سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» تلاش اقتدارگرایان برای تقلید از الگوی رژیم سابق در نمایش مبارزه با فساد

اسرار «هویدا»یی بدون پیپ و عصا

چکیده :حال که معلوم شده آن که دچار بی بصیرتی بوده همانا بزرگ ترین مدعی بصیرت بوده، دیگر چگونه می توان همچنان از افسانه پردازی های بیست و چندساله و بخصوص شش سال اخیر درباره فرزانگی و درایت رهبری سخن گفت؟ اینجاست که دستگاه های تبلیغاتی حکومت وارد عمل شده و سعی می کنند ضمن همراهی (شاید از سر ناچاری) با موج انتقادات از دولت های نهم و دهم، همه فسادها و سوء مدیریت ها را به حساب احمدی نژاد و یارانش بریزند و به دوران آغاز «انحراف» آن گروه از خط ولایت منحصر کنند. ...


کلمه – سیدکاظم قمی:

از آغاز دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، ماهی و گاه هفته ای نمی گذرد که پرده از فسادهای مالی دولت نهم و دهم برداشته نشده باشد و این طور که پیداست، این قصه سر دراز دارد. حال معلوم شد گزارش هایی که سایت های خبری مانند کلمه از سیاهکاری های دولت احمدی نژاد منتشر می کردند، نه تنها سیاه نمایی نبود که شاید با کوچک نمایی ناخواسته ناشی از محدودیت دسترسی به اطلاعات و وسواس حرفه ای در نشر اخبار موثق نیز همراه بوده است.

پیش بینی (و نه پیشگویی) متکی به اصول علمی و تجربه عملی رهبران و همراهان جنبش سبز مبنی بر خطر اضمحلال سرمایه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور در صورت تداوم سیاست های پیش گرفته شده در فاصله سال های 1384 تا 1388 نیز اینک با انتشار آمار و ارقام رسمی مورد تصدیق قرار می گیرد، همچنان که دروغگویی احمدی نژاد و یارانش نیز آشکارتر از آن شده که با عتاب و خطاب حامیان دیروزش «کش» داده نشود؛ فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الله الکاذبین.

در این میان اما، حامیان دیروز احمدی نژاد، همان ها که به قیمت ایستادگی در مقابل مردم، تمام قد پشت سر او ایستادند، بیش از همه دچار بحران مشروعیت شده اند؛ بحرانی که دامن بسیاری از نمایندگان مجلس کنونی، سرداران سپاه، فرماندهان نیروی انتظامی، ائمه جمعه و جماعت، واعظان و مداحان، مقامات امنیتی و قضایی، و بالاتر از همه، رهبری را گرفته و رها نمی کند.

حامیان اعتقادی رهبری (در تمایز با حامیان سوداگر و اهالی زر و زور  تزویر که به پایمردی شان در دوران سخت نمی توان اتکا کرد)، با خوشبینانه ترین توجیه، در قبول درایت و بصیرت رهبری با تردیدهای جدی مواجه هستند. هنوز فرازهای خطبه دوم نماز جمعه 29 خرداد 88 در گوش ها طنین انداز است: انتقاد از دروغگو خواندن رئیس جمهور وقت، نزدیک تر بودن نظر رهبری به نظر احمدی نژاد در مقابل نظر یاران دیرینه ای همچون هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری، اعلام بی بصیرتی معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات، و مباح شمردن خون منتقدانی که به کودتای انتخاباتی معترض بودند.

حال که معلوم شده آن که دچار بی بصیرتی بوده همانا بزرگ ترین مدعی بصیرت بوده، دیگر چگونه می توان همچنان از افسانه پردازی های بیست و چندساله و بخصوص شش سال اخیر درباره فرزانگی و درایت رهبری سخن گفت؟ اینجاست که دستگاه های تبلیغاتی حکومت وارد عمل شده و سعی می کنند ضمن همراهی (شاید از سر ناچاری) با موج انتقادات از دولت های نهم و دهم، همه فسادها و سوء مدیریت ها را به حساب احمدی نژاد و یارانش بریزند و به دوران آغاز «انحراف» آن گروه از خط ولایت منحصر کنند.

بر این اساس، ما با دو احمدی نژاد مواجه هستیم: احمدی نژادی که هدیه امام زمان، بزرگ ترین معجزه هزاره سوم، پیکارگر عرصه های عدالتخواهی، پاکدست ترین و خدوم ترین دولت های پس از مشروطه است؛ و احمدی نژادی که با وسوسه های نزدیک ترین یارش یعنی رحیم مشایی، آن هم طی یازده روز، از خط رهبری و ولایت خارج شد و آن کرد که نتایجش را می بینیم!

حالا دیگر زمان مبارزه با فساد، افشای تخلفات محیرالعقول، دستگیری دزدان بیت المال و تنگ تر کردن حلقه پیرامونیان احمدی نژاد فرا رسیده است تا از این رهگذر، گرد کوچک ترین شائبه ای بر دامان درایت و بصیرت رهبری و دیگر حامیان دیروز «حاج محمود» ننشیند.

سناریوهایی از این دست اما، نخ نماتر از آن است که وافی به مقصود باشد. همه ما به یاد داریم آخرین ماه های حیات نظام شاهنشاهی و تلاش هایی که برای بازسازی مشروعیت از دست رفته می شد. ناگهان هویدا، این وفادارترین یار شاه که برای اثبات وفاداری اش تن به انجام کارهای بسیاری زد که شاید خود نیز پذیرفتنی نمی یافت، سردمدار فساد گسترده مالی در کشور معرفی شد و با ناباواری، راهی زندان شد. بازداشت ها آغاز و صفحات روزنامه ها پر شد از گزارش های تکان دهنده از تخلفات مالی و اداری و سوء استفاده های کلان هویدا و یارانش.

مرد پیپ و عصا و گل ارکیده، با آگاهی از نمایشی بودن نهضت مبارزه با فسادی که شاه به راه انداخته بود، پذیرفت که این بار نیز از خودگذشتگی کند و بار مسئولیت مطلقه قدرت مطلقه را به دوش کشد تا شاه همچنان شاه بماند و سایه فرهی اش استوار، غافل از آن که تصاویر بزرگ شاه که هر روز بیش تر از پیش بر در دیوار شهر و روستا آویخته می شد، در دل و جان مردم ایران زمین، انعکاسی واژگونه یافته بود.

احمدی نژاد اما، فرسنگ ها با این گونه وفاداری ها فاصله دارد و نشان داده که برای حفظ خویش، حاضر است از سرمایه آبروی یاران نزدیکش هم خرج کند، چه رسد به حامیان دیروزش که شش سال است تصاویر کوچک و بزرگشان واژگونه می نماید.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.