سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سکوت بزرگان و توقف زمان در ساعت هزار و سیصد و حصر‬...
» ‫1300 روز گذشت؛ هیچ نهاد قانونی مسئولیت حصر را به عهده نگرفت

سکوت بزرگان و توقف زمان در ساعت هزار و سیصد و حصر‬

چکیده :هزار و سیصد روز زندان خانگی غیرقانونی در حالی ادامه دارد که خواسته محصوران برای برگزاری دادگاه علنی بی‌پاسخ مانده است اما انتشار اتهامات ناروا و یک‌سویه علیه آنان از سوی مقامات حکومتی همچنان ادامه دارد. هزار و سیصد روز زمان کمی نبود برای بسیاری از شخصیت‌ها که هنوز در نظام جایگاهی دارند تا کاری بیش از آنچه تاکنون انجام شده، انجام دهند. اما چنین نکردند....


کلمه – گروه سیاسی: هزار و سیصد روز پیش ساعت به ساعت شایعه‌ها منتشر می‌شد. زندان حشمت‌آباد، قلعه‌مرغی، اوین یا حصر خانگی! اخبار و شایعه‌ها از اتفاق ناگواری حکایت می‌کرد و همگان در انتظار خبر موثقی بودند. هزار و سیصد روز پیش درست در زمان جشن و شادمانی مردم برای پیروزی ملت مصر و تونس و اثبات حیات و پویایی جنبش سبز مردم ایران، اخباری به گوش می‌رسید که همه را نگران کرده بود.

مامورین امنیتی مانع خروج رهبران جنبش سبز از منزلشان شده‌اند. این خبری بود که خیلی زود در شهر می‌پیچید و نگرانی‌ها را افزایش می‌داد. مردم دعا می‌کردند این اخبار دروغ باشد اما هزار و سیصد روز از این اخبار گذشت و صحت آن هنوز مانند فریادی در گلو، به جاماند. صحت حصر خانگی رهبران جنبش دموکراسی خواه سبز که از هزار و سیصد روز پیش آغاز شد و ادامه دارد.

درخواست قانونی و عملکرد غیرقانونی وزارت کشور

روز ۱۷ بهمن بود که سایت کلمه خبر داد میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به مصطفی محمدنجار، وزیر وقت کشور، اعلام کردند که قصد دارند برای همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در این دو کشور، مردم را به راهپیمایی دعوت کنند. آنان با اعتقاد به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و عدم مشروعیت دولت احمدی‌نژاد باز هم فرایند قانونی را در نظر گرفته و در نامه‌ای به وزارت کشور دولت احمدی‌نژاد، ضمن اعلام برگزاری این راهپیمایی، زمان این راهپیمایی مردمی را روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر و مسیر آن را از میدان امام حسین تا میدان آزادی عنوان کردند.

براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی”تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد ازاد است” و بنابر این قانون میرحسین موسوی و مهدی کروبی علی‌رغم اینکه دولت احمدی‌نژاد را نامشروع و برآمده از انتخاباتی با تقلب می‌دانستند، به وزارت کشور نامه‌ای نوشته و به انها اعلام کردند که قصد راهپیمایی دارند.

آنان در این نامه خطاب به مصطفی محمد نجار وزیر وقت کشور نوشتند: «بدینوسیله به اطلاع می‌رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.»

به موازات این اعلان، استقبال از راهپیمایی مردمی آغاز شد، گروه‌ها، احزاب، شخصیت‌ها، انجمن‌‌های دانشجویی و غیره با انتشار بیانیه‌ای از این راهپیمایی حمایت کرده و خواستار حضور مردم شدند. عمل قانونی میرحسین موسوی و کروبی با عمل غیرقانونی دولت نامشروع احمدی‌نژاد مواجه شد و نه تنها مجوزی برای آن ندادند که روز راهپیمایی برخوردی سخت با مردم کردند که به شهادت دو تن از هوادران جنبش سبز منجر شد.

اثبات حیات جنبش سبز

بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران معتقدند راهپیمایی ۲۵ بهمن و حضور پرشور و باانگیزه مردم نقطه عطفی بود برای اثبات زنده بودن جنبش. جنبشی که یک سال و نیم پیش از این تاریخ آغاز شده بود و نه تنها تهمت و دروغ که فشارهای زیاد از جمله بازداشت، اعدام تهدید و ارعاب، شهادت در خیابان‌ها، زخمی شدن هواداران، تحدید فعالان و شخصیت‌های بارز و غیره را از سر گذرانده بود. جنبشی که از سوی حکومت «فتنه» نامیده شده بود و مسئولین رده بالای نظام، مسئولین قضایی و امنیتی آن بارها با کنشگران و هواداران آن اتمام حجت کرده بودند. جنبشی که بارها از سوی مقامات متهم به خط‌ گیری از خارج کشور متهم شده بود.

علی‌رغم این تهدیدات و اتمام حجت‌ها و همچنین تبلیغات یک سویه‌ صدا و سیما علیه جنبش سبز، باز هم مردم با تبعیت از رهبران جنبش به خیابان‌ها آمدند و نشان دادند که نه تنها جنبش دموکراسی‌خواهی ایران آن هم بعد از تبلیغات حکومتی ۹ دی و فشارهای غیرقابل باور، تمام نشده که گویی مانند روز اول همگان با انگیزه و اعتقاد به راه درست و به حق رهبران آن به خیابان‌ها آمدند و باز هم فریاد آزادی سر دادند.

شاید خود نظام هم باور نمی‌کرد جنبشی که این میزان فشار را تحمل کرده است هنوز زنده و پویا باشد و با یک فراخوان رهبران آن، مردم به جان و دل به خیابان‌ها بیایند و شاید به همین دلیل بود که پروژه حصر خانگی را با خیال «کور کردن چندباره چشم فتنه» آغاز کرد.

آغاز حصر

هرچند که از چند روز پیش از برگزاری راهپیمایی، از رفت و آمد مهدی کروبی یکی از رهبران جنبش سبز و ملاقات خانواده‌اش با او ممانعت شد اما می‌توان آغاز حصر خانگی سه رهبر معترض ایران را ۲۵ بهمن ۸۹ دانست. همان روز بود که از خروج میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از منزل خود برای شرکت در راهپیمایی جلوگیری شد و نیروهای امنیتی یا محاصره خانه و استقرار یک ون در ورودی منزل، مانع خروج آنان شدند.

همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. مهدی کروبی به خانه‌ای در میانه شهر منتقل شد، یک ون جلوی کوچه منتهی به منزل موسوی و رهنورد مستقر شد، کوچه مسدود، ارتباطات قطع، دیوار آهنی ایجاد و حصر آغاز شد! حصری که تا الان هزار و سیصد روز به طول انجامید.

سه محصور تاریخ و تعلل بزرگان

هزار و سیصد روز فشار و زندان خانگی غیرقانونی ادامه دارد. در این مدت علی‌رغم خواست مکرر سه محصور برای برگزاری دادگاه علنی نه تنها این خواسته بی‌پاسخ ماند که انتشار اتهامات ناروا و یک سویه علیه آنان از سوی مقامات حکومتی ادامه دارد. به این برخوردها باید فشارهای غیرقانونی، از عدم برخورداری از امکانات رفاهی و پزشکی گرفته تا عدم برخورداری از ارتباط با خانواده و وکیل و تا ضرب و شتم فرزندان و ایجاد محدودیت‌های روزافزون در ملاقات‌ها و غیره را هم افزود.

هزار و سیصد روزی که بسیاری از بزرگان و خیرخواهان کشور می‌توانستند کاری بیش از آنچه تا کنون انجام شده، انجام دهند اما عمل و فعالیت جدی برای رفع حصر غیرقانونی انجام ندادند. هزار و سیصد روز زمان کمی نبود برای بسیاری از شخصیت‌ها که هنوز در نظام جایگاهی دارند و می‌توانند صدای مظلومیت، سه قهرمان عصر حاضر ایران باشند و نبودند!

هنوز نه هیچ نهاد قانونی مسئولیت حصر آنها را به عهده گرفته و مبنای حقوقی آن را بیان کرده، و نه تلاش‌های سیاسی برای رفع حصر به رغم وعده‌های مکرر به نتیجه رسیده است. هرچند که نام این سه تن کافی‌ است تا کاندیداها در هر انتخابات توجه مردم را به خود جلب کنند؛ گویی آنها هم به خوبی به میزان علاقه مردم به این سه تن واقف‌اند، هرچند نباید فراموش کنند که هیچ انتخاباتی، آخرین انتخابات نیست و نیاز سیاسیون به اعتبار چهره های محبوب مردم، فقط برای یک بار نیست. از این روست که هرچه بر عدد روزهای حصر افزوده شود، قفلی که هنوز هم می‌تواند با کلید تدبیر و امید باز شود، ممکن است بسته‌تر شود و سران حاکمیت را در حل گرفتاری‌های روزافزون، دست‌بسته‌تر کند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.