سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهيد بهشتي به ما مي آموخت که اسير قدرت و دچار ذهنيت هاي پريشان نشويم...
» به بهانه سالروز تولد شهيد بهشتي

شهيد بهشتي به ما مي آموخت که اسير قدرت و دچار ذهنيت هاي پريشان نشويم

چکیده :به اين ترتيب معتقدم نزد شهيد بهشتي پوپوليسم سياسي و نگاه توده وار معنا نداشت. بهشتي به هيچ وجه به نگاه هاي توده وار و بدون توجه به نهادهاي واسط و روشنفکران قائل نبود همچنين يکي پنداشتن مردم هم جايگاهي نداشت چون مردم سلايق و ديدگاه هاي مختلف دارند. نمي توان اين مساله را ناديده گرفت و بايد اين تنوع ديدگاه ها را مدنظر قرار داد. مي توان به اين تفاوت ها اصالت...


عماد افروغ: در سالروز تولد شهيد آيت الله بهشتي و به منظور توجه به ميراث فکري و سياسي ايشان و عبرت آموزي از شرايط تاريخي و شرايط حاکم بر اوضاعي که منجر به شهادت و مظلوميت شهيد بهشتي شد بايد به اين نکته توجه داشت که آيت الله بهشتي همواره بر عقلانيت و اخلاق در سياست ورزي پاي مي فشرد. پيش رو قرار دادن عقلانيت در ديدگاه ايشان را مي توان در گرايش وي به تحزب و مديريت منسجم دنبال کرد. عقلانيت مولفه يي است که ما نيز امروز سخت به آن نيازمنديم. چه آنکه در صورتي که فعاليت سياسي با مد نظر قرار دادن عقلانيت و در قالب ساختار حزبي تعريف شود با گروه مشخص و با مرامنامه تعريف شده و مدوني روبه رو خواهيم بود. اين مساله فضاي سياسي را شفاف مي سازد و فعاليت در اين قالب موجب به دست آوردن تجربه متراکم سياسي خواهد شد. در اين ميان شهيد بهشتي از مبدعان اصلي تحزب بود چنان که در تشکيل حزب جمهوري اسلامي در دهه 60 نقش محوري و اساسي ايفا کرد. اين رويکرد حکايت از نوع انديشه و نگاه ايشان نسبت به سياست ورزي داشت. نکته ديگري که در رابطه با انديشه و عمل ايشان مي توان به آن اشاره کرد تساهل و تسامحي بود که نسبت به متفکران انقلابي داشتند. اين موضوع را به دو گونه مي شود تفسير کرد؛ يکي از نگاه کاربردي به اين معنا که يک امر ضروري و ناشي از ضرورت اجتماعي بوده و مفري از آن نيست چرا که در يک جامعه بيدار و آگاه بايد حتماً تکثر ديده شود. نگاه دوم از منظر شخصيتي و نوع نگرشي است که شهيد بهشتي نسبت به افراد و متفکران داشت. اين مساله مانع از اين مي شود که مطلب نادرستي را به ديگران نسبت بدهند.

تا آنجايي که در احوالات شهيد بهشتي و کتاب هايي که از موسسه وابسته به ايشان منتشر شده مطالعه کرده ام ايشان دلمشغولي زيادي نسبت به فعاليت سياسي داشت و حتي در يک برهه خاصي به دليل ضرورت تحول در نوع نگاه رسمي به سياست و تحول در دستگاه رسمي سياسي قبل از انقلاب اسلامي ايشان با انگيزه فراوان فعاليت فکري و عملي خود را انجام مي داد. يکي از نکات قابل توجه در شخصيت آيت الله بهشتي اين بود که مباحث انديشه يي، فلسفي و روشنگرانه خود را به گونه يي پيش مي برد که دلالت عملي داشته باشد. برخلاف برخي که تنها به نظر مي پردازند بهشتي به دنبال اين بود که مباحثي که به آن مي پردازد دلالت روشن سياسي داشته باشد و به نتايج انديشه هايش نيز توجه داشت.

علاوه بر اينها به دليل اينکه با امام(ره) حشر و نشر داشت قائل به جدايي دين و سياست نبود و همانند برخي متفکران ديگر که يا قائل به اين جدايي بودند يا اگر هم اين گونه فکر نمي کردند اما در جهت حرکت دين و سياست در يک مسير تلاشي از خود بروز نمي دادند، نبود. بهشتي براي رسيدن به اهدافي نظير تعامل دين و سياست در طول حياتش تلاش مي کرد.

ايشان نگاه همراه با وسعت نظري نسبت به دين داشت و از هرگونه جمودگرايي و تحجر به دور بود. مصداق اين امر نوع نگاهش به شريعتي بود. در آن زمان بسياري از افراد تفسير و درک خاصي از آثار شريعتي داشتند. به عنوان مثال مدعي بودند شريعتي به خاتميت پيامبر، امامت و معاد اعتماد ندارد. اما آيت الله بهشتي با شجاعت در سخنراني اش در مشهد به شدت از شريعتي دفاع کرد و گفت من اين آثار را خواندم و چنين برداشتي نسبت به تفکر ايشان ندارم. اين رويکرد شهيد بهشتي به جرات و مسووليت پذيري ايشان برمي گردد. در آن مقطع اتخاذ چنين موضعي کار هر کسي نبود. اين شجاعت و مسووليت پذيري از نگاه جوهري و ذهنيت جامعه شناختي ايشان که از رفتارگرايي به دور بود، برآمده بود. امروز نيز ما هم به عقلانيت و هم به ذهن منضبط، تشکيلاتي و نگاه شهيد بهشتي به تحزب نيازمنديم.

زماني اهميت اين مساله مشخص مي شود که توجه داشته باشيم جامعه را نمي توان به صورت يکدست اداره کرد. جامعه نياز به تکثر دارد. علاوه بر اينها جامعه را نبايد به متحجران و جمودگرايان سپرد چرا که نتيجه اش اين مي شود که خيلي از واقعيت ها را نبينيم و تنها به مصلحت ها توجه کنيم. نکته يي که بايد در اينجا به آن اشاره کرد اين است که وقتي به آثار متفکران در قبل از انقلاب اسلامي، يعني زماني که ما قدرت نداشتيم، نگاه مي کنيم متوجه مي شويم در آن زمان ذهنيتي انتقادي و استدلالي بر آثارشان غالب بود. اگر يک رفتار صوابي مي ديدند به آن مي پرداختند و مشاهده رفتارهاي نامطلوب مانع از پرداختن او به عملکردهاي صحيح نمي شد. اما امروز شاهد عکس اين قضيه هستيم. بسياري 99 درصد خوبي را نمي بينند و يک درصد رفتار ناصواب را به همه حيطه ها تسري مي دهند. اين موضوع حکايت از نوعي مطلق انگاري دارد که ناشي از قدرت دولتي است.

شهيد بهشتي به ما مي آموخت که نبايد اسير قدرت باشيم و دچار ذهنيت هاي پريشان و آشفته شويم. ايشان چندان علاقه يي به مباحثي که قدرت را محور و هدف قرار مي دهد، نداشت. عطف به محورهاي فوق بهشتي ميان ابزار و هدف تفکيک قائل بود. ايشان به دنبال دستيابي جامعه به اهداف متعالي اسلامي بود.

ويژگي ديگري که در شخصيت آيت الله بهشتي وجود داشت، اين بود که در سياست به حقيقت گرايي عشق زيادي داشت. ايشان در طول حيات اجتماعي و سياسي اش به شدت حقيقت گرا بود. به همين دليل بود که بهشتي مظلوم واقع شد. مظلوميت بهشتي به نوع نگاهش به سياست و حقيقت گرايي اش برمي گشت. اين ويژگي ها نمود بارزي در شخصيت ايشان داشت. اگر شهيد بهشتي داراي اين ويژگي ها نبود يا از آنها فاصله گرفته بود شايد امروز براي او وصف مظلوميت را به کار نمي برديم. در اين ميان فرمايشي که امام(ره) در رابطه با ايشان گفتند قابل تامل است. امام در آن مقطع فرمودند شهادت بهشتي در برابر مظلوميتش چيزي نيست. حال پرسش اينجاست که بهشتي چرا مظلوم واقع شد؟ پاسخ اين سوال را بايد در حقيقت گويي و بينش شهودي آيت الله بهشتي جست وجو کرد. او چيزهايي مي ديد که ديگران نمي ديدند و علاوه بر اين جرات بحث در رابطه با برخي مسائل را نداشتند. اينچنين بود که بهشتي به راحتي قرباني ترور شخصيتي و شخصي شد. مقدمات اين ترور شخصيتي و شخصي هم از قبل به وجود آمده بود؛ چه آنکه عده يي مصلحت را بر حقيقت ترجيح مي دهند. اين موضوع اما درس عبرت و تجربه يي براي ما نمي شود که موجب نشويم انسان هاي حقيقت گو و ژرف نگر و متساهل به لحاظ ابزاري منزوي شوند.

در رابطه با انديشه شهيد بهشتي در حيطه تعامل حکومت و مردم بايد گفت کسي که نگاه عقلاني و حزبي به سياست دارد و به تحزب و تشکيلات منسجم باور دارد يعني به وجود نهادهاي مدني نيز اعتقاد دارد. کسي که باورمند به نهادهاي مدني است يعني براي جايگاه مردم اعتبار بالايي قائل است. بنابراين بهشتي رابطه دولت با مردم را از نگاه پوپوليسم نگاه نمي کرد. البته اين به اين معني نيست که تعامل مردم و حکومت تنها بايد از طريق نهادهاي واسط صورت پذيرد. ما نمي گوييم مردم را نبايد مخاطب قرار داد و صرفاً از طريق نهادهاي واسط با جامعه ارتباط برقرار کرد بلکه در اين ميان بايد همچون آيت الله بهشتي به عقلانيت و نهادهاي واسط نيز عنايت داشت.

به اين ترتيب معتقدم نزد شهيد بهشتي پوپوليسم سياسي و نگاه توده وار معنا نداشت. بهشتي به هيچ وجه به نگاه هاي توده وار و بدون توجه به نهادهاي واسط و روشنفکران قائل نبود همچنين يکي پنداشتن مردم هم جايگاهي نداشت چون مردم سلايق و ديدگاه هاي مختلف دارند. نمي توان اين مساله را ناديده گرفت و بايد اين تنوع ديدگاه ها را مدنظر قرار داد. مي توان به اين تفاوت ها اصالت بخشيد.

همچنين شهيد بهشتي به شدت پايبند مفهوم مردم سالاري ديني و جمهوري اسلامي بود. ايشان مشروعيت نظام را در مفاهيم جمهوري اسلامي به صورت توامان مي ديد. به عبارت ديگر شهيد بهشتي مقبوليت مردمي و اسلاميت را در کنار يکديگر عامل مشروعيت نظام مي دانست. اعتقاد به حضور و رضايت مردم به عنوان يکي از ارکان رکين مشروعيت نظام در کنار حقيقت گرايي در انديشه بهشتي عنصر برجسته يي است. علاوه بر اينها آيت الله بهشتي اعتبار بالايي براي روشنفکران قائل بود. اگر به نهادهاي واسط و اقشار مختلف در جامعه نگاه کنيم يکي ازاين اقشار روشنفکران هستند. بهشتي نه تنها به نقش روشنفکران در مناسبات جامعه باور داشت بلکه خود يک روشنفکر بود. روشنگري هاي شهيد بهشتي بود که زمينه را براي نشان دادن چهره واقعي بني صدر فراهم کرده بود و زمينه ساز خلع و عزل بني صدر توسط امام(ره) شد.

منبع: اعتماد


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.