شعر سبز/ زمستان فصل آخر نیست
چکیده :من به درخت هایی فکر می کنم/که تمام طول زمستان راست ایستاده اند/ تا فردا ثابت کنند/ زمستان فصل آخر نیست...
صدیقه وسمقی:
زمستان فصل آخر نیست
من به بنفشه هایی فکر می کنم
که زیر انبوه برفها
خود را برای روییدن آماده می کنند
من به اردکهایی فکر می کنم
که در رودخانه
در میان یخها
راهی برای شنا کردن جست و جو می کنند
من به درخت هایی فکر می کنم
که تمام طول زمستان راست ایستاده اند
تا فردا ثابت کنند
زمستان فصل آخر نیست
من به پرنده هایی فکر می کنم
که فقط به شوق برگشتن
از زمستان مهاجرت می کنند
من به دخترکی فکر می کنم/
که تمام طول زمستان
با چکمه های قرمز و کلاه زرد
از خانه تا مدرسه
روی برفهای یخ زده سر می خورد
و لحظه لحظه قد می کشید
وقتی که یخها لحظه لحظه زیر پای او آب می شدند
من به تابلوی شورانگیز یک شهربرف می نگرم
که در قاب پنجره نشسته است
و به خودم فکر می کنم
که مثل آن دخترک هنوز
در سرم شوق روییدن است
من به زندگی فکر می کنم
که با سفیدی و سرمای برف درآمیخته است
من به زندگی فکر می کنم
که در بخار نفس های زمستان جاری ست
من به زندگی فکر می کنم
وسمقی
بهمن ۱۳۹۴














