سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رنجنامه شاگردان آیت‌الله نکونام به رهبری؛ گزارش برخوردهای غیر شرعی، غیرقانونی و غیر اخلاقی مسئولان قضایی...

رنجنامه شاگردان آیت‌الله نکونام به رهبری؛ گزارش برخوردهای غیر شرعی، غیرقانونی و غیر اخلاقی مسئولان قضایی

چکیده :جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و شاگردان آیت الله نکونام با ارسال نامه ای به آیت الله خامنه ای، گزارشی از ماوقع بازداشت و برخوردهای صورت گرفته با این استاد حوزه و برخی شاگردان وی ارائه کردند و خواستار رسیدگی رهبری برای حل این مشکل و برقراری دروس آیت الله نکونام و رفع موانع به وجود آمده برای او شدند....


جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم و شاگردان آیت الله نکونام با ارسال نامه ای به آیت الله خامنه ای، گزارشی از ماوقع بازداشت و برخوردهای صورت گرفته با این استاد حوزه و برخی شاگردان وی ارائه کردند و خواستار رسیدگی رهبری برای حل این مشکل و برقراری دروس آیت الله نکونام و رفع موانع به وجود آمده برای او شدند.

به گزارش کلمه، در این نامه به صورت تفصیلی از برخوردهای غیر شرعی، غیرقانونی و غیراخلاقی صورت گرفته با آیت الله نکونام پرده برداشته شده و به رفتارهای غیر انسانی با این روحانی بیمار در دادستانی و زندان نیز اشاره شده است.

نویسندگان نامه همچنین به بازداشت، خلع لباس، تهمت های غیر اخلاقی و فشارهای امنیتی به شاگردان آیت الله نکونام و تهدید ایشان نیز اشاره کرده اند و برخوردهای غیر قضایی و دروغگویی های مکرر مسئولان را یادآور شده اند.

در همین باره بخوانید:
تحصن جمعی از شاگردان آیت الله نکونام در مقابل بیت رهبری
بلاتکلیفی آیت‌الله نکونام در زندان؛ سکته مغزی در انفرادی و ادامه بازداشت با وجود بیماری
آیت‌الله نکونام: این بود مزد پنجاه سال خدمت به انقلاب و امام؟

 

متن کامل نامه طلاب و روحانیون حوزه به رهبری درباره آیت الله نکونام بدین شرح است:

باسمه تعالی

محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران؛ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دامت برکاته)

سلام علیکم؛

همانطور که مستحضرید در مورخ 11/10/93 آیت الله محمدرضا نکونام را در خانۀ یکی از شاگردان خود، به همراه آن شاگرد و همسرش دستگیر می کنند. علت دستگیری نیز این طور عنوان می شود که، جناب استاد به همسران شاگردان خود نظر سوء دارند و دادگاه نیز حافظ ناموس طلاب است!

این در حالی است که هیچ یک از شاگردان استاد و همسران آن ها، هیچ شکایتی علیه استاد اقامه نکرده اند؛ اگرچه تحت فشار و تهدید قرار دارند؛ به طوری که یکی از آن ها خلع لباس شده است و آقای … نیز ابتدا سه روز و بار دوم، چهار روز و به اتهام “راه اندازی باند عرفان کاذب” روانۀ زندان می شود. هم اکنون نیز در دادگاه بدوی به صورت تعلیقی به حبس، شلاق و خلع لباس موقت محکوم شده است.

همسر یکی دیگر از شاگردان نیز به اتهام ارسال پیامک رکیک به پرداخت یکصدهزار تومان جزای نقدی محکوم شده است! پیامکی که متن آن سوال شرعی از حضرت استاد دربارۀ حد رابطۀ داماد با مادر خانم خود بوده است! خانم … همسر حجه الاسلام و المسلمین … است که در ماه هشتم بارداری خود قرار داشت و به خاطر تماس های مکرر، تهدید و احضار به دادسرا دچار ترس و استرس شدید می شود. وضع حمل بصورت سزارین، کمترین ضایعه ای است که گریبان ایشان را می گیرد. این در حالی است که پیش از آن و مطابق اظهار نظر متخصص زنان و زایمان، میتوانست بصورت طبیعی وضع حمل نماید.

شاگردان آیت الله نکونام که در میانۀ سال تحصیلی و به هنگام اوج مباحث علمی استاد خویش، یکباره با تعطیلی دروس ایشان مواجه شدند ابتدا با مراجعه به مدیریت مدرسۀ فیضیه و سپس مدیریت حوزۀ علمیۀ قم، پی جوی ماجرا و خواهان اطلاع از علت امر و سرنوشت استاد خود بودند. با اظهار بی اطلاعی از سوی آن مقامات مسؤول در حوزه، به مدیریت حوزه های علمیۀ سراسر کشور مراجعه شد ولی باز هم پاسخ روشنی دریافت نشد و شنیدیم که گفتند: به آنها ربطی ندارد و باید از طریق دادگاه ویژۀ روحانیت پیگیر ماجرا شد. پس از تمام این تلاش ها بود که در روز یازدهم بازداشت ایشان، جمعی قریب به شصت تن از شاگردان معظم له به دادگاه ویژه روحانیت قم مراجعه کرده، اصل و فرع ماجرا را جویا شدند. پس از حضور آقایان خراسانی؛ نماینده دادستان ویژۀ قم، انصاری؛ دادیار شعبۀ چهار و قاضوی؛ مسؤول حفاظت و اطلاعات دادسرا در جمع سه تن از نمایندگان طلاب و گفتگویی طولانی، در نهایت به حضرت حجه الاسلام و المسلمین …؛ یکی از نمایندگان طلاب قول دادند که فردای همان روز ملاقاتی با استاد داشته باشد تا بدین وسیله شاگردان و طلاب از سلامتی استاد خویش اطمینان خاطر یابند. اما فردای آن روز تمام قول و قرارها فراموش شد و با بهانه های مختلف مانع انجام ملاقات شدند.

پس از آن بود که آقایان طلاب یقین کردند حضرتعالی به خاطر مشغله های فراوان مدیریت کشور و نیز به خاطر مصلحت سنجی های احتمالی مسؤولین دادسرای ویژۀ قم، در جریان اتفاق شومی که افتاده است قرار ندارید؛ از این رو اصل ماوقع در روز 28 دیماه 93، طی نامۀ مورخ 27/10/93 که به امضای عده ای از شاگردان آیت الله نکونام رسیده بود، خدمت آقازادۀ محترمتان؛ حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید میثم خامنه ای ارائه گردید و ایشان نیز قول دادند نامه را محضر حضرتعالی تقدیم نمایند. اینگونه بود که شاگردان حضرت استاد، با خیالی آسوده به کارهای علمی و تبلیغی خویش مشغول شدند و مطمئن بودند که با تدبیر و اشراف حضرتعالی، مشکل پیش آمده در آینده ای نه چندان دور حل خواهد شد. اما هزار اسف که شاهد بودند پس از گذشت 48 روز از بازداشت استاد فرزانه و پدر عزیزشان، دادستان ویژۀ روحانیت قم؛ آقای مجتهدزاده، با حضور در جلسۀ ماهانۀ طلاب و فضلای قمی در حسینیۀ مرحوم آیت الله مرعشی نجفی و در میان طلاب و فضلای حوزه، چگونه با بهانۀ روشن گری و پرسش و پاسخ، به آبروی مجتهدی انقلابی و ولایی، استادی گرانقدر و صاحب تالیفات متعدد و پرمایه، تاخت و تازید! در حالی که شاگردان و دلسوزان در تمام مراجعات به دادسرای ویژۀ روحانیت قم، موفق به دیدار با ایشان نشدند و افراد تحت مدیریت دادستان نیز با تمسک به اینکه حضرت استاد شاکی خصوصی دارند و دادسرا به لحاظ شرعی و قانونی نمی تواند مسایل شخصی افراد را فاش کند، هیچ پاسخ قانع کننده ای به آنها ندادند.

باید دید چرا آقای مجتهدزاده منطق و دلیل افراد تحت مسؤولیت خویش را کنار نهاده و با کدام مجوز شرعی و قانونی در جلسۀ مورخ 29/11/93 حسینیۀ مرحوم مرعشی که وصف آن گذشت، اتهامات متهمی را که هنوز به اذعان خود ایشان، جلسات دادگاهش به پایان نرسیده و جرمی برایش ثابت نشده است، مطرح می نماید؟

پس از آن جلسه، جمعی از شاگردان آیت الله نکونام و عده ای از طلاب عدالتخواه، که «اعلام موارد اتهامی یک متهم را قبل از قطعی شدن جرم» غیر قانونی و غیر شرعی می دانند، تصمیم گرفتند اعتراض خود را به این منکر اتفاق افتاده از سوی دادستان، علنی کرده و با تمسک به سخنان پرمایۀ حضرتعالی که مهمترین حوزۀ امر به معروف و نهی از منکر را حوزۀ مسؤولان معرفی نموده اید، جناب دادستان را نهی از منکر کنند. لذا روز شنبه مورخ 2/12/93 در مدرسۀ مبارکۀ فیضیه (خانۀ ایتام آل محمد و مأمن و پناهگاه ستم دیدگان) در حرکتی نمادین و با بلند کردن دو پلاکارد، اعتراض خود را به اصل بازداشت و تعطیلی دروس آیت الله نکونام اعلام کردند و خواهان شفاف سازی مراجع ذیربط شدند؛ چراکه که اگر قرار بود در بارۀ ایشان اطلاع رسانی صورت گیرد، شاگردان وی مهم ترین و محق ترین افرادی هستند که باید راجع به پرونده بدانند، نه طلبه هایی که برخی از آن ها نام استاد را برای بار اول از دهان دادستان شنیدند!

همان روز مدیر محترم مدرسۀ فیضیه؛ حضرت حجه الاسلام و المسلمین ملکا قول دادند که قضیه را پیگیری کرده و وقت ملاقاتی با دادستان قم یا دادستان کل برای جمع تحصن کننده تنظیم نمایند. جمع تحصن کننده نیز به احترام نماینده حضرتعالی، از ادامۀ تحصن در فیضیه منصرف شده و هنگام نماز ظهر متفرق گردید. روز بعد نیز برای مطلع شدن از روند کار و رسیدن به نتیجه، دوباره در حیاط مدرسه گرد هم آمدند. از دفتر مدیر مدرسه خبر رسید که آقای ملکا موفق نشده اند کاری انجام داده و وقت ملاقاتی اخذ کنند! مع الوصف با توجه به حساسیتی که به خاطر سفر ریاست جمهوری به قم وجود داشت، طلاب و فضلای اجتماع کننده تصمیم گرفتند به همین مقدار از تذکر بسنده کرده و با ترک مدرسه هنگام ظهر، قرار را بر آن گذاشتند که مسأله را با مراجعه به بیت حضرتعالی و نه حضور مجدد در مدرسۀ فیضیه، پیگیری کنند. غافل از اینکه جناب دادستان نه تنها حاضر به پاسخ گویی دربارۀ تخلفی که انجام داده است، نمی باشد بلکه دستور بازداشت تعدادی از آنها را نیز صادر کرده است! این گونه بود که صبح فردا سه تن از شاگردان آیت الله نکونام به همراه طلاب عدالتخواه؛ آقایان حجج اسلام، علیرضا جهانشاهی و موسی علیزاده در منازل خود یا دوستانشان، به اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت شدند و از صدقه سری دادستان محترم به زندان رفتند؛ محلی که جایگاه بزهکاران و فاسدین است، نه مأوای ناهین از منکر و طلاب عدالتخواه!

اما اجازه دهید از آنچه که دادستان ویژۀ قم بر سر فقیه مجاهد و انقلابی، یار دیرین حضرت امام و انقلاب، مدافع ولایت و رهبری؛ حضرت آیت الله نکونام آورده است بگوییم. اگر مطالب گفته شده باعث می شود ذره ای خاطر عزیز آن جناب مکدر گردد، از درگاه باریتعالی درخواست بخشش می نماییم!

مامورین دادسرای ویژه به بهانۀ شکایت شاکی خصوصی، غروب روز پنجشنبه مورخ 11/10/93 و به سان دستگیری متهمان خطرناک و جانیان با سابقه، پس از تعقیب یکی از اساتید مبرز دروس خارج حوزۀ علمیۀ قم و پیرمردی 67 ساله، حضرت استاد را به همراه حجه الاسلام و المسلمین … (فرزند شهید و از شاگردان استاد) و همسر او در خانه آن ها بازداشت می کنند. قریب به ده تن نیز به مدت پنج ساعت و تا پاسی از نیمه شب گذشته، منزل شخصی استاد واقع در بلوار امین قم را که دفتر کار، کتابخانه و محل ملاقات های ایشان هم می باشد، بازرسی کرده و دست نوشته ها، کیس ها و هاردهای کامپیوتر و حتی انگشترهای حضرت استاد و نیز مقدار طلاجات متعلق به مرحوم مادرشان و هرچیزی را که صلاح می دانستند با خود می برند.

ما بسیار سعی کردیم رابطۀ این نوع دستگیری و بازرسی منزل را با نوعی از جرم که به مجتهدی پارسا و تقریبا پیرمرد و با شاکی خصوصی مناسبت داشته باشد، کشف کنیم اما موفق نشدیم! علاوه بر اینکه نگهداری ایشان در بازداشتگاه انفرادی به مدت پنجاه و شش روز، بر پیچدگی معما افزوده و عقل انسان را از درک مسأله و حل آن به عجز می کشاند. اضافه کنید اشکال سومی را که کدام شکایت از سوی کدام شاکی خصوصی باعث می شود در ایامی که ایشان در بازداشتگاه انفرادی بوده اند، قریب به شصت تن از اهل علم که بیشتر آنان ادعای شاگردی حضرت استاد را داشته اند، روزانه ده ساعت مباحثۀ علمی (بهتر است بگوییم بازجویی علمی) در موضوعات بسیار متنوعی که ایشان در جلسات درسشان مطرح کرده اند، برگزار نمایند؟

کیفیت دستگیری استاد، مدت بازداشت انفرادی، اعتصاب غذای ده روزه و پس از آن غذاهای بی کیفیت، فشارهای روانی و بی حرمتی هایی که به حضرت آیت الله نکونام روا شده است، منجر می شود تا ایشان در تاریخ 12/12/93 با علائم سکته مغزی در بیمارستان آیت الله گلپایگانی قم بستری شوند. با توجه به اختلالات حسی در سمت چپ بدن، اختلال در تکلم و افتادگی پلک سمت چپ و پس از انجام آزمایشات بالینی و ام – آر – آی، سکته حاد دوطرفۀ مغزی تایید می شود. ایشان در مورخ 18/12/93 با تجویز داروهای متعدد کاهش فشار خون، کاهش چربی خون و کنترل دیابت از بیمارستان ترخیص شده اما به جای استراحت در منزل، دوباره به زندان برگردانده می شوند! (تصویر مدارک بیمارستانی وگواهی پزشک قانونی به پیوست تقدیم میگردد.)

جا دارد از جناب دادستان ویژۀ قم سؤال شود که آیا اتهام حضرت استاد به قدری سنگین بوده است که نمی شد به جای قرار بازداشت موقت، قرار دیگری صادر کرد؟ به هرحال، دادستان پس از گذشت حدودا ده روز، در مورخ 27/12/93 تصمیم می گیرد با مرخصی موافقت نماید و آیت الله نکونام در تاریخ مذکور به منزل مراجعت میکنند. اما دوباره با توجه به وجود علائم فشار خون بالا و غیرقابل کنترل، درد قفسۀ صدری و وجود بیماری های زمینه ای قند و فشار خون مزمن، احتمال سکتۀ مغزی مجدد داده می شود و در مورخ 15/1/94 و به صورت اورژانسی در بیمارستان آتیه (تهران) بستری میشوند. ایشان در طول مدت بستری با حملات متعدد افزایش فشار خون تا 200mhg مواجه شده اند. علاوه بر آن مورد بررسی های روانپزشکی قرار گرفته اند و با توجه به اثر شدید استرس بر بیماری ها ی زمینه ای یاد شده، که میتواند زمینۀ سکتۀ جدید را مهیا کند، داروهای مناسبی برایشان تجویز می شود. اما متاسفانه دوباره پس از ترخیص از بیمارستان و با توجه به اینکه شرایط جسمی و روحی آیت ا… نکونام مساعد نبوده است و هر لحظه بیم بروز سکتۀ مغزی جدید وجود دارد، آقای دادستان اصرار داشته که تاریخ مرخصی زندان حضرت استاد منقضی شده است و ایشان باید دوباره به زندان مراجعت نمایند. البته فرزند ایشان با مراجعۀ هر روزه به داسرای ویژه و ارائۀ مستندات پزشکی به مقامات دادسرا، این مراجعت را به تعویق می اندازد. نهایتا روز پنجشنبه مورخ 27/1/94 دو مامور از دادسرای ویژه در منزل ایشان حاضر شده و اظهار می دارند چون استاد از دادستان و مسئولین پرونده به دادستانی کل شکایت کرده اند، آقای بختیاری؛ معاون قضایی دادستان کل در قم حضور دارد و ایشان باید در جلسه ای که به این منظور تشکیل می شود، حضور یابند. با این بهانه حضرت استاد را به دادسرا منتقل می کنند ولی طبق اظهارات آقای رشیدی؛ دستیار دادستان کل که به همراه آقای بختیاری در قم حضور داشته است، جلسۀ مذکور جهت رسیدگی به رفتار مقامات مسؤول در پروندۀ حجه الاسلام و المسلمین … و همسرش، تنها با حضور آن دو نفر برگزار شده و هیات اعزامی از سوی دادستان کل، ملاقاتی با آیت الله نکونام نداشته است! بدین سان و هنگام ظهر که موقع تعطیلی دادسراست، حضرت استاد را در حال بیهوشی و با برانکارد به زندان منتقل می کنند.

تمامی این برخوردهای خشن و شدید با آیت الله نکونام باعث شده است تا میان جمعی از طلاب و اقشاری از جامعه اینطور شایع شود که حضرت استاد جرم هایی مرتکب شده اند که سزاوار اعدام است و حکم اعدامشان هم صادر شده است. در حالی که طبق شنیده ها حکم بدوی صادر شده در دادگاه، دو سال حبس، تعطیلی دروس و مواردی از این دست می باشد.

با عذرخواهی از محضر حضرتعالی به دلیل طولانی شدن این عریضه، خاطرنشان می شود که در مورخ 2/2/94 یکی دیگر از شاگردان آیت الله نکونام به نام آقای …، توسط دادسرای ویژۀ قم دستگیر می شود. ایشان یکی از اصلی ترین ویراستاران آثار استاد می باشد. پس از چند روز بی اطلاعی خانوااۀ فرد یاد شده از سرنوشت وی، نهایتا متوجه میشوند که دادسرا از او تعهد می خواهد تا دیگر برای استادش کار نکند. تا جایی که با احضار همسر آقای … و بازجویی چندین ساعته، اظهار می کنند که چرا شوهر شما به طور مجانی و رایگان برای آقای نکونام کار می کند در حالی که شما وضع مالی مناسبی ندارید!

مع الوصف ما طلاب حوزۀ علمیۀ قم از محضر شریف حضرتعالی تقاضای رسیدگی و حل مشکلات به وجود آمده را داریم و مصرانه خواستار برقراری دروس ایشان و رفع تمامی موانع به وجود آمده هستیم.

“والأمر الیکم”
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
(جمعی از طلاب و روحانیون حوزۀ علمیۀ قم)


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.