واکنش امیر ارجمند به نامه حائری شیرازی: اعتراف به اشتباه، شکست نظام نیست
چکیده : یک گروه کوچک تغییرات را مخالف با منافع عظیم غیر مشروع خود تلقی میکنند. اما اگر آقای روحانی نیز از این فرصت استفاده نکنند و قوی برخورد نکنند، ایشان و کشور با هم ضرر خواهند کرد. حل مسئله هستهای بسیار مهم است و همه این موضوع را قبول داریم، اما اگر آقای روحانی فقط روی آن متمرکز شود و به تغییر شرایط امنیتی حاکم بر کشور و رفع حصر بهای کافی ندهد به نظر من مثل کسی خواهد بود که شیشه عمر خود را در اختیار دیگری قرار میدهد؛ فردی که پروژه مشترک دراز مدت با او ندارد....
دکتر امیرارجمند می گوید: امروز اکثریت قاطع مردم به مشروع بودن نگرانیهای موسوی و کروبی پی بردهاند و فهمیدهاند که که منصفانه نیست فقط احمدینژاد را مقصر همه این خرابیها بدانیم بلکه بخش مهمی از مسئولیت متوجه آنهایی است که اورا به قدرت رساندند، بدون شرط حمایت کردند و اجازه تقلب در انتخابات را صادر کردند.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با اشاره به وعده ها و نیز وظایف قانونی رییس جمهور تاکید کرده است که با توجه به اینکه دولت آقای روحانی با رای اکثریت مردم به قدرت رسیده است، همچنین با توجه به جایگاه خود رییس جمهور به عنوان حافظ قانون اساسی، رییس شورای عالی امنیت ملی، رییس دولت و ناظر بر کار وزارتخانههایی مثل اطلاعات و دادگستری، ایشان از جایگاه خوبی برای پایان دادن حصر با کمترین هزینه برای مسئولین اصلی حصر و برای کشور برخوردار است.
مشاور ارشد میرحسین موسوی همچنین با اشاره به نامه ایت الله حایری شیرازی به میرحسین و کروبی درخواست هایی مانند درخواست توبه و .. برای آزادی را نشانه ای از گرفتار شدن حکومت در بن بستی خودساخته میداند. او همچنین راه برون رفت از این وضعیت را آزادی بی قید و شرط رهبران جنبش سبز و بازگشت به قانون اساسی می داند.
متن گفت و گوی جرس با اردشیر امیر ارجمند را بخوانید:
اخیرا آقای حائری شیرازی در اظهاراتی خواستار توبه آقایان موسوی و کروبی شدهاند. به نظر شما علت این همه تاکیدات پی در پی مقامات حکومتی در خصوص توبه محصورین از مواضع قبلی خود چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم، با تشکر از شما که به این مسئله میپردازید. علی رغم ایرادات جدی که چه از نظر مبانی فقهی و اخلاقی، چه از منظر سیاسی و چه از نظر تقریر وقایع بر نامه جناب حائری وارد است که بررسی آن باید در فرصتی دیگر صورت گیرد، اما امیدوارم که ایشان این نامه را نه به اشاره این یا آن کانون قدرت، بلکه از سر خیر خواهی نوشته باشند؛ آنهم خیر خواهی برای نظامی که خودش را با اصرار بر ظلم در حصر و بن بست قرار داده است. همچنین خیرخواهی برای آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد تا باز شدن بحث و امکان تعامل راهی برای پایان این ظلم آشکار خود را نشان دهد. به هر حال ایشان نامهای را برای دو نفر نوشتهاند که در زندان هستند و امکان دریافت نامه را ندارند و آن نامه را هم در رسانهای منتشر کرده است.
در نامه به این افراد اتهاماتی وارد شده است. حداقل کاری که از ایشان انتظار میرود این است که تلاش کنند نامه به دست این افراد برسد. اگر آنها پاسخ دادند که با توجه به آنچه از قول آنها گفته شده است قطعا پاسخ میدهند، آن پاسخ را به مانند نامه خود منتشر کنند تا مردم مطلع شوند و به آنها هم امکان پاسخ گویی داده شود. اگر این کار انجام شود خلاصه گفتگویی در میگیرد و میتواند نتایج خیری داشته باشد وگرنه این کار برای جناب حائری مسئولیت اخلاقی به دنبال دارد.
واقعیت این است که آقایان با هر عینکی که بر چشم داشته باشند خلاصه مجبور میشوند گاهی زیر چشمی به اطراف خودشان نگاه کنند. نه حتی خیلی دور. به خانواده و اطرافیان خودشان. میبینند که در بن بست قرار گرفتهاند. هر چند موسوی و کروبی را زندان کردند، اما آنها با مقاومتی که کردند و با وفای به عهد خود با مردم، در دل مردم جا پیدا کردند.
اگر از حماسه سال ۸۸ فقط شمعی باقی مانده بود که آقایان این همه زحمت به خود نمیدادند. آنها میدانند که این مشعل با روغن حقیقت هر روز فروزانتر میشود. خودشان هم احساس میکنند چگونه در دام فقه حکومتی اسیر شدهاند و از منابع زلال و اصیل شیعی فاصله گرفتهاند. انگار حسن و قبح ذاتیای وجود ندارد، نه ظلم بد است، نه دروغ، نه کتمان حقیقت، نه زندان کردن بیجهت، نه تهمت دروغ، نه شکنجه کردن و نه چشم بستن به غارت بیت المال در حالی که بخش مهمی از مردم در فقر هستند.
هر انسان منصفی از خودش سوال میکند این نظامی که همه این کارها که اصولا بد، گناه و حرام است برای حفظ آن مباح بلکه واجب میشود چگونه نظامی است؟ اخلاق اصولا جایی در این نظام دارد یا نه؟ یک شبحی درست کردهاند پشت آن پنهان شدهاند. از کیسه اسلام و انقلاب هم سخاوتمندانه حاتم بخشی میکنند. حیف است اشخاصی مثل جناب حائری بجای دفاع از اسلام رحمانی و اخلاق محورعملا از منافع یک جمعی از افراد به نام نظام دفاع کنند و هر کاری را توجیه کنند. این آقایان علاقه زیادی به شبیه سازی تاریخی البته از نوع گزینشی آن دارند. با مبانیای که در این نامه است اگر جناب حائری هم عصر امام علی بود، آن امام همام را هم باید مورد شماتت قرار میداد و متهم به فتنه میکرد و توصیه به توبه.
همه ما به دفعات از زبان امثال آقای حائری به قول از معصوم شنیدهایم که «هر کس صدای مظلومی را بشنود و او را یاری نکند مسلمان نخواهد بود.» حال این آقایان نه تنها ازاین همه افرادی که در جریانات سال ۸۸ به آنها ظلم شده است و صدای دادخواهیشان بلند است حمایتی نمیکنند، بلکه از رهبران آنها میخواهند توبه کنند و با این کار حقیقت را کتمان و مردم را منحرف کنند. فاصله حرف و عمل افرادی که امروزه در کشور متولیان رسمی دین شدهاند بسیار زیاد است.
در طی سه سال حصر٬ نفوذ اجتماعی رهبران سیاسی جنبش سبز را در مقایسه با دوران آغاز حصر چگونه ارزیابی میکنید؟
الان فرصتی فراهم شده است که بخشی از فجایع هشت سال حکومت خودکامگی افشا شود. بیش از گذشته معلوم شده است چه کسی راست میگفت و چه کسی دروغ؟ امروز اکثریت قاطع مردم به مشروع بودن نگرانیهای موسوی و کروبی پی بردهاند و فهمیدهاند که که منصفانه نیست فقط احمدینژاد را مقصر همه این خرابیها بدانیم بلکه بخش مهمی از مسئولیت متوجه آنهایی است که اورا به قدرت رساندند، بدون شرط حمایت کردند و اجازه تقلب در انتخابات را صادر کردند.
دامنه نفوذ رهبران جنبش امروز بسیار وسیعتر شده است و پتناسیل بسیار زیادی را هم پشت سر خود دارد. بیبصیرتی آقایان این است که چشم خود را بر واقعیت بستهاند. همه مردم میدانند که کشور دارای مشکلات اساسی است و با این روش حکومتداری نمیشود آنها را به صورت پایدار حل کرد. گسترش نفوذ رهبران جنبش سبز تبدیل به امری طبیعی و غیر قابل اجتناب شده است. مقاومت سرافرازانه و متین رهبران جنبش سبز ارزش زا و امیدآفرین است. مقاومت رهبران جنبش سبز اقتدارگرایان را آچمز کرده است.
با توجه به افزایش مشکلات جسمانی رهبران سیاسی در حصر، به خطر افتادن سلامت هریک از آنان چه تبعاتی برای حاکمیت خواهد داشت؟
سلامتی آنها در حال حاضر هم در خطر است. بیتوجهی به آن مسئولیت مضاعف برای همه٬ در وهله اول رهبری و سپس قوه قضاییه، مجریه، مقننه و البته سایر نهادها مثل مجمع تشخیص مصلت نظام و مجلس خبرگان است که باید بر کار رهبری نظارت کنند. از سوی دیگر تک تک ما شهروندان نیز به سهم خود بابت اعمال حکومت و همچنین آنچه خود باید انجام دهیم مسئول هستیم.
برخی از تحلیلگران معتقدند واگذاری اختیارات به دولت در این زمینه راه حلی برای بستن پرونده پرهزینه حصر است. به نظر شما چرا از دخالت دولت در امر حصر ممانعت به عمل میآید؟
با توجه به اینکه دولت آقای روحانی با رای اکثریت مردم به قدرت رسیده است، همچنین با توجه به جایگاه خود رییس جمهور به عنوان حافظ قانون اساسی، رییس شورای عالی امنیت ملی، رییس دولت و ناظر بر کار وزارتخانههایی مثل اطلاعات و دادگستری، ایشان از جایگاه خوبی برای پایان دادن حصر با کمترین هزینه برای مسئولین اصلی حصر و برای کشور برخوردار است. الان تقریبا همه حتی نزدیکترین افراد به رهبری به صورت مستقیم و غیر مستقیم و تحت عنوان نظام٬ ایشان را مسئول حصر میدانند و توان ارائه یک توجیه ابتدایی را هم ندارند.
نگاه کنید به نامه جناب حائری. ایشان میگوید اگر حصر بدون توبه برداشته شود شکست یا پایان نظام است. آخر این چگونه نظامی است که با اصلاح اشتباه، حتی بدون اینکه نیاز به اعتراف به آن باشد، محکوم به شکست و فنا است؟ این آقایان متوجه نیستند یا به روی خود نمیآورند که موسوی و کروبی ریشه مشکلات نظام و عامل انهدام آن نیستند. آنها فقط برخی از مشکلات را با ملاحظه بیان کردهاند. متوجه نیستند که این نوع حکمرانی و حکومتداری آقایان است که نظام را به بن بست رسانده است. با حذف آقایان موسوی و کروبی و دیگر افراد٬ نظام از بن بست خارج نمیشود بلکه روش حکمرانی باید تغییر کند.
آقای موسوی در بیانیه ۱۷ خود و همچنین آقای کروبی راه را از همان اول برای اصلاح کم هزینه و شرافتمندانه باز گذاشتند. اما آقایان از آن فرصت استفاده نکردند. الان هم از فرصت بدست آماده و موقعیت آقای روحانی برای اصلاح امور و همچنین رفع حصر استفاده نمیکنند. زیرا یک گروه کوچک تغییرات را مخالف با منافع عظیم غیر مشروع خود تلقی میکنند. اما اگر آقای روحانی نیز از این فرصت استفاده نکنند و قوی برخورد نکنند، ایشان و کشور با هم ضرر خواهند کرد.
حل مسئله هستهای بسیار مهم است و همه این موضوع را قبول داریم، اما اگر آقای روحانی فقط روی آن متمرکز شود و به تغییر شرایط امنیتی حاکم بر کشور و رفع حصر بهای کافی ندهد به نظر من مثل کسی خواهد بود که شیشه عمر خود را در اختیار دیگری قرار میدهد؛ فردی که پروژه مشترک دراز مدت با او ندارد. آقای روحانی علاوه بر اینکه هم از نظر حقوقی و هم از نظر اخلاقی مکلف به تلاش جدی و موثر برای پایان این وضعیت است، منافع سیاسی ایشان هم این امر را ایجاب میکند.
پیشنهاد و راه حل شما برای پایان دادن به این بحران سیاسی چیست؟
ـ بازگشت به قانون اساسی علی رغم تمام کمبودها و نواقص آن
ـ پذیرش ضرورت تغییر روش حکمرانی
ـ پایان فوری به یک عمل غیر قانونی و غیر شرعی و غیر اخلاقی
ـ آزادی فوری و محترمانه خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی













