سخنى با آقاى مطهرى
چکیده :آقاى مطهرى بايد توجه داشته باشند مردمى که روز قدس شعارهايشان به مذاق ايشان خوش نيامده است، عمدتا کسانى هستند که ساليان متمادى بخشى از حقوق اوليه آنها از جمله حق يک تظاهرات مسالمتآميز که در قانون اساسى جمهورى اسلامى به رسميت شناخته شده، ناديده انگاشته شده...
روزنامه حیات نو:يکى از خوانندگان روزنامه در نقد اظهارات آقاى على مطهرى نماينده محترم مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى مطلبى را به رشته تحرير در آورده که در انجام وظيفه رسانه اى به انتشار آن اقدام مى شود. اين يادداشت نه از موضع روزنامه که از موضع خوانندگان محترم روزنامه منتشر مى شود.
***
ابوالحسن محتشمي:آقاى على مطهري، نماينده محترم مجلس در يادداشتى که اخيرا در يکى از سايتهاى خبرى منتشر شده با انتقاد از شعارهاى جمعيت معترض موسوم به جنبش سبز در تظاهرات روز قدس، رهبران اين جنبش اجتماعى را به کوتاهى در هدايت صحيح آن متهم کردهاند. در اين رابطه طرح نکاتى چند شايد خالى از فايده نباشد.
1- ظاهرا از نظر آقاى مطهرى مسلمانانى که در جاى جاى کره خاکى مورد ستم واقع مىشوند نيز مشمول تقسيمبندى خودى و غيرخودى هستند، چگونه است که ظلم اسرائيلىها به مردم فلسطين بد و مذموم است. اما جنايات و کشتار مسلمانان شوروى سابق از جمله مسلمانان چچن توسط روسها به راحتى ناديده گرفته مىشود. آيا اينان از دايره امت واحده اسلامى ادعايى آقاى مطهرى خارجاند؟ اگر حمايت از مسلمانان مظلوم يکوظيفه اعتقادى و انقلابى است. سياست يک بام و دو هوا يا به قول امروزىها استانداردهاى دوگانه چه معنايى دارد؟ سياست زمين سوخته که روسها در سرزمين چچنها اعمال کردند در تاريخ معاصر ملتهاى مسلمان کم يا بىسابقه است و دست کمى از مظالم اسرائيل در حق فلسطينىها ندارد.
2- فارغ از جنبههاى ارزشى حاکم، اينکه گروهى از مردم در مناسبتى شعارهايى سر دهند که متفاوت از شعارهاى رسمى باشد از لوازم اوليه جوامع دموکراتيک بوده و نه تنها اشکالى ندارد که با روح حاکم بر آرمانهاى انقلاب اسلامى نيز که آزادى بيان شاهبيت آنها بوده است کاملا همخوانى دارد. بديهى است که اين رويکرد از نگاه افراد و گروههايى که اساسا نسبتى با آزادى بيان نداشته يا دايره آن را چنان بسته و تنگ ترسيم مىکنند که جز خود و دوستان در آن جاى نمىگيرند. محلى از اعراب نداشته باشد.
3- آقاى مطهرى که همواره سعى مىکنند خود را يک اصولگراى منصف معرفى کنند، بايد توجه داشته باشند مردمى که روز قدس شعارهايشان به مذاق ايشان خوش نيامده است، عمدتا کسانى هستند که ساليان متمادى بخشى از حقوق اوليه آنها از جمله حق يک تظاهرات مسالمتآميز که در قانون اساسى جمهورى اسلامى به رسميت شناخته شده، ناديده انگاشته شده است. حال که زير سايه تظاهرات رسمى حکومتى بهرغم تهديدات مستمر در برخى اعلاميهها و تحمل انواع توهين و تحقير و ضرب و شتم و… پس از انتخابات روزنهاي، براى ابراز وجود يافته اند. انتظار سر دادن شعارهاى ديگر حتى اگر به رسمى باور هم داشته باشند دور از انتظار نيست. مردمى که شبانهروز از جانب دهها و صدها تريبون و رسانه مکتوب و غيرمکتوب دولتى و شش کانال تلويزيونى بيگانهپرست، وطنفروش و آشوبگر خوانده شدهاند. شخصيت و شعور و حتى «وجود آنها» انکار شده است، (شبکه خبر در اشاره به جمعيت عظيم سبز شرکتکننده در راهپيمايى روز قدس ادعا کرد «تعداد اندکى اخلالگر بودند که در رودخانه مردم گم شدند»). چنين مردمى اگر فرصتى هم يابند اولين و طبيعىترين حقشان دفاع از خود و اعاده حيثيت مىدانند. در اين ميان ممکن است شعارهايى هم سر دهند که نوعى واکنش به شرايط موجود است که به آنها تحميل شده است. ناديده انگاشتن اين حق مسلم و سيل اتهامات نسبت داده شده از فرداى انتخابات در برانگيختن عصبانيت جمعيت معترض و شعلهور ساختن التهابات سياسى و اجتماعى بعد از انتخابات بيستدوم خرداد تاثيرى غيرقابل انکار داشته است که از نگاه تريبونداران و راهبران رسانههاى عمومى خصوصا راديو و تلويزيون به شدت مغفول مانده است. شايد هم اينان و خصوصا رسانه ملى خود آنچنان وارد معرکه و دعوا شده بودند که اساسا نقش ملى خود در توجه به ضرورتهاى روانشناختى و حقوقى جمعيتهاى معترض و تاثير آن بر کاهش يا دامن زدن به التهابات را به کلى فراموش کرده بودند.
4- اينکه از آقايان موسوى و خاتمى خواسته شود از اين شعارها تبرى جويند و خصوصا ايشان را به کمکارى در هدايت اين جنبش اجتماعى متهم کنند از کسى قابل انتظار است که ماهها و هفتههاى اخير از صحنههاى سياسي، اجتماعى ايران کاملا غايب بوده و نداند که هر روز بيش از پيش مجارى ارتباطى اين آقايان با مردم و افکار عمومى محدود بستهتر شده است. آقاى مطهرى و همفکرانشان بهتر است براى رفع دغدغههاى خود هم و غم خويش را مصروف برداشتن اين موانع کنند. به دوستان خود بگويند نه عادلانه است و نه منطقى که ارتباط رسانهاى بخش عظيمى از جامعه را با سران يا رهبرانشان قطع کرد، آنان را به راديو و تلويزيون که متعلق به همه مردم است راه نداد، روزنامههايشان را بست، سايتهايشان را فيلتر کرد، حتى رسانههاى مکتوب را هم در نشر اخبار آنها محدود کرد. تازه از آنها انتظار هدايت يک جنبش بزرگ اجتماعى را هم داشت! اما از همه اينها که بگذريم، شيب تند برخى از شعارهاى جنبش اعتراضى نسبت به روزهاى اول بعد از انتخابات حرکتى واکنشى و در پاسخ به روشها و رفتار به کار گرفته شده (اعم از توهين و تحقير، دادگاههاى خاص، برنامههاى تلويزيونى يکطرفه و…) در مواجهه با اين حرکت اعتراضى و بازسازى اعتماد عمومى نسبت به دستگاههاى رسمى است. اين است مسئله اصلى که بايد نگران آن بود و در پى راهحلهاى عاقلانه و عادلانه جهت حل آن برآمد. نکتهاى کليدى که آقاى مطهرى و همه دلسوزان و علاقهمندان به ثبات و سعادت کشور لحظهاى نبايد از آن غفلت ورزند.













