ابراهیم رئیسی ٢٧ ساله و اعدامهای ۶٧
چکیده : مشکل امروزِ ابراهیم رئیسی، ماندن در فاجعهی ۶۷ و دفاع از آن است نه فقط ارتکابِ آن. هستند کسانی که با همراهی یا سکوتشان، در آن فاجعه سهیم بودند اما به تدریج و با رفتار یا گفتارشان، از آن شیوهی نظر و عمل، فاصله گرفتند ...
محمدجواد اکبرین:
ابراهیم رئیسی دیروز در جمع هوادارانش گفت جوان ۱۹سالهای بوده که وارد کار قضایی شده و همه جا به وظیفهاش عمل کرده. وظیفهی او اما در ۲۷ سالگی، عضویت در هیئتی بود که حکم اعدام هزاران زندانی را بدون محاکمه صادر کرد. وقتی رئیسی ۲۷ساله بود «محمود علیزاده» ۴۳ ساله بود و از فعالان سازمان فدائیان/چپ ایران. او دانشآموختهی حقوق از دانشگاه تهران بود. بعد از عید سال ۶۳ بازداشت شد. در ۱۵بهمنماهِ همان سال این نامه را خطاب به همسرش ایران و دخترش سولماز مینویسد: «حکم دادگاه را به من ابلاغ کردند به دو سال زندان محکوم شدهام… از عوارض این حکم اخراج از بانک است که در این رابطه برای بدهی که بابت خانه به بانک دارم فکر کردهام که چکار باید بکنم…».

شهریورماه ۶۷ ناگهان خبر اعدامش را به ایران و سولماز میدهند و پیکرش را بدون اطلاع خانواده، مثل سایر اعدامیهای آن تابستان، به گورستان خاوران میسپارند بینام و نشان.
محمود علیزاده تنها یک نمونه از هزاران اعدام بیمحاکمهی ۶۷ با هدف تصفیهی مخالفان است. این روزها با برخی جوانان هوادار آقای رئیسی گفتگوی مکتوب کردهام؛ آنها نه میدانستند که قربانیان آن فاجعه، تنها از «مجاهدین خلق» نبودند و نه میدانستند مجاهدینِ اعدام شده در آن سال قبلا حکمشان صادر شده بود که یا در حال اتمام حکم بودند و یا در حال گذراندن آن. آیتالله احمد عابدینی از اساتید حوزه علمیه قم در جایی از خاطراتش میگوید «بنا شد که نزد آیتالله منتظری برویم و از او بخواهیم موقتاً سکوت کند و مصلحت نظام نوپای اسلامی را در نظر بگیرد. نزد ایشان رفتیم و گفتیم/جواب داد: من از همان اول هم نمیخواستم که رهبر شوم، امروز میگویم که مرجعیت را هم نمیخواهم، ولی دینام را از دست نمیدهم. آخر این چه وضعی است/اصلاً افرادی که محاکمه شدهاند و در زندانند و دوران محکومیت خود را به سر میبرند و جرم جدیدی مرتکب نشدند، به چه دلیل باید دوباره سوال و جواب کرد و سپس اعدام؟ گروهی از منافقان به ایران حمله کردهاند، این چه ربطی به زندانیان دارد؟ آیا شما میگویید در مقابل این امور من سکوت کنم؟!».
مشکل امروزِ ابراهیم رئیسی، ماندن در فاجعهی ۶۷ و دفاع از آن است نه فقط ارتکابِ آن. هستند کسانی که با همراهی یا سکوتشان، در آن فاجعه سهیم بودند اما به تدریج و با رفتار یا گفتارشان، از آن شیوهی نظر و عمل، فاصله گرفتند. چنین کسانی متفاوتند با کسی که هنوز هم به ارتکاب آن فاجعه افتخار میکند و ابایی ندارد که آن نقشه را در نقشی به بزرگیِ ریاستجمهوری هم ایفا کند.













