سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دلنوشته یلدایی فرزندان مهدی خزعلی: طولانی ترین شب را در سلولی نمور چگونه سپری کردی...

دلنوشته یلدایی فرزندان مهدی خزعلی: طولانی ترین شب را در سلولی نمور چگونه سپری کردی؟

چکیده :با گذشت نزدیک به دو ماه از بازداشت مهدی خزعلی که در سرای اهل قلم صورت گرفت، تاکنون این خانواده موفق به دیدار وی نشده اند. مهدی خزعلی که تاکنون شش بار بازداشت شده است، آخرین بار پس از ۷۰ روز اعتصاب غذا با قرار کفالت آزاد شد....


کلمه- گروه خبر: با گذشت بیش از پنجاه روز از حبس انفرادی مهدی خزعلی، فرزندان وی در دلنوشته ای جای او را در کنار سفره شب یلدا خالی کرده و نوشته اند: چگونه می توانیم در خانه ای گرم و راحت بنشینیم در حالیکه می دانیم بابای عزیزتر از جانمان در سلولی انفرادی،نمور و سرد، با پتویی پوسیده طولانی ترین شب سال را صبح می کند.

فرزند مهدی خزعلی، نویسنده و فعال سیاسی منتقد محبوس در زندان اوین در گفتگو با کلمه گفته بود: پدرم در تماس کوتاهی که داشتند بیشتر نگران خانواده بودند و اینکه الان در سلولی هستند که خودشان به مستراح از آن یاد کردند، به طول ۲ متر و عرض یک متر. و در وسط آن یک دستشویی فرنگی است و کف آن مرطوب است طوری که یک پتو اضافه تر زیر می اندازند تا کمتر خیس بودن زمین آزارشان دهد و بوی تعفن فاضلاب هم سلول را پر کرده است.

با گذشت نزدیک به دو ماه از بازداشت مهدی خزعلی که در سرای اهل قلم صورت گرفت، تاکنون این خانواده موفق به دیدار وی نشده اند. مهدی خزعلی که تاکنون شش بار بازداشت شده است، آخرین بار پس از ۷۰ روز اعتصاب غذا با قرار کفالت آزاد شد.

در حالی که در حبس پیشین این زندانی سیاسی، خانواده آیت الله خزعلی پیگیر آزادی او بودند، روز گذشته برادر کوچک مهدی خزعلی، محمدحسین (سمیر زند) در گفت و گویی با نسیم اظهار داشت: پدر من در ابتدای موضع گیری های مهدی بارها تلاش کرد که وی رویه خود را اصلاح کند اما بعد از اینکه مشاهده کرد مهدی قضد اصلاح ندارد از وی قطع امید کرد.

برادر مهدی خزعلی گفته است که وقتی به پدرم اطلاع دادند که ظاهرا مهدی اعتصاب غذا کرده، حاج آقا گفتند حتی اگر اعتصاب غدا بکند، حتی اگر از این اعتصاب غدا هم بمیرد من کاری با وی ندارم، نه حمایتی می کنم، نه سفارشی می کنم، نه پیگیر کارش هستم.

اینک همزمان با شب یلدا فرزندان مهدی خزعلی که طی پنجاه روز گذشته با پدر خود ملاقاتی نداشته اند، نوشته اند:

بابای مهربانم…

امشب، شب یلداست، طولانی ترین شب سال،ما شب یلدا را همیشه با جمع شدن فامیل کنار هم و صحبت های شیرین به یاد می آوریم.ولی امشب چگونه می توانیم در خانه ای گرم و راحت بنشینیم در حالیکه می دانیم بابای عزیزتر از جانمان در سلولی انفرادی،نمور و سرد، با پتویی پوسیده طولانی ترین شب سال را صبح می کند.

چگونه می توانیم لب به غذا بزنیم در حالیکه ۱۴ روز است لب به غذا نزده است.

امسال شب یلدا بی تو، طولانی تر و سردتر است چرا که شمع وجود تو بود که به ما گرما می بخشید و برایمان شبی به یاد ماندنی می ساخت.

بابای خوب و عزیزم، بدان که امشب، گرچه جسمت اسیر است، اما تو همواره در کنار مایی.

به امید رهاییت


  • علی

    در دهه ۶۰ بودند بسیاری از جوانان که کوتاهترین شب سالشان به صبح نرسید، یادشان گرامی

    • ali

      دوست عزیزم قطار ازادی و عدالت و پیکار و مبارزه قطاری است که رو به جلو حرکت می کند شاید بیشتر همان شهیدانی که در سال ۶۰ به شهادت رسیدند جند سال قبل اقای خمینی را رهبر خود می دانستند و از او در برابر شاه دفاع می کردند این قطار ازادی و انقلاب در هر ایستگاهی از پله های ان گروهی بر ان سوار می شوند و هزینه می دهند تا روزی که حتما گروهی و نسلی هر چند با هزینه های بسیار به سر مقصد ان خواهند رسید انسان های پاک در این مسیر هرچند که در گذشته اشتبا هاتی داشته اند اما راه خود را از جهل و سیاهی جدا کرده و به این قطار سوار خواهند شد و ما نباید همدیگر را به خاطر گذشته مان سر زنش کنیم هرچند که باید درس هائی از ان گرفته باشیم