دیدگاه اعظم طالقانی درباره شعارهاى جدید مردم
چکیده :به نظر مىرسد رفتارهاى مرتبط با انتخابات و حوادث پس از آن هم به قدرى ناراحتکننده بود که معترضين اعتماد خود را از دست دادهاند. در اينجاست که مسئولان بايد براى اعتمادسازى مردم نهايت تلاش و صداقت و شفافيت را بکار...
حیات نو-اعظم طالقانى:
چه حادثهاى پيش آمده که ملت ايران تا چند سال قبل شعار مرگ بر اسرائيل مىداد و حامى ملت فلسطين بوده و در اغلب مراسمها و راهپيمايىها روز قدس که ميعادى است براى حمايت از فلسطينىها، شرکت مىکرد ولى در اين سال در روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداى ايران» سر داده شد که مورد اعتراض کسانى هم قرار گرفت؟! اين شعار زنگ خطرى است و اين سوال را در ذهن هر انسان دغدغهدارى متبادر مىکند که آيا رفتار و کارهايى که دوره چهار سال گذشته و بالاخص پس از انتخابات به وقوع پيوسته سبب چنين شعارهايى شده يا علت ديگرى دارد؟!
– در خاطرهها مانده است که در سال 1338 آيتالله طالقانى به همراه آيتالله کمرهاى در کنگره عمومى اسلامى (الموتمر الاسلامى العام) به بيتالمقدس (اردن) که موضوع آن بررسى شرايط و موقعيت فلسطينيان، مسائل جهانى و صهيونيسم بود در آن روز شرکت کردند (پيک آفتاب ص 68).
– به ياد داريم حدود سالهاى 48-50 در مسجد هدايت واقع در خيابان (استانبول) جمهورى فعلى آيتالله طالقانى خطبه نماز عيد فطر را اختصاص به مسائل فلسطين مىداد و عليه اسرائيل افشاگرى مىکرد و فطريه را براى فلسطينيان قرار مىداد، در آن روزگار که شاه با اسرائيل رفاقت داشت و چه بسا از او در برخورد با مخالفين امتياز مىگرفت، ملت ايران روز به روز در استقبال و حمايت از فلسطين و رهايى از شر صهيونيستها فعالتر مىشد.
– حدود 10 سال قبل در کنفرانس حقوق بشر در آفريقاى جنوبى (ژوهانسبورگ) علماى روشنفکر يهود جزوه و کتبى پخش مىکردند که حاوى افشاگرىهايى عليه صهيونيسم بود.
در مجمع عمومى سازمانهاى غيردولتى در آنجا که بيش از پنج هزار نفر شرکت داشتند بيانيهاى توسط يک زن سياهپوست براى تصويب قرائت شد که ماده 14 اين بيانيه درباره به رسميت شناختن اسرائيل بود اما با مخالفت شديد همه به جز سهچهار کشور روبهرو شد و رأى نياورد. هيئتهاى اسرائيلى و آمريکايى به همراه درگيرىهاى لفظى با هيئتهاى ديگر جلسه را ترک کردند. اين در حالى بود که اشک در چشمان فلسطينيان حلقه زده بود و يکديگر را در آغوش مىگرفتند و اشک شادى مىريختند اين صحنه فراموش نشدنى و به همراه صدور بيانيه سازمانهاى غيردولتى در مجمع عمومى دولتها موثر افتاده در آنجا همدردى جهانيان با فلسطينيان خيلى بيش از ما جلوهگر بود.
– در سال 1380 در اجلاس حقوق بشر ژنو درباره «مشکلات زنان کارگر در فلسطين اشغالي» مطلبى تحقيقى ارائه شد که مورد استقبال همگان قرار گرفت که البته در اين اجلاس که هر سال تشکيل مىشد فلسطينيان از حقوق حقه خود دفاع مىکردند و ديگر کشورها هم از آنها حمايت مىکردند.
– در کنفرانس اديان و صلح تعدادى از زنان و يک خانم دکتر فلسطينى که در داخل فلسطين اشغالى زندگى مىکرد شرکت داشت و گلايه داشت که ايران تمام کمکهايش را در بخشهايى خاص سرمايهگذارى کرده، در حالى که بسيارى از جوانان ما در داخل فلسطين اشغالى از بيکارى و فقر رنج مىبرند، اين خانم چهرهاى زرد داشت و در هنگام سخن گفتن دستانش مىلرزيد و با بغض سخن مىگفت و نسبت به دولت ايران انتقاد مىکرد.
غرض از بيان خاطرات فوق اين بود که چرا و به چه علت راهپيمايان روز قدس شعار فوق را سر مىدهند در حالى که يقين داريم راهپيمايان از مردم مومن و معتقد بودهاند و از جريانهاى غير اگر هم بودند نقش قوى در ميان تودههاى به حرکت درآمده نداشتند. در آخر هم ماموران طاقت نياورده با مردم درگير و گروهى از مردم را دستگير کردند.
در اينجا توجه همه دستاندرکاران را به نکاتى جلب مىکنم:
الف) همانطور که ملاحظه مىشود حمايت از فلسطينيان از قديمالايام مطرح بوده و با صداقت کافى ملت ايران از آنها حمايت مىکردند. به طور کلى ملت ايران ملت باهوش و با ذکاوتى است که چنانچه موضوعى از مسير اصلى خارج شود و جنبه سياسى و ابزارى به خود بگيرد آنها از آن رويگردان مىشوند.
ب) پس از سالها که ملت ايران به روز قدس عنايت خاص داشتهاند و در اين راهپيمايى شرکت مىنمودهاند برخى مسئولان به تدريج از اين موضوع براى مسائل بينالمللى به عنوان ابزارى کوبنده و چتر حمايتى خود استفاده نمودهاند و اين موضوع در بىاعتنايى ملت تاثير داشته است.
به نظر مىرسد رفتارهاى مرتبط با انتخابات و حوادث پس از آن هم به قدرى ناراحتکننده بود که معترضين اعتماد خود را از دست دادهاند. در اينجاست که مسئولان بايد براى اعتمادسازى مردم نهايت تلاش و صداقت و شفافيت را بکار گيرند.













