فعالان شبکههای اجتماعی: مشتاقانه منتظر رفع حصریم
چکیده :واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی به بیانیه چارچوب توافق هسته ای همچنان ادامه دارد؛ واکنش هایی که امید و نشاط در آنها موج می زد. از جمله مهمترین خواسته های برخی از کاربران در این نوشته ها، تاکید بر خواست رفع حصر و یادآوری قربانیان سرکوب های سال 1388 بوده است، و آرزوی ایرانی بدون تبعیدی و زندانی و حصر، بدون دشمن تراشی و جنگ طلبی و بدون تحریم و تهدید....
کلمه – گروه اجتماعی: واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی به بیانیه چارچوب توافق هسته ای همچنان ادامه دارد. همانند دیگر مقطع های اینچنینی چند سال اخیر، این بار هم اولین واکنش ها به وقایع سیاسی و اجتماعی از آن فعالان فضای مجازی بود؛ واکنش هایی که امید و نشاط در آنها موج می زد.
از جمله مهمترین خواسته های برخی از کاربران در این نوشته ها، تاکید بر خواست رفع حصر و یادآوری قربانیان سرکوب های سال 1388 بوده است، و آرزوی ایرانی بدون تبعیدی و زندانی و حصر، بدون دشمن تراشی و جنگ طلبی و بدون تحریم و تهدید.
صبح امروز اولین بخش از گزیده واکنش ها در اینجا منتشر شد و حالا بخش دوم از خلاصه واکنش های کاربران فضای مجازی به توافق هسته ای را در زیر می خوانید:
یکی از فرماندهان جنگ برایم می گفت “در عملیات بیت المقدس(آزادسازی خرمشهر) اصلا این طور نبود که گرفتن خاک ازبعثی،سهل و راحت انجام شده باشد.کار که از نیمه اردیبهشت شروع شده بود یک جایی خورده به سفت و سنگ عراق،همه ناامید شده بودن و بازی را باخته و عملیات را از دست رفته میدونستن، تا اینکه احمد متوسیلان معجزه وار میتونه از نهر ودشت عرائض عبور کنه و عراق فریب بخورد و پل نو توسط ایران فتح و بعد هم خرمشهر آزاد شود….”
از یکی دیگه هم شنیدم والفجر هشت و فتح فاو هم همین مدلی بوده است. یکجایی کار گره سخت میخورد.پیشروی از ساحل به سمت داخل جزیره غیر ممکن بوده،عقب نشینی هم با تلفات سنگین ،نه پس و نه پیش، این قدر با تن زخمی و چشم های پر خواب مقاومت کردن تا معجزه وار خط شکست ومهم ترین جزیره نفتی عراق در میانه و هنگامه جنگ نفتی و حمله به نفت کش ها، فتح شد.
نه فقط در جنگ،توی شهر و زندگی هم از این سکنات معجزه وار فراوان دیدیم. توی سیاست هم داشتیم و رقم زدیم. مگر نه دوم خرداد؟ حتی سوم تیر 84. 25 خرداد 88.و خرداد 92. مگر روزی که هاشمی رد صلاحیت شد خیلی از ماها برنامه نچیدیدم که دیگه از ایران باید رفت؟چه شد؟ اون ناامیدی مفرط و پهن پیکر به خنده و شادی مستانه بدل نشد؟ما چنین ملتی هستیم.هزاره گرا،موعودگرا،قهرمان پرور، آرش طلب،رستم پرست،هر چه ……
ندیدن این روحیه مثل آن است که بعد از گل دوم استرالیا زمین را ترک میکردیم وبه خداداد و دایی و باقری طعنه میزدیم که “عرضه تون را دیدیم.بیاین بیرون تا سه تا چهار تا نخوریم” اما بازی ادامه داشت. اجبارا نود دقیقه و این اجبار به نفع و آغوش ماتمام شد.کشوری که در روزگاری همه دنیا حتی دوستان خود را علیه خود بسیج کرده بود و اسراییل هر روز چراغانی راه مینداخت، الان میتواند بین آمریکا و اسراییل شکاف بیاندازد.این فقط مال ظریف و ما نیست. این برای همه است. مدارمان این مدلی کوک میشود.میتوان نشست و گفت این عارضه است.این بیماری است. این درمان بایدش،این چنین است.چنان است. این همه نوشته شد و گفته، اما وقتی دقیقه 118 پورعلی گنجی باز به عراق گل زد همه این حرفها یادمان رفت و به سقف کوبیدیم سرمان را……از همین فردا کاسبان تحریم وطنی و ناوطنی بلندگوها را روشن میکنند. یکی میگوید “ایران باخته است” یکی با همان حرارت میگوید “ایران برده است” در حرف اگر متفرق در هدف متحدند.
هدف ؟!”بزن زیر این میز”. با صدای بلند میگویند که اسب زین کرده دادیم و افسار پاره گرفتیم.چنانچه قبلا گفتن در غلتان دادیم و آب نبات گرفتیم. دیگه حتی کنترل تلویزیون هم دست تان نیست که شبکه را عوض کنید. در دقیقه نود ایران گل میزند و سقف میشکافد.
انصاف
این توافق در وهله ی نخست خبر از پایان احمدی نژادیسم در ایران و جورح بوشیسم در امریکا می دهذ . درود بر شجاعت باراک اوباما و درو د بر روحانی همه چیز را به حساب ظریف نگذاریم گرچه زحمت گمی نکشید . درود بر آنهایی که امید را وانگذاشتند و به روحانی رای دادند . چه به نتیجه ی نهایی برسد چه نرسد . منتظر کامنتهای خصمانه ی دوستان ضد امپریالیسم هستم (بخوانید دلواپسان ). دل امیدواران بی پاداش نماند(خشایار دیهیمی )
اميدوارم پاسخ كم خوابي ها و خستگي ها و مرارت هايت حصر و ممنوع التصويري و برهم زدن سخنراني ات نباشد. اميدوارم اسير نخبه كشي نشوي. اميدوارم بعد از همه پايمردي ها و استقامت هايت به عاقبت دكتر حسين فاطمي و مصدق دچار نشوي. اميدوارم همه ما قدردان خدمتگزاراني چون تو باشيم. اميدوارم روزي فرا نرسد كه حسرت چون تويي را بخوريم … محمد جواد ظريف ! تاريخ اين سرزمين اما به احترام تو خواهد ايستاد
پرونده هسته ای ایران به نقطه ای غیر قابل بازگشت رسید. ما خوشحالیم. بسیار هم خوشحالیم. از ناراحتی دلواپسان هم خوشحالیم. این اتفاق را در این مقطع و دولت جدید یک پیروزی می دانیم. اما …
از زاویه دیگری هم نگاه کنیم. توافق لوزان و توافق نهایی در تیرماه بر اساس مذاکران لوزان چه چیزی بیشتر از توافق سعدآباد دارد؟ هر دو را که بخوانیم چیزی بیشتر از آن ندارد. فقط حدود ۱۰ سال میلیاردها دلار هزینه کردیم. منزوی شدیم. تحریم های وحشتناک را بالاجبار تحمل کردیم. و هزاران هزینه ریز و درشت غیرضروری دیگر. اینکه در این بین عده ای از شرایط تحریم سواستفاده کرده و خوردند و بردند هم به کنار. اکنون چه کسی پاسخگوی آن ۱۰ سال است؟ دستآورد ما چه بود؟ واقعا نباید پاسخگوی این سوالات باشند؟ دقیقا همان که مسیر این سالها را اینگونه رقم زد اکنون هم راه جدید را انتخاب کرده است.
ما خوشحالیم. اما خوشحالی ما دلیل آن نمی شود که نپرسیم. چرا
لبخند به لب آدم می ماسد وقتی یادش می آید توافق یا تفاهم یا…باید سال 88 صورت می گرفت با هزینه ی خیلی کمتر….خیلی کمتر…و فواید ملموس بسیار بیشتر، در وضعی که شاید خیلی ها هنوز با وجود داروهای “تحریم نشده” زنده بودند.
و یاد می کنیم از بیمارانی که در روزهای تحریم که متاسفانه بخش دارویی را هم در بر گرفته بود،فقط به خاطر نبود داروهای خاص،فوت کردند
و با اندوه یاد می کنیم از خانواده هایی که در ده سال گذشته تحریم،فشار اقتصادی، تورم،زندگی شان را به سیاهی مطلق کشاند
و یاد می کنیم از میلیاردها دلاری که خرج دور زدن تحریم شد و به جیب کاسبان آن رفت
و یاد می کنیم از تمام فعالان سیاسی که سال 88 هر قدر گفتند به دنبال دولتی هستند که ایران را از بن بست هسته ای خارج کند، گوش شنوایی برای حرف شان نبود، به جز زنجیر و تهدید
// نخستین ریپورت از تاکسی های تهران //
راننده تاکسی اول:
– مهندس، من دیشب تو جاده بودم، نفهمیدم توافق چی شدش. شما تو جریانی؟
من: مرحله اصلی توافق انجام شد، قرار شد سه ماه دیگه امضاش کنن.
– ینی تا سه ماه دیگه تحریما برقراره(با قیافه کج و معوج)
من: خب مرحله به مرحله است، اول امضا می کنن توافق رو، بعد وارد اجرا میشن، اون هم تا برسه به لغو یه سری از تحریم ها طول می کشه.
– ای بابا، کو تا سه ماه دیگه که تحریما رو بردارن، مملکت نفس بکشه، پس هیچی به هیچی(کلن برا خودم حرف می زدم گویا)
راننده تاکسی 2:
– خب توافقم که شد، تحریما رو بر می دارن، وضع همه خوب میشه از چند روز!!! دیگه(من؛ فلینگ میوت)
* نتیجه گیری ریاضی: انتظاری که یه گروه از مردم ایران از توافق و برداشتن تحریم ها دارن، والله چینیا از رشد اقتصادی کشورشون ندارن
* نتیجه گیری عقلی: گویا یه بند توافق این بوده که 5+1 قراره از این به بعد شماره حساب یارانه ها رو بگیره، ماه به ماه با دلار بهمون پول بدن که خرج کنیم، حال کنیم، کارم نکنیم؛ منتاش من دیشب کر بودم، این یه بند رو نشنیدم
نتیجه گیری اقتصادی: نه این که قبل از تحریم ها ایران جزو G8 بوده، حالا حتمن میشه رییسش بعد برداشتن تحریم ها
* نتیجه گیری بی ربط: مودم همراه خوب کوفتیه
اتفاق کم سابقه ی معطوف به منافع ملی جامعه ایرانی٬ دیروز و دیشب در لوزان سوئیس رخ داد و رسانه های به اصطلاح دشمن٬ به شکل شبانه روزی درحال پوشش خبری این موضوع بودند اما رسانه میلی خودشو وقف سریال « فوق سری» فخیم زاده و « درحاشیه» مهران مدیری کرده بود و از شدت امرحاشیه ای دانستن بیانیه ی دیشب٫ حتا حاضرنشد یه زیرنویس خنثا بذاره! دیشب رسانه میلی اصرار داشت بگه که همچنان مقاوم و نستوه٬ « مدار بسته» باقی خواهد ماند و کاری با هیچ رسانه دیگر نخواهدداشت!
چرا این یک “توافق خوب*” است؟
الف) چون برنامه هسته ای ایران به رسمیت شناخته می شود و پس از گذر از یک دوره، تبدیل به روندی عادی و قابل توسعه خواهد بود، بدون پرداخت هزینه های سنگین سیاسی و اقتصادی و بین المللی و با بهره مندی از همکاری های فنی کشورهای هسته ای، از طریق تعهد جهان به؛
1) مشروع بودن حق غنی سازی در داخل خاک ایران،
2) حفظ توان تولید سوخت هسته ای در داخل،
3) برچیده نشده هیچ کدام از تاسیسات هسته ای ایران حتا سانتریفوژهای غیرفعال،
4) استفاده از همکاری های بین المللی در زمینه های پژوهشی و تحقیقاتی و راه اندازی یک مرکز تحقیقاتی پیشرفته هسته ای با مشارکت دیگر کشورها،
5) پایان تحریم های سازمان ملل و لغو تدریجی تحریم های آمریکا،
6) صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به عنوان یک سند الزام آور دائمی برای طرف مقابل و خروج ایران از فصل هفتم منشور این نهاد،
7) تبدیل فعالیت های هسته ای ایران به یک روند دائمی، قانونی، مشروع و عادی پس از دوره توافق،
ب) چون جهان با کم ترین هزینه برنامه هسته ای ایران را راست آزمایی و کنترل کرده و در نهایت روال صلح آمیز آن را تایید می کند، از طریق تعهد ایران به؛
1) غنی سازی در سطح زیر 4 درصد برای 15 سال،
2) توقف تولید پلوتونیوم در اراک،
3) تغییر برنامه تاسیسات فردو در قالبی قابل بررسی و سنجش و تحت نظارت،
4) فعالیت عادی سانتریفوژها در زیر سطح 7000 عدد،
5) بازگشت به اجرای پروتکل الحاقی،
6) حد مجاز ذخیره متعارف 300 کیلوگرمی اورانیوم غنی شده برای سال ها،
7) انتقال پس ماند هسته ای عملیات غنی سازی به خارج،
8) عدم ساخت تاسیسات هسته ای تازه در 15 سال آینده …
ج) چون هر دو طرف ملزم به اجرای تعهدهای توافق شده هستند و مکانیسم هایی در “برنامه جامع اقدام مشترک” گنجانده می شود که فرار از انجام تعهدها را بسیار دشوار خواهد کرد، از طریق؛
1) زمان گریز هسته ای حداقل یک سال خواهد بود،
2) تحریم های لغو شده قابل بازگشت خواهند بود،
3) فعالیت های متوقف شده ی ایران نیز قابل بازگشت خواهند بود،
4) تا زمان وجود اراده سیاسی لازم در هر دو طرف، توافق پایدار خواهد بود.
#IranTalks
* منظور در این جا توافقی ست که تا پایان ماه ژوئن بر مبنای تفاهم، راه حل ها و جزییات توافق شده لوزان نوشته شود
شنيدم امشب ملت از ذوق توافق و در حمايت از ظريف ميخان بريزن تو خيابون فلذا عارضم:
اگه ذوق كردنتون بخاطر اينه كه منبعد صنايع هسته اي مون با تاييد بين المللي به كارش ادامه مي ده بايد عرض كنم طبق اين توافق همون فعاليت هاي صلح آميز هم به شدت كاهش پيدا مي كنه و فقط همون فيگورش برامون مي مونه چون اين حرف تا حدي درسته كه در بهترین شرایط و در صورت حفظ همه ۹ هزار سانتریفیوژ فعال و مشغول به کار در نطنز و ادامه تولیدشون در بهترین شرایط و در صورت حفظ تمامی ۹ هزار سانتریفیوژ فعال و مشغول به کار در نطنز و ادامه بدون وقفه تولید شون و با محاسبه ساده سوخت مورد نیاز سالانه یک راکتور و قابلیت تولید ۱۰۰۰ سانتریفیوژ (از نوع پی-۱)، ایران در کمتر از ده تا پانزده سال آینده قادر به تولید سوخت حتی برای یک واحد تولید برق اتمی در اندازه راکتور بوشهر نیست، ( تازه طبق توافق فقط٥ هزارتا سانتريفيوژ فعال مي مونه) هرچند اينكه حق غني سازي در ايران برسميت شناخته شده هم دستاورد مهميه كه البته به قيمت فاصله چند دهه اي بين ما و هسته اي شدن( نظامي پيشكش در حد درآمدزايي) منجر شده با اين حال توصيه مي كنم انگيزه قر كمرتون رو بيشتر رو بهبود نسبي اوضاع اقتصادي و آجر شدن نون كاسبين هسته اي! و البته اين واقعيت معطوف كنيد كه چارت تفاهمنامه جوري تنظيم شده كه تعامل با آمريكا و نزديكي بيشتر به غرب و داشتن رابطه جز جدايي ناپذير روند اجرايي برنامه جامع ده ساله اس، هرچند كه اين روند در صورت موفقيت بيشتر تندروهاي دو طرف به ميزان زيادي به خطر مي افته. با تمام اين مقدمات، توصيه مي كنم راحت موخراتتون رو قر بدين و قر دادن رو به سياست گره نزنين چون تو اين مملكت يه باباكرم راحت تو شارع عام اندازه ١٨ ماه مذاكره با ٦ قدرت بزرگ جهان، مقدمه و موخره مي خواد!
اینجوری که بوش میاد مجموعه ائمه جمعه ایران، امروز خودشون رو جمع و جور کردن و فعلا دارن آبرو داری میکنند! از اون اقایون این رفتار بعیده! اما خوب کی میدونه! شاید یه بارهم قراره دنیا اینوری بگرده!
آبان 91 بود. فضای کشور را یاس و تاامیدی فرا گرفته بود. هفته ای یکبار به دفتر دکتر لیلاز می رفتم.از هر دری حرف می زدیم.یکی هم پیش بینی ها بود. و امروز بعد از نزدیک به سه سال تمام پیش بینی های دکتر لیلاز محقق شده است.
امروز که تماس گرفتم یک نکته گفت که مخم سوت کشید:
بیانیه لوزان از 84 تا امرور 200 میلیارد دلار برای ایران آب خورده…
اولین روز عمرم است که فکر می کنم در شرایط حساس کنونی به سر نمی برم. امروز ایران می تواند تبدیل به یک جامعه متعارف بشود. این به معنای حل شدن تمام تضاد هایش نیست. این به معنای روی ریل افتادن منازعات است. دیگر “شرایط حساس کنونی” پایان یافته و می توان خیلی چیز ها را با خیال راحت مطرح کرد. می توان امید داشت که یک صورتبندی متعارف از اقتصاد و سیاست و اجتماع داشت و تضادهای واقعا موجود در درون آن را به صورت مدنی حل اش کرد.
خلاصه سرمایه داری ایران بعد از مدت ها دارد به سمت متعارف شدن می رود. این جا تازه آغاز راه است. به نظرم هم کار های اصلی از این جا شروع می شود.
تفسير توافق هسته اي به زبان ساده:
١- كشورهاي قدرتمند دنيا ايران هسته اي را پذيرفتند.
٢- ايران و امريكا در حال حاضر به هم نزديك شده اند.
٣- روسيه و چين و بعد كشور هاي عربي و نهايتا كانادا و استراليا از اين توافق رضايت كامل ندارند
٤- تفاله سوخت هسته اي بوشهر كه حاوي پلوتونيم است به خارج كشور صادر خواهد شد و فروخته خواهد شد.
٥- ايران مي تواند تا حدود ٤٪ غني سازي را ادامه دهد.
٦- يك مركز پيشرفته هسته اي در ايران راه اندازي مي شود با مشاركت دانشگاه هاي پيشرفته دنيا و زير نظر آژانس بين المللي انرژي اتمي
٧- راكتور اب سنگين أراك با همكاري كشور هاي اروپايي و امريكا تكميل خواهد شد.
٨- سطح روابط سياسي و اقتصادي ايران با كشورهاي اروپايي و امريكا افزايش خواهد يافت.
٩- اهميت سياسي روسيه و چين در روابط خارجي ايران كاهش يافت.
دكتر علي معافي- فيزيكدان اتمي و استاد دانشگاه
حتی اگر همه خبرهای توافق دروغ باشد یا در مسیر مذاکره به اهداف پیش بینی شده نرسیده باشیم اما چند رویداد قابل توجه در حال وقوع است پذیرفتن تغییر در سیاست اخوان تندرو و ذی نفعان تحریم و مهمتر از اینها ، شنیدن صدای شکسته شدن کمر دلواپسی است.
حالا با این رویداد بار دیگر مردم مانند انتخابات 92 از دولت حمایت خواهند کرد، و یاسی که داشت دولت را زمینگیر میکرد به امیدی تازه بدل شد. گرچه هنوز توافق نهایی نشده است تا اصلاح طلبان به صحنه سیاست برگردند اما روندی رو به جلو را طی کردن خواهند بود.
این توافق و پیروزی نشات گرفته از عقلانیت و منطق بر ایرانیان مبارکباد.
در اعماق شادیهایم, غمی نهفته است. بامید روزی که همه ایرانیان از عمق جان خوشحال باشند و آفتاب عدالت و همدلی بر سرزمین پیشرفته و توسعه یافته ایران بتابد و هیچ ایرانی احساس نگرانی و اجحاف نکنه.
ظریف و یارانش نمایندگان شایسته ای برای ایرانیان هستند و مایه غرور و سربلندی ما, و این است آثار مشارکت آگاهانه در سرنوشت, توسط ملتی که میخواهد عزتمند زندگی کند.
این کلیپ رو حتمآ تا آخر ببینید تا به گوشه ای از بی سوادی، شخصیت و روابط بین الملل فوق العاده ضعیف دو دوره قبل دولت پی ببرین.
شخصی که جدای تفکرات بسته و بیمار هیچ گونه اطلاع و سوادی از روابط بین الملل از یک زبان خارجه گرفته الی … نداشته.
و در آخر روی سخنم به طرفداران چنین افکار و سیاستی این است که همه چیز با جنگ ستیزی و خودبینی و زبان بی ادبی بدست نمی آید.
تآمل کنین به فرهنگ و سیاست از دست رفته ای که ایران قرن ها پیش صاحب آن بوده اما این چند سال به ضعیف ترین شکل در اومده بود.
در روابط بین الملل با پرخاشگری و کوباندن کشورهای دیگر
در فوتبال حمله به سایت های شخصی بازیکنان بین المللی
و و …..
در حالی که می شود:
در روابط بین الملل با آرامش و تفکر و سیاست ( نه به آتش کشیدن پرچم و شعار مرگ بر دادن بر ملت دیگر ) می توان عملکرد بهتری داشت.
در آخر توجه شما رو جلب میکنم به این سیاست:
چرا در ژاپن کسی مرگ بر امریکا نمیگوید؟ پس از جنگ از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند: شما تنها کشوری بودید که امریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرد، قاعدتا شما باید بزرگترین دشمن امریکا باشید. پس چرا هیچوقت شعار “مرگ برامریکا” سر نمیدهید؟ او پاسخ داد: شعار دادن كار كسانيست که درعمل نمیتوانند كارى انجام دهند! همین که روی میز ريیس جمهور امریکا تلفن پاناسونیک ما نشسته یعنی اینکه ما پیروز شدیم! درود بر مغزهای توانا بجای زبانهای گویا……..
در توافق لوزان خنده ی مدبرانه بر هوچیگری دلواپسان پیروز شد و از این پیروزی افسار نصیب کیهان نشینان گشت.
{اضافه میکنم: فعلا یک خسته نباشید به تیم مذاکره کننده. زحمت اگر برای خدا باشد نتیجه اش هر چه باشد مورد رضای خداست.}
بنده هیچ نظری راجع به بیانیه ی مشترک در توافق هسته ای ندارم. چون علم سیاسی اش را ندارم. چون هزاران مسئله پشت پرده را نمیدانم. چون جای انکسی که در این شرایط مذاکره کرده است نیستم. چون سواد لازم برای مطالعه فکت شیت ها { درست نوشتم؟ } را ندارم. چون در سرای بعد از من نمی پرسند ظریف چگونه عمل کرد؟ خائن بود یا مرد بزرگ تاریخ ایران؟ اما از من خواهند پرسید شما که علمش را نداشتی چرا کاسه داغتر از آش له و یا علیه شدی و هنوز توافقی نوشته نشده خون نجس خودت را کثیف یا تمیز کردی!. از ان گروه از دوستانی هم که مثل بنده چون در این امر تخصصی نداشتند سکوت کردند متشکرم.
خب به سلامتی . . . .
به قول یکی از دوستان :
میر حسینم آزاد کنید قول میدم پسر خوبی بشم و برم سر کار و زندگیه خودم . . .
اتفاق خوب رخ داده اثبات كرد راي ٩٢ همانند ايستادگي سبز ٨٨ به بعد ما ، چون صبوري ها و تلاشهاي اصلاح طلبانه همه ما از ٧٦ تاكنون ، همه و همه به پيش رفتن در مسير وطندوستي و خردورزي است .
در اين رخداد مبارك از وزير با كفايت و تيم وي ، از مردم پويا و رنجديده كه از سال ٨٨ تا حال از خود و خانواده و آسايششون مايه گذاشتند ، از همه آنها كه براي انتخاب دولت تدبير كوشيدند و بجا حمايت كردندو به موقع نقدش، از ثلاثه محصوره كه چند سال قبل لزوم تغيير سياست ها را هشدار داده بودند و گويي با بصيرت ترين بودند، از همه آنها كه براي داشتن سرزمين بهتر تلاش مي كنند همه و همه سهيم هستند و تبريك لازم .
از امروز دولت روحاني با دست بالا بايست براي براوردن مطالبات اجتماعي و سياسي و وعده هاي داخلي داده شده با انگيزه و انرژي بيشتر بكوشند .
مشتاقانه منتظر رفع حصر عزيزانمون هستيم
نکتهای قابل توجه از ۳ دیپلمات و مذاکرهکننده ارشد ایران این بود که همه متولد تهران هستند. پرچم تهران بدجوری بالاست
دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، دکتری مطالعات بینالملل از دانشگاه دنور آمریکا
دکتر عباس عراقچی معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه، دکتری اندیشههای سیاسی از دانشگاه کنت انگلیس
دکتر مجید تخت روانچی معاون اروپا و آمریکای وزارت امورخارجه، دکتری علوم سیاسی از دانشگاه برن سوئیس
توجه: این یک پست جانبدارانه از همشهریها میباشد
سیزده فروردین در تمام تاریخ ایران باستان یک طرف
سیزده فروردین 1394 با پیروزی ملت ایران در رسیدن به توافق هسته ای ، یک طرف دیگر.
از امسال به بعد شادمانی و جشن ملت ایران در سیزده فروردین رنگ و بوی دیگری داشته و پایان تعطیلات نوروز و روز طبیعت از این پس با یاد و خاطره حماسه تاریخی ملت در سیزده فروردین 1394 حال و هوائی دیگری را تجربه خواهد کرد .
تبریک به ملت ایران ، رهبران عزیز دربند جنبش سبز موسوی و کروبی و رهنورد و تمامی زندانیان سیاسی و خانواده های مقاوم آنان ، تلاشگران دولت تدبیر و امید و تمامی دلسوزان منافع ملی و دوستداران ایران بزرگ .
تسلیت به بیت رهبری ، کاسبان تحریم ، برادران قاچاقچی ، جامعه مندرسین ، محمد یزدی ، احمد جنتی ، احمد علم الهدی ، موحدی کرمانی ، حسین شریعتمداری ، مصباح یزدی ، محمد رضا نقدی ، مسعود رجوی ، جبهه پایداری ، نتانیاهو ، و تندروهای ایران و آمریکا ، اسرائیل و ….
به قول آقای صالحی (رییس سازمان انرژی اتمی):
((حضور ظریف در رأس دستگاه دیپلماسی یک تقدیر الهی است.))
این توافق می تواند آغازی بی پایان باشد بر تفاهمات… البتّه اگر بگذارند…
توافق هسته ای: مواضع مشترک نتانیاهو و شریعتمداری!
شریعتمداری: اسب زین شده را دادیم و افسار پاره تحویل گرفتهایم!
نتانیاهو : توافق ایران موجودیت اسرائیل را تهدید میکند، این توافق یک اشتباه تاریخی بود!
سه ماه آینده که قراره توافق نامه به امضاء برسه مطمئنا
دلواپسان داخلی.
اسراییل.
نیوکانهای آمریکا.
شیوخ مرتجع عربی.
کشورهایی که تحریم ایران براشون سود آور بوده .
بیشترین تلاش هماهنگ را انجام خواهند داد که توافق نامه امضا نشود .
لازم است ما:
حمایت از دولت و مخصوصاً وزارت خارجه.
خواست مستمر از رییس جمهور برای مقابله با دلواپسان.
حضور و مراقبت دایمی برای خنثی کردن اقدامات علیه توافق نامه.
یکی از شگردهای دلواپسان داخلی عصبانی کردن موافقان برای گرفتن بهانه و شروع جوسازی و برخورد است مواظب باشیم حرفهاشون از باخت است و عصبی نشویم .
نکته مهم آنها تلاش می کنند که موافقان وادار به توهین به مقامات حاضر کنند و این ساده ترین راه برای برخورد است در این تله نیوفید.
و بدانید بدون پشتوانه مردمی هیچ اقدام موثری از طرف دولت در این زمینه قابل انجام نیست .
به امید ایرانی آباد و آزاد در پرتو عدالت مولای متقيان
ياحسين/ميرحسين يعنى:
از دولتى كه توانست حمايت رهبرى را به دست بياورد تا با شيطان بزرگ دربارهى مسألهاى كه به هويت نظام تبديل شده بود مذاكره كند، انتظار داريم كه همانقدر فعالانه، مصرانه و مدبرانه براى برداشتن ميلههاى زندان اختر بكوشد.
يعنى:
بخش مهمى از رأى شما مديون ايستادگى ميرحسين و همراهى مردمى بود كه زخمهاى ٨٨شان التيام پيدا نكرده بود. همانطور كه ما ٨٨ را از ياد نبردهايم، انتظار داريم شما هم وعدههاى انتخاباتىتان را از ياد نبرید.
یعنی:
اگر شما هم فراموششان کنید، ما مردم فراموش نمیکنیم
هستند کسانی که فکر میکنند : “ما چون “جهان سومی” هستیم نباید از توافق انجام شده و از صلح با جهان اولی ها و جهان دومی ها شاد باشیم”. آنان چنین می اندیشند که باید در مواضع غلط خود و در دشمن تراشی آنچنان پای می فشردیم که دشمنان از دید او جهان اولی و پیشرفته , هم کالایشان را به 10 برابر قیمت به ما می فروختند – هم ما را ملتی بی خرد معرفی می کردند و هم با تجمیع آراء جهانی بر سر ما آن می آوردند که بر سر عراق و افغانستان و سوریه آوردند.
نتیجه چنان سیاست غلطی آن می شد که بجای تعامل با جهان خارج, در مصیبت خود بر سرِ خود آورده , بایستیم و دستهایمان را بر سر خود بکوبیم. به اینان باید گفت :
“زهی خیال و سیاست باطل”.
مرز ظریف عزت و ذلت!
————–
این که این توافق، خواست قلبی ملت بود و در بهترین حالت با درایت محمدجواد ظریف انجام شد، شکی ندارم. این که در این برهه زمانی این اتفاق بهترین و مطمئن ترین و شاید تنها راه ممکن بود هم شکی نیست. اما ازش به عنوان عزت یاد نکنیم. چون این قرارداد مصداق ذلت برای یه کشور مدعی ست. هرچند که آبرومندانه و شیک انجام شد، اما این تفاهم یک غلط کردم محض و البته منطقی بود، که ذاتن ماهیت عزت نداره، که به ذلت هم شبیهه. اینا برای این واسه م دغدغه و مهمه که تا واقعیت رو نپذیریم، پیشرفت نخواهیم کرد. و از طرفی این جامعه خدایگان بلامنازع توجیه شده، از اواخر دهه ۶۰ که دروغ اپیدمی و جز لاینفک زندگی روزمره این جامعه شد و هر روز داره بیش تر اوج می گیره. با عزت خوندن این تفاهم و توافق احتمالی پیش رو، باز هم در منجلاب توهم و توجیه غرق می مونیم و با این فرمون باز هم از حاکمیت مستبد و بازیگوش داخلی ضربه می خوریم و طبیعتن از طرف جامعه بین المللی هم قابل کنترل می مونیم. پس بهتره بپذیریم از دید یک کشور ثالث، این قرارداد ذلت محسوب می شه تا عزت. و بلافاصله بپذیریم این ذلت، ناشی از تصدی دولت توسط ذلیل ترین چهره سیاسی و حماقت اربابان ذلیل تر و هم کاسه هاش بوده.
یا آفت فراموشکاری؛ جوری از محترم شدن ایران صحبت می شه انگار یادشون رفته که در دولت اصلاحات ایران چه عزت و احترامی بدون هزینه پیدا کرده بود. یا برخی می خوان اینو با ملی شدن صنعت نفت هم تراز کنن، بی خیال!
همه ما به خوبی می دانیم که پرونده هسته ای ایران به طور صد در صد جنبه سیاسی دارد. دلیل سیاسی بودن آن هم مربوط می شود به چگونگی روابط میان ایران و آمریکا بعد از شکل گیری انقلاب اسلامی. و به خاطر همین روابط کدورت آمیز و سیاست نه جنگ و نه صلح میان دو کشور، تا کنون کشورایران هزینه های مالی و انسانی گزافی را پرداخت نموده است. تا این که دولت آقای روحانی با تفسیر روند روابط این دوکشور در گذشته، به این نتیجه رسیدند که به جای تکرار شعار بی اثر « مرگ بر آمریکا» و رایزنی های بی ثمر با کشور های فاقد قدرت لازم در تصمیم گیری های مجامع بین المللی، مستقیماً با خود «کدخدا» وارد مذاکره شوند.
مشکلاتی که می بایست با مدیریت و گفت و گوحل و فصل می شدند، با اجرای سیاست دشمنی و قهر وشعار مرگ برآمریکا، روز به روز شکل حاد تر به خود گرفتند.
داستان سیاست خارجی ما با آمریکا در سال های گذشته، بی شباهت به داستان آن معلم روستای قحطی زده نبوده است. زمانی که روستاییان به دلیل خشک سالی و کمبود آب در روستا به وی مراجعه می کنند تا ایشان راه حل منلسبی را برای رفع مشکل بی آبی پیش پای آنها بگذارد، ایشان به جای ارایه راهکارهای عقلانی در مدیریت مصرف آب، وارد کلاس می شود و رو به دانش آموزان می گوید: بچه ها شما ها قلب پاکی دارید. دعا کنید تا از آسمان چند روزی باران ببارد. بلکه این خشکسالی برطرف شود. یکی از بچه ها بلند می شود و می گوید: آقا اجازه؟ اگر دعای ما مستجاب می شد، تا حالا شما می بایست 100 بار می مُردید!!!
به هر شکل، آن چه از نتایج این مذاکرات می توان به عنوان دست آوردهای مثبت برای کشور یاد کرد، به اختصار عبارتند از:
1-شکست قفل تحریم مذاکره و گفت و گوی مستقیم با آمریکا بر سر مسایل مشترک.
2-باور به پیشبرد اهداف استراتژیک در عرصه بین المللی، با تکیه بر عقلانیت سیاسی و پرهیز از هر گونه هوچیگری و احساس گرایی پوپولیستی.
3-تثبیت حق داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز برای ایران و مشارکت در صدور و اجرای طرح های مربوط به دانش هسته ای، که موقعیت سیاسی و اقتصادی کشور را در آینده ای نه چندان دور، ارتقاء می بخشد.
4- تحکیم موقعیت سیاسی اصلاح طلبان در تصمیم گیری های مهم سیاسی و رسوایی اقتدارگرایان در نزد افکار عمومی.
5- رو شدن دست تعدادی از رهبران کشورهای همسایه در همدستی با سیاست های خصمانه اسرائیل علیه ایران.
6- احترام به آرای عمومی مردم در انتخابات و تشخیص درست آنان در خصوص خادمین و خائنین به مملکت.
7-……………………………….
تا نظر دوستان چه باشد……….
اصلا زندگی بدون تحریم چطوریه؟ نخندن بهمون؟
ديشب وقتي ظريف بيانيه ميخواند با دوستي كه حالا از سران سپاه قدس است بودم كه دائم بر پشت دستش ميكوبيد و افسوس ميخورد.
حق داشت، ميگفت هرچه با درد و رنج و سختي بدست آورديم يكشبه از دست رفت، كلي از بيت المال و …
راست ميگفت ، مخصوصا وقتي اوباما حرفهايش را تمام كرد ميخواستم با لنگه كفش بكوبم به تصويرش بر صفحه تلويزيون كه غرور ملي ام را له كرده بود اما بعد از پُكهاي عميق و كمي فكر احساس كردم غرور ملي ام دارد برافراشته ميشود، دو كام آخر را به دوستم دادم كه سر ميان دو دست داشت و بغضش را فروميخورد و گفتم اگر من هم مثل تو حقوق ثابت سپاه كه هرسال هم متناسب با تورم ميشود و مزاياي ديگرت را داشتم ( كه حتما حقّت است ) الان غرورم جريحه دار شده بود اما غرور ملي ام وقتي لگدمال شد كه بيشمار سفارش نيروي كار به من ميشود اما نميتوانم بيشتر از آنچه دارم نيرو بگيرم چون سر هر ماه هم بايد دغدغه حقوق آنها را داشته باشم كه نكند شرمنده خانواده هايشان بشوند، غرورم وقتي له شد كه بدليل تعطيلي يكي از پروژه ها و شروع نشدن يكي ديگر مجبور شدم چند نفر را تعديل كنم و شب عيد يكي از آنها را ديدم كه دستفروشي ميكرد.
ديشب وقتي خبر شادي مردم را شنيدم يقين كردم غرور ملي ام اعتلا پيدا ميكند حتي اگر اوباما هم حرفهاي مفتي ( كه جنبه ي داخلي داشت البته ) زده باشد.
پ ن: قطعا ظريف و تيمش و صلابت آنها بخشي از غرور ملي و خاطره تاريخي مملكتم خواهند بود
#کروبی و #موسوی امشب به یک چیز فکر می کنند و آن اینکه “خوشحالیم اما٬ اگر آنروز به حرف های پشت میز #مناظره گوش داده بودند٬ امروز نیازی به میزهای#مذاکره نبود.”
دوستانی که میگویند با این تفاهم و در ادامه با توافق و رفع تحریمها تازه به 10 سال قبل بر میگردیم یا اینکه این توافق از نوع برد-باخته یا اینکه حتی بعد از اینکه که تحریمها برداشته بشوند دزدیها و اختلاسها سرجاشه یا مسائل مشابه رو مطرح میکنند. من یک سری سوال دارم:
اولین سوال من اینه که اگر توافق نکنیم باید چه کار کنیم؟ نمیشه بنشینیم حسرت 10 سال پیش رو بخوریم! بله ما سالهایی رو بدون پیشرفت در بسیاری از زمینهها و حتی پسرفت در برخی زمینهها طی کردیم اما باید ببینیم در بین گزینههای موجود چه راه حلی از بقیه بهتر بود؟ اگر توافق نکنیم اوضاع بهتر خواهد شد؟ اگر بله تحت چه شرایطی؟ چه گزینهی دیگری پیش رو هست که موجب بشود بخواهیم بی خیال توافق بشویم؟
کسانی که میگویند با ادامه پیدا کردن تحریمها و کمبود بودجه، حجم دزدی و اختلاس کم میشود چه استدلالی دارند؟ مگر در سالهای اخیر که درآمد کم شده بود حجم اختلاسها کم شد؟ در سالیان گذشته تندروها ضعیف شدند یا مردم عادی و نهادهای مدنی؟ چطور مطمئن هستند که ادامه وضع موجود به نفع مردم یا دموکراسی یا منطقه است؟
اینهایی که به صورت طعنه آمیز میگویند بعد از توافق مرغ قراره ارزون بشه یا دلار یا سایر اجناس انتظارشون واقعا چیه؟ انتظار دارند به یکباره قیمتی کاهش پیدا کند؟ یا اتفاق اقتصادی بزرگی رو شاهد باشند؟ اگر دولت درست عمل کند میتواند در سالهای آینده اوضاع اقتصادی را بهبود ببخشد. آینده کاملا به ما بستگی دارد. مخصوصا میگویم “ما” چون این ما مردم هستیم که این کشور را به پیش میبریم و چون سرنوشت ما به عملکرد خودمون بستگی دارد. عملکرد حکومت چیزی مستقل از ما و خواستهها و عملکرد ما نیست. نمیشه انتظار داشت با یه توافق اوضاع به سرعت بهتر بشه. پیشرفت یه روند تدریجی خواهد بود و نیاز به کمک و همت همگانی دارد.
من و تو اگر برای پیشرفت کشور کاری نکنیم و اگر کمک و مشارکت نکنیم نمیتونیم انتظار عدالت، بهبود شرایط اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی داشته باشیم. من و تو باید امید داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا به اهدافمون برسیم وگرنه هیچ کس برای ما دلسوزی نخواهد کرد. اگر آینده خوب میخواهیم باید برای رسیدن بهش بجنگیم.
هروقت که توی جاده شمال ترافیک بود و بسیاری از ماشینها از خاکیهای بغل جاده زرنگ بازی در نیاوردند و سبقت نگرفتند، هر وقت از پنجره ماشینمون آشغالی به بیرون پرت نشد، هر وقت حقوق همدیگر رو در صفها و در شهر رعایت کردیم، هر وقت کم فروشی نکردیم و سر هم کلاه نگذاشتیم، هر وقت به پلیس رشوه ندادیم، هر وقت محیط زیست رو آلوده و نابود نکردیم و هروقت عدالت را در رفتار با هم رعایت کردیم، اون روز مطمئن باشید که در جامعهای دموکرات زندگی خواهیم کرد و حکومتی خواهیم داشت که تا حد زیادی از اون راضی خواهیم بود. تا اون روز سعی کنیم روز به روز و قدم به قدم بهتر بشیم. با غر زدن به جایی نمیرسیم.
پی نوشت: بزرگترین ضرر اتفاقات سالهای گذشته و وضع بد کشور به نظرم اثرات آشکاری مثل کم شدن درآمد نبود بلکه اثراتی مثل از دست رفتن نیروهای انسانی کشور و سرخوردگی افراد کاربلد بود. جامعهای که بسیاری از نخبگان خود را از دست دهد چگونه میخواهد پیشرفت کند؟
اینها که دارن درباره مذاکرات نطق میکنن/ وقتی سعید جلیلی (مسئول وقت مذاکرات هسته ای) جلو در نخست وزیری ترکیه یه لنگه پا واستاده بود، آخرم هیشکس استقبالش نیومد کجا بودن؟ اون تحقیرو ندیدن؟
دیشب برگی از تاریخ ورق خورد، از اون برگها که بچه های ما مجبورند کلمه به کلمه شو بخونن تا در امتحاناتشون به سوالی در رابطه با این روزها پاسخ بدن. این ورق خوردن برای ما البته خیلی سرد گذشت! از ساعت سه نصف شب رفتیم فرودگاه بست نشستیم و تا 9 صبح که ظریف بیاد از سرما لرزیدیم! اونوقت ظریفی که بعد از ژنو شیشه رو هم پایین نداد و به زور برای دو هزار نفر استقبال کننده از تو ماشین یه دستی تکون داد این بار تا کمر از سانروف ماشین بیرون اومده بود و واسه جمعیت ابراز احساسات میکرد و قشنگ معلوم بود چقدر به یه مراسم استقبال پر شور نیاز داشته. ما هم سعی کردیم کم نذاریم و مراسمو پر شور کنیم منتها مشکل این بود که رو هم صد و پنجاه نفرم نمیشدیم! به خدا برای استقبال از بازگشت تیم جوانان کشتی فرنگی از مسابقات پاراآسیایی بیشتر از این استقبال کننده میره فرودگاه! من تعجبم از رفقاییه که دیشب تو شبکه های مجازی همش از لزوم استقبال میگفتند و مراسم رو پیشاپیش سازماندهی میکردند و تهشم نیومدند! چرا خب؟
ترسم از روزی که آقای ظریف علارغم میل ما ملت همیشه در صحنه حرکت کنه و همه ما که ایستادیم بخاطر ایشون و تیمشون، اونوقت ظریف این روزها خوب یهو بشه بد و از عرش به فرش بندازیمشون
آخه سابقه تاریخی این رفتارها رو داریم
آن مرد آمد
آن مرد با یک بغل قطعنامه آمد …
و ارابه مرد گاریچی
از نفس افتاد
و لبخند سرپرست خانوار
بر لب خشکید
و کاغذ پاره ها را باد یکی یکی با خود آورد
و انگشت سبابه ارز فروش میدان فردوسی
دچار سرگیجه شمارش شد
و جمشید بسم الله ، تیتر یک گیشه های روزنامه فروشی
و آرایه اختلاس ، سرود ای ایران را
به ابتذال کشید …
و آن مرد ……چه ساده رفت
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی ….
چه دردناکست هیجده ماه گفتگو و #مذاکره برای بی اثر کردن آنچه آن مرد رفته ، کاغذ پاره خوانده بود …
در هیاهوی توافق و تفاهم :
شهدا ،زندانیان، آسیب دیدگان، خانواده های قربانیان ،عزیزان در تبعید ،یاران در حصر رو فراموش نکنیم یادمون باشه اون عزیزانی که خیلی از این خواسته ها رو داشتند اما بدست (بی اخلاقی وتندروی )الان در بین ما نیستند .یادمون باشه جرقه با مردم بودن از #88 شروع شد …
تندروهای ابله قیل و قال می کنند.
تندروهای باهوش دنبال تنگه احد می گردند.
یک مطلب خوب از یک نویسنده خوب
چهارپاره – ۱۲۸
آنهایی که بانی ترکمنچای میشوند
—
(1)
ترکمنچای خیلی وقت است برای ما ایرانیان تبدیل به ضربالمثل شده؛ نماد و نشانی از یک معاهده و قرارداد کاملا یک سویه، اما عموما کمتر میدانیم و کمتر به ما گفتهاند که چرا حکومت ایران حدود 200 سال قبل ناچار از پذیرش آن شد؟ این روزها که موافقتنامه ژنو اجرایی شده این مَثل «ترکمنچای» دوباره بر سر زبانها و قلمهایی افتاده که علت را فرو گذاشته و یقه معلول را گرفتهاند! احساس خسارت میکنند و البته غالب احساس عزتشان هم گره خورده به فقره غنیسازی اورانیوم!
.
(2)
دور اول جنگهای ایران با امپراتوری روسیه، شش سال بعد از جلوس فتحعلیشاه بر تخت سلطنت آغاز شد و ده سال طول کشید. در پی آن بخش عمدهای از سرزمینهای ایران در قفقاز و ماورای آن، از گرجستان و ارمنستان گرفته تا آذربایجان، از دست رفت. با توجه به اوضاع کلی کشور و مقایسه توان نظامی و اقتصادی ایران آن روز با امپراتوری روسیه تزاری، به نظر هم نمیرسید سرنوشت جنگ چیز دیگری میتوانست باشد. در اواسط جنگ صدور فتوای جهاد علیه روس توسط علما و به درخواست دربار و عباس میرزا هم تغییری در نتیجه جنگ نداد. این جنگ با شکست کامل ایران و انعقاد معاهده گلستان در 201 سال قبل پایان یافت. این معاهده چه به واسطه امتیازات تجاری و حقوقی واگذار شده به روسها و چه به لحاظ جدایی بخشهای مهمی از خاک میهن، برای ایران اسفناک و مصیبتبار بود. بعد از آن برای 13 سال بین روس و ایران جنگ تازهای در نگرفت.
.
(3)
در این فاصله، انتشار اخباری مبنی بر رفتار بد «روسهای کافر» با «مسلمانان مغلوب شده» در کنار مشخص نبودن کامل مرزهای دو کشور، در نهایت هیزم آتش جنگ دوم را مهیا کرد. نکته بسیار مهم این که اصرار علمای تراز اول آن زمان از جمله ملا احمد نراقی، ملاعبدالوهاب قزوینی، حاج ملامحمد، آقا سیدمحمد اصفهانی، حاج ملاجعفر استرآبادی، حاج محمدتقی قزوینی، آقاسید نصرالله استرآبادی، حاج ملا محمدتقی برغانی و سید عزیزالله تالشی مبنی بر وجوب جهاد علیه روسها در تواریخ آمده و آنچنان که الگار نوشته، همین اصرارها عملا فتحعلیشاه را ناگزیر به شروع دوباره جنگ کرد
.
روسها انتظار آغاز جنگ از سوی ایرانیها را نداشتند و به همین دلیل، ابتدا غافلگیر شدند ولی سپس وضع به سرعت دگرگون شد. روسها با اشغال کامل قفقاز و نخجوان، از ارس گذشتند، اردبیل را تصرف کردند و وقتی سقوط تبریز نزدیک بود، ایرانیان برای بار دوم تسلیم شدند؛ این بار با خسارتهای بسیار سنگینتر. ایران تمامی سرزمینهای خود را در آن سوی ارس از دست داد، ملزم به پرداخت غرامت سنگین به روسها شد و زیر معاهده ترکمنچای امضا زد؛ معاهدهای به مراتب بدتر از معاهده گلستان .
.
(4)
حالا برای محاکمه تزارها، قاجارها و علمای 200 سال قبل دیر شده؛ با همه اثری که تا ابد بر زندگی میلیونها انسان بعد از آن معاهده گذاشتند. اما تاریخ حتما ارزش بارها مرور و بارها عبرت دارد؛ این که مثلا دوباره کسانی بانی ترکمنچایهای بدتر و بدتری نشوند صرفا به این دلیل که از جمع جبری رویدادها و پدیدهها و توانستنهای خود ناتواناند، پیشبینیشان عموما مبنای حماسی و شعاری دارد و تازه وقتی موعد تسلیم و شکست است این میهن و مردماند که خسارت میدهند و باید زیر منت باشند، و آنها خود مصون از بازخواست باقی میمانند.
.
.
برای مطالعه بیشتر از جمله مراجعه کنید به کتاب «سنت و مدرنیته»، نوشته صادق زیباکلام، صفحات 125 تا 129
حضراتی که از دیشب شروع به تاختن برتفاهمنامه کردن میشه بفرمایند مجموعه دستاوردهای ماجراجویی هسته ای چی بوده ؟شاید ما چشم بصیرت نداریم والا
کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند
جان کری هنوز هم ضد جنگ است. فقط روش اش را عوض کرده است. جهان هم عوض شده است. ما هم باید عوض بشویم… همه چیز تغییر کرده است. “عصر جدیدی” آغاز شده است.
حسادت درد بی درمانی است که به جان دلواپسان و غارتگران افتاده ،
حسین شریعتمداری، نماینده آن آقا در روزنامه کیهان:اسب زین شده را دادهایم و افسار پاره تحویل گرفتهایم ، نام توافق دو مرحلهای را بیانیه مطبوعاتی گذاشتیم.
منصور حقیقتپور،عضو کمیسیون امنیت ملی : وضعیت آنها ۶۰ و حتی ۷۰ به ۴۰ و ۳۰ بوده است
ظریف و تیم مذاکرهکننده به معنای واقعی و آشکار به وظیفه نمایندگان تعدی کردند، به طوری که پروتکل الحاقی که از اختیارات نمایندگان مجلس بود ظریف خود در این زمینه تصمیمگیری کرده و قطعاً مجلس پاسخگویی در این زمینه را در اولین جلسات هفته آینده در دستور کار قرار میدهد
به اميد فردا
انتشار متن توافق لوزان از سوى وزارت امور خارجه آمريكا گواهى از استعمارى ترين قرارداد تاريخ پس از انقلاب دارد. هر چند كه تقصيرى متوجه ظريف و تيمش نيست و آنها تنها كاهندهء ابعاد فاجعه بودند.
اين توافق، چيزى فراتر از مقدمات يك توافق است. تكليف تمامى مورد بحث معين شده. از اين پس تنها زمان بندى توافق مى ماند و يك بحث چالش برانگيز به نام موشكهاى بالستيك.
كم كمك موجهاى اشتياق مى خوابد و ابعاد اين تحقير تاريخى خود را نشان مى دهد. تحقيرى كه گريزى از آن نبود.
ايران پس از رعايت تمام موارد معين شده در قرار داد كه با جزييات كامل بيان شده، بايد به انتظار لغو تدريجى برخى از تحريمها بنشيند.
اما ابعاد اين تحقير هر چقدر هم كه بزرگ باشد، فراتر از تحقير ژاپن و آلمان در فرداى جنگ جهانى دوم نيست. ابعاد فاجعه مى توانست دردناك تر از اين هم باشد. مى توانست جنگى خانمان برانداز گريبانمان را هم بگيرد. مى توانست دايره تحريمها سالهاى درازى باقى بماند. لوزان با تمام تلخى هايش مى تواند سكوى پرش ما هم باشد.
ما بايد به فرداى ايران بيانديشيم. شايد فردايى كه كه رهبرش خامنه اى نباشد. ما به ايرانى نيازمنديم كه شمار دوستانش بيش از دشمنانش باشد. ما به ايرانى نيازمنديم كه قدرت را در داخل مرزهايش ببيند و نه در ناامن كردن عراق و شام و يمن. ما به ايرانى نيازمنديم كه براى تمام ايرانيان باشد. تبعيدى و زندانى و حصر نباشد. همه در كنار هم و با اتكا به دانش و تخصص ايرانى، امپراطورى پارس را بسازيم. ايرانى كه قلب اقتصاد آسيا باشد.
با اين اميد كه لوزان پايانى باشد بر تمام ماجراجويى ها، دشمن تراشى ها و جنگ افروزى ها. با اميد ايرانى كه نيازش ثبات باشد و نه بحران. ثبات در ايران و در منطقه. با اميد ايرانى كه مردمان موثرش، ظريف ها باشند و نه سليمانى ها.
توقع بیجا از برداشتن تحریم ها
مسخره ترین حرفی که درباره تحریم ها شنیدم این بود که: با انجام توافق همه تحریم ها باید یکجا برداشته شود. از طرف دیگر حالا و بعد از قرائت تنها یک «بیانیه» مدعی هستند که چرا همه تحریم ها برداشته نشده؟
البته آن حضرات که این حرفها را می زننند به خوبی آگاهند و بیان این سخنان از سر ناآگاهی نیست. تنها به خاطر تحت تاثیر قراردادن ملت دست به این بازی های مسخره می زنند.
مسخره بودن این ادعا از این روست که ترجیع بند حرفهای دلواپسان در این یک سال و نیم این بود: «ظریف حق ندارد درباره مسائل غیرهسته ای مذاکره کند» یا این یکی که «به ظریف اجازه داده شده تنها در چارچوب مسائل هسته ای گفت و گو کند» حالا با این وضعیت چطور توقع دارند تحریم های حقوق بشری یا هر تحریم کوف و زهرماری که با هر دلیل و بهانه درست و یا واهمه به این کشور تحمیل شده برداشته شود؟ مگر ما درباره آنها به مذاکره نشستیم که حالا توقع داریم آنها را هم بردارند؟
این نوع نگاه از دو حالت خارج نیست.
اول: این حضرات نمی دانند که مسائل بین المللی چیست و سازوکار آن چگونه است. همه چیز را در حد و اندازه اداره هیات های محلشان تصور می کنند و فکر می کنند «مدیریت هیأتی» اینجا هم کارساز است. برای نمونه توجه کنید به اظهارات احمدی نژاد درباره مصر که گفت: «آماده هستیم تا اگر همین امروز دولت مصر اعلام آمادگی کند، سفارتمان را در آن دایر کنیم»
با همین نوع نگاه هم چند سال بعد راه افتاد رفت مصر و آن افتضاح را در الازهر به راه انداخت. مدل دیگر مذاکرات جلیلی بود که فکر می کردند با یک نشست همه چیز تمام است و وقتی مثلا از آلماتی 2 در فروردین 92 باز می گردند همه چیز حل خواهد شد.
دوم: این نگاه متعلق به کسانی که کار نکرده انتظار نتیجه دارند. به ظریف اجازه ندادند درباره مسائل دیگر مذاکره کند، اما توقع دارند نتیجه بدون انجام مذاکره و بدون چانه زنی طرف مقابل کاملا مطابق میل دلواپسشان رقم بخورند. این نگاه مثل کسانی است که «زن نگرفته» از خدا طلب فرزند می کنند. بابا اول شما برو زن بگیر بعد درمورد جنسیتش با خدا چونه بزن.
وز حساب کشی
توافق امروز مهم ترین قدم به سمت تغییر توازن قوا و ثبات سیاسی در منطقه از زمان پیمان کمپ دیوید تا به امروز است. اولی به قیمت پامال کردن حقوق رسمی ملت فلسطین و توافق هسته ای به معنی به رسمیت شناخته شدن حق حیات مردم ایران. اگرچه پس لرزه اين خاورميانه جديد در كوتاه مدت موجب بي تابي رقباي منطقه اي ايران شود اما در ميان مدت افزايش امكان صلح براي تمام مردم سختي كشيده اين منطقه است. از سال ٢٠٠٣ همه ميدانند كه ايران نه به دنبال ساخت بمب كه به دنبال دستيابي به تكنولوژي بالقوه ان به عنوان امري بازدارنده است. يعني همين زمان فرار يك ساله. دوازده سال بحران هسته اي تكنيك ايران بود براي گرفتن تضمين امنيتي كه امروز داده شد. به صراحت میتوان گفت برای زمانی طولانی خطری جدی امنیت ملی ایران را توسط نيروهاي خارجي تهدید نمیکند و این یعنی قدمی بزرگ در پروژه صد و پنجاه سالهی دولت ملت سازی ایران از زمان امیرکبیر تا امروز.
اكنون زمان حساب كشي فرارسيده است. از فساد همه گستري که در ساختار اقتصاد از کنار تحریم ها بوجود امده. از رنج کارگرانی که بیکار شده اند. از طبقه فربه شده ي نوكيسگاني كه بالاي نردبان تحريم فرياد دلواپسي سر دادند چون غارت مستقيم را از غارت باواسطه راحت تر ميدانستند. و زمان حساب کشی از ان بخش از اپوزیسیون که از راهروهاي واشنگتن تا نمايش هاي یکی دو نفره خياباني در تهران تمام مفاهیم را الودند تا امكان جنگ و وسعت تحريم را بالا ببرند. تا نامشروع ترين تحريم شصت سال گذشته را مشروع جلوه دهند. حقوق مسلم اقوام، اقلیت های دینی، زنان، کارگران، شفافیت و مشارکت سیاسی، دموکراسی خواهی و حقوق بشر را تماما به اسلحه اي در دست غرب تبديل كردند تا هزينه حق مسلم ايران يعني تضمين براي عراق و افغانستان و ليبي نشدن را بالا ببرند. اين مفاهيم بايد يكايك بازپس گرفته شوند.
اگرچه سهم پيروزي امروز در ساختار تماما فاسد موجود به يكسان ميان هزينه دادگان و حاكمان توزيع نخواهد شد، اما راه سياست ورزي از داخل باز است. يا بازش ميكنيم.
سلام دوستان. “توافق لوزان” حاصل عقلانیت و دیپلماسی فعال و واقعی است. از این بابت به همه هموطنانم تبریک میگویم.اما در مورد توافق دو نکته کلیدی را یاد آور می شوم؛ نخست اینکه از هفتهها قبل دیپلماتها ( اعم از ایرانی و غربی) تصریح داشتند که متن توافقکلی بهگونهای تنظیم خواهد شد که همه طرفها بتوانند برداشتها و تفسیرهایشان را براساس ترجیحات خود داشته باشند. شاید یکی از دلایل طولانی شدن جلسات پایانی همین مهم بود.
دوم؛ متن خوانده شده از سوی خانوم موگرینی در کنفرانس مشترک با دکتر ظریف میتواند پایه و طراز تحلیلی اصلی از توافق لوزان باشد؛ براساس بیانیه خوانده شده از سوی خانوم موگرینی، ایران توانسته است امتیازهای مهم،کمسابقه و قابل قبولی را در قبال انعطافهایش در این توافق کسب کند و به این طریق سرافرازانه به جامعه جهانی بازگردد.
به نظرم توجه به نکات بالا امکان ارائه تحلیل واقعی از توافق لوزان را ممکن می کند
از تهران و شیراز و بوشهر و چند شهر دیگه خبر آمده،مردم امشب هم به خیابان ها اومدن و در حال جشن و شادی هستند،
انشالله شادی بعدی رفع حصر و رهایی همه اسرامون باشه قدم آخر هم پاکسازی مجلس
کلید روحانی میتونه این قفل رو هم باز کنه،اگر دوباره به پشتوانه مردمی که داره اعتماد کنه و بره جلو
راستی روز توافق نهایی،۱۰ تیر روز تولد اینجانب هست،قراره جشن سراسری بگیرم
جيغ و دست و هورا ديگه بسه … !
خودتون را حاضر كنيد براى آغاز جدى سال ٩٤ كه به نظر مى رسد يكى از سخت ترين و پيچيده ترين سالهاى اقتصاد ايران در طى همه سالهاى گذشته است …. با فرض برداشته شدن تدريجى و مرحله به مرحله تحريمها سال ٩٤ ساليست كه :
– دولت در خوشبينانه ترين حالت تنها ٢٤ ميليارد دلار درآمد ارزى دارد و اين برابر است با درآمد ارزى ايران در سال ١٣٥٦ و اين درحالى است كه درآمدهاى ارزى ايران در همين سال ٨٩ نزديك به ١١٠ ميليارد دلار بوده است !
– كسرى بودجه احتمالى دولت در اين سال با توجه به كاهش شديد درآمدهاى ارزى و افزايش قابل توجه بودجه هاى جارى و احتمالا بالاى استقراض دوباره از بانك مركزى حتى تا سقف بيست تا سى هزار ميليارد … !
– احتمال افزايش تورم در اقتصاد ايران به دليل ادامه ركود و آغاز دوره تورم سمت عرضه يا cost push inflation
– ادامه پايين ماندن قيمت جهانى نفت و مواد معدنى و پتروشيمى در سال 2015 !
– ادامه ركود نسبى ( نرخ رشد كمتر از نرخ تورم ) در بخش مسكن در سال ٩٤ به دليل كاهش قابل توجه سرعت رشد نقدينگى و ادامه پديده مازاد عرضه و كاهش شاخص مهم Affordabillity در بخش مسكن !
– احتمال ادامه كاهش نسبى قيمت ارز در پى موج خوش بينى بيانيه مطلوعاتى مشترك و سپس آغاز حركت افزايشى قيمت ارز در اقتصاد ايران حتى در صورت رفع همه تحريم ها در يك افق چند ساله !
– احتمال افزايش نسبى شاخص بورس در روزهاى اوليه افتتاح بازار به دليل خوش بينى سياسى بازار از بيانيه مشترك و سپس ايستايي شاخص بويژه به دليل كاهش درآمدهاى شركت هاى كالا پايه بورس و البته احتمال افزايش نسبى ارزش سهام برخى گروهها !
– تراز منفى هشت ميليارد دلارى صندوق توسعه ملى و ايجاد ده ميليارد دلار تعهد تازه در بودجه براى صندوقى با تراز منفى !
اينها بخشى از واقعيت هاى اقتصادى سال ٩٤ است با فرض اينكه تحريم ها مرحله به مرحله و تدريجى رفع شود و اين باعث مى شود موفقيت هاى اقتصادى در اين سال مرهون تلاش، هوش اقتصادى و تخصص در بازارهاى سرمايه گذارى و نوع خاصى از بيزينس هاست













