300 بدهکار بانکی مورد نظر احمدی نژاد از دولتی ها هستند
چکیده :هر چند احمدی نژاد مدعی است که ثروت و سرمایه در دست سیصد نفر است، روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است که مطرح کردن مسائلی از قبیل اینکه 300 یا 500 نفر بدهکاران بانکی هستند و نیمی از مطالبات دست این افراد است و... مصادیق استفاده ابزاری از معضل مطالبات معوق بانکی است که متأسفانه بیشتر دستمایه جریان سازیهای سیاسی و رقابتهای جناحی قرار میگیرد تا رفع معضل نظام بانکی....
هر چند احمدی نژاد مدعی است که ثروت و سرمایه در دست سیصد نفر است، روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است که مطرح کردن مسائلی از قبیل اینکه 300 یا 500 نفر بدهکاران بانکی هستند و نیمی از مطالبات دست این افراد است و… مصادیق استفاده ابزاری از معضل مطالبات معوق بانکی است که متأسفانه بیشتر دستمایه جریان سازیهای سیاسی و رقابتهای جناحی قرار میگیرد تا رفع معضل نظام بانکی.
سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی با تاکید بر این موضوع که بخش عمدهای از ۳۰۰ بدهکار معروف، دستگاههای دولتی و شرکتهای وابسته به دولت هستند نوشته است: موضوع زمانی تأسف بارتر میشود که بررسی و تفکیک دقیقتر بدهکاران شبکه بانکی کشور نشان از آن دارد که بخش عمدهای از این بدهیها ناشی از تسهیلات و وامهایی هستند که دستگاههای دولتی و شرکتهای وابسته به دولت از بانکها دریافت کردهاند و به علل مختلف، به بازپرداخت آن تن نمیدهند. به دیگر سخن بخش عمدهای از بدهکاران بانکی را اشخاص حقوقی دولتی تشکیل میدهند که به علت سوءمدیریت در انجام طرحها، استفاده از نقدینگی و مشکلات اقتصادی از بازپرداخت تسهیلات سرباز میزنند. واقعیت تأسفآورتر این است که بخش دیگری از این مطالبات معوق هم محصول بدهی پیمانکاران و اشخاص حقوقی خصوصی است که از دستگاهها و شرکتهای دولتی طلب کار هستند.
این پیمانکاران که تنها در دو بخش راه و شهرسازی و نیرو حدود 5 هزار میلیارد تومان از شرکتها و دستگاههای دولتی طلبکار هستند، به علت عدم دریافت طلبهای خود از دولتیها، نمیتوانند تسهیلات دریافت کرده از بانکها را بازپرداخت کنند.
و باز هم واقعیت تأسف بارتر اینکه مطابق قوانین و مقررات فعلی، این قبیل بدهکاران طلبکار در بخش خصوصی به علت قرار گرفتن در فهرست بدهکاران بانکی گرفتار انواع تنبیهات از جمله ممنوع الخروج شدن از کشور، بلوکه شدن حسابهای بانکی، قطع خطوط اعتباری و… میشوند! این تنبیهات درحالی شامل حال بدهکاران بخش خصوصی میشود که مسببان اصلی یعنی مدیران دولتی به راحتی به فعالیتهای خود ادامه میدهند!
از این رو لازم است نهادهای ناظر با تفکیک میان بدهکاران علاوه بر اینکه از اجحاف در حق بخش خصوصی مولد و خوش حساب جلوگیری کند، مدیران دولتی مقصر را از ادامه ضربه زدن به اقتصاد کشور باز دارند.














اول اينكه از قديم گفتند كه دزد خونه يا زن خونه ست يا دختر خونه [ البته اهانت نشه ] ، دوم اينكه هميشه اين مردم بيچاره ي ايران بودند كه با زمامداران ، بيگانه بودند و حتي آنان را چنان به هيچ انگاشته اند كه حاضر نبودند كه حتي سر …. را به دست آنان بدهند و يا يك پاپاسي سياه از اين همه در آمد را به اين جماعت اختصاص بدهند در عوض منابع و در امدهاي اين مردم را به پاي كساني چون بشار اسد و … مي ريزند كه با آن گلوله و تفنگ و …. بخرند و مردم بيچاره و غير نظامي را بسوزانند و يا بمباران كنند و ، بدبختانه ، نام ايرانيان را نيز با اين كارهاي زشت خود لكه دار كنند ، ما ايرانيان هميشه در حكومت اسلامي نامحرم و شهروند درجه دو بوده و هستيم چون ابتداي اسلام ! كه برادران مسلمان خود را ارباب و ما را رعيت خطاب مي كردند اما امروز هم همان طرز فكر زنده شده كه جماعت منتسب به آقا خود را ولايت مدار و خودي مي انگارند و از تمامي امكانات و انعام و … برخوردار و ديگر مردمان ايران را كه مي خواهند خود را از يوغ رعيتي و بردگي برهانند ، ناخودي و يا فتنه مي خوانند و هيچ ارزشي هم براي شان قائل نيستند !!! طبقه ي حاكم اقليت با در دست داشتن تمام امكانات و سرمايه ها و ارگان ها و ابزار و … هر روز اين مردم را به خود ،از نظر اقتصادي و معيشتي ، وابسته تر مي كند تا هيچگاه جرائت اعتراض نداشته باشند ! جريان حاكم تنها زماني به اين مردم قدر و بهايي مي دهد كه بخواهد صندوق هاي راي خود را ، براي شوي من در آوردي آن هم براي دست و پا كردن وجهه يي جهاني ، پر كند ! اينان ثروت مملكت را بين خود و نزديكان و هم فكران شان تقسيم مي كنند و اگر ته مانده ايي هم بماند آن هم با هزار منت و توهين و تمنا به مردم ساده دل مي دهند چون وام هاي مسكن مهر ! كه در عوض 20 ميليون تومان وام ، 40 ميليون دريافت مي كنند و بيچاره مردمي كه مي گويند خدا پدر احمدي نژاد را بيامرزد با اين كارش ! و هيچگاه از خود نمي پرسند چرا در كشوري چون افغانستان با درآمد و منابع محدود ، سود و بهره ي بانكي 4/5 درصد است اما در ايران ! و …
آري در اين مملكت ما تنها آلت دست عده ايي هستيم كه تنها فضا اشغال كرده ايم و آمار جمعيت و نفوس را بالا برده ايم يا بقول شيمي دانان مدل فضا اشغال كن هستيم و گرنه در نظر زمامداران و ولايت مداران از برادران آن سوي مرز به مراتب كمتريم ! ما تنها گوشت دم توپ عده ايي در وقت اضطراريم و ماشين هاي راي دهنده ي نظام ! كه هر 4 سال يكبار كوك مان مي كنند و خودكار مي آييم و راي مي دهيم فارغ از هر فكر و انديشه و تصميمي بر خاسته از درون و انديشه مان ! ما تنها كارگران و عمله هايي هستيم كه خدا ما را فرستاده كه خيابان هاي شهر مزين به وجود ولي فقيه را جارو كنيم يا بر زمين هاي كشاورزي آقا كار كنيم و محصول عالي براي كام او و از ما بهترانش پرورش دهيم و يا قرقاول و خاويار صيد كنيم و …. يا نهايت دلا شويم كه آقا قدم رنجه كرده و با منت گزاري ، پاي بر چشمان مان گذارده و بر پالان حماقت مان سوار شوند و …
آري ما بيش از اين نيستيم و حق مان هم بيش از اين نيست كه در جاده هاي مرگ كه آقا با مديريت نخبه هاي گمنامش براي مان ساخته گروه گروه و دسته و دسته و فله ايي هلاك شويم ما بايد به جرم زورگيري نه بيكاري و نه بهره مندي از ثروت هاي اين مملكت چون هنيه و خالد مشعل و يا مردم كومور ، بايد به پاي چوبه ي دار رويم تا درس عبرتي باشيم براي آنان كه از انتصابات آزاد دم مي زنند ! آقا اولي بالتصرف در مال و ثروت و جان و ناموس ماست و او صلاح ما را بهتر از خودمان مي داند و ناچار حق پرسش نيست و بدتر از آن توقع پاسخ از آقا ! چرا بايد پرسيد قاضي مرتضوي كهريزكي مستحق اعدام است يا زورگيري كه نه شغل دارد و نه درآمد و تازه بچه ي همسايه شان كه فرزند فلان پاسدار بي سواد است را ديده كه فلان ماشين چند صدميليوني را سوار شده و خواسته با زورگيري يك ماشين چند ميليوني را به چنگ آورد [ البته قصد دفاع از زورگيري و اختلاس و رانت و … نيست ] ! و …
پس بياييد با تحريم انتصابات ولايي به اين سركه ي 34 ساله كه بوي گندش همه جا را فراگرفته و ديرگاهي ست به مشروبي حرام و تلخ و زهرآگين بدل گشته است پايان دهيم ! شايد گروهي از حرف من خوششان نيايد و يا شايد كلمه هم اين ياداشت و گفتار را منعكس نكند ولي مشكل ما با احمدي نژاد و يا …. نيست مشكل ما شخص رهبري است كه اين افعي ها و دزدان و 200 يا 300 نفرها يك شبه ، در سايه ي رهبري داعيه آشان ، به اژدهايي تبديل شده اند كه هيچ كسي نه ياراي مبارزه و كوبيدن سر آنها را دارد و نه كسي ، از رهبر گرفته تا قوه ي قضاييه ، پاسخگو نيست و حتي از دله دزدي هاي آنان نيز حمايت كرده و كلاه شرعي بر آن مي گذارند ! پس بياييد براي يكبار هم شده اين شانس را به خود و فرزندان خاك پاك مان ايران بدهيم كه طمع آزادي و جمهوري واقعي و رهايي از يوغ استبداد را با تحريم انتصابات من درآوردي ، حاكمان جور و ستم و قاتلين ستارها و شيفتگان اعدام برادران بي گناه مان ، بچشيم تا فردا نگويند
با سلام آقای آن موقع که شوروی افغانستان را اشغال کرده بود ودر همه رسانه های دیداری و شنیداری حرف افغانستان بود دانش آموزی امتحان تاریخ و جغرافیا داشت و درسها را هم نخوانده بود فکر کرد که اگر افغانستان را خوب بخوانم حتما یک سئوال آز افغانستان میاید و نمره قبولی را میگیرم در امتحان معلم پرسید پاکستان را تعریف کن او گفت پاکستان همسایه افغانستان است و اما افغانستان چنین است و چنان معلم آز روسیه پرسید اوهم گفت که روسیه بعد آز اشغال کشورهای آسیای میانه آز طریق تاجیکستان همسایه افغانستان شد واما افغانستان ——— شاگرد بنحوی همه سئوال ها را بافغانشتان ربط میداد حالا حکایت کامنت آز دیار فارس است که اشان و امثالهم هر مطلبی را سهوا ویا عمدا سوریه ربط میدهند شکستهای سیاسی شان در وحدت با صدام و جاسوسی برای آمریکا و دیگران را در لوای دلسوزی مردم سوریه (بخوانید اسرائیل ) حمایت آز اصلاح طلبی و””’پنهان میکنند ما اصلاح طلبان به سیاستهای دولت اعم آز سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وموضعگیری شخصیتهای نظام در قبال سوریه و داخلی ایراد داریم ولی هیچ اصلاح طلب واقعی که آز آقایان موسوی و کروبی پیروی میکند حاضر به تطهیر اسرائیل ملک عبدالله و شیخ قطر و آمریکا و القائده و ناتو که در سوریه جنگ داخلی راه انداخته اند و باعث این جنایتها درحق مردم سوریه شده اند نمی باشد کلام طولانی شد مدیران محترم کلمه هم متشکرم