یادداشت روز مردم سالاری/ شجاعت مدني
چکیده :اکنون پس از فضاي ملتهب انتخابات، امروز به نظر مي رسد که بيش از گذشته به انديشه هاي مطهري نيازمنديم تا با روحيه اي آزاديخواهانه، هاضمه قدرتمند متفکران ونظريه پردازان انقلاب اسلامي براي عبور از مرحله فعلي را داشته باشيم. از اين منظر بايد گفت انديشه مطهري درباره انقلاب اسلامي قادر است هدايت گر اتخاذ استراتژي و تاکتيک صحيح درحال حاضر باشد. نخستين اصلي که آموزه هاي فکري مطهري براي معضلات کنوني به ما ميآموزد، رهايي از بينش هاي امنيتي براي حل مسايل کلان کشور...
مردم سالاری – فروزان آصف نخعي:
بازسازي هرنظمي زماني امکان پذير خواهد بود که دو شرط اساسي وجود داشته باشد: 1- کنشگران فعال، متفکروتشکيک کننده 2- سازمان منعطف . اما زماني که نظم قدرت بازسازي خود را از دست مي دهد ، افول و اضمحلال آن حتمي خواهد بود.
در فرهنگ اسلامي براي بازسازي ونوسازي نظم، مفهوم ” توبه ” وجود دارد. درقرآن توبه يکي از معيارهاي اساسي شناخت ” مومن ” از “غيرمومن” است. به عبارت ديگر يکي از شاخص هاي اساسي مومن ، توبه پذيربودن اوست. درذات توبه ، عنصر تفکر، درمرکز رفتار انسان وسازمان وحکومت برخاسته از تفکر قراردارد. توبه بدون تشکيک وتفکر ، بي ارزش است. تغييردروني بدون تفکر، سوال، تشکيک و تجديدنظرطلبي، ره به ترکستان مي پيمايد.
در فرهنگ چپ، تجديدنظرطلبي و مساله دار شدن، گناهي نابخشودني تلقي مي شد. اين تفکر درمبارزان اسلامي نيز رسوخ کرد تا جايي که هرگونه تشکيک، به راه درپيش گرفته شده، ذنب لايغفر مطرح شد. چرا ؟ هم چپ ها وهم برخي مبارزان اسلامي به طور ناخودآگاه به دنبال آن بودند تا به مرزهاي ايده هاي مطلق درروي زمين دست پيدا کنند، اما دراين باره به خطا رفتند زيرا گمان کردند رفتن به مرزهاي ايده هاي مطلق به معني کسب دستاوردهاي مطلق وآخرين پيام هاي عصر است. آنان گمان مي کردند تبلور حقيقت مطلق عصر خويش هستند به همين دليل بينايي وبصيرت خود را در تجديد نظر وتوبه پذيري از دست دادند. به عبارت ديگر آنان هيچگاه نينديشيدند که هسته تحول، توبه وتجديد نظر است ودراين باره تا آن جا به مطلق عمل کردن روي آوردند که انسدادو حذف فيزيکي، به جاي حذف از طريق نظام نقد ودرنهايت توبه پذيري وتجديد نظر طلبي نشست.
انقلاب اسلامي سال 1357 مايل بود که برچنين راهي مهرباطل بزند وروش حذف فيزيکي را به زباله دان تاريخ بيندازد. شعار وحدت بخش “همه باهم ” امام خميني (ره) نيز از اين آبشخور فکري برخورداربود تا جايي که تئوريسين جمهوري اسلامي شهيد مطهري درترسيم حکومت مطلوب خود فضايي توام با نقد وجامعه بازي را ترسيم مي کند که در آن يک استاد مومن به مارکسيسم دردانشگاه يک کشور اسلامي به تدريس مارکسيسم مي پردازد.
اين موضع درمجموعه تفکر شهيد مطهري کاملا آشکار بود ، انديشه ها وآثار اين فيلسوف بزرگ ما را به اين نتيجه مي رساند که الگوي امنيت و توسعه جمهوري اسلامي ايران جز براساس بارور شدن نظرات درچارچوب نظام انتقادي، بيراهه اي بيش نيست که درنهايت حاملان انديشه را به عرصه نقد فيزيکي وارد کرده وپايه هاي نظام جمهوري اسلامي را سست و ويران خواهد کرد.مباني اين تفکر به صورت راهبردي درفلسفه سياسي درصورتي که از وزن تعيين کننده اي برخوردار باشد، متضمن پويايي وتمدن سازي است به ويژه آن جا که در کتاب پيرامون انقلاب اسلامي مي گويد : “من اعلام مي کنم که در جمهوري اسلامي، هيچ محدوديتي براي افکار وجود ندارد. از به اصطلاح، کاناليزه کردن انديشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه بايد آزاد باشند که حاصل انديشه ها و تفکرات اصيلشان را عرضه کنند. “مطهري با جدا کردن مرز تفکر وانديشه وعمل احزاب از توطئه درجاي ديگري با تکيه برآزادي هاي اساسي مي گويد “در حکومت اسلامي احزاب آزادند. هر حزبي اگر عقيده غير اسلامي هم دارد آزاد است”.
اکنون پس از فضاي ملتهب انتخابات، امروز به نظر مي رسد که بيش از گذشته به انديشه هاي مطهري نيازمنديم تا با روحيه اي آزاديخواهانه، هاضمه قدرتمند متفکران ونظريه پردازان انقلاب اسلامي براي عبور از مرحله فعلي را داشته باشيم. از اين منظر بايد گفت انديشه مطهري درباره انقلاب اسلامي قادر است هدايت گر اتخاذ استراتژي و تاکتيک صحيح درحال حاضر باشد. نخستين اصلي که آموزه هاي فکري مطهري براي معضلات کنوني به ما ميآموزد، رهايي از بينش هاي امنيتي براي حل مسايل کلان کشور است. ا
و در مصاحبه اي که دو هفته قبل از شهادت انجام داد ودرکتاب پيرامون انقلاب اسلامي منتشر شد در پاسخ به اين پرسش که به نظر شما چه شرايطي براي تداوم انقلاب لازم است؟ آيا همان طور که در يک سري سخنراني هايتان فرموده ايد، عدالت و آزادي و معنويت و استقلال کافي به نظر مي رسند؟ مي گويد :” اين انقلاب اسلامي اگر بخواهد سلب کننده آزادي ها باشد، اين يک آفتي است “. به عبارت ديگر اگراز ظرفيت هاي تئوريک خود براي عبور از شرايط امنيتي استفاده نکنيم، بحراني که به گفته هاشمي رفسنجاني گريبان کشور را گرفته است، مي تواند فرآيندتوسعه ايران را با بن بست تاريخي هرج ومرج و… مواجه نمايد. شجاعت مدني در اين برهه از تاريخ ايران، دوري از راديکاليسم به هرشکل آن است. دراشکال قابل تصور راديکاليسم درايران کنوني اين امر کاملا قابل تصور است که هر طرح حذف کننده اي، بازي باخت – باخت را به صحنه سياسي – امنيتي ايران تحميل خواهد کرد.
نگاه سخت افزاري به وقايع بعد از انتخابات، سم مهلک براي توسعه ايران است. رسالت تاريخي حفظ تماميت ارضي ايران ايجاب مي کند که اصول گرايان به ويژه درقوه مقننه، با ورود به فاز سياسي وطرد بينش امنيتي، وتقويت بينش جامعه به منظور اتخاذ استراتژي وتاکتيک هاي مسالمت آميزتوسط خبرگان ورهبران مورد قبول آنان، امکان رهايي از راديکاليسم وهرج ومرج و… فراهم شود. به اين منظور ظرفيت تئوريک، قادر است جريان تجديد نظر وتوبه به مفهوم صحيح آن ( ونه شکل تنازل يافته آن درقالب اعترافات تلويزيوني) به عنوان يک ويژگي مهم مومن، براي پوست اندازي نظام جهت عبور از شرايط بحراني کنوني، به شرايط سياسي نسبتا باثبات تلقي شود. در اين ميان بايد ديد که طرح تدوين شده از سوي امثال آقاي حبيب الله عسگراولادي، يکي از اعضاي کميته شش نفره در مجمع تشخيص مصلحت نظام براي برون رفت از بحران تا چه اندازه به ظرفيت هاي لازم تئوريک براي پوست اندازي مذکور توجه داشته است; چه، بدون پوست اندازي به نظر مي رسد راه آشتي اي که بزرگاني چون آيت الله مهدوي کني مطرح کرده اند با مشکل جدي مواجه خواهد شد. عسگر اولادي گفته است که هفته گذشته طرح مذکور را به ” مقام معظم رهبري گزارش داديم و منتظر ارشادات ايشان هستيم.













