یادداشت روز حیاتنو/رویکرد دوگانه به سیاست خارجی
چکیده :آیا این مواضع ناهمسو، نوعى تقسیم کار سیاسى است یا اینکه در حوزه سیاست خارجی، بین دولت احمدى نژاد و دبیر ذىنفوذ شوراى نگهبان حقیقتاً اختلاف نظر وجود دارد؟ احمدى نژاد و جنتی، هر دو، چهرههایى متعلق به جریان راست رادیکال هستند و در حوزه سیاست داخلی، در طول چهار سال اخیر، وحدت و قرابت چشمگیرى از خود نشان داده اند ولى با این حال به نظر مىرسد که جریان راست رادیکال در کلیت خویش آبستن دو نگاه متفاوت به سیاست خارجى...
حیات نو-هومان دوراندیش: سخنان خطیب جمعه تهران در باب تغییرناپذیرى منع مذاکره با آمریکا، آشکارا در مخالفت با تمایلات سیاسى محمود احمدى نژاد و چهرههاى موثر دولت وى قرار دارد. در حالى که احمدى نژاد در طول چند سال اخیر، به کرات تمایل خود را براى انفتاح باب مذاکره با آمریکا و افتتاح رابطه ایران و آمریکا ابراز داشته است، احمد جنتی، یکى از مهمترین حامیان احمدى نژاد در نظام جمهورى اسلامی، در نماز جمعه اخیر تهران، صریحاً بر این نکته تاکید کرد که رابطه ایران و آمریکا، رابطه اى است که باب آن نباید گشوده شود.
اختلافى چنین آشکار در موضع دو رجل سیاسى همراه و همسو را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا این مواضع ناهمسو، نوعى تقسیم کار سیاسى است یا اینکه در حوزه سیاست خارجی، بین دولت احمدى نژاد و دبیر ذىنفوذ شوراى نگهبان حقیقتاً اختلاف نظر وجود دارد؟ احمدى نژاد و جنتی، هر دو، چهرههایى متعلق به جریان راست رادیکال هستند و در حوزه سیاست داخلی، در طول چهار سال اخیر، وحدت و قرابت چشمگیرى از خود نشان داده اند ولى با این حال به نظر مىرسد که جریان راست رادیکال در کلیت خویش آبستن دو نگاه متفاوت به سیاست خارجى است. نگاه سنتى این جریان سیاسى به حوزه سیاست خارجی، نگاهى ایدئولوژیک است که برقرارى رابطه با آمریکا را به مثابه اعراض جمهورى اسلامى از اصول انقلاب اسلامى ارزیابى مىکند. دیدگاه غیر سنتى اما خصلت پراگماتیک دارد که حقانیت یک موضع سیاسى را نه بر مبناى انطباق آن با اصول ایدئولوژیک بلکه با توجه به نتایج عملى آن ارزیابى مىکند. حجم انبوه درگیریها و اختلافات سیاسى داخلی، تا کنون مانع از آن شده است…
این دو رویکرد متفاوت راستگرایان رادیکال به حوزه سیاست خارجی، به طور جدى در تقابل با یکدیگر قرار گیرند. شاید در آینده اى نه چندان دور، در صورت حذف کامل جریانهاى رقیب داخلی، راستگرایان افراطى پراگماتیک و ایدئولوژیک، بر سر بدست گرفتن سکان هدایت کشتىدیپلماسى در آبهاى پرتلاطم سیاست خارجی، در برابر یکدیگر صفآرایى کنند. تمایل دولت احمدى نژاد به برقراى رابطه با آمریکا، صرفاً از سوى راست افراطى ایدئولوژیک نقد نمىشود بلکه جریان راست محافظه کار نیز، که در حال حاضر مهمترین پرچمدار آن را باید على لاریجانى قلمداد کرد، در طول چهار سال گذشته، بارها مخالفت خود را با برقرارى رابطه ایران و آمریکا بیان کرده است. در واقع راستگرایان مخالف رابطه ایران و آمریکا، کماکان آن جمله بنیانگذار جمهورى اسلامى را به یاد مىآورند که گفت : « کسانى که خواب رابطه با آمریکا را مىبینند، خدا بیدارشان کند.» حال اینکه مخالفت کسانى چون على لاریجانى با تلاش دولت احمدى نژاد براى گشودن باب مذاکره با آمریکا چقدر خصلت ایدئولوژیک دارد، بحث دیگرى است که در این جا نمىتوان به آن پرداخت. اجمالاً مىتوان گفت که مخالفت احمد جنتى با برقرارى رابطه ایران و آمریکا، کاملاً خصلت ایدئولوژیک دارد اما افرادى نظیر احمدىنژاد و لاریجانى به دلایل غیرایدئولوژیک با برقرارى رابطه با آمریکا موافق یا مخالفند.
اما در بین این دو رویکرد به حوزه سیاست خارجی، کدامیک را باید رویکرد اصلى نظام جمهورى اسلامى به حساب آورد؟ به عبارت دیگر، سیاست خارجى جمهورى اسلامى را باید ایدئولوژیک دانست یا پراگماتیک؟ پاسخ دادن به این سئوال چندان آسان نیست زیرا اگر چه جمهورى اسلامى ایران در مواجهه با کشورهایى نظیر چین و روسیه سیاستى کاملاً غیرایدئولوژیک دارد و در دفاع از مسلمانان چچنى یا چینی، حساسیتى از خود بروز نمىدهد ولى هزینههاى زیادى را نیز بابت رویکرد ایدئولوژیک خود به بسیارى از مسائل بینالمللى متحمل شده است.
به نظر مىرسد که سیاست خارجى ایران، از منظرى کلان و از حیث تقابل دو رویکرد ایدئولوژیک و پراگماتیک، فاقد یکدستى و یکپارچگى است؛ بدین معنا که جمهورى اسلامى در بسیارى از موارد رویکردى ایدئولوژیک به مسائل بینالمللى دارد اما در موارد عدیدهاى نیز به شکلى کاملاً پراگماتیک در حوزه سیاست خارجى موضعگیرى مىکند. هم از این روست که احمد جنتى و محمود احمدىنژاد به عنوان دو رجل سیاسى مستقر در هسته مرکزى قدرت در نظام سیاسى ایران، مواضعى کاملاً مخالف و نامتحد در خصوص مذاکره ایران و آمریکا اتخاذ مىکنند. احمدىنژاد رئیس جمهورى ایران است و جنتى نیز خطیب نماز جمعه تهران. در جمهورى اسلامی، سخنان خطیب جمعه تهران در تبیین موضع رسمى نظام در قبال مسائل مختلف، همان قدر اهمیت دارد که سخنان رئیس جمهور. گاه حتی، همچون دوره اصلاحات، مواضع خطیب جمعه از این حیث بیش از مواضع رئیس جمهور اهمیت دارد. به هر حال وجود منطق دوگانه مذکور، موجب مىشود که پیامهاى گوناگونى از هسته مرکزى قدرت در نظام جمهورى اسلامى ایران براى افکار عمومى داخلى و دول خارجى در خصوص رابطه ایران و آمریکا ارسال شود. هر دوى این پیامها را باید پیام ارسالى از سوى نظام سیاسى ایران قلمداد کرد. بدین معنا که هر دو پیام در دایره سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران مىگنجند و ماهیتاً با سیاست خارجى نظام جمهورى اسلامى تباین ندارند. مخالفت با رابطه ایران و آمریکا، اگر چه در جمهورى اسلامى ایران صبغه ایدئولوژیک پیدا کرده است ولى برقرارى رابطه با آمریکا نیز، اگر رخ دهد، امرى برخلاف بعد پراگماتیک سیاست خارجى نظام جمهورى اسلامى ایران بوقوع نپیوسته است. با این حال در قصه مذاکره با آمریکا، به دلیل وجود سنت آمریکاستیزى در سى سال پس از انقلاب، به نظر مىرسد که تمایل احمدىنژاد به برقرارى رابطه با آمریکا به سختى به کرسى خواهد نشست. چه در شرایط فعلى نه تنها راست رادیکال ایدئولوژیک و راست محافظهکار ایران بلکه اصلاحطلبان و اپوزیسیون دموکراسىخواه و نیز روسیه و اتحادیه اروپا – البته به گونهاى زیرپوستى – و البته افکار عمومى جهان غرب مخالف مذاکره و برقرارى رابطه میان ایران و آمریکا هستند.
هر یک از گروهها و بازیگران سیاسى مذکور، دلایل خاص خود را در مخالفت با این امر دارند. راست رادیکال ایدئولوژیک به دلایل ایدئولوژیک مخالف رابطه ایران و آمریکا است. راست محافظهکار در انبان مخالفت خود با شکلگیرى رابطه ایران و آمریکا، مخلوطى از دلایل ایدئولوژیک و غیرایدئولوژیک را نهفته دارد. یعنى برخى از محافظهکاران ایرانی، برقرارى رابطه با آمریکا را مصداق عدول از اصول انقلاب اسلامى مىدانند و برخى دیگر نیز با برقرارى این رابطه از سوى « دولت احمدىنژاد « مخالفند. اصلاحطلبان و اپوزیسیون دموکراسىخواه نظام نیز نگران آنند که شکلگیرى رابطه ایران و آمریکا در شرایط کنونی، منجر به شکلگیرى معاملهاى بین دو کشور شود که مطابق آن، دولت آمریکا حساسیت خود بر روى مسئله حقوق بشر در ایران را به بهاى کنار گذاشته شدن غنىسازى اورانیوم از سوى ایران، کنار بگذارد. روسیه و اتحادیه اروپا نیز اساساً تمایل چندانى به ایجاد روابط حسنه مابین ایران و آمریکا ندارند؛ چه ایجاد چنین رابطهاى مىتواند از حیث اقتصادى به زیان آنها تمام شود. افکار عمومى جهان غرب نیز با توجه به شکلگیرى جنبش سبز در ایران، طبیعتاً نسبت به برقرارى رابطه بین دولت آمریکا و دولت احمدىنژاد، که جنبش سبز در مخالفت با آن شکل گرفته است، حساسیت منفى دارند. حال باید دید که احمدىنژاد چگونه مىتواند کشتى سیاست خارجى ایران را در این دریاى آکنده از امواج مخالف، به ساحل رابطه با آمریکا برساند.













