طنز:روشهایعلمیصنعتیپیادهكردناحمدینژاد
چکیده :با این حال از آنجایی كه دیدار دكتر احمدینژاد با همدانشگاهیهای سابق پشت درهای بسته صورت گرفته و ممكن است كیفیت و نحوه این پیادهسازی مورد نیاز سایر موسسات آموزش عالی و دانشگاههایی باشد كه به شدت محتاج چند صد میلیون تومان برای تجهیز آزمایشگاه و كتابخانه و حتی بتنریزی فضای آموزشی...
کلمه:محمود فرجامی در آی طنز که سایت آینده منتشر کرده نوشته است :فاضل گرامی، فرهیخته دانشگاهی دانشمند، جناب آقای دكتر احمدینژاد، ریاست محترم دولت كه به فرمودهی خودشان سالها درس خواندهاند و دود چراغ خوردهاند تا مدرك دكتریشان را بدست آورند؛ پس از دیدار با مسئولان دانشگاه علم و صنعت اعلام كردند:
«ما فكر می كردیم دوستان آمده اند كمكی به ما بكنند ولی ما را 300 میلیارد تومان پیاده كردند كه البته طوری نیست و ما می دهیم.»
برای كسانی كه با این ادبیات وزین و ملیح و دانشمندانه به اندازه كافی آشنا نیستند این توضیح لازم است كه در زبان دانشگاه و بازار (كوچه و بازار سابق) «پیاده كردن» یعنی تیغ زدن كه معادل است با «كَندن و بردن» به توان دو در كتانژانت سینوس زاویه كه مهندسان عمران و دكترهای آسفالت و اربابان علم و صنعت به آن تسلط و تبحر و كافی دارند.
با این حال از آنجایی كه دیدار دكتر احمدینژاد با همدانشگاهیهای سابق پشت درهای بسته صورت گرفته و ممكن است كیفیت و نحوه این پیادهسازی مورد نیاز سایر موسسات آموزش عالی و دانشگاههایی باشد كه به شدت محتاج چند صد میلیون تومان برای تجهیز آزمایشگاه و كتابخانه و حتی بتنریزی فضای آموزشی هستند؛ چند سناریوی احتمالی كه توسط دوستان پیادهساز علم و صنعت اجرا شده و منجر به كندن و بردن سیصد میلیارد تومان ناقابل شده است را شبیهسازی میكنیم بلكه برای دیگران هم مفید فایده باشد:
1- پیادهسازی داش مشتی
داداش سلام… نوكرتم به جون خودت. پهلوون یه عرضی داشتم.. میخوام اول اولش قول مردونه بدی كه رومو زیمین نمیندازی… نوكر هرچی آدم بامرامه… داداش، جونم واست بگه كه یه مدتیه خیلی لنگ میزنه این كُمیت ما… شاعر فرموده چی؟ یارب مپسند كه لوطیان خوار شوند… مام البته تا شما رو داریم كه غلط بكنیم خوار شویم… ماشالله دست دهندهت پیش همه كس معروفه… گفتیم بیایم پیشت بازم عرض حال بكنیم كه فرموده شاعر چی؟… حالا یادمون نمیآد… ولی مخلص كلوم اینه كه یه دویست میلیاردی احتیاج داریم كه البت شما هرچی كرمته بده… ناز نفست پهلوون…
2- پیاده سازی رسمی
بدین وسیله خدمت آن مقام محترم و منیع و داشمند و فرهیخته و ادیب معروض میدارد كه اینجانبان صاحبان علم و صنعت ایران جهت انجام پارهای تعمیرات نیاز به اختصاص بودجه 3000 میلیارد ریال معادل 300 میلیارد تومان تمام، از محل بودجههای پژوهشی ردیف آموزشی تبصره ورزشی ماده دلبخواهی آن جناب داشته و دارد و عطف به تحصیلات و تدریسات آن فاضل فرهیخته ادیب منیع گرامی خواهشمند است در اسرع وقت دستور به اختصاص این بودجه در بسته های 100 میلیون ریال نمایید.
3- پیادهسازی تكدیگرایانه
آقا… آقای محترم… برادر… خسته نباشید… به خدا من گدا نیستم آقا… این كه بغلمه استاد كوچیكمه… صد تا هم استاد و مدرس بیچاره تو دانشگاه الان چشم انتظارن… چند ماهه بیكارم… اینا موندن همینجور بی سر و سامون… الان باید برم آزمایشگاه… اینم نسخهمه… مال شهرستانیم… یه آقایی كن توی جیبت دست كن یه سیصد میلیارد به این برادر كوچیكت قرض بده… به خدا من آبرودارم، شغلم این نیست… به همین سوی چراغ پس میدم… اگه هم ندادم میندازم توی صندوق…
4- پیاده سازی گانگستری
الان توی جیبهای كت من بیست كیلو تیانتی كار گذاشته شده كه چاشنی اون توی جیب عقب شلوارمه كه به محض اینكه بشینم عمل میكنه و همهمون میریم هوا… دوستم هم لای تمام جزواتش دینامیت داره كه كافیه یك كبریت بكشه تا همهگی یه جا منفجر بشن… علاوه بر این ها رانندمون هم كه الان توی پاركینگه صد كیلو موارد منفجره مرغوب رو توی ماشین جاسازی كرده كه با اولین دنده پنج عمل میكنه… پس هر تلاشی بیفایده است… اگه به جون خودت رحم نمیكنی به جون رئیس دفترت رحم كن… ما فقط سیصد میلیارد میخوایم… من اگه جات بودم این مبلغ ناقابل رو پیاده میشدم ولی دردسر درست نمیكردم… ما میدونیم كه تو زیر بار زور نمیری و از مردن نمیترسی ولی به این هم فكر كن كه جون رئیس دفترت در خطره!













