نگاه روز حیات نو/ دادگاه مقدس
چکیده :شيخ اصلاحات، با دست پر به دادگاه مىرود. اما افشاگرىهاى جديد روحانى لرستاني، به شيوههاى گوناگون به بيرون درز پيدا مىکند. اگر طرفداران دولت، توانايى تشکيل دادگاه براى محاکمه مهدى کروبى را پيدا کردند اميد مىرود وى در صورتى به دادگاه برود که سير محاکمات او علنى و آماده پخش از صدا و سيما...
حیات نو -مصطفى ايزدى:
از هنگامى که آقاى کروبي، رقيب محمود احمدىنژاد در انتخابات رياست جمهورى ، عملکرد افراطيون محافظهکاررا به نقد کشيد و شوک ذهنى سختى را وارد کرد، بحث دادگاهى کردن شيخ اصلاحات به رسانهها رسيد تا ضربه ناشى از افشاگرىها جبران شود.
براى سياسيون و کسانى که در مسائل کشور ورود دارند، روشن بود که محکمه و محاکمهآخرين ابزار مقابله با مخالفان است. پيشزمينه به کارگيرى اين ابزار، توسط رسانههاى مجازى و مکتوب، خصوصا جرايد تندرو و افراطى متعلق به بيتالمال و دولت که مرزى را براى توقف افترا و اهانت نمىشناسند، آماده شد .
از مدتها قبل اين رسانههاى افراطي، بحث شکايت عليه موسوى و کروبى را به عنوان سوژهاى ثابت و هر روزه در دستور کار خود قرار داده و وانمود مىکنند که به اصطلاح مردم از دست اين دو بزرگوار شکايت دارند! اين روند تبليغاتي- ايذايي، بالاخره تاثير خود را گذاشت و بعضى از چهرهها را واداشت که زمزمه تشکيل دادگاه براى رسيدگى به اتهامات آقاى کروبى را آغاز کنند در مقابل شيخ اصلاحات گفته است که از تشکيل دادگاه استقبال مىکند. اين عکسالعمل نيز براى آگاهان جامعه کاملا طبيعى و قابل پيشبينى بود…
لذا اگر هواداران دولت خواستند پس از احضار دبيرکل حزب اعتماد ملى و رئيس دو دوره مجلس شوراى اسلامى به دادگاه، آقاى موسوي، ديگر رقيب احمدىنژاد و نخستوزير مورد حمايت امام خمينى و عموم نخبگان کشور را به بهانه محاکمه و رسيدگى به انتقادات وى دادگاهى کنند، ايشان نيز همانند آقاى کروبي، از تشکيل دادگاه استقبال خواهد کرد.
مردم ايران، سالهاى سال است که به تماشاى جلسات دادگاههاى سياسى عادت کردهاند و نيز به نتيجه آنها که عموما ثمرى براى برگزارکنندگان دادگاهها ندارد، واقفند . به نظر نگارنده، حق همين است که آقاى کروبى اعلام نموده، يعنى رفتن به دادگاه و ايستادن بر سکوى متهم، تا حرفهاى خود را بزند .
مهدى کروبى فرزند احمد را اگر تا چند ماه پيش افرادى بودند که عميقا نمىشناختند، اکنون همه مىشناسند و مىدانند چه ايلياتى استوار و بىباکى است.
نظرات و رفتار آقاى کروبى را بنده بارها به نقد گذاشتهام و در سالهاى گذشته، بعضى موضعگيرىهاى وى را مورد پرسش قرار دادهام، اما وقتى وى به روزگارى رسيد که لازم ديد در موضوع مورد علاقه بسيارى از مومنين و مومنات، موضع شجاعانهاى اتخاذ نمايد، من هم لازم مىبينم از شجاعت وى بگويم.
مهدى کروبي، فرزند احمد 30 سال است که در دل حاکميت حضور دارد و با کسانى که قرار است برايش دادگاه تشکيل دهند حشر و نشر داشته و يار غار و دوست گرمابه و گلستان بودهاند.
شيخ اصلاحات، با دست پر به دادگاه مىرود. اما افشاگرىهاى جديد روحانى لرستاني، به شيوههاى گوناگون به بيرون درز پيدا مىکند. اگر طرفداران دولت، توانايى تشکيل دادگاه براى محاکمه مهدى کروبى را پيدا کردند اميد مىرود وى در صورتى به دادگاه برود که سير محاکمات او علنى و آماده پخش از صدا و سيما باشد.
مهدى کروبى با حاميان و مشوقين عناصر دادگاه، نشست و برخاستهاى زيادى داشته است و مىداند که از چه نقطهاى براى مطالب خود در نقد آنها آغاز کند.
10 ،11 سال پيش، غلامحسين کرباسچى در دادگاه پر سر و صداى مبارزه با مفاسد اقتصادي، محاکمه شد و از تلويزيون پخش گرديد. بر آن دادگاه چه گذشت؟ محصول آن همه جار و جنجال رسانههاى در اختيار محافظهکاران که در بدو دولت اصلاحات راه انداختند، چه بود؟
فرض کنيم که کسان قادر باشند دادگاههايى براى آقايان موسوى و کروبى برگزار کنند و قيل و قالى فراتر از آنچه براى مديران شهردارى دوران سازندگى راه افتاد، راه بيندازند، به چيزى جز رو شدن احتمالى بسيارى از مسائل که بايد براى مصلحت نظام (به قول خودشان) مخفى بماند، منجر مىشود؟
همه مردم مىدانند که فرصت ندادن به رقيبان احمدىنژاد، براى پاسخگويى آقايان موسوى و کروبى در رسانه ملي، به دليل افشا نشدن بسيارى از ناروايىها و خلافگويىها و اتهامات تندروهاى مدعى اصولگرايى است. پس چه بهتر که فرصت مناسبى به نام دادگاه فراهم آيد که جبران بىاعتنايى صدا و سيما به افکار عمومى بشود.
بديهى است که متوليان تشکيل دادگاه و حاميان و مشوقان آنها، نمىتوانند دادگاهى غيرعلنى براى دو چهره شاخص جمهورى اسلامى ايران برگزار کنند. چرا که براى همگان و خصوصا طرفداران جناح راست، روشن خواهد شد که در جريان برگزارى دادگاه، مطالب درز پيدا مىکند. در اين صورت آيا اين دادگاه، سودمند و مقدس نخواهد شد؟













