یادداشت «حیات نو»/از حل کردن تا جمع کردن
چکیده :ميرحسين موسوى که کانديداى معترض به سلامت انتخابات است، طرف اصلى مذاکره نبود و سخنان او شنيده نشده چه کسى مىتواند در اين جايگاه قرار گرفته طرف مشورت شود؟ ترک مخاصمه و حل دعوا همواره اصولى ثابت و تکرار شونده در منازعات گوناگون دارد. بايد نخست نظرات، ديدگاهها، مطالبات و اعتراضات دو طرف را شنيد. سپس تلاش کرد با توجه به ويژگىها، توانايىها و پتانسيلهاى هر طرف، به نقطهاى مرضى الطرفين رسيد. اين پروسهاى است که مىتوان نام آشتى و مصالحه را بر آن اطلاق...
حیات نو- شهريار ايزدپناه:
مدتى است درباره مقولاتى نظير آشتى ملي، وحدت ملي، حل اختلاف و … فراوان گفته و شنيده مىشود، مباحثه و حتى منازعه در مىگيرد، بدون آنکه مفهوم اين مقولات چندان روشن و آشکار باشد.
از لابه لاى سخنان و مواضع افرادى که به عنوان طراحان ايدههاى آشتى يا وحدت ملى شناخته شدند نيز مىتوان کم و بيش اين واقعيت را دريافت که آنها خود نيز راهحل و سازوکار روشنى براى تحقق ايده خود در اختيار ندارند. از نيات و انگيزههاى طراحان اين ايدهها نيز درمىگذريم که اگرچه در نيت خير و دلسوزانه برخى از طراحان، طرحهاى آشتى ملى يا وحدت ملى ترديدى نيست؛ اما کشف نيات افراد نيز ممکن نيست. شايد يکى از دلايل عدم موفقيت اين طرحها که با هدف حل مشکل و بحران سياسى موجود در جامعه طراحى شدهاند…
عدم توجه به تمامى واقعيتها و دادههاى سياسى و اجتماعى پس از انتخابات يا پارهاى الزامات و محدوديتهاى برخى جريانها و افراد سياسى براى ناديده گرفتن آنهاست. به اين ترتيب طرحها و طراحان با مشکلاتى از اين دست مواجهند. شايد برخى علاقهمندان عرصه سياست را تصور بر آن بود که فقدان طرح و برنامه روشن و منقح براى فيصله دادن به بحران، علت اصلى تداوم وضعيت کنونى است.
به اين معنى که طرفين اين مخاصمه سياسى دامنهدار که پس از انتخابات به اوج خود رسيد، اينک در وضعيت آماده به آشتي، مصالحه يا سازشند و تنها در اين ميان برنامه و نقشههايى براى رسيدن به تفاهم، مفقود است. اگر اين چنين بود البته امکان داشت که از طى شدن گامى براى نزديک شدن به تفاهم سخن گفت اما اخيرا و پس از آخرين مصاحبه مهندس موسوى که همين هفته انتشار يافت و پس از شنيدن اين جمله شگفتانگيز از زبان او مبنى بر اينکه هيچ تماس مستقيمى در اين رابطه با مهندس موسوى گرفته نشده و نامهنگارى يا مذاکرهاى هم با ايشان صورت نگرفته و اساسا کارى در اين زمينه انجام نشده؛ سوالى بزرگ ذهن را به خود مشغول مىکند. حقيقتا آنها که از طرح آشتى و وحدت سخن مىگويند، چگونه الگو يا اساسا تصورى از آشتى در ذهن دارند. شرايطى را تصور کنيد که از آشتى و ترک مخاصمه ميان دو طرف مدتها مىشنويد بعد ناگهان در مىيابيد که يکى از طرفين دعوا اصلا مورد مذاکره و بحث و مشورت قرار نگرفته است. اتفاقى به غايت عجيب و غيرقابل فهم.
اگر براى طراحى و تدوين طرحى که دور کردن جامعه را از آشوب و التهاب هدف گرفته، ميرحسين موسوى که کانديداى معترض به سلامت انتخابات است، طرف اصلى مذاکره نبود و سخنان او شنيده نشده چه کسى مىتواند در اين جايگاه قرار گرفته طرف مشورت شود؟ ترک مخاصمه و حل دعوا همواره اصولى ثابت و تکرار شونده در منازعات گوناگون دارد. بايد نخست نظرات، ديدگاهها، مطالبات و اعتراضات دو طرف را شنيد. سپس تلاش کرد با توجه به ويژگىها، توانايىها و پتانسيلهاى هر طرف، به نقطهاى مرضى الطرفين رسيد. اين پروسهاى است که مىتوان نام آشتى و مصالحه را بر آن اطلاق کرد. به اين ترتيب بايد گوشزد کرد که آنچه براى رسيدن به آشتى و وحدت لازم است گفتوگو و مذاکره است اما با فردى يا جريانى که يکى از دو طرف دعواست. شايد هم بايد مشکل را جاى ديگر جستوجو کرد. آنجا که يک تفکر تندرو و افراطى که برخى ابزار قدرت را نيز در اختيار دارد، نه به حل مسئله و بحران که فقط به «جمع کردن» ماجرا مىانديشد.













