نیروهای امنیتی میخواستند جنازه هاله سحابی را خودشان دفن کنند/ روایت عیسی کلانتری از روز شهادت هاله
چکیده :دیدم خانه محاصره است. محوطه و منطقه محاصره شده بود. من با نشان دادن کارت شناسایی وارد شدم و دیدم نیروهای امنیتی و قضایی با فرزندان مرحوم خانم سحابی به حالت درگیری رسیدهاند چون ماموران میگفتند شما حق تشییع جنازه ندارید و ما خودمان این کار را انجام میدهیم که خیلی غیرمنطقی بود. ...
عیسی کلانتری وزیر کشاورزی دولت هاشمی و دبیر کل فعلی خانه کشاورز از منتقدان سیاست های جاری دولت بشمار می رود. این چهره سیاسی در گفت و گویی تفصیلی با روزنامه قانون که قرار است متن کامل آن فردا منتشر شود، درباره طرح دولت وحدت ملی، حوادث بعد از انتخابات و موضع گیری اطرافیان مهندس موسوی سخن گفته و به بیان خاطره ای از دوران استانداری احمدی نژاد پرداخته است. او در این گفتگو همچنین روایتی از مرگ تا دفن هاله سحابی دارد و نقشی که در این میان ایفا کرده است.
وی در پاسخ به سوالی در این باره می گوید: ” من به توصیه کسی در این مراسم شرکت نکردم. داماد آقای سحابی (دکتر شامخی) که همسر خانم هاله سحابی بود سالها مشاور من بود و با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. من به دلیل دوستی در این مراسم شرکت کردم و موظف به شرکت بودم. من با آقای دکتر شامخی دوستی 30 ساله دارم. ایشان رئیس موسسه تحقیقات جنگل و مرتع بود زمانی که من رئیس سازمان جنگل و مرتع بودم. قبل از من هم مشاور وزیر کشاورزی بود و خود آقای سحابی هم انسان خوبی بود.”
کلانتری درباره بگو مگوی خود با ماموران هم می گوید: “خوب من آنجا وظیفه داشتم جلوی تندرویها را از هر دو طرف بگیرم. چون هم خانواده دکتر شامخی نسبت به من لطف داشتند و هم دوستان امنیتی میخواستند تندروی کنند. شاید بودن ما و بعضی از دوستان دیگر باعث شد مراسم با آرامش برگزار شد. بعضی از دوستان قضایی میخواستند حق را از خانواده شامخی بگیرند و میگفتند حقی نسبت به جنازه ندارند. ”
وی سپس ادامه می دهد: ” ساعت 11:30 فهمیدم که همسر دکتر شامخی فوت کردهاند و چون به تشییع جنازه آقای سحابی هم بدلیل تغییر ساعت نرسیده بودم به محض شنیدن این خبر ناگوار به سمت منزل آقای شامخی رفتم. از حدود ساعت 1 بعدازظهر در منزل آقای شامخی بودم .غرض اصلی ام عرض تسلیت بود. منزل آقای شامخی نزدیک دانشکده مدیریت در گیشا بود ، به همین دلیل من خیلی سریع رسیدم . دیدم خانه محاصره است. محوطه و منطقه محاصره شده بود.”
کلانتری خاطرنشان می کند: “من با نشان دادن کارت شناسایی وارد شدم و دیدم نیروهای امنیتی و قضایی با فرزندان مرحوم خانم سحابی به حالت درگیری رسیدهاند چون ماموران میگفتند شما حق تشییع جنازه ندارید و ما خودمان این کار را انجام میدهیم که خیلی غیرمنطقی بود. دیدم اگر دخالت نکنم ممکن است به درگیری بیشتری بینجامد. به هر حال این خانواده در یک روز دو نفر را از دست داده بودند. با معاون دادستان و معاون استاندار تهران تلفنی صحبت کردم بالاخره با صحبتهایی که با هر دو طرف داشتم جنازه ساعت 5 از منزل خارج شد و برای غسل به بهشت زهرا برده شد تا غروب طول کشیدو نهایتا ایشان شب در لواسانات دفن شدند.”














جالب اینجاست که جنازه ایشان را شبانه دفن کردند.
باید فاتحه ی حکومتی که از یک جنازه بترسد را خواند.
فقط ما مردم باید یکمی بجنبیم.
خدا رحمتشان کند
ولایت بمن انچه میتوانی این همه کینه این همه دشمنی این همه بدکاری چه دردی از ولایت و ولایت زاده حاجی مجتبای گوشه گیری حل کرده
ولایت تو که با روشن فکران محشوری بودی این شدی مجبتا جون ولایت عهد که با نقدی حداد سایر چماق داران همراه هست چه خواهد شد
ولایتی که از نسرین و بچه هایش نگدرد و یک روی مرخضی هم ندهد به این شیر زن معلوم هست تا نوک مغز در کینه و نفرت دچار هست و در یاس و نومیدی ولایتی که به ولی نعمت خود شیخ بهرمان و سید احمد این بکند وای به نسرین ها
جناب آقای عیسی کلانتری یادمان نمی رود که افشاگریهای شما در تلویزیون پیرامون آیت اللهی که بابت منافعش از واردات شکر در توسعه پروژه هفت تپه کارشکنی کرده موجب برکناری شما گردید. فکر می کنم با توجه به روشن بینی مردم پس از کودتای88 ضروری است که جنابعالی اطلاعات بیشتری را در این ارتباط افشا نمایید.