سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیانیه هفت زندانی سیاسی بند زنان اوین؛ اعتراض به خشونت و شکنجه جسمی و روانی در زندا...
» انتقاد از برخورد با شاهدان شکنجه ستار بهشتی؛ نگرانی از وضعیت نسرین ستوده

بیانیه هفت زندانی سیاسی بند زنان اوین؛ اعتراض به خشونت و شکنجه جسمی و روانی در زندان ها

چکیده :ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن عرض تسلیت به خانوادهٔ ستار بهشتی پیش از هر چیز مصرانه خواهان رسیدگی جدی و قانونی به موضوع مرگ ستار بهشتی و مجازات و معرفی عوامل اصلی این حادثه تلخ هستیم. بدون شک اطلاع رسانی صادقانه جهت آگاهی افکار عمومی از روند این پرونده و نتایج آن می‌تواند ضمانت اجرایی کوچکی برای عدم تکرار چنین جنایاتی باشد....


هفت زندانی سیاسی زن در بیانیه ای که درباره مرگ ستار بهشتی و نیز ابراز نگرانی نسبت به سلامت نسرین ستوده نوشتند خاطرنشان کرده اند: بدیهی است در کشوری که عاملان و آمران جنایت کهریزک بی‌آنکه مورد محاکمه قرار گیرند به مقام و منصبی جدید می‌رسند تکرار چنین فجایعی چندان دور از ذهن نیست.

به گزارش کلمه، این بانوان محبوس در بند زنان زندان اوین در بخشی از بیانیه خود تصریح کرده اند: برخورد‌ها با زندانیان بند ۳۵۰ نشان دهنده فقدان تفکر، عزم و برنامه نظاممند و ریشه‌ای برای مقابله با عوامل وقوع این جنایت است و ما را درباره وضعیت سایر زندانیان و از جمله هم بندیمان نسرین ستوده نگران می‌کند. نسرین ستوده بیش از دوهفته است که به بند ۲۰۹ منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

ستار بهشتی، وبلاگ نویسی که اوایل آبان ماه بازداشت شده بود پس از چهار روز بازداشت در اثر شکنجه در بازداشتگاه نیروی انتظامی درگذشت، این خبر چند روزی است که در صدر اخبار قرار گرفته و بار دیگر افکار عمومی را متوجه شرایط سخت و غیر انسانی حاکم بر برخی از بازداشتگاه‌های کشور کرده است. گویی هر بار باید فاجعه‌ای رخ دهد تا نگاه مسوولان کشور چند صباحی به نقض قانون و حقوق اولیه انسان‌ها در بازداشتگاه‌ها جلب شود.

ستار بهشتی اولین مورد مرگ اینچنینی نبوده و صد افسوس که احتمالا آخرین آن نیز نخواهد بود. زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، محمد کامرانی، اکبر محمدی، هدی صابر و… نمونه‌هایی از افرادی هستند که بر اثر عوامل متعددی چون سومدیریت و اعمال فراقانونی مسوولان جان خود را ازدست داده‌اند.

بدیهی است در کشوری که عاملان و آمران جنایت کهریزک بی‌آنکه مورد محاکمه قرار گیرند به مقام و منصبی جدید می‌رسند تکرار چنین فجایعی چندان دور از ذهن نیست.

درباره مرگ اخیر یعنی، در گذشت ستار بهشتی نیز مسوولان به جای تحقیق درباره علل وقوع این فاجعه دست به اعمال تهدید و فشار در بند ۳۵۰ زندان اوین زده‌اند و در این میان ابوالفضل عابدینی را چند روزی به زندان اهواز تبعید کردند و سایر زندانیان را تنها به دلیل شهادت به مرگ فجیع ستار تحت فشار قرار داده‌اند.

این برخورد‌ها با زندانیان بند ۳۵۰ نشان دهنده فقدان تفکر، عزم و برنامه نظاممند و ریشه‌ای برای مقابله با عوامل وقوع این جنایت است و ما را درباره وضعیت سایر زندانیان و از جمله هم بندیمان نسرین ستوده نگران می‌کند. نسرین ستوده بیش از دوهفته است که به بند ۲۰۹ منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن عرض تسلیت به خانوادهٔ ستار بهشتی پیش از هر چیز مصرانه خواهان تصویب قوانینی سخت گیرانه و اجرای بدون تنازل قوانینی هستیم که اعمال هر گونه خشونت و شکنجهٔ جسمانی و روانی را منع کند.

ما همچنین خواهان رسیدگی جدی و قانونی به موضوع مرگ ستار بهشتی و مجازات و معرفی عوامل اصلی این حادثه تلخ هستیم. بدون شک اطلاع رسانی صادقانه جهت آگاهی افکار عمومی از روند این پرونده و نتایج آن می‌تواند ضمانت اجرایی کوچکی برای عدم تکرار چنین جنایاتی باشد.

امضا کنندگان:

فائزه هاشمی، نازنین دیهیمی، ژیلا بنی یعقوب، حکیمه شکری، ژیلا کرم‌زاده مکوندی، شیوا نظر آهاری و بهاره هدایت


  • Mehr_sad79

    آقای خامنه ای۳۳سال است که نظام جمهوری اسلامی برپا شده و عجب بلای آسمانی بر ایران ومردم ایران نازل گردیده! در این مدت از هیچ ظلمی دریغ نشده، از رعب و وحشتی که ماموران امنیتی نظام شما با احظار وتحدید مردم در جامعه به وجودآوردند….تا قطع دست وپا و اعدامها که توسط دستگاه قضایی اجراء می شود. به راستی نام سلاخ خانه بر این دستگاه قضائی برازنده نیست؟ خبر اعدام ۱۰نفر از افراد جامعه درتاریخ۱آبان ۹۱مُنتشر گردید وعجب خبر تکان دهنده ای! در یک روز جان ۱۰نفررا گرفتند واقعا یک نوع ننگ است، این ننگ از دست هر نظامی بر نمی آید جز نظامهای دیکتاتور وآدمخواری چون نظام جمهوری اسلامی! وباز در نظامهای دیکتاتور نظام شما یک الگو به تمام معنا در خونریزی و خونخواری است. آقای خامنه ای افراد جامعه دستگیر می شوند آنقدر شکنجه میشوند تا به گناه نکرده اعتراف کنند! افراد دستگیر میشنود در شکنجه گاهای شما با آتش سیگار بر،بدن آنها داغ گذاشته میشود، بر روی نرده های آهنی که زیر آن شعله برافروخته شده نگه داشته میشوند، سر افراد را در مستراح پر شده از مدفوع فرو می کنند تا به گناه کرده و ناکرده اعتراف کند! بعد احکامی که بر روی این اعترافات اعلام می گردد احکام شرعی  واعلام اجرای دین خدا را می گیرد! آخر این چگونه خدا و چگونه دینی است که شما آن خدا را عبادت ، آن دین را اجراء می کنید که جز ریختن خون انسانها چیزی را نمی خواهد؟ این چگونه دینی است که به شما اجازه هرگونه رفتار را برای اعتراف کردن افراد قبول می کند؟ آیا این دین خدا است یا رفتاری خشونت آمیز به اسم دین خدا برای ماندن برسر حکومت؟
    آقای خامنه ای بنده به عنوان یک ایرانی شما و دستگاه قضایی شما یا همان سلاخ خانه شما را از هنرمندان در هنر آدمکشی می دانم، باور کنید شما را هنرمند می دانم. چندین بار خانواده این زندانیان از نوشتن نامه تا تجمع در جلو کاخ شما و خواهش برای تجدید نظر در احکام عزیزان خود اقدام کردند، جواب شما چه بود؟ شما که خود را امیرالمومنین و نائب برحق خدا می دانید، شما که خود را عاشق ملت می دانید و دستبوسی خود را عشق دوطرفه بین ملت ومسئولین می دانید، چند بار برای گفتگو با این خانواده ها و یا جواب دادن به نامه این خانواده ها وبسیاری چون آنها تلاش کردید؟ تا به حال سیلی از نامه ها و رنجنامه زندانیان و خانواده آنها به طرف کاخ شما روان شده، چند بار رعفت شما شامل حال این افراد گردیده؟ آیا این یک هنر نیست یک هنرنمایی در زجر دادن ملت و آدمکشی نیست؟ آیا حکمها و طریقه گرفتن اعترافات را قبول دارید؟ اگر قبول دارید چرا اعلام نمی کنید اینگونه رفتار را قبول دارید و خود نیز بخاطر این همه بی کفایتی که باعث ویرانی ایران و به وجود آمدن این همه فساد شده به زیر بار آن شکنجه ها نمی روید؟ اگر قبول ندارید چرا ابراز ندامت نمی کنید و از این قدرت طلبی خود دست بر نمی دارید؟ این چه حکومتی است که ادعای اجراء عدالت خدایی ونوکری مردم را دارید ، اما حاضر به دل کندن و رها کردن این قدرت ونوکری نیستید؟
    آقای خامنه ای اگر تمام این حکم های اجراء شده صحیح باشد، تمام اعترافات به راستی و بدون هیچ شکنجه ای گفته شده باشد، در این میان هیچکدام از آن افراد گناهکار نیستند! گناهکار واقعی شما وسران بی کفایت این نظام هستید؟ آقای خامنه ای اگر در جامعه اقتصاد رونق داشت، فضای اجتماعی جامعه برای تفریح و تخلیه هیجانات مردم باز بود، چرا باید انسانی دست به سرقت ویا فروش مواد مخدر بزند؟ چرا باید انسانی متعرض به ناموس دیگری گردد؟ حال اگر با واقعیت بنگرید می بینید، هیچکدام از افراد کشته شده تخصیر نداشتند جز سران نظام !سران نظام به جای رونق دادن به بازار اقتصاد، به راکد کردن اقتصاد کشور پرداختند، بجای باز کردن فضای اجتماعی جامعه با بسته کردن این فضا خفقان را به راه انداختند. چگونه انسانی وقتی درنهایت فقر و تنگنا قرار گرفته وکاری برای تهیه مخارج خود و خانواده خود ندارد میتواند زندگی کند؟ اگر به شما و آخوندهای شکم فراخ ومنبر نشین شما باشد می گویید با دعا کردن تمام مشکلات حل می شود! اما ۳۳سال است این همه دعا کرده اید چرا ایران را در پرتگاه نیستی قرار داده اید؟ ۳۳سال است مردم را وادار کرده اید،خواسته های خود را بجای طلب کردن از نظام از امامزاده ها طلب کنند! خوب اگر امامزاده و خدا با دعا کردن کار خلق را، انجام می دهد، تشکیل دولت و نظام چه معنی دارد؟ شما چکار می کنید ؟ثروت ملت را بالا می کشید؟ اگر کار خلق را نظام باید راه بیندازد چرا تا این اندازه بی لیاقت و بی کفایتی در خود می بینید سکوت اختیار کرده وترک قدرت نمی کنید؟ تمام این احکام واین اعدام ها توسط سلاخ خانه نظام نه بخاطر اجرای عدالت بلکه برای ایجاد جو رعب و وحشت در دل ملت است! تا کسی سُخنی به شکایت نگوید! اما این همه ظلم تاکی؟
    آقای خامنه ای در زمان جنگ ایران عراق سرودی ساخته شده بود که می گفت: آمریکا ننگ به نیرنگ تو خون جوانان ما می چکد از چنگ تو، اکنون بعدا از ۳۳سال می بینیم خون نه تنها جوانان که خون ملت ایران از چنگ شما می چکد، این ننگ و نیرنگ شما است که دیگر از پرده برون آمده وعیان گشته!
    در آخر مطلبم سُخنی با همه احزاب درون مرزو برون مرز دارم. تاکی خنثی بودن وسکوت کردن؟ تاکی به اتحاد نرسیدن؟ تاکی امید به اصلاح واصلاح طلبی داشتن؟ تاکی جنگ شاه وشیخ علم کردن؟آیا این همه دعواهای سیاسی در این ۳۳سال کاری از پیش برای مردم بُرد یا هرچه بود پیشرفت درعمر نظام داشت؟ امروز به اتحاد برسیم تا فردا پشیمان گذشته برباد رفته نشویم
    زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران
    نویسنده ستار

  • علی

    کشش ندهید مگر چه شده است یکنفر مرده اینکه مهم نیست ، به من که توهین نشده ! پس کشش ندهید.

  • Mohammad-sadegh

    خواست این بزرگ بانوان ایران زمین خواست آحاد ملت ایران نیز هست  و ما از بیانیه زنان آزاد و سرافراز و ظلم ستیز اسیر دفاع می کنیم.

  • ژیلا فا ئزی

    کهنه اجاقی که آتشش ناتمام
    سوخته بود
    چشمش را غمگنانه به افق
    دوخته بود
    لب باز کردو گفت
    کجا پنهان گشته ای
    ای سرو نور
    در هوایت فکری ندارم
    جز خاک گور
    صدایی رسید از انتهای افق
    اندر سبوی طلب با نار و می
    زندانی ابر تیره شدم و
    دلتنگ زمانه ام
    ذهن آشفته  خواب ناخفته
    فضا مبهم است
    امان نمی دهدابر تیره
    تا سر کشم به شوق افق
    گفتا اجاق پیر هراست مباد
    گرچه مانده ایم سترون در گوشه ای
    از یاد مبر تندری که فرا تر از آتش است
     

  • Faryan

    از اوین و بازجو گر اری حس
    مردنت حتمی بود از استرس