در حالي که تندروي برخي اعضا و برخي از اعضاي سابق هيات هاي موتلفه در درون حزب جمهوري مشهود بود، نقش متعادل کننده شهيد بهشتي بسيار تاثيرگذار بود. از همين رو بود که گروه هاي سياسي داراي ايدئولوژي هاي مارکسيستي، التقاطي، و نيز متحجرين سنتي همواره، چه پيش از انقلاب و چه پس از انقلاب، از وجود ايشان در مرکزيت تصميم گيري هاي نهضت اسلامي ايران هراس داشتند و سيل اتهام و افترا را عليه ايشان به راه انداختند. پيروي از وهابيت، جانبداري از سرمايه داري، طرفداري از سوسياليسم و انحصارطلبي از انگ هاي رايجي بود که به ايشان زده مي شد. کار به جايي رسيد که جامعه روحانيت مبارز که ايشان خود از بنيانگذارانش بود، در جريان مناقشات نيروهاي خط امام با بني صدر به شدت در مقابله با شهيد بهشتي فعال شد. با اين همه شهيد بهشتي هيچ گاه راه گفت وگو با مخالفان خود را مسدود نکرد. او همواره با برخوردهاي خشونت بار با مخالفان مقابله کرد و با شيوه هايي که گروه هاي تندرو اتخاذ مي کردند به صراحت مخالفت کرد. درايت، دورانديشي، فهم همه جانبه از مسائل و جوانب زندگي در دنياي مدرن، شناخت گسترده از لايه بندي هاي اجتماعي، آگاهي به نقاط قوت و ضعف نهادهاي اجتماعي، توانمندي مديريتي در کنار فروتني، حساسيت در قبال ظلم و ستم، انزجار از دروغ و نفاق و ريا، از او شخصيتي کم نظير ساخته بود که بدون نياز به تعريف و تمجيد از سوي خود ايشان يا اطرافيان شان، در ميان شخصيت هاي مطرح جامعه مي درخشيد.
-نظر دکتر بهشتي درباره رابطه دين، سياست و حکومت ديني چه بود و حکومت ديني مطلوب ايشان از چه شاخصه ها و ويژ گي هايي برخوردار بود؟
در اين باره نمايي کلي در مقالات اخيرم با عنوان «ولايت پذيري در عصر غيبت معصوم» و به طور مشروح تر در مقاله يي در کتاب «بازشناسي يک انديشه» توضيح داده ام. برجسته ترين وجه تمايز آن با اغلب معاصرانش، زميني ديدن حکومت ديني در عصر غيبت است. مطالعات عميق ايشان در فلسفه حکومتداري و نيز منابع ديني براي ايشان محرز ساخت که ترکيب جمهوريت با اسلاميت تنها راه مناسب اداره جامعه مسلمانان و به عبارتي ديگر مدل مناسب حکومتي، نظام امت و امامت در عصر حاضر است. تاکيد ايشان بر تعبيه مکانيسم هاي لازم به منظور جلوگيري از پيدايش استبداد (شوراي عالي قضايي، و ديگر شوراها) و نقش هاي نظارتي مردم (انتخابات، امر به معروف و نهي از منکر و…) در بحث هاي ايشان درباره قانون اساسي و مشروح مذاکرات مجلس خبرگان و نيز کتاب «مباني نظري قانون اساسي» خواندني است. و در آنها مخالفت صريح و استثناناپذير ايشان با شکنجه، سانسور، تفتيش عقايد و شنود مکالمات و بازرسي نامه نگاري ها و بسياري نکات دورانديشانه ديگر را مي توان مشاهده کرد.
– اکنون که 28 سال از شهادت ايشان مي گذرد، ميراث دکتر بهشتي براي مسائل و مشکلات امروز ما تا چه ميزان گره گشا است و جريان هاي سياسي امروز با ميراث فکري و عملي ايشان چگونه مواجه مي شوند؟
در اين زمينه بهتر است ديگران و به ويژه نسل جديد جامعه به داوري بنشينند. تنها چيزي که لازم مي دانم بگويم، توصيه به جوانان روشن بين جامعه براي ضرورت بازشناسي مباني نظري و سيره عملي ايشان به عنوان منبعي پرثمر براي بازسازي هويت اسلامي- ديني جامعه امروز ماست. با مطالعه آثار ايشان مي توان به راحتي فهميد گفتمان انقلاب اسلامي و ميراث پيشقراولان اين نهضت با آنچه امروزه دستگاه هاي تبليغاتي سعي در القاي آن دارند تفاوت هاي عمده يي دارد. محوريت کرامت انساني، انتخابگري و آزادي آگاهانه، استبدادستيزي و مخالفت با شيوع انواع انحصارگري (ديني، اقتصادي و سياسي)، تعامل با کساني که در برداشت هايشان از گفتمان انقلاب اسلامي با ما تفاوت هايي دارند و گفت وگو با کساني که کاملاً با ما مخالف هستند، پرهيز از عوام زدگي و عوام فريبي، دوري از کيش شخصيت، رواج انصاف و اعتدال در فرهنگ عمومي و بسياري ارزش هاي ديگر، مجموعه ارزشي مورد توجه ايشان را شکل مي دهد که در جهت نهادينه کردن آن از کار تشکيلاتي بهره مي جست. امروزه سعي مي شود از شخصيت هاي بزرگي همچون شهيد بهشتي و شهيد رجايي تصاوير ناقص و گاه تحريف شده يي ارائه شود تا توجيه گر شيوه هاي اتخاذ شده از سوي مراکز قدرت باشد. همين رويه در قبال فرهنگ جبهه و جنگ در پيش گرفته شده و در نتيجه، وارونه نويسي تاريخ انقلاب و جمهوري اسلامي بسيار رايج شده است. اما خوشبختانه با گسترش فرهنگ تحقيق و دسترسي به منابع دست اول که از طرق گوناگون ميسر است، امکان دستيابي به تصويري واقعي از آنچه بر اين مرز و بوم گذشته، براي تشنگان حقيقت وجود دارد.
منبع: روزنامه اعتماد/جشن نامه سالگرد تولد شهید بهشتی













