نگاه روز «حیات نو»/باز توليد خشونت
چکیده :شايد برخى گمان برند راه حل برخوردهاى تند وگاه از کنترل خارج شده پاسخگوى خشونت ودهشت آفرينى است ولى تاريخ حوادث وبرخوردها در برابر ماست ونتايج آنچه گذشته است امروز قابليت ارزيابى همه جانبه را دارد به نظر مىرسد تاريخ براى درس گرفتن...
حیات نو – يدالله اسلامي:
خشونت وکشتار نشانهاى از کينهاى ويرانگردر شرق کشور است که چندى است آتش آن برافروخته شده است .هيزمى که اين روزها براين آتش افزوده شد ودهشت افکنى وخشونت عريانى که گروهى از هموطنانمان را به قربانگاه برد به باز توليد دهشت وکشتار منجر مىشود که اگرچه آغازش به ظاهر روشن مىنمايد ولى پايانش مبهم ونامعلوم خواهد بود .دهشت آفرينى وخشونت اگر چه تاريخى دير پاى دارد ولى مىتوان آن را در سالهاى اخير مقوله اى نوپديد دانست که سوگمندانه در سرزمينهاى اسلامى نشانههاى پررنگ تر دارد.وشکل انتحارى آن رنگ وبويى دينى يافته است .
تساهل وروادارى در ايران چه پيش از انقلاب و چه پس از آن به نسبت ساير کشورهاى مسلمان داراى اعتبار وارزش بيشترى بوده است ودربين مردم جايگاهى برجسته داشته است .مردم بى اعتنا به تبليغات رسمى و غير رسمى در مناسبات فردى و خانوادگى پاى بندى به تساهل وروا دارى را ملکه ذهنى خود کرده وگام درراه دشمنىهاى مذهبى نگذاشته واز آن دورى جستهاند .برخى برخوردهاى سالهاى گذشته نيز بيشتر رنگ وبوى سياسى داشته است تا دعواى مذهبى .امرى که در کشورهاى پيرامون ايران به ويژه پاکستان رنگ وبوى ديگر داشته است .شايد بسيارى براين باور باشند که افغانستان کانون توليد خشونت وکشتار است واين به دليل گره خوردن نام بن لادن با افغانستان است .مرورى گذرا به ما نشان مىدهد که بن لادن انتخاب غرب وسرويسهاى اطلاعاتى پاکستان وعربستان براى نبرد با سربازان شوروى سابق در افغانستان بوده است .
ساليان دراز پشتيبانى اطلاعاتى ولجستيک پاکستان وعربستان بن لادن والقاعده را سرپا نگه داشته است وهم اکنون نيز نمىتوان اين بهرهگيرىها را نا چيز شمرد . اما احمد شاه مسعود نماد پايدارى افغانستان است که خود قربانى دسيسه برنامه ريزانى شد که اورا مانع برنامههاى خود در افغانستان وشايد در منطقه مىدانستند .
پردازش وبرنامهريزى خشونت اگر چه در افغانستان بيشتر ديده شده است ولى از بيرون به افغانستان تحميل شده است ودلايلى که اينک جاى پرداختن آن نيست طالبان را نماينده قشرى گرى مذهبى در اين نقطه از جهان کرده است .سيستان وبلوچستان نيز چند صباحى است که از اين آفت رنج مىبرد وشرايط منطقهاى نيز زمينه مناسب را براى فعاليتهاى خشونت آميز فراهم ساخته است .در مورد شرايط ؛هم شرايط اقليمى وهم ساختار سياسى کشورهاى پيرامونى وهم زمينههاى اجتماعى بايد از نظر دور داشته نشود.پس از حادثه مسجد شيعيان زاهدان وسپرده شدن امنيت مرزهاى اين استان به سپاه پاسداران عمليات انتحارى شهرستان سرباز خونبارترين وشايد مهمترين عمليات گروه موسوم به جندالله بوده است. آن طور که گفتهاند قربانيان اين جنايت در پى يافتن راههاى هماهنگى بين گروههاى مذهبى بودهاند و برنامهريزان اين کشتار به اختلافات قومى ومذهبى دل بستهاند.شهر پيشين نقطهاى در نزديک مرز پاکستان است وبلوچستان پاکستان در کنترل دولت مرکزى نيست.
همين امر هم زمينه اى مناسب براى پناه گيرى تروريستها در خاک پاکستان فراهم مىکند وهم سرويسهاى اطلاعاتى کشورهاى ديگر با فراغ بال بيشتر به نقش آفرينى مىپردازند. هرچند يافتن عوامل برنامه ريز واثرگذار در صلاحيت نهادهاى اطلاعاتى است که به ايفاى وظيفه خود مىپردازند. ولى نبايد از ياد برد که براى از بين بردن زمينههاى اجتماعى و فرهنگى خشونت و دهشت آفرينى صاحب نظران امور اجتماعى و فرهنگى صلاحيت بيشترى دارند و بايد از توان علمى وکار شناسى آنها به درستى بهره گرفت.شايد برخى گمان برند راه حل برخوردهاى تند وگاه از کنترل خارج شده پاسخگوى خشونت ودهشت آفرينى است ولى تاريخ حوادث وبرخوردها در برابر ماست ونتايج آنچه گذشته است امروز قابليت ارزيابى همه جانبه را دارد به نظر مىرسد تاريخ براى درس گرفتن است.













