سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیشنهاد ابوالفضل قدیانی برای نامگذاری 9 دی: روز نکبت استبداد دینی...
» شباهت های روزافزون رفتار حاکمان جمهوری اسلامی با رفتار شاه مخلوع پهلوی

پیشنهاد ابوالفضل قدیانی برای نامگذاری 9 دی: روز نکبت استبداد دینی

چکیده :ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانی های سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین در اطلاعیه ای در آستانه ی نهم دی پیشنهاد داده است همانند فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین که سالروز تاسیس اسراییل را "روز نکبت" نام نهاده، نهم دی ماه را که نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است، روز "نکبت استبداد دینی" نام نهیم....


ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانی های سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین در اطلاعیه ای در آستانه ی نهم دی پیشنهاد داده است همانند فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین که سالروز تاسیس اسراییل را “روز نکبت” نام نهاده، نهم دی ماه را که نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است، روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم.

به گزارش کلمه، نهم دی ماه سال 88 سه روز پس از عاشورایی که مردم عزادار و معترض به دست نیروهای امنیتی به خون کشیده شدند در حرکتی نمایشی همایش بیعت دوباره ای برگزار شد. ابوالفضل قدیانی این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی معتقد است که تلاش حاکمیت به کمک رسانه های ملی و وابسته برای تبدیل این روز به یوم الله، در پی کسب مشروعیت جهت ارایه وجهه ای مردمی است که مستبد بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.

این زندانی سیاسی پیش و پس از انقلاب همچنین با بیان اینکه که اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند تاکید می کند که قابل پیش بینی است که ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند.

متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی مبارز دوران ستمشاهی و زندان سیاسی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ

آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است

سوره القصص آیه 83‬

اصحاب و دست پروردگان استبداد این روزها به واسطه آنچه یوم الله نهم دی می نامند ساز خوش رقصی کوک می کنند و پایکوبان و سرمست ازجام حکومتی هستند که تضمین بقای آن را حاصل سفاکی و جنایت در عاشورای 88 می دانند و مگر نه آن که تا سال ها پس از عاشورای حسینی امویان روایت ها جعل می کردند در فضیلت شادمانی و سرور در ایام عاشورا، جشن ها بر پا کرده و مدیحه سرایان شان جنایت را “حماسه” وصف می کردند پس اگر نزد امویان قتل امام حسین (ع) و یارانش در کربلا که قیام نکردند جز برای “اصلاح” امور جامعه حماسه است، چرا مداحان بارگاه حاکم جائر از “حماسه نهم دیماه” مدایح نسازند و صله نستانند؟!

در فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین، سالروز تاسیس اسراییل را نام “نکبت” نهاده اند و چه نیک است که ما طرفداران جنبش سبز نیز نهم دی ماه را که به تمامی نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم و همواره به یاد داشته باشیم که حقارت جائران در این روز از جمله اموری است که هرگز نباید از یادها فراموش شود چرا که فریاد و خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید آن هنگام که پیروزمندانه باده ی فتح می پیمود چنان او را رسوا ساخت که تا امروز نیز کوس آن به گوش می رسد.

این روز “نکبت استبداد دینی” همچنین علاوه بر آنکه نشانه ای است از عجز مستبدانه حکایت از شکوه عظمت جنبش سبز ملت ایران نیز دارد چرا که بی شک یکی از عوامل بر پایی نمایش مضحک و رسوای نهم دی88 را باید در حسادت مستبد ایران نسبت به راهپیمایی ملی میلیونی هوادران جنبش سبز به ویژه روز 25خرداد همان سال جستجو کرد. در واقع برگزار کنندگان مراسم نه دی که به خوبی از عدم اعتماد به نفس ولی فقیه خود آگاه بوده اند با ترتیب دادن این نمایش قصد داشتند به هر شکل ممکن عقده عمیق بخل و حسادت و کینه توزی خود را اطفاء نمایند که البته داغ جنبش سبز آن چنان است که برگزاری صد نه دی دیگر نیز علاج کار نخواهد شد.

اما مستبد امروز ایران و دستگاه تحت امرش به واقع از این یوم الله سازی در پی چه هستند که هنوز پس از سه سال تمامی قوای خویش را بسیج می کنند تا این روز را گرامی دارند؟ پاسخ از نظر این جانب برای آنان که اندکی با تاریخ استبداد در ایران به ویژه در دوره معاصر آشنایی دارند به راحتی قابل درک است.

مستبد همه چیز دارد جز مشروعیت مردمی، مستبد می داند که اگر تمام امکانات و دارایی های کشور را نیز تیول خود سازد آنچه او همواره فاقد آن است پذیرش از سوی قاطبه ملت است بنابراین کوشش در جهت ارایه وجهه ای مردمی و مقبول عموم در صدر برنامه ها و آرمان اوست. مستبد همچنین بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.

پس از کودتای 28 مرداد، رژیم پهلوی به راهی رفت که در آن همه چیز کسب کرد جز مشروعیت. محمدرضا پهلوی که از پشت گرمی دشمنان خارجی رهبر جنبش ملی یعنی دکتر محمد مصدق نیز بهره مند بود پس از کودتا قدم به قدم جلو آمد و بساط استبداد خود را چنان گسترد که دیگر اثری از نظام پارلمانی نیم بند مشروطه به جای نماند. شاه کوشش می کرد تا به ازای از دست دادن مشروعیت حکومت اش به واسطه ی آنچه پیشرفت و توسعه سریع اقتصادی می پنداشت با تامین رفاه و بهبود وضع معیشت مردم و کارآمد جلوه دادن حکومت کودتایی خویش رضایت عمومی را به دست آورد اما همگان دیدند که چگونه تمامی آن تلاش ها و فعالیت ها از آنجا که بر بنیان فاسدی نهاده شده بود، سرانجامی در پی انقلاب اسلامی و ضد استبدادی سال 57 فرو پاشید و حکومت نامشروع کودتایی سرانجام سرنگون شد. وضع امروز جامعه ما نیز از این جهت مشابه به آن دوران است.

کودتاگران پس از کودتای 22 خرداد علیه آرای عمومی و ارتکاب جنایات گسترده از کشتار گرفته تا حبس تمامی مخالفان و منتقدان، امروز پس از سه سال و نیم به هر طرف که روی می کنند با بحران مواجه اند. نظام از جامعه جهانی طرد شده است و سنگرهای او در خاورمیانه یکی پس از دیگری از دست رفته است. انسجام ظاهری چاکران دربار به پریشانی محض بدل گشته و هر چه فریاد وحدت بر سر آنها می کشد گویا گوشی برای شنیدن وجود ندارد. بحران اقتصادی و معیشتی به مراحل دشوارتری وارد شده و عدم کار آمدی که اکنون مبتنی بر کودتا هم شده است تصویری دایمی برسر سفره اقشار مختلف مردم است. این بحرانها و افزون تر از آنها که سخن از آن مقصود این نوشتار نیست همچنین روز به روز عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. حاکم جائر نیز همانند محمدرضا شاه مخلوع به خوبی می داند که منشاء تمامی این بحران ها و گرفتاری ها در عدم مشروعیت نظام اوست اما او نیز مانند دیگر مستبدان شهامت و درایت لازم برای بازگشت از مسیری که رفته است ندارد و از این رو می کوشد بدون پرداختن به اصل موضوع با توسل به شیوه های نخ نما و مندرس، مشروعیتی دروغین برای خود فراهم سازد که 9 دی از جمله آنهاست و همچنین است ادعای انتخابات آزاد.

هفت سال پس از کودتای ننگین 28 مرداد بحران اقتصادی که در سال های 38 و 39 به اوج خود رسیده بود محمدرضای شاه مخلوع را بر آن داشت که در آستانه انتخابات مجلس بیستم اعلام کند که انتخابات به صورت آزاد برگزار خواهد شد. با این همه در حالی که رهبر منتقدان و مخالفان یعنی دکتر مصدق در حصر خانگی بود و احزاب و چهره های منتقد امکان هیچگونه فعالیتی نداشتند این ادعا گزافه ای بیش نبود. شاه مخلوع به جای آنکه مشکل خود را از طریق مذاکره و واگذاری قدرت به منتخب واقعی ملت و اصلی ترین مخالف یعنی، “زندانی احمدآباد” حل کند، اندکی بعد در مرداد 1339 در گفتگویی منظور خود را از آزادی انتخابات توضیح داد، اظهاراتی که مطالعه مجدد آن عبرت آموز است ونشانی است از روحیه مشترک وحقارت مستبدانی چون پهلوی دوم و ولی فقیه امروز. شاه در آن مصاحبه گفت: “…در قسمت انتخابات فعلا آزادی به حدی رسیده است که بعضی ها گذشته را به کلی فراموش کرده اند و فکر می کنند که مردم ایران خیلی زود همه چیز را از یاد می برند. البته مردم بدین قبیل افراد و اظهارات آن ها با نظر مزاح و شوخی نگاه می کنند ولی واقعا برای همه کس روشن است که اوضاع سال های 1329 تا 1332 (اشاره به جنبش ملی نفت و نخست وزیری مصدق) دیگر در مملکت قابل تکرار نیست…”

مشابه این عبارت را همین روزها بسیار می شنویم.

اعوان و انصار ولی فقیه و شخص وی که از هم اکنون خود را برای مهندسی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده آماده می کنند دایما دم از آزادی انتخابات می زنند و وعده مشارکت حداکثری مردم در آن رای می دهد که نشانه ای خواهد بود از مشروعیت نظام استبدادی، اما رهبری نیز این نکته را از قلم نمی اندازد که انتخابات آزاد است مگر برای اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز. مستبدانی که هر روز ادامه حکومتشان برگ سیاهی است در تاریخ این مملکت و نیز ورقی دیگر در کارنامه جنایاتشان، عوض آنکه بر صفحه تلویزیون ظاهر شوند و عذر تقصیر به پیشگاه ملت آورند و خود را تسلیم محاکمه ای عادلانه و ملی نمایند، به رهبران سرافراز جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی که قریب دو سال را در حبس غیر قانونی و ظالمانه به سربرده اند پیغام می دهند که توبه کنند و فعالان اصلاح طلب غیر زندانی را کرارا به نهادهای امنیتی فرا می خوانند که بایستی از موسوی و کروبی تبری بجویید. در جریان همان انتخابات به اصطلاح آزاد مجلس بیستم نیز دربار می کوشید با آن دسته از فعالان جبهه ی ملی که با مصدق مرزبندی می کردند مذاکره کند و جواز شرکت ایشان در انتخابات را پس از اطمینان از وفاداری آنها به شاه به دست آنها بدهد. پدیده ای که امروز نیز به همان شکل در فضای سیاسی کشور در جریان است، موضوع اصلاح طلبان بدلی که از مدت ها پیش در محافل و رسانه ها طرح شده است به درستی اشاره به چنین رویکردهایی دارد.

اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند. قابل پیش بینی است که دربار آقای خامنه ای به عنوان ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند. با این همه همچنان که در بوق و کرنا کردن روز نکبت استبداد دینی (نهم دی) مرهمی بر زخم پر عفونت عدم مشروعیت نمی گذارد، برگزاری چنین انتخابات فرمایشی نیز دوای درماندگی استبداد نخواهد بود.

رهبر کنونی نظام کودتایی باید بداند که بدون تن دادن به مطالبات سیاسی و اجتماعی جنبش سبز به عنوان فراگیر ترین و موثرترین نیروی سیاسی مخالف و منتقد وضع موجود توانایی حل بحران های متعدد پیش رویش را ندارد. وی بایستی از تاریخ درس بگیرد و متوجه شود که کودتای 22خرداد و جنایات پس از آن را نمی توان درزگرفت و دور زد.

آقای خامنه ای اگر واقعا به دنبال حل بحران هاست بایستی نسخه ای که برای فلسطین و سوریه می پیچد را خود عملی سازد.

گفتگوی ملی و راهکارسیاسی در کنار انتخابات و رفراندم آزاد جهت نمایش خواست و اراده ملی دوای درد ایران امروز است. برای او بهتر است به جای آنکه بر طبل دروغین انتخابات آزاد بکوبد به حصر و حبس مخالفان خود از جمله رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی پایان دهد و معضلات خود را با مهمترین و جدی ترین مخالفان و منتقدانش حل و فصل نماید که در این صورت دیگر نیازی به ناز و کرشمه پنهانی و خط و نشان کشیدن علنی برای جامعه جهانی و غربی ها نخواهد بود.

از سوی دیگر دمکراسی خواهان و طرفداران حاکمیت ملی که امروز ذیل چتر متکثر و متنوع جنبش سبز گرد آمده اند در مواجه با انتخابات آتی حتما به دور از تشتت و افتادن در دام فریب های ریاکارانه جبهه استبداد می دانند که راه دشوار تحقق دمکراسی بدون قید و شرط و متضمن حقوق بشر بعنوان هدف نهایی جنبش سبز، مسیری طولانی است که مقطع انتخابات ریاست جمهوری بهار آینده تنها یک منزل از آن است و مبارزه بی وقفه مبتنی بر جنبش اجتماعی و تنیده شده در زندگی با امید و آگاهانه شهروندان شهروندان هوادار پیش و پس از این انتخابات همچنان ادامه خواهد داشت.

ما أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ انیب

سوره هود آیه 88

تا آنجا كه بتوانم جز اصلاح نمى‏ خواهم، و توفيق من جز به [اراده‏] خداوند نيست، كه بر او توكل كرده‏ ام و به او روى آورده ‏ام‏.

ابوالفضل قدیانی

زندانی اوین بند 350

دیماه 91


  • ایران زنده باد

    اینقدر این مرد محکم و با ریشه حرف می زند نمیتوان جای خالیه ای پیدا نمود .
    درود بر قدیانی

  • من

    کاملا موافقم. ما روز نکبت استبداد دینی را هر ساله تا آزادی ایران عزیز برگزار خواهیم کرد. می تونیم مثلا در این روز سیاه بپوشیم.

  • حسین

    رهبر دیکتاتور ;یک دفع دیگر هم پشت دین وامام حسین مخفی شدی البته بطور موقت بترس

  • مهدی

    اقای قدیانی مرد شچاع لطفا یه نامه هم به خاتمی بنویس وکمی شجاعت ونترسی به ایشان یاد بده

  • صادق

    درود بر ابوالفضل قدياني كه اين چنين تمام قد جلوي ظالم ايستاده.
    در حيرت شجاعت اين مردم كه اينگونه در زندان هم ظالم را رسوا ميكند.
    مطمئنا همان گونه كه خامنه اي هم گفت اين روز در تاريخ ماندگار خواهد شد اما نه بعنوان “حماسه” بلكه به عنوان “روز نکبت استبداد دینی”

  • صادق

    “مگر نه آن که تا سال ها پس از عاشورای حسینی امویان روایت ها جعل می کردند در فضیلت شادمانی و سرور در ایام عاشورا، جشن ها بر پا کرده و مدیحه سرایان شان جنایت را “حماسه” وصف می کردند”
    تعبير واقعا زيبايي بود

  • saber 22

    قلم به معنای اخص کلمه عاجز و ناتوان در مقابل این جسارت و مرزبندی ، فقط سرفراز باشی مبارز سبز

  • حاجی

    این دیکتاتور از محرم وعزاداری مردم خیلی میترسد به طوری که در مجالسی که تعداد مدعوین چشمگیر است طبقه یک پروژه وسیع مداحان(البته نه مداح اهل بیت ع)مزدور را صاحب مجلس کرده و مداحان محلی وسنتی را به حاشیه رانده که مدح دیکتاتور گویند و در مواقع لازم وضروری تربیون را در اختیار داشته ومانند حوادث پس از عاشورای 88 مسائل را به نفع خود وارونه جلوه دهند

  • Ali Tehranchi

    با همه اخترامی که برای ایشان قائلم ولی این پیشنهادشان به مثابه بستن باب گفتگوست و آن را رد می کنم!!!

    • Ardavan

      آقای تهرانچی، گفتگو با کی؟ با شکنجه گران، آدم کشان یا با رهبری که با بی لیاقتی و سیاست های غلط و خود کامانه اش ، میهن را به مرز فرو پاشی و شاید هم جولانگاه تاخت و تازبیگانگان کشانده است! گفتگو با مشتی غار نشین که از اقتصاد و منافع ملی چاپیدن غارت ملی را فهمیده اند؟ از ان گذشته چه کسی میخواهد این گفتگو را پیش ببرد؟ آنان که شایستگی این کار را دارند یا در زندانند یا آواره؛ امید وارم منظورتان افراد ترسو و بی پرینسیپی نباشد که که اگر ایران ویران شود و ملت به گدایی بیفتد آنها برایشان مهم حفظ نظام است

      • Ali Tehranchi

        برادر گرامی حرف های شما درست ولی ما نباید باب گفتگو را ببندیم. چطور ما حاضریم با آمریکا و روسیه مذاکره کنیم اینا که هموطنان ما هستند. باب گفتگو که بسته بشه تونل وحشت خشونت آغاز میشه!!!

        • Ardavan

          آقای تهرانچی شما انگار در یک کشوری زندگی میکنید که هر چیزی سر جای خودش و با سامان خودش کار میکند. والی من درباره میهنم ایران سخن میگویم، میهنی که در ان افراد را به خاطر نوشتن در یک وب سایت با ١٠ نفر بازدید کننده در روز؛ ، صرفن به دلیل طرح پرسش بازداشت میکنند و چند روز پس از ان جنازه متلاشی شده او را با توهین و تهدید به خانواده اش تحویل میدهند و کسی هم مسول نیست. …آقای تهرانچی در کشوری که رهبرش بدون دادگاهی کردن و اعلام اتهامی رسمی کسی که بیش از ٢٤ میلیون رای مردم را پشت خود دارد را زندانی میکند و با یک فرمان پس از کودتا، اوباش رژیم را رسما برای کشتن منتقدین آزاد میگذارد؛ و باقی رویداد ها روشن است. خوب، در این شرایط بودند کسانی همچون خاتمی که کوشش فراوان کردند تا شاید راهی برای باز کردن دریچه ای بین مخالفان و رژیم بیابند. اما نتیجه این شد که آنها در سرکوب جنبش سبز جری تر شدند. گفتگو بین کشور ها معمولا بر سر منافع ملی یا در چارچوب مصالح ملی انجام میشود گفتگو بین مخالفان و یک رژیم بر سر تقسیم قدرت است ؛ چنین گفتگویی با رژیم ضد ملی کنونی اساسا غیر ممکن شده است، چون رژیم ایدولوژیک کنونی پای بند به منافع ومصالح ملی نیست و چسبیدن به قدرت و چاپیدن کشور به هر شکل ممکن در کمترین زمان سیاست مسولین حکومتی است؛ چنین حکومتی با مخالف گفتگو ندارد بلکه از مخالف تنها سرکوب آنرا میفهمد؛ این رژیم نشان داده است که که با ایران و دارایی های ان به سان یک اشغالگررفتار میکند؛ آقای تهرانچی این گفته شاعر بزرگ ما حافظ هر روز جلو بیشتری مییابد که گفت: یارب مباد که گدا معتبر شود ؛ گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود وقتی یک روضه خوان در یک فراز اجتماعی نا بهنگام یک شبه آیت الله و بعد هم مالک جان و مال و روح یک ملت میشود، مصداق همین شعر زیبا میباشد؛ چنین فردی دیگر پس از مدتی خود خدا خواهد بود نه کمتر. از این روی قاتلان خدمتکار میشوند و ایران دوستان و ملت گرایان دشمن و فتنه گرو بادام چیان های ….غارتگر و مبتکر پشت صحنه قتل های زنجیره ای هم تحلیلگرو نظریه پرداز، سرنگون شی روزگار که چنین ما را به زمین سرد چسباندی

  • Siavash

    درود بر شرفت

  • جنبش سبز ناگزیر پیروز است

    “مَرد”ی از خویش برون آمد و کاری کرد.
    درود بر ابوالفضل قدیانی

  • Mohsen

    خدایا ترا شکر میکنم که زمانی زندگی میکنم که اگر حسین در میان ما نیست، حسینیان هستند که با فریاد آزادی خواهی خود بر سر و روی امویان، حجت را بر ما تمام کنند. افتخار میکنم در ایرانی زندگی میکنم که مردانی مانند قدیانی و تاجزاده علم مبارزه با ظلم و فساد طاغوت را در دست دارند.
    خداوندا این نیکان و بی پناهان روزگار را در پناه خود حفظ کن که سرمایه واقعی کشور ما هستند و در شبهای تاریک حکومت رجاله ها، چراغ و نقشه راه بسوی جامعه توحیدی خالی از بت و بت پرستی اند.
    خدایا! نیک میبینی که منادیان توحید در سیاهچال های مستکبران و فراعنه اسیرند. مگذار کامهای تشنه ما از زلال کلام و منش آنها محروم بماند.
    امین یا رب العالمین.

  • Alnoori4433

    دراينكه اقاي قدياني درست مي فرمايندهيچ شكي نيست وليكن اگرمقدوراست كمي بيشترتوضيح داده شود كه يعني قبل از سال ٨٨ ظلمي نبوده ويه دمكراسي ايده ال يه كمكي دمكراسي نيم بندي بوده واب تودل هيچكس تكون نمي خورده بجز يه مشت روشنفكرغربزده اي زيادي خواه كه اين مبارزنستوه حال امروزايران وبا ٣٠ سال ياحتي مرداد ١٣٣٨ مقايسه مي كنند.

    • MIR2012

      دوست عزیز و همراه سبزم! هیچکس منکر اشتباهات گذشته نیست ولی همانطور که میر عزیزمان گفتند باید در عین به هوش بودن در نگاه به جلو و آینده گوشه چشمی هم به گذشته داشته باشیم که آن اشتباهات دیگر تکرار نشود به طوریکه آینده را نباید فدای اشتباهات گذشته کرد.

  • Islammihandoust

    درود بر سرو راست قامت ایران ابوالفضل قدیانی که بحق عمق بصیرت خود را در این پیشنهاد نشان داده و روز نهم دی یعنی روز نکیت استبداد دینی در تاریخ آفتخار آمیز ایران امروز و فردا به نام ایشان رقم خواهد خورد.

  • سبزم

    چه زيباست كه انسان فقط از خداي خود ترس داشته باشد و اينقدر شجاعانه در برابر باطل بايستد. درود خداوند بر تو.

  • نااار

    زنده باد قدیانی

  • ali

    به سران رژیم پشنهاد شود جمهوری اسلامی را به رای بگذارند
    تا محبوبیت و یا عدم محبوبیتشان محک بخورد

  • MOJY

    واقعا آدم از این اظهار نظرها نمی دونه چی بگه ! دیگه شاخم روش نمی شه در بیاد !

    یه ضرب المثل معروف هست که می گه : کسی رو که خواب هست میشه بیدارش کرد، اما کسی که خودش رو به خواب زده …

  • Emad11

    طیب الله انفاسکم واقعا مردی رک و راست زدی تو برجکشون .

  • امیر

    کاش خاتمی ورفسنجانی یک اپیسیلیون شجاعت این آزادمردراداشتند
    روزنکبت ازاین بامسمی ترنمیشه
    خداحفظت کنه هم این ازادمرد وهم دست اندرکاران سایت محترم کلمه که نظرات کاربران رامنتشرمیکنند

  • hassan

    ببرای شماآرزوی سلامتی روز افزون از ایزدمنان خواستارم و به امید رهائی هرچه زودترشماودیگرمحبوسین در بند350وهمچنین زندانیان عقیده وتفکردرسراسر ایران عزیز.09/10/1391

  • حمید

    چطوری از زندان این نامه ها بیرون می آد ؟

  • محمدامین

    1) درود به مجاهد نستوه، قدیانی عزیز! سخنان این مرد بزرگ که ناشی از باور عمیق او به اموزه ها و ارزشهای اصیل و والاست ، همچون صاعقه، پایه های بیداد استبداد و “یزید زمان” را به لرزه در می اورد و پریشان میکند! سخنانی حق و منطبق با واقعیت! شجاعت و اخلاص این مرد، ستودنی است! 2) نام نهادنِ 9 ساندیسی دی، به روز ” نکبت” نامی است با مسمی ، زیبنده و پسندیده! همه ی سبزها باید تلاش کنند و این نام را با جدیت تبلیغ کنند تا در تاریخ برای همیشه باقی بماند! تنها راه مقابله با استبداد اموی دینی معاصر، افشاگری های زینب گونه است! تبلیغات دروغ رسانه های جائر زمان با این افشاگری ها همچون کف بر روی آب محو خواهد شد! ما باید با باورهای عمیق خود با اتکال به خداوند و اتکا به امید به مبارزه با حاکمیت جهل و جور بپردازیم! حاکمیتی که سرمایه ای جز “دروغ” چیزی در انبان ندارد! 3) خامنه ای بعد از ارتکاب ان همه جنایت و فجایع میخواهد از طریق تریبونهای دروغ خود، خود را تبرئه و جشن و پایکوبی راه بندازد که جواب ابوالفضل گونه ی قدیانی جواب محکم و دندان شکنی است با او که بیش از این خود را رسوا نکند! روز عاشورای 88 سبزهای عزادار که از این روز الهام گرفته بودند، این روز را به نیکی پاس داشتند و ” یزید زمان ” را خوار و ذلیل ساختند! این روز را سبزها حرمت نهادند و به ان عشق ورزیدند، عاشورا روزی است که همه ازادگان جهان ان را پاس میدارند! در این روز(عاشورای88) اگر گوشه کناری ، حرمت نهاده نشده است، مطمئنا اقدامی رذیلانه و مزورانه از سوی عوامل “یزید زمان” بوده است! یک سیز عزادار، عاشق حسین(ع) است و چگونه است که حرمت ننهد؟ اصلا و ابدا! انکس که حرمت ننهد که دیگر سیز نیست که قطعا عامل “یزید زمان” است! سبز بودن یعنی در راه حسین(ع) بودن و بیعت ننمودن با یزید زمان! امثال صدیقی(کذابِ جعال) باید در چشمان خود خاک بپاشد که چشمش را از واقعیتها بسته و غلام وار جون عبدذلیل، خدمتگزاری “یزید زمان” میکند و در جایگاه نماز جمعه اینگونه خود را رسوا میکند! اشکی تمساح و دروغین بر اتفاقی نیفتاده! ننگ، هزران ننگ بر اینگونه انسانهای رذل و پست! حیف است نام اینگونه افراد را انسان نهاد! جای اینگونه افراد در ان سرا، قعر جهنم است! نور بر ظلمت پیروز است! اندکی صبر سحر نزدیک است!

  • محمدامین

    الیوم یوم النکبه

  • Ali Tehranchi

    وقتی یک گروه گردهم آیی یک گروه را روز نکبت بنامد یعنی آنها را نکبت بار می داند. شما همانطور که از زده شدن برچسب فتنه گر به معترضین ناراحتید نباید به دیگران هم برچسب بزنید. من استواری آقای قدیانی را می ستایم ولی ما نباید کاری که فلسطینی ها در مورد غاصبین صهیونیست کردند را در مورد هموطنان خود کنیم!!

  • Est4598

    سرانجام حکومت دینی استبداد و فساد است بدون شک.
    شماها از آغاز اسلام را ببینید حکومت محمد چه شد؟
    چون رییس حکومت خود را به یک منبع لایزال از قدرت یعنی همان خدا متصل می داند همین مایه فساد است و باعث میشود به خود اجازه دهد مخالفان را به شدت سرکوب کند.

  • متنفر از خامنه ای

    نهم دی = روز نکبت استبـــــــــــداد دینی ….

  • Mokram

    روز 9 دی 91 یاد اور روز نکبت استبداد و رسوایی استبداد دینی و نکبت روحانیون دین به دنیا فروش و دشمنان اول دین محمد رسول اله است .

  • Mokrad

    فقط 5 خط اول مقاله را خواندم دلم نیامد مقاله را تا اخر بخوانم مشتاق شدم قبل از مطالعه مجدد این ایه را به عنوان کامنت تقدیم ابوالفضل (قدیانی) علمدار کربلای میر حسین و کروبی کنم
    من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا اله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

  • Kianermia

    اندر اثرات سوختگی….تشت آب سرد پیشنهاد می کنم

  • ناظر

    چو تیره شود مرد را روزگار
    همه ان گند گش نیاید به گار
    با گم شدن درامد نفت و خالی شدن گیسه مقام عظما ، ترتیب دادن برنامه های برامده از نبوغ متفگران رویش یافته در زمان امام خاضر هم ته خواهد گشید . هر چند گه بقول سعدی ، چو تیره شود …..

  • Irani_mehdi

    بسیار عالی بود. جناب قدیانی! به عنوان یک جوان ایرانی، شما را از عمق اطلاع جوانان آگاه میکنم. جوانان، بسیار روشن و صریح خواست خود را میشناسند و ذره ای از تحقق آن کوتاه نخواهند آمد.

    … و آماده ایم که به دستور میرحسین، انتخابات 92 را آزاد کنیم.

  • Irani_mehdi

    مثل شیره ابوالفضل قدیانی. نعره اش لرزه به اندام نحیف دیکتاتور میندازه.

    آری، مقطع انتخابات 92 یک منزل از مبارزه است، و ممکن است، جنبش سبز در همین منزل کار دیکتاتوری را یکسره کند.

  • Bijorizi

    درود بر تو مرد شجا. ما هم با روز نكبت ناميدن ٩ دى موافقيم.

  • Nikoo100

    برازنده ترین نام برای این روز “روز نکبت استبداد دینی”

  • آق مرتضا

    خانم گرامی من این نامه آقای قدیانی را به سبب اظهار نظر شما که فرموده اید “ادبیات تندی است” بار دیگر با دقت خواندم و مفهوم یا واژه های تندی در آن نیافتم. فراموش نکنید که با با دشمنی قدار و آدم کش و قاتل سرو کار داریم که به عمد می کشد و بعد ادعا می کند که آنها براثر سنکوپ و ترس از زندان جان باخته اند. با این افراد باید با زبان و ادبیات خودشان روبرو شد که ما هنوز آنرا آغاز نکرده ایم. به عبارت دیگر با حیوان باید مانند حیوان رفتار کرد.این بهانه هم پذیرفته نیست که درآن صورت فرق ما با آنها چیست. امروزه باید دست به عمل متقابل زد. درست مثل دنیای دیپلماسی که وقتی کسی را بعنوان عضو نامطلوب بیرون می کنند، کشور مقابل نیز همان کار را متقابلا انجام میدهد. چشم در برابر چشم

  • من بزعم خود روزنکبت روزی رامیدانم که زندانیان سیاسی را بطور دسته جمعی به بیداد گاه فرمایشی مانند آوردن اسرای کربلا در بزم عیش یزدمیدانم که هدف حاکمیت تحقیر شخصیت ها وزهر چشم گرفتن ازملت ایران بود