سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیام بیش از ۶۰۰ فعال فرهنگی، سیاسی و مدنی به سید محمد خاتمی؛ یادی از آن روزها که ای...

پیام بیش از ۶۰۰ فعال فرهنگی، سیاسی و مدنی به سید محمد خاتمی؛ یادی از آن روزها که ایران پر از امید بود

چکیده :گاهی دلتنگ آن روزها می‌شویم که یک ایران، امید بود. گاهی دلمان می‌خواهد که می‌رفتیم به آن روزها و همانجا هم می‌ماندیم. آن روزها که با تو خندیدیم، با تو گریستیم. آن روزها که صندوق رأی را که می‌دیدیم، دلمان قرص بود. آن روزها که بیرون از وطن هم سرمان بلند بود. آن روزها که به دانشگاهمان می‌آمدی و ما فریاد می‌کشیدیم و تو با لبخند آراممان می‌کردی. آن روزها که می‌گفتی‌ «من از ایران سرفراز آمد‌ه‌ام...»...


به رغم فشارهای زیاد از سوی افراطیون برای انزوای هر چه بیشتر سیدمحمد خاتمی و در حالی که هرروز یکی از اقتدارگرایان اقدام به تهدید و خط و نشان کشیدن برای رییس جمهور سابق کشورمان می کند، بیش از ششصد نفر از فعالان و شخصیت های سیاسی، فرهنگی، هنری و مدنی در داخل و خارج از کشور در نامه ای  به خاتمی با تقدیر از عملکرد دولت وی  از آن ایام به نیکی یاد کردند.

به گزارش کلمه طیف های مختلفی از فعالان سیاسی، صاحبنظران و اندیشمندان، کارگزاران پیشین نظام، خانواده شهدا و زندانیان سیاسی، هنرمندان و بازیگران، فعالان زنان، نویسندگان، روزنامه نگاران، روحانیون، خانواده شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اساتید دانشگاه، فعالان دانشجویی و مدنی از جمله امضاکنندگان این نامه هستند.

در این نامه  با یادآوری دستاوردهای دولت وی در دوران اصلاحات، فرا رسیدن شصت و نهمین سالگرد تولد وی گرامی داشته شده است.

در بخشی از این نامه آمده است: «پای اینترنت نشسته‌ای و وب‌گردی می‌کنی، یک سری واژه جلوی چشمانت رژه می‌رود. «اصلاحات»، «تساهل»، «تسامح»، «مردمسالاری دینی»، «بهار احزاب»، «تشکل‌های مدنی»، «انجمن صنفی روزنامه نگاران»، «حکومت قانون»، «گفتگوی تمدنها»، «نفی افراطی‌گری»، «صندوق ذخیره ارزی»، « نفت ده دلاری»… از همه ی اینها مخرج مشترک که بگیری، تنها به یک اسم می‌رسی‌؛ سید محمد خاتمی.»

 

متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار سایت کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

نامه ای برای سید محمد خاتمی!

این نامه برای خاتمی است؛ اما امروز دوم خرداد نیست و این نامه هم نقد عملکرد خاتمی نیست. بحث «دماوند» و «رای» هم نیست. حتی تقاضا برای کاندیداتوری در انتخابات پیش رو هم نیست. این نامه تنها یک تبریک تولد است، برای مردی که گاهی‌ دلمان برایش تنگ می‌شود.

خاتمی از آن جنس آدم‌هایی است که حتی اگر بخواهی هم از یادت نمی‌رود. نشسته‌ای و داری یک کتاب خوب ورق می زنی‌، از خواندنش متعجب می‌شوی که چگونه در ایران اجازه چاپ گرفته، تاریخ انتشارش را نگاه می‌کنی؛‌‌ ۱۳۷۹. فیلم خوبی می‌بینی‌، متعجب می‌شوی، پایان؛ ۱۳۸۱. مقاله‌ای می‌خوانی، حقوق زنان؛ ۱۳۸۴. تنها نقطه اشتراک همه اینها یک دوره، یک نگاه، یک اسم… خاتمی.

پای اینترنت نشسته‌ای و وب‌گردی می‌کنی، یک سری واژه جلوی چشمانت رژه می‌رود. «اصلاحات»، «تساهل»، «تسامح»، «مردمسالاری دینی»، «بهار احزاب»، «تشکل‌های مدنی»، «انجمن صنفی روزنامه نگاران»، «حکومت قانون»، «گفتگوی تمدنها»، «نفی افراطی‌گری» ، «صندوق ذخیره ارزی»، « نفت ده دلاری»… از همه ی اینها مخرج مشترک که بگیری، تنها به یک اسم می‌رسی‌؛ سید محمد خاتمی.

سایت‌ها و روزنامه‌های «اقتدارگرایانِ منصب‌نشین» و «براندازانِ فرنگ‌نشین»، با آن همه تنافر، یک فصل مشترک هم دارند؛ دشنام به خاتمی. دو تیغه قیچی افراطی‌گری، نشانه رفته است گردن اصلاح‌طلبی را و برای این منظور چه کسی بهتر از خاتمی.

روزنامه‌نگاری را می‌بینی‌ که دل به غربت سپرده ناامید از همه چیز، از بن‌بست اصلاحات در ایران می‌گوید و از کوتاهی‌های خاتمی. پیشینه‌اش را که می‌جویی، نسبش می‌رسد به روزنامه‌های رنگارنگ روزهای اصلاحات و باز هم نام خاتمی. و اینها کم نیستند که خیل عظیمی از منتقدین خاتمی نیز دست‌پرورده ی دولت اویند. این خاصیت مشی‌ای است که خاتمی مروجش بود.

نمی توان خاتمی را ندید. خاتمی همه جا هست. در روزنامه‌هایی که دیگر پرشمار نیستند، در خانه ی سینمایی که دیگر باز نیست، در کتابهایی که دیگر اجازهء نشر ندارند. خاتمی این جاست. پیش دوست، پیش دشمن. در یاد ما و در دل ما.

گاهی دلمان تنگ می‌شود برایت، سید!

گاهی دلتنگ آن روزها می‌شویم که یک ایران، امید بود. گاهی دلمان می‌خواهد که می‌رفتیم به آن روزها و همانجا هم می‌ماندیم. آن روزها که با تو خندیدیم، با تو گریستیم. آن روزها که صندوق رأی را که می‌دیدیم، دلمان قرص بود. آن روزها که بیرون از وطن هم سرمان بلند بود. آن روزها که به دانشگاهمان می‌آمدی و ما فریاد می‌کشیدیم و تو با لبخند آراممان می‌کردی. آن روزها که می‌گفتی‌ «من از ایران سرفراز آمد‌ه‌ام…»

آن روزها گذشت. و امروز … دیوارت هنوز کوتاه‌ترین است، سید!

هنوز هم کسی جز تو خشممان را خریدار نیست. دلهایمان شکسته، قلبمان جریحه‌دار است، غرورمان هم ترک برداشته. نمی‌دانیم که چرا در آن روزهای پرامید، برایت تولد نگرفتیم. آن روزها که تولد و عروسی، کاری علیه امنیت ملی نبود.

تولدت مبارک سید! گاهی دلمان برایت تنگ می‌شود. مثل این روزها که شمع‌های کیک تولدت را می‌شماریم؛ ٦٩شمع برایت روشن می‌کنیم و از ته دل آرزو می‌کنیم که حالا حالاها تو سید ما باشی و ما عاشق ایران.

مهرماه یکهزار و سیصد و نود و یک

 

*        *        *

 

امضاها به ترتیب حروف الفبا

(ء)

هومن ابراهیمی، بهرام ابوالفتحی، سعید احمدزاده، پروانه احمدی، پیمان احمدی ، عباس احمدی، مهدی احمدی، نعمت احمدی، رامین اخلومدی، دانگ آتار ارجبی، علی ارشدی، مجتبی اژه ئیان، آزاده اسدی ، رضا اسدی، میراردوان اسدی، ساناز اسفندیاری، آزیتا اسکندریون، سروش اسلامی، عسل اسماعیل زاده، کوهزاد اسماعیلی، اشکان اشعریون، اردوان اصحابی، دانیال اصغرنیا، مهرداد اصلانی، سهیل اعرابی، نازک افشار، داود افشاری، محمدرضا افشاری، مهدی اقبال، مهدی اقدم، مریم اقلیدی، نسرین اکبری نژاد، سهراب اکبری، علی اکرمی، مهدی اکرمی، جواد امام، محمد امجد، حمیدرضا امرائی، عباس املاشی، طاها امیدیان، علی امیری، فائزه امیری، مرضیه امیری، حمید امین اسماعیلی، احسان امینی، اسدالله امینی، اکبر امینی، الهه امینی، هادی اوجی، عماد ایرانی، جبار ایری، لطیف ایزدی، مرتضی ایزدی، مصطفی ایزدی، حامد ایلیان، سارا ایلیان

(آ)

بابک آذری، ایمان آذریان بروجنی، نیکان آرخی ، امیر آریازند، امیرحسین آزاد، پویا آزاد، علی آزادان، زهره آقاجری، علیرضا آقاعمو، بهروز آقامحمد، علیرضا آقایی راد، احمد آقایی، مهدی آقایی، سعید آگنجی، مریم آموسا، زهرا آویرا، امیر حسین آهویی، امیررضا آهویی

(ب)

میثم بادامچی، کامیار بادپا، حمید بارچیان، یحیی بارچیان، مسعود باستانی، آزاده باسط، محسن باقری، هادی باقری، محمدامین باقریان، آسیه باکری ، علیرضا بانک، رضا باوفا، سامان بختیاری، قادر برجی، سیاوش بسطامی، مهدی بلخاری، رویا بلوری، فاطمه بنائی، مهدیه بوذرجمهری، شیرین به روش، امیر بهادران، علیرضا بهبهانی، امیر بهرامی، مریم بهرامی، فاطمه بهزادی، رضا بهزادیان نژاد، آرش بهنام طلب، مسعود بهنود، محمد مصطفی بیات زنجانی، جلیل بیات، سمانه بیات، سوسن بیات، محسن بیگلربیگی

(پ)

سیدحسین پایدار اردکانی، شاهین پرویزی، اکبر پریچهر، حسین پریچهر، محسن پریچهر، فرزانه پژوهش، میلاد پناهی پور، امید پور محمدعلی، سعید پورحیدر، سعید پورعزیزی، لاله پورقدیری، احمد پورنجاتی، عاطفه پهلوان، آیدین پیرزه، محمدحسین پیروزی

(ت. ث)

وفا تابش، سیدمصطفی تاج زاده، علی تاجرنیا، حسین تاراز، سارا تبریزی، لیلا ترجمان، مژده تصویری، پوریا تقوی شیرازی، علی تقی پور، عاطفه تقی لو، غلامحسین تکفلی، امیر تنها، فرشاد توماج، آلاسادات تهرانی، محمدامین ثامنی، مریم ثروتی

(ج. چ)

مرضیه جدا، سید علاالدین جزایری، سارا جعفری، مهرنوش جعفری، وحید جعفری، جلال جلالی زاده، حمیدرضا جلائی پور، محمدرضا جلائی پور، سپهر جلوداری ممقانی، حسین جمشیدی گوهری، هماد جمشیدی، مهرداد جهانگیری، نسیم چالاکی، سمانه چوگان

(ح)

سمانه حاج علی، علیرضا حاج علی، رمضان حاجی مشهدی، رضا حاجی، حسین حاجیان، رامین حبیبی، سایه حبیبی، نجفقلی حبیبی، پدرام حربی، علی حزینی، امیرحسین حسنی پور، حامد حسنی خورشیدی، زویا حسنی، مانی حسین پور، مجتبی حسین خانی، مهدی حسین زاده، احمد حسینی امجد، آرش حسینی پژوه، رضا حسینی، سید رضا حسینی، سیدمحمود حسینی، حمید حق شناس، شریفه حق شناس، سیف الله حقانی، پژمان حقیقی، علی حکمت، احمدرضا حکمی، محمد حافظ حکمی، عباس حمزه ای، نیلوفر حورشناس، نیلوفر حورشناس، افشین حیدری ، غلامرضا حیدری، محمدحسین حیدری

(خ)

خاتون خالدی، ناصر خالقی، آرمین خامه، جهانبخش خانجانی، محمد خانجانی، رضا خانکی، ابراهیم خانیکی، هادی خانیکی، سعیده خدابخش، علی اصغر خدایاری، فاطمه خردمند، پریسا خرم، ریحانه خزایی، سارا خستو، حسین خسرونژاد، سید صالح خشوعی، محمدرضا خلیل آبادی، محمد حسین خلیلی اردکانی، اسماعیل خلیلی، سیدضیا خلیلی، هادی خوانساری، محمدحسین خوربک، محمدحسین خوشنویس، محمد خیرخواه، مسعود خیری

(د. ذ)

سینا دادخواه، محمدرضا دانایی، فخرالدین دانش، سروش دباغ، مصطفی درایتی، حامد ذاکر، بهروز ذاکری، مسعود ذهبیون

(ر. ز)

مریم راد، حسن رادنیا، فاطمه راکعی، مازیار رایج، احمد رایجی، عباس رایجی، فاطمه ربانی، مصطفی رجنی، نرگس رحمانی، ناصر رحمتی، ابوالفضل رحیمی شاد، محمدرضا رزاقی، علیرضا رستمی، نریمان رستمی، مصطفی رسته مقدم، لیلی رشیدی، پروانه رضا، آرمان رضاپور، امیررضا رضایان، حسن رضایی، نادره رضایی، یسنا رضاییان، مانا رضائیان، رضا رفیعی، سپیده رفیعی، سلطانعلی رفیعی، محمدعلی رفیعی، پریسا رکنی، زهرا سادات روح الامین، دامون روزبه، نسیم روستاپیشه، داود روشنی، علی رهبر، محسن رهبر، امیر عباس ریاضی، محمود ریاضی، رضا رئیسی، مانی زرشکی، ابوذر زمان، حسین زمان، مریم زمان، فرزاد زمانی، مسعود زمانی، مهشید زمانی، علی اصغر زندی، حیدرزندیه، نسیم زنگنه، هادی زینل زاده، سیدمرتضی زینلی

(س)

جلیل سازگارنژاد، محمدرضا سازگارنژاد، علیرضا ساکی، رضا سالبانی، شهاب سامانی، احمد سبطی، محمدهادی سبطی، مرتضی سبطی، مصطفی سبطی، علی سحرخیز، حسین سدبندی، امیرحسین سراجی، پرستو سرمدی، عرفان سروش، فریبرز سروش، ملاحت سلحشور، امیر علی سلطان، بهرام سلیمانی، عبدالسلام سلیمی، مجید سلیمی، صدرا سمنانی رهبر، بهرام سمیع، علی سمیعی زاده، حمید رضا سهل آبادی، سید شمس الدین سیاسی راد، علی سیداحمدی، نفیسه سیدآبادی، سیدحمید سیدی، محمد سیدی، ایرج سیرون، مهدی سیف حسینی

(ش)

سید محمد علی شاپوریان، علی اصغر شاپوریان، مهدی شادکار، شکیبا شاکر، بهروز شاهرخ نیا، محمدامین شایگان نیا، میثم شرفی، الهه شرقی، محمد شریعتی، محمد شفیعی، مریم شفیعی، علی اصغر شفیعیان، زهرا شکاری، آهو شکرایی ، علی شکوری راد، محمد شکوهی، محمدرضا شمس آبادی، شیوا شناوری، اسماعیل شنگله، رعنا شنگله، لیلا شنگله، علی شهسوار، مهدی شهسوار، الهام شهسواری، بهرام شهناسی، محمدجواد شهناسی، محمد شیبانی، میرزاعلی شیرازی، احمد شیرزاد، امین شیرزاد، سعید شیرکوند، صبا شیروانی

(ص. ض)

فاطمه صادقی، مجتبی صادقی، رادین صالحی، بهروز صحابه تبریزی، محمداسماعیل صحابه تبریزی، کاران صدرا، هاجر صدرهاشمی، صادق صدقگو، امیر حسین صدیق، هیلا صدیقی، محمد اسحاق صفایی، ابوالقاسم صفوی، سید سعید صفوی، زهرا صفیاری، سجاد ضرغام، امیرحسین ضیایی اردکانی، آزاده ضیایی

(ط. ظ)

آذر طاهرآبادی، ریحانه طباطبایی، شهاب طباطبایی، علی طباطبایی، علیرضا طبیبیان، محمدرضا ظفرقندی، حسین ظهیری

(ع. غ)

کریم عابدی، محمدعلی عابدی، وحید عابدینی، پیمان عارف، علیرضا عاشوری، فاطمه عباسقلی زاده، پانی عباسی، محمد صابر عباسیان، محمد عبایی، شیرزاد عبداللهی، فیض الله عرب سرخی، ساجده عرب سرخی، فاطمه عرب سرخی، امید عرب، محمود عرب، تایماز عظیمی، سیدعلی عظیمی، احمد علاء الدین، کاظم علاء الدین، محمدحسین علاء الدین، روزبه علمداری، آویسا علوی، سجاد علوی، صادق علوی، محمدامین علیخانی، ژیلا عماد، فریدون عموزاده خلیلی، زهرا عنایتی، امیررضا عنبرانی، عباس عیدگاهی، اسدالله غریقی، فاطمه غفاری، مریم غفاری، علی غلامی، صنم غیائی، فریبا غیور

(ف. ق)

فرشید فاریابی، محمد فاضلی کیا، جاوید فخریان، مجید فراهانی، داریوش فرجی، عبدالرزاق فردوسی، حسن فرشتیان، آرتا فرهودی، مریم فریبرزی، حسن فرید، سعید فضایلی مقیمی، عسکری فقیه، محمدطاهر فقیه، فرزاد فلاحتی، نرگس فلاحی، پروین فهیمی، هادی قابل، بهروز قادری، سیدصادق قادری، امید قاری، حسین قاسمی، مهدی قاسمی، علی حسین قاضی زاده، مریم قدس ، مرتضی قدمگاه، علیرضا قدیری، محمدرضا قرآنی، مریم قربانی فر، مهرداد قربانی، صفیه قره باغی، مهدی قریشی، احسان قلمچی، اشرف قمی، بهزاد قنبری، سعید قندهاری، جمشید قوچانی نژاد

(ک.گ)

امین کاشفی، امین کاظم لو، رامین کاظمی، نازنین کاظمی، ناظمی کاظمی، حسین کبیر، حنیف کبیر، یاسر کر، محمدجواد کرخی، مسعود کریم زاده، افشین کریمی، داود کریمی، رحیم کریمی، عبدالله کریمی، محمد کریمی، شبنم کسرایی، روح الله کلانتری، مجید کلثومی، کیمیا کورس، ابوالفضل کول آبادی، علی کوهساری، مهدی کوهیان، حمید کهرام، محمد کی ارسلان، ساجده کیانوش راد، محمد کیانوش راد، سجاد کیومرثی، طیبه کیومرثی، اسماعیل گرامی مقدم، احسان گرجی، حبیبه گلرخ، زهرا گلشن، پیمان گلی، رضا گنجی، سعید گندمی، سهیل گوهری

(ل. م)

محمد لزر غلامی، مهرسا لطانی، حمید لطفی، مسعود لواسانی، احسان مازندرانی، عباس مانا، مرتضی مبلغ، زهرا مبلغ، نرگس مبلغ، مژده متقیان، سیدجواد متولی، پرستو متین زاده، یاشار مجاور، بهنام مجد، زهرا مجردی، مهسا محب علی، سحر محتشمی پور، فخرالسادات محتشمی پور، ضیاء محسنی، محمدرضا محقق، جلال محمد لو، حسام محمدزهی، روح الله محمدی معین، احسان محمدی، اروجعلی محمدی، بهروز محمدی، حمید محمدی، غلامحسین محمدی، مجتبی محمدی، مهرنوش محمدیان، محبوبه محمودزاده، مهدی محمودیان، احمدرضا مرادی، قاسم مرادی، حسام مرادیان نژاد، دانیال مراقی، احمد مرشدیان، الهه مرودشتی، حسین مزارعی، علی مزروعی، محسن مسعودی نژاد، مهدی مسلم خانی، سیامک مسیح پور، سعید مسیحا، میثم مشایخ، علیرضا مصاحب، پژمان مظفری، حسین مظفری،زهرا مظفری، مسعود مظفری، مهدی مظفری، محمد مغرب، مهدی مقدری، مهدی مقدم دوست، احسان مکتبی، ابراهیم ملکی، رویا ممتحنی، مهدی منتظرقائم، نعمت منصفی، آذر منصوری، سید حسن موسوی نژاد، آمنه موسوی،زینب موسوی، سوده موسوی، سیدپوریا موسوی، سیدحسین موسوی،مزدک موسوی، مهدی موسوی، اکرم موقری، ناهید مولوی، کاوه مومنی، شهروز مهدی پور، محمد مهدیان، محمدهاشم مهیمنی، عبدالناصر مهیمنی، محسن مهیمنی، محمدحسین مهیمنی، روح الله مهیمنی، رضا میر، محمد میردامادی، مهدی میردامادی، اسماعیل میرزایی، حامد میرزایی، کمال میرزاییان، رضا میرزاییان، نصرت میرعرب، سید مرتضی میری، فاطمه میریونسی، آرش میلانی، مهدیه مینوی

(ن. و)

سعید نادری، سیدمهدی نادمی، رامین ناصح، مرتضی ناعمه، احمد نامداریان، ابوالفضل نامنی، سید ابراهیم نبوی، سیدباقر نبوی، یاسر نبوی، مهدی نجفی، آرش نجفیان، حمیدرضا ندایی، محمدرضا نژادحیدری، حسین نصیری، محمد نعیمی پور، حسین نقاشی، محمد سجاد نقوی ، معین نقویان، فرخ نگهدار، امیر نورالهیان، حسین نورانی نژاد، سعید نورمحمدی، ابوالقاسم نوروزی، هاله نوری، جمشید نیرومند، بهنام نیک زاد، حسین نیک خواه، رضا نیک نداف، امیر وارسته حیدری، صدیقه وسمقی، سید شمس الدین وهابی، مهدی وهابی

(ه. ی)

سیدمهدی هاشمی، فواد هاشمی، محسن هاشمی، مهدی هاشمی، مهسا هاشمی، آرش هامون، طاهره سادات هجرتی، فاطمه هجوانی، حنظله هدایتی، سودابه هروی فرد، مهدی یارمحمدی، فرزاد یاس، مریم یحیوی، مهدی یزدانی خرم، علی یزدانی، یاسر یوسف زاده، حسن یوسفی اشکوری، حسن یونسی


  • ahmad

    نامه را که میخواندم اشک می‌ریختم، سلام بر سید و سرور ایرانیان، خاتمی عزیز، این تبریک که توسط بیش از ۶۰۰ تن از بهترین سربازان اسلام و انقلاب در خارج و داخل کشور نوشته شده نشاندهنده میزان نفرت آنها از براندازان بی‌ مقدار و پشتیبانی از اصل نظام و اصلاحات است. دوستانی را می‌شناسم که در این روزهای غربت در خارج از کشور تمام وقت مشغول مبارزه با سلطنت طلب‌های ملعون و براندازان در اینترنت و جاهای دیگر هستند و لحظه ای‌ عشق امام و انقلاب را فراموش نکرده اند. سید ما، این حمایت عظیم را ببین و به حرکت درا که ما پشتت هستیم هرچند ما که کسی‌ نیستیم وقتی‌ خدا پشتت است. ممنون از سایت کلمه بابت چاپ این نامه و به امید روزهای پر امید دوباره.

  • ali

    تولدتون مبارک
    دوباره بیا
    این سری بیا و بمون برای همیشه

  • mehdi

    درود بر خاتمي عزيز
    ديدن رخسارت غم از دل مي برد

  • musavi

    از ته دل دوستت داریم

  • عطر گل یاس!!

    فقط یک مشت اسم اونم بنام فال که بجز ده پانزده نفر یا گمنامند و یا فک و فامیل اطرافیان خاتمی هستند. اگه کارمندان یکی از فرمانداری های دوران خاتمی هم این مدح نامه را امضا می کرد تعداد امضا کنندگان بیشتر بود.

  • ناشناس

    تولدت مبارک سید مهربان و صادق برای همه توانستند پاپوش درست کنند اما برای تو نه.زمان انتخابات هر کاری که توانستند کردند که تو رای نیاری اما اوردی .زمان تو این همه بدنام نبودیم زمان تو این همه اواره در دنیا نداشتیم زمان تواین همه دشمن نداشتیم.زمان تو داشتیم کم کم به اینده امیدوار میشدیم .داشتیم کم کم ازادی را تجربه میکردیم.اما نگذاشتند اب خوش از گلوی این ملت پایین برود

  • عطر گل یاس!!

    فقط یک مشت اسم اونم بنام فعال سیاسی!! که بجز ده پانزده نفر یا گمنامند(مثل محمدهاشم مهیمنی، عبدالناصر مهیمنی، محسن مهیمنی، محمدحسین مهیمنی، روح الله مهیمنی،) و یا فک و فامیل اطرافیان خاتمی هستند(مثل محمد حسین خلیلی اردکانی، اسماعیل خلیلی، سیدضیا خلیلی خواهرزاده های خاتمی). اگه کارمندان یکی از فرمانداری های دوران خاتمی هم این مدح نامه را امضا می کرد تعداد امضا کنندگان بیشتر بود.

  • جهت اطلاع

    آقای خاتمی من ودونفراز برادران جانباز قطع نخاعی یکی از شهرهای کرمان وسه نفر از برادران پاسدار تولد شما را تبریک می گوییم امید است از اندیشه های روشنفکرانه خود به عنوان یک مسلمان ما را محروم نکنید

  • محسن

    تولدت مبارك مرد خاكستري ايران

  • ozey

    سید عزیز تولدت مبارک
    به امید روزی که در ایران آباد و آزاد زیر سایه پرچم عدالت و دموکراسی واست جشن تولد بگیریم

  • خیرخواه

    خدایا صدامو میشنوی؟؟؟؟!!!!!!
    منم بنده ی ضعیف و بیچیزت.
    دستامو نگاه کن خالی خالی
    من هیچی ندارم
    نه قدرتی نه ثروتی
    جز خودت رو
    همه ی ما بنده های ضعیفتیم پس خودت به ما کمک کن.
    مگر ما چه گناهی کردیم که باید عذاب بکشیم؟
    غیر از این بود که مردم ما قیام کردن و طاغوت رو بیرون کردن؟
    ما که خواستیم دین تو رو حاکم کنیم.
    این همه شهید _ این همه اسیر _ این همه رنج که آخرش این شه.
    که بهترین و وفادارترین آدمها رو حبس کنن بکشن اذیت کنن ساکتشون کنن.
    که آبروی دین و مذهب و انقلاب و مردم و همه و همه بره.
    یعنی همه چیز می خواد این طوری تموم شه.نه من که باورم نمیشه.مطمئنم که کمکمون می کنی که ای وضع فجیع رو درست کنیم و گرنه این از حکمت تو به دور البته تو هر کاری که بخواهی می کنی وتو پاک و منرهی. خدایا به مردم ایران رحم کن و به ما کمک کن تا بتونیم واقعا زمینه ساز ظهور منجی البته از راه درست بشیم نه مثل این آقایون که فقط دروغ دروغ و دروغ میگن.
    خدایا ازت می خوام سید مظلوم و مهدی شجاع و میر در بند استبداد ما را حفظ کن تا انشالله روزی آنها رو آزاد ببینیم و به کمکشان ای مملکت را بسازیم. انشالله

  • سلام سید من هم به نوبه خود تولدت را گرامی میدارم و بگویم که دولت را از تو گرفتند و به کسی واگذار کردند که اندازه یک انسان بی سواد نیز ارزش و قدرت اداره کردن نداشت ولله سید این شخص در اداره کردن یک خوانواده هم کم می اورد اما از انجا که مشغل الضالمین با الضالمین در قران یاد شده خداوند اینان را در خود گره زده و کسانی که هم فکر هم بودند و ادعا داشتند که افکار احمدی نژادها به ان ها نزدیکتر است اینک رسوای عالم شده اند تولدت مبارک سید گرامی.

  • آبتین

    ه عنوان یکی از علاقه مندان قدیمی آقای خاتمی که معتقدم ایشون علی رغم اشتباهاتی که گاه و بیگاه دارند کماکان یکی از ظرفیت های با ارزش ما در راه آزادیخواهی هستند، باید بگم که این نامه ی تبریکی که به مناسبت تولد ایشون تهیه و منتشر شده بسیار بد و در واقع افتضاح است… امیدوارم خوانندگان این گونه نامه ها حساب آقای خاتمی را از خاتمی چی های ذوب شده و این نگاه شیفته وار و به غایت مضر جدا کنند …

  • مهدی

    منم تبریک میگم ودرود میفرستم به همه کسانی که سرنوشت کشورشون براشون مهمه امیدوارم تولد شصت ویکم راباعنوان ریاست جمهوری آقای خاتمی جشن بگیریم

  • زهرا

    سلام از همان اول که مصاحبه تبلیغاتی انتخاباتت را دیدم با اینکه سنی نداشتم و اسمت را تا به حال نشنیده بودم مهرت به دلم افتاد طوری که تا به امروز ذره ای از آن کم نشده تولدت مبارک با آرزوی رسیدنت به آزادی و آزاد کردن ایران و ایرانی

  • ناشناس

    کار بسیار زیبایی بود تسکینی برای دلتنگی همه ما

  • شهاب

    تولدت مبارک خداوند یار و نگه دارت

  • ناشناس

    محمد خاتمی
    مگر این خاتمی نبود که در دوران ریاست جمهوری اش دم از ازادی می زد ،دم از فرهنگ می زد، پس چه شد ؟
    اقای خاتمی چرا موضع خودش را مشخص نکرد ونمی کند.؟
    یک روز می گفت ازادی مدتی بعد در انتخابات سال 88 نظر داشت که انتخابات صحیح نبوده و اصل نظام را به چالش کشید،
    بعد از آن در انتخابات مجلس شرکت کرد، اقای سید لطفا موضع خود را مشخص کن از آن دسته ادمها نباش که هر جا باد بیاید….

  • nدرود وسلام بر مردان غيور ايران زمين آيت الله سيد محمد خاتمي ومهندس موسوي كه عزيزان ما هستند.هركس نگاه كج به اين عزيزان داشته باشد چشمانش راكور ميكنيم.يا علي خاتمي ياحسين مير حسين مرگ بر ديكتاتور
    يا

  • اميد ملت ايران به شما سيد بزرگوار آيت الله خاتمي عزيز است فكري براي ما كنيد كه كشور در حال نابودي است. به اميد فرداي سبز

  • سيد عزيز تولدت مبارك.از طرف تمام كساني كه دسترسي به اينترنت ندارند وعاشق شما هستند.اميدوارم تا100سال ديگر زنده باشيد.

  • موسی امیدی

    سلام بر سید محمد خاتمی . سید تولدت مبارک . من هم از امضاءکنندگان نامه هستم

  • موسی امیدی

    تولدت مبارک سید عزیز . من هم از امضاء کنندگان نامه هستم .

  • رضا

    ادب و شرم تو را خسرو مهرویان کرد ………. آفرین بر تو که شایسته ی صد چندینی.

  • sara

    سلام آقای خاتمی!

    آقای خاتمی یاد خیانتات افتادم!!!
    یاد کارات افتادم که به نفع آمریکا و اسراییل بود!!!
    نگو یادت نمیاد! خوبم یادت میاد!!!

    1.آقای خاتمی یادت نیست وقتی رفتی نیویورک ونظریه گفتگوی تمدن ها رو دادی نه تنها کسی سالن رو ترک نکرد بلکه تشویقت کردن و از طرحت استقبال کردن. با این کارت میدونی چه خدمتی به آمریکا کردی؟کاری کردی که طرح حمله احتمالی آمریکا به ایران که اواخردولت قبل داشت نهایی میشد شکست بخوره!!!
    یادته بیل کلینتون قرار بود به مسافرت بره واسه همین رفت از دبیرکل سازمان ملل خواهش کرد که سخنرانی تورو بنداز زودتر که اونم بتونه بمونه و گوش بده؟؟
    2.آقای خاتمی یادت نمیاد؟ازیه طرف کلینتون تحریم ها رو تمدید کرد ولی چند رور بعد شرکت توتال فرانسه باهات قرارداد نفتی بست بدون توجه به تحریم ها؟

    3.آقای خاتمی یادت نمیاد چه خدمتی به اسراییل کردی؟ هیچ وزیر و زیردستت نگفت ما با مردم اسراییل دوستیم! میدونی چه خدمتی به اسراییل بود؟!!!

    4.آقای خاتمی خیانتت به ایرونی ها یادته؟!!!!!!

    4-1: هیچ سیاسی رو تو ورزش راه ندادی اگه بود انگشت شمار بود.

    4-2: هیچ اختلاسی تو هشت سال ریاستت نبود. اگه بود بد خواهات تا حالا پیراهن عثمانش کرده بودن. این خیانت کمیه؟

    4-3: آقای خاتمی یادت نمیاد وقتی میرفتی سفرهای بین المللی بیشتر کشورهای اروپایی میرفتی که خیری ازشون بهمون برسه؟

    4-4: آقای خاتمی یادت نمیاد قبل تو فقط دو تا شهرک صنعتی تو کشور فعال بود. شهرک صنعتی البرز تو قزوین وشهرک صنعتی کاوه تو شهر ساوه! ولی آخر هشت سالت تو هراستان حداقل پنج شهرک صنعتی فعال داشت که کلی نیرو توش کار میکرد و کلی آدم ازش نون می خوردن!!!

    4-5: آقای خاتمی یادت نمیاد تو دوران تو کارخونه ها پشت سر هم ورشکست نشدن. این خیانت کمی بود؟

    4-6: آقای خاتمی یادت نمیاد زمان وزارت اقتصادی ودارایی مظاهری مالیات ها رو از 60 درصد به 40 درصد پایین آوردی و ضمن اینکه توکارخونه ها مالیات بر تولید رو به مالیات بر فروش تبدیل کردی تا دست کارخونه ها باز باشه وکمک به تولید بشه!!! و با اینکه خیلیا گفتن ممکنه کسر بودجه پیدا کنید همون سال 13 درصد افزایش درآمد مالیاتی داشتی؟

    4-7: آقای خاتمی یادت نمیاد مجلس تو دوره نفت 32 دلاری بودجه رو با 16 دلار بستن تا از کسری بودجه احتمالی جلوگیری بشه ولی وسط سال نفت به زیر ده دلار سقوط کرد ولی باز استخوون بندی کشور سالم بود؟

    4-8: آقای خاتمی یادت نمیاد وقتی اومدی شرایط کشور چه جور بود و وقتی دورت تموم شد بخاطر خیانتات کشور به کجا
    رسید؟پس بذار من بگم:
    وقتی اومدی نفت داشت افت قیمت میکرد و رو بودجه تصویب شده نمیشد حساب کرد با این وضع کشور دچار خشکسالی شده بود. ذخیره گندمت واسه سه روز بود. با هیچ کشوری رابطه نداشتیم ولی وقتی رفتی با اغلب کشورهای تاثیر گذارجهانی رابطه داشتیم وصندوق ذخیره ارزی داشتیم ووضع تولید روبراه بود!!!

    آقای خاتمی راستش انقدر خیانتات زیاده که دستام خسته شد.

    امیدوارم یه مقدار به خیانتات فکر کنی !!
    اين مرد بزرگ رو تو عمرم فراموش نميكنم ، نه به خاطر اينكه رئيس جمهور بود به خاطر اينكه به اين ملت نشون داد رئيس جمهور يعني كي و افسوس كه ما ايرانيا كلا آدمهاي قدر نشناسي هستيم، يكم فكر كنيم زمان خاتمي اوضاع روزنامه ها چطور بود ، تئاتر و سينما چطور ! ورزش چطور ! اوضاع اقتصادي مردم چطور! ارتباط ما با دنيا چطور بود !ادبيات مذاكره يك رئيس جمهور چطور!…..

  • س-م

    تولدتون مبارک و این و بدونید ما همیشه پشت شما هستیم چه رییس جمهور باشید چه نباشید عزیز دل این مردم مظلومید

  • حسن

    وقتی خاتمی آمد من مسول یکواحد کوچکی در یکی از سازمانهای دولتی بودم.حرفهایش راهکارهایش چقدرامیدوارکننده بود.چه امیدی ایجاد کرده بود.شاید کسی باورنکند.ولی خدا میداند.کارمندان انرژی مضاعفی گرفته بودند.همه می گفتند این یکی حرفهایش خیلی به دل می نشیند.هرچه توان داریم باید به کارببریم اما …….کم کم سایه های قدرتطلبان انحصارگران حتی در بخشهای کوچک سازمانهای دولتی پیدا شد.هیچگاه از حافظه ام پاک نمیشود.وقتی رییسم به من گفت اگر می خواهی پیشرفت کنی اینقدر از خاتمی حرف نزن. گفتم مگر خاتمی چه می گوید.اصلا” اومی تواند بد خواه مردم ومملکتش باشد.اوزیادی خواهان مردم و مملکتش هست.این حرفم چنان گران آمد که سازمان واحدم را ملغی گردند وهریک ازکارکنانم از جمله خودم را

  • باتمبا تمام احترامی که برای آقای خاتمی دارم ای کاش یک مقدار شجاعت و قدرت آقای موسوی بزرگواز را داشت و به طور شفاف مواضعشان را بیان کنند و بایستی دلتنگ موسوی و کروبی بود.ایشان با بالاترین پشتیبانی مردم و رای بالا امتحان حود را پس داده و اگر دوباره انتخاب بشونند جاده صاف کنی بیش نیستند.

  • رضا شکرائی

    ی کاش یکبار هم که شده کره زمین بر عگس بچرخد !من نمیخوام جوان شوم ! دوست دارم جوانان از داشتن بزرگی ,شخصیت ,و………که فاکتورهای انسانیت است در مکتب سیدما بزرگ و بزرگتر شوند تا افتخار کنیم ایران وطن ما همیشه ایران است ,با عظمت وبا ملتی بزرررررررررررررررررررررگ.

  • سید علی ابراهیمی

    لطفا نام مرا هم اضافه کنید.
    با وجود همه تهدیدها هنوز انقدر بی وفا نشده ایم که از سید محمد خاتمی حمایت نکنیم.

  • ناشناس

    سید عزیز تولدت مبارک

  • عارف

    سید تولدت مبارک دوست دارم شجاعانه تو انتخابات شرکت کنی دوستداره کوچکت از یکی از روستاهای دور دست ایران

  • هوشنگ اسدی

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ یا امامزاده محمد خاتمی

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و ابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ.. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا محمد خاتمی…

    در تدارک زیارت نامه ای دیگرباشیم که درحال بر کشیدن امامزاده ای دیگریم. نسل نو آمده وبرآمده درسالهای حکومت “نظام”، محروم ازهرتجربه دیگر، دست افشان و پایکوبان دیوارامامزاده ای دیگررابنام آزادی بالا می برد. انگارکه همه تاریخ از دوم خرداد شصت و هفت آغازشده وابتدا وانتهای هستی “جمهوری اسلامی” است به روایت خدای آزادی: “سید مظلوم”.

    دیوارها بسرعت بالا می رودو امامزاده سیدمحمدخاتمی درپیچ تاریخ سربر می کشد ودرست روبروی گنبدوبارگاه ناخدای استبداد که فرشتگان مقرب بیتش اورادیگر آشکارامام علی وپیامبروخداحتی می نامند درمنابرومساجد به اعتقاد یا ریا ؛سیدی دیگر: علی حسینی خامنه. گفتی نه تاریخ، که هستی از روز ولایت “آقا” پا گرفته است.

    برکشیدن دو سید از طایفه استبداد وقافله آزادی ازمتن مناسبات موجود برمی آید وبه شخصیت پرستی تاریخی پیوند می خورد. استبدادیون، ساندیس خوران، وچماقداران درهمان کارندکه آزادیخواهان، زندان رفتگان وتبعید شدگان. گروهی امام می سازند، کسانی امامزاده. سنت است. درسرزمینی که شمار امامزاده­های رسمی و مورد تاييد حکومتش نزديک به ۱۱ هزار نفر است و تنها ۳۳ پیامبردرخاک گوهر بارش خفته اند؛ براستی چه فرق دارد یکی بیشتر و یاکمتر.

    ازاین شماربیشمار امامزادگان، گویا سندو شجره دردست است که امروزیان بر درگاهشان سجده بریم و بر ضریح شان دخیل بندیم. اما حکایت برشدن یکیشان را نیمای یوش دیده و درکتاب “مرقد آقا” به شرح نوشته است. سه تای دیگر را بقول “مش قاسم” دائی جان ناپلئون به همین چشم هایمان دیده ایم:

    یکیشان اکنون در جهان نیست و “امام راحل” خطاب می شود. هم او که برای برانداختن “طاغوت” عزم جزم کرده بود؛ “محمدرضای پهلوی درس خوانده سوئیس را چنین می نامید مدعی که “شاه جوانبخت” آمده و دربستر “کیش شخصیت” به “خدایگان آریامهر” تبدیل شده بود.

    نماد این دگر دیسی دو “غلام خانه زاد” بودند ـ منوچهر اقبال واسداله علم – که بر ابراز نوکری پیشی می جستند و جشن تولد شاهانه را به روز ملی تبدیل کردند.

    وقتی به روزگار “اعلیحضرت همایون خدایگاه شاهنشاه آریامهر”، عصردراز شاهنشاهی در ایران پایان گرفت، چشمان خیس لحظه بدرود، بیماری قدیمی ومرگ تلخ درغربت تصویری نبود جز ازیک انسان خاکی که می زید و می میردبناچار. آریامهری و خدایگانی هندوانه های پوسیده ایست که اززیر بغل فرو می افتد. بررسی چند و چونی که شاه برای میهن و مردمان آن کرد یا نکرد، امر دیگری است.

    “طلبه” ای که درهیئت “نوکرمردم” آمد؛ درقدوقامت امامی تمام رفت که گنبد وبارگاهش درجنوب تهران می تواند مایه رشگ امامان دیگر باشد. مسیر” طلبه” تا ” امام راحل” همان راه رفته آخرین پادشاه ایران بود. وقتی پیکر سرطانی “امام” از کفن بیرون افتاد و دوربین کاوه گلستان، لحظه های عریانی پیش از رفتن به خاک را ثبت کرد؛ تصویری نماند جزازیک انسان خاکی که می زید و می میرد بناچار.

    قاب هایی که کاوه را از انتشار آن منع کردند، فریاد می کشد که ” امام”، ردایی است که فرهنگ معتاد به کیش شخصیت بر دوش “طلبه” انداخته است و پیزی های لای پالون، دست ساز مردمانی است که می خواهند خرمراد راسوار شوند.

    آنچه در روزگار “امام راحل” بر ایران و حتی اسلام رفت، حکایت دیگری دارد.

    نوبت به بعدی رسید. این یکی را ازنزدیک دیده بودم. بسیارنزدیک. یکی بود از میلیونها انسانی که می آیند و می روند. می خورند. نیاز به دستشوئی دارند. اگر دیر شود، بجان می آیند. می خسبند. خرخرمی کنند و همانی هستند که همه انسان ها هستند: بادی و بودی و… تا درمسیر نیفتاده بود، چنین بود. پیپ دود می کردو لطیفه می شنید و به قهقهه می خندیدو با ارباب کفر می نشست….

    اکنون، همان مسیر را رفته است: “سیدناچیزی” که جامه “امام علی” بر تنش می کنند، ردای “پیامبر” بر دوشش می نشانند و “سلطنت خدا” را برایش لقمه می گیرند. بر سر “غلام خانه زاد”یش رقابت است بین دو فلسفه خوانده: علی لاریجانی و حداد عادل. – و وقت رفتن ناچار که فرا رسد، چشم زمانه خواهد دید که از “خدا” چیزی بیشتر از “خدایگان” و “امام” خواهد ماند یا نه….. چند وچون روزگار او حدیث دیگری است.

    چنین است حکایت در بیت استبداد درهمین روزگار کوتاه “ما”. این “ما” اسم عام همه آزادیخواهان، مبارزان راه آزادی، و “همه” آنهاست که زخم خورده استبدادند از برآمدن خورشید مشروطیت تا این غروب بارانی در غربت به پائیز ۱۳۹۱.

    و این “همه” بار دیگر پرچم آزادی بدست گرفت، وقتی دریافت که “ناخدای استبداد” حتی طاقت نخست وزیر خود را ندارد و تاب رئیس جمهورش را نمی آورد.

    نخست وزیر، نخست بر شانه های بخش مهمی از این “همه” نشست. یکی از مهمترین نمادهای جنبش شد که بعد ازصد سال گفتمان آزادی را جایگزین اکسیر انقلاب کرده بود و فرد را به جای توده در مرکز توجه قرار می داد. یادمان هست چه می خواستیم بکنیم؟

    آن روز هم مثل امروز، هراسی سخت مرا گرفت. نوشتم:

    “از وقتی خبر برگزاری تولد میر حسین موسوی را شنیدم، دلم مدام شور می زد. من عاشق و فریفته او نیستم که هیچ، راهم غیر از «رزم مشترک برای آزادی در لحظه کنونی تاریخ» از او جداست. اما نگران بودم. نردبام استبداد رامی دیدم که سبز رنگ شده و دارد از متن فرهنگ ما می آید. وهمیشه هم از همین جای کوچک شروع می شود. منتظر بودم کسی هشدار بدهد. دهقان فداکاری پیدایش بشود و فانوس را مقابل قطار سبز بگیرد وبگوید:

    – از همین جا ها شروع می شود… ”

    بله. از همین جا شروع می شود وداشت می شد که یادداشت میر حسین موسوی، نردبام سبزی را که زیر پایش گذاشته بودیم، سرنگون کرد:” تولد این‌جانب نه هفتم مهر که روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش‌شخصیت آلوده شود. امیدوارم این کلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شکسته‌نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌گونه تلقی کنید. ”

    و حالا درمهرماهی دیگرقرعه فال به نام سید محمد خاتمی زده ایم. داریم دیوارهای امامزاده اش رامقابل گنبد و بارگاه آن یکی سید بالا می بریم. سیاهه متقاضیان تاسیس امامزاده سید محمدخاتمی اگربه نسل نو- بسیار نو- محدود می ماند، معنای دیگری داشت. تسری آن به نسل پیشین که “آریامهر شدن خامنه ای” را هشدار می دهد، دامان ما را به تمامی از نهر زهرآلود کیش شخصیت، قهرمان سازی و امامزاده پروری، تر می کند.

    خوب بود سیدمحمد خاتمی، به میر حسین زندانی اقتداء می کرد و نردبام دیکتاتوری را از پیش پایش بر می داشت تا یادمان بیفتد:

    – محمد خاتمی هم یکی از ماست با همه قوت ها و ضعف های انسانی در شرایط بغرنج سیاسی جمهوری اسلامی. او نه امام و نه امام زاده ونه قهرمان.

    کاش کسی بود و به فریاد بما می گفت:

    – ایها الناس، آزادی قهرمان و امام و امام زاده نمی خواهد. قهرمان آزادی خود آزادی است.

    قهرمان سازی، امام زاده پروری، دشمن آزادی است. آزادی راه است. سنگسار، و دشنام و سخره هم دیوارهای امامزاده خاتمی را فرونمی ریزد. “ما” را تا حد کسانی تنزل می دهد که ساندیس خوران را نکوهش می کنند، اما همان راه را می روند.

    بیماری” کیش شخصیت، ” همگانی است. “قهرمان پروری” ایپدمی ملی و تاریخی است. و تا بر این بیماری غلبه نکنیم، خواندن شعر “ای آزادی” پل الوار با قرائت دعای زیارت بر در امامزاده نو ساز تفاوتی ندارد.

  • حمید

    کنار اومدن خاتمی با حکومت نشان از تدبیر و نبوغ سیاستمداری داره،اون به قدرت فکر نمیکنه به پیاده کردن اصولش در جامعه و نجات مردم فکر میکنه…قطعا اگر میخواست سیاست شجاعانه موسوی رو پیاده کنه سرنوشت خودش،اصلاحات و مردمش بهتر از سرنرشت میرحسین نبود…

  • اشکان

    دمکراسی وعدالت اجتماعی تنها راه رهایی ونجات ملت ایران است زنده یاد دکتر محمد مصدق وتو خاتمی بزرگوار معنی دمکراسی و عدالت را به من اموختی به امید تحقق کامل

  • ناشناس

    خاتمی عزیز انشاالله خداوند بر عزتت بیافزاید وارد بازی انتخابات نشو اگر مولا علی هم شوی به خاطر عدالت کشته می شوی

  • ایلامی

    جانم فدای ایران
    جانم فدای خاتمی و همه ی همرزمان دربندش ، همه ی آنهایی که برای آزادی و سرافزاری ایران و ایرانیان در سختی و در بندند.
    امیدوارم خاتمی بزرگ و تاریخ ساز نامزد ریاست جمهوری شود تا شبانروز برای پیروزیش و برای برون رفت ایران از این روزگار فلاکت و نکبت بار تلاش کنم.
    مسیر اصلاح ایران و پیشرفتش فقط از مسیر اصلاحات میگذرد.
    درود بر ایران و رییس جمهر مادام العمرش سید محمد خاتمی خندان هرچند پیام های بالا از ایشان انتقاد هایی داشتند

  • فرزند موسوی

    ایرانمان ویرانه شده ایرانمان مورد تجاوز اخلاقی و سیاسی و اقتصادی قرار گرفته فحشا زیاد شده اعتیاد منفجر شده اونوقت آقایان پیام تبریک تولد می دهن واقعا غیرت تان کجا رفته ای خدا نجاتمان بده

  • مهدی

    یاد باد آن روزگاران یاد باد امید که ضحاک ستمگر دوباره به بند کشیده شود

  • یکی

    خیلی وقت است که از جمهوری اسلامی و هر که و هرچه که به آن دلبسته و وابسته است دل کنده ایم. خاتمی هم مبارک همین نظام.

  • saed hamid hosseini

    سلام درود برتو ای سید بزرگوار وتولدتان راتبریک عرض میکنم : منتظر حضورتان درانتخابات هستیم